سه‌شنبه 24 می 11 | 20:46
انتقادهایی بر رویکردها و فعالیت‎‏های ما به آمریکای لاتین

ما و آمریکای لاتین؛ بستر مستعد فعالیت‌‌ سازمان‌های مردمی

یاسر عسگری

با رصد فعالیت‏‌های نهادهای مردمی و غیردولتی مختلف در منطقه پی می‎بریم که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها، سیاست‏های کلی کشورهایشان را در منطقه دنبال می‏‌کنند و کشورهای غربی با تقویت و گسترش دیپلماسی مردمی، درصدد حفظ جایگاه و نفوذ خود در منطقه هستند. پس چه بهتر که ایران هم از این شیوه الگو بگیرد…


تریبون مستضعفین – نوشته‌ای ارزشمند در مورد مناسبات ایران و آمریکای لاتین که در شماره جدید دوهفته‌نامه پگاه حوزه منتشر شده است اما به دلیل طولانی بودن مطلب، به صورت خلاصه به چاپ رسیده است. متن پیش رو قسمت سوم از متن کامل این مقاله است.

قسمت اول

قسمت دوم

موضوعات پژوهشی مورد نیاز آمریکای لاتین

موضوعاتی جدی و فراوانی برای شناخت جامع از آمریکای لاتین وجود دارد. مطالعات جامع هر یک از کشورهای منطقه، بررسی نسبت به دین و سیاست در آمریکای لاتین، تحلیل موردی و کلی تحولات اخیر کشورهای آمریکای لاتین، چالش‏های فراروی انقلاب بولیواری، بررسی چالش نئولیبرالیسم و نئومارکسیست‏ها در منطقه، جایگاه اسلام و مسلمانان در مناسبات کنونی و آینده منطقه، بررسی موردی و کلی سیاست‏های آمریکا، اروپا، چین، رژیم صهیونیستی، ژاپن، هند، ترکیه و کشورهای غربی و آفریقایی در منطقه، تمایلات روشنفکران منطقه، نقش رسانه‏های غربی در آشوب‏ها و منازعات منطقه، جایگاه چاوز و کاسترو در آمریکای لاتین، بررسی سیاست‏های بانک جهانی و صندوق بین‏‌المللی پول در منطقه، راههای افزایش مناسبات ایران و منطقه، بررسی نقاط ضعف و قدرت و چالش‏های روابط ایران در کشورهای منطقه، بررسی امکان و زمینه‏‌های همکاری علمی، کشاورزی و صنعتی بین ایران و کشورهای آمریکای لاتین، بررسی زمینه‏‌های حضور فرهنگی ایران در منطقه، آلترناتیوهای رسانه‏‌ای منطقه، بایسته‏‌های نهادهای فرهنگی به ویژه صداوسیمای ایران در تقویت روحیه ضداستکباری و ضدآمریکایی در منطقه، بررسی نوع نگاه روشنفکران و رسانه‏‌ها و مردم آمریکای لاتین به ایران و انقلاب اسلامی ایران، حساسیت‏های ایران در ارتباط با کشورهای آمریکای لاتین، تشابه تاریخی و فرهنگی ایران و کشورهای آمریکای لاتین، بررسی‏های موردی سیاست‏های استعمار در ایران و کشورهای منطقه، بررسی امکان یا چگونگی الگوگیری آمریکای لاتین از ایران، تحلیل تجربیات موفق و کاربردی ایران در منطقه و بلعکس، راههای همکاری ایران و کشورهای منطقه در سازمان‏های بین‏‌المللی، تأثیر مشکلات و مسائل بین‏‌المللی مانند سیاست‏های تحریم، بحران محیط زیست، بحران‏های اخلاقی بر کشورهای منطقه، جریان‏شناسی دینی، سیاسی، فکری و فرهنگی کشورهای آمریکای لاتین و دهها مسأله و موضوع مهم دیگر که مسئولان کشورمان یا همین الآن به این تحقیقات نیاز دارند یا اینکه در آینده‏‌ای نزدیک به آن نیاز پیدا خواهند کرد. چه بسا اگر تحقیقات و پایان‏‌نامه‏‌هایی در خصوص این منطقه صورت بگیرند و گرایش مطالعات منطقه در بین رشته‏‌های علوم انسانی ما در دانشگاهها دانشجو بپذیرند، امکان شناخت این منطقه و ارتباط با آن به وجود می‏‌آید و حتی زمینه را برای ایجاد مراکز تخصصی مطالعاتی ویژه آمریکای لاتین و راه‏‌اندازی نشریات تخصصی در این زمینه فراهم می‏کنند.

متأسفانه چون مسئولان و متولیان امور هنوز به ضرورت تحقیق و پژوهش در مورد منطقه آمریکای لاتین نرسیده‏‌اند، نمی‏توان انتظار داشت که راه‏‌اندازی مرکز مطالعاتی ویژه آمریکای لاتین، گرهی از مشکلات تحقیقاتی کشور را در ارتباط با این منطقه حل نماید. چون اگر آن ضرورت و اضطرار نباشد، این مرکز هم مثل مراکز مطالعاتی مشابه دیگر مانند مرکز مطالعاتی آفریقای دانشگاه تربیت مدرس می‏شود که نه وزارت خارجه به آن احساس نیاز می‏کند و نه سازمان فرهنگ و ارتباطات و نه جامعه‏‌المصطفی و نه دیگر نهادها و سازمان‏های فعال در زمینه آفریقا.

ضرورت ترجمه و پژوهش مورد نیاز درباره این منطقه

انتشار تحقیقات و ترجمه کتابها و مقالاتی تحلیلی و جامع‏‌نگرانه درباره اوضاع این منطقه و جریانات تأثیرگذار در عرصه سیاست و فرهنگ منطقه به شدت احساس می‏شود. الآن وزارت‏خانه‏‎های امور خارجه، اقتصاد، بازرگانی، صنایع و جهاد کشاورزی و… در منطقه فعال شدند و قراردادها و تفاهم‏‌نامه‏‌های زیادی را امضا کرده‏اند. خلاصه اینکه دولت نهم و دهم تلاش فراوانی برای گسترش روابط با کشورهای منطقه دارد و سعی می‏کند دامنه نفوذ خود را در حیات خلوت آمریکا ـ یعنی آمریکای لاتین ـ گسترش دهد. هم اکنون این سئوال و اعتراض مطرح است که مراکز بررسی‏های استراتژیک ریاست جمهوری و مجمع تشخیص مصلحت نظام و دیگر مراکز پژوهشی کشور، چه برنامه‏‌ها و استراتژی‏‌هایی برای حضور موفق و پایدار ایران در منطقه دارند؟

ضرورت اقناع افکار عمومی و رسانه‏‌ها برای گسترش ارتباط با منطقه

یک سئوال جدی این باره است است که مسئولان و دولتمردان چقدر مردم، افکار عمومی و رسانه‏‌ها را برای گسترش روابط، اقناع کرده‏‌اند؟ متأسفانه یکی از نقاط ضعف دولت این است که تلاشی برای جریان‏سازی پذیرش عمومی گسترش روابط خود با کشورهای منطقه انجام نداده است و کم‏توجه به افکار عمومی داخل کشور، درصدد افزایش سطح مناسبات سیاسی خود با کشورهای منطقه است. اگر این توجیه افکار عمومی در داخل کشور صورت نگیرد، چه بسا ممکن است با تغییر دولت یا اندک تغییراتی در شرایط سیاسی منطقه یا خود کشورمان و همچنین فضاسازی‏‌های رسانه‏‌های غربی و همچنین رسانه‏‌های منتقد سیاست‏های دولت، باعث فشار به دولت برای کم‌رنگ‏‌تر شدن مناسبات سیاسی با این منطقه می‏شود. شما فرض کنید که اگر رسانه‏‌های عمومی و نهادهای فرهنگی و گفتمان ساز، به اهمیت مسأله حمایت از مقاومت اسلامی در فسطین و لبنان نمی‏‌پرداختند، چه بسا ممکن بود مردم، معترض حمایت معنوی و مادی ما از مقاومت اسلامی می‏‌شدند. اگر چه هم اینک هم برخی از توده‏‌های مردمی و برخی رسانه‏‌های منتقد دولت، به هر بهانه‏‌ای، به انتقاد از سیاست‏های دولت و غالباً کل سیاست‏های نظام در حمایت از جریانات اسلامگرا و اسلامی به ویژه جریان مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان می‏‌پردازند که در اوج آن، در قالب شعار «نه غزه، نه لبنان» مطرح شد. غالب این افراد و رسانه‏‌ها تحت تأثیر رسانه‏‌های غربی و ضد انقلاب، ضمن دامن زدن به حرف‏های استکبار جهانی و صهیونیسم بین‏‌الملل، می‏گویند چرا باید فلسطینی‏‌تر از فلسطینی‏‌ها باشیم و از آنها حمایت کنیم و سئوالاتی از این دست… که در نهایت خواستار اتخاذ مواضعی بی‏‌طرفانه!! و بی‏‌تفاوت در قیال مسائل حساس جهان اسلام و دیگر مناطق جهان می‏‌شوند.

لذا اگر دولت‏مردان و مسئولان انگیزه‏‌ای و اعتقادی به استقلال کشور، تقویت جبهه مقاومت جهانی در مقابل قدرت‏‌های سلطه‏‌جو، شرکت‏‌های چند ملیتی و صهیونیسم بین‏‌الملل دارند، قطعاً باید توجهی جدی به اقناع افکار عمومی داخل کشور داشته باشند و مردم را در جریان امور قرار دهند و اهمیت روابط با آمریکای لاتین و حضور در این منطقه و مناسبات اقتصادی، کشاورزی و سیاسی با این منطقه را تشریع و تبیین کنند تا مبادا در آینده، حرکت کلی صحیح و اصولی این دولت و سیاست کلی نظام در ارتباط با کشورهای جنوب مورد سؤال و انتقاد جدی قرار نگیرد.

ترجمه و نشر انگشت‏ شمار کتاب درباره آمریکای لاتین

اگر کتاب‏‌شناسی‏‌ای درباره کتاب‏‌های منتشر شده درباره آمریکای لاتین صورت بگیرد، درمی‏‌یابیم بیش از هشتاد درصد آن کتاب‏ها، مربوط به دهه اول انقلاب اسلامی است و در دو دهه اخیر، کتاب‏های اندکی درباره اوضاع سیاسی و اجتماعی منطقه به چاپ رسیده است تا اطلاعاتی جدید درباره این منطقه ارائه دهند. البته آن چه که در این سالها ما شاهد آن هستیم ترجمه آثار ادبی از نویسندگان مشهور این منطقه مانند پائولو کوئیلو، گابریل گارسیا مارکز یا ماریو بارگاس یوسا ترجمه و منتشر شده است. امّا کتابهایی که اطلاعاتی درباره سیاست، دین، اجتماع و اقتصاد این منطقه به ما بدهند، بسیار نادر است و لذا شناخت ما از آمریکای لاتین به همان کتاب‏های دهه اول انقلاب برمی‏گردد. متأسفانه هنوز بسیاری از اساتید، نخبگان و حتی مسئولان ما هم فکر می‏کنند که آمریکای لاتین فعلی، همان آمریکای لاتین دو سه دهه پیش است. در حالی این طور نیست و تغییرات و تحولات بسیاری در این منطقه رخ داده است که مهمترین آن، بیداری سیاسی در منطقه و انقلاب بولیواری جدید در منطقه به رهبری ونزوئلا و با رهبری هوگو چاوز است. تا جایی که برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند علیرغم امکانات و نفوذ بسیار، قدرت آمریکا در آمریکای لاتین به سرعت در حال انزوا و محو شدن است.

تجربیات آمریکای لاتین؛ درس‌هایی برای امروز ما

مطالعه و تمرکز روی تاریخ و تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی منطقه آمریکای لاتین می‏‌تواند درس‌ها و تجربیات بسیاری برای ما داشته باشد. برای نمونه، با دقت در سیاست‏های صندوق بین‏‌المللی پول در کشورهای این منطقه و تحلیل بدهکاری‏‌های فراوان کشورهای منطقه ـ به ویژه در دهه گذشته و حتی الآن ـ می‏توان دریافت که این صندوق جز خدمت به منافع آمریکا کاری دیگری نمی‏کند. چنان که نوام چامسکی، منتقد سیاسی مشهور، هم می‏گوید «صندوق بین‏‌المللی پول چیزی دیگر نیست جز خزانه ایالات متحده آمریکا.» چامسکی همچنین معتقد است که «صندوق بین‏‌المللی پول، اسلحه‏‌ای اقتصادی برای کنترل کشورهای مستعمره است و اسلحه اقتصادی صندوق به همراه تسلیحات و تجهیزات نظامی آمریکا، کمک به سر پا قرار گرفتن ایالات متحده آمریکا و کنترل کشورهای آمریکای لاتین است. چرا موارد متعددی برای این ادعا وجود دارد. بولیوی، برزیل، آرژانتین و… نمونه‏‌هایی برای اثبات این ادعا هستند. چرا که بولیوی نزدیک به 25 سال، تابع مقررات صندوق بین‏‌المللی پول بود و نتیجه آن شد که درآمد سرانه سالانه مردم این کشور، به پایین‏تر از 25 سال گذشته رسید».

نقش جدی آمریکا در منازعات کشورهای منطقه

نکته دیگر اینکه ما باید به درگیری و جنگ‏هایی که بین کشورهای مختلف و همچنین درگیری‏های داخلی خصوصاً درگیری‏های قومی مشکوک باشیم چرا که احتمال نقش‏‌آفرینی کشورهای غربی به خصوص آمریکا در آنها وجود دارد. این مسأله در منازعات کشورهای آمریکای لاتین از جمله ونزوئلا، کلمبیا، بولیوی و… یا کشورهای آفریقایی چون درگیری‏های داخلی در سودان، کنگو، زیمباوه، نیجر و… به راحتی قابل اثبات است که در هر کدام از این درگیری‏ها و آشوب‏های داخلی و منطقه‏‌ای، آمریکا یا کشورهای اروپای غربی نقش محوری دارند.

نوام چامسکی در گفتگویی در این باره می‏گوید: «پشت تمامی اتفاقاتی که تاکنون در آمریکای لاتین افتاده است، قدرت‏هایی قرار گرفته‏‌اند که پشت پرده فشار می‏‌آوردند، مانند سازمان‏های بین‏‌المللی مردمی و سازمان‏‌هایی که قبلاً وجود نداشتند و مانندشان نبود.»

ایالات متحده آمریکا در مخالفت با استقلال کشورهای این منطقه و در راستای اجرای دکترین مونروئه، بارها دست به حمله نظامی یا کودتای نظامی زد یا اینکه از کودتای نظامی حامیان خودش طرفداری و حمایت کرد که از جمله آنها کودتای ناموفق سال 2002م در ونزوئلا علیه چاوز بود. حتی می‏توان حضور گسترده نطامیان این کشور در هائیتی، پس از زمین لرزه بزرگ و خسارت‏‌آور این کشور و دخالت‏ در امور داخلی اکوادور را هم در این راستا تحلیل کرد.

اهمیت یک رهبر مقتدر و ملت در صحنه

نکته مهم درس‏‌آموز از این منطقه، مشاهده استقامت و حضور به موقع یک ملت و داشتن رهبری مقتدر و مردمی است. اگرچه کشور ما این تجربه را با پیروزی انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی(ره) داشته است امّا تجربه دولت‏های انقلابی این منطقه مانند کوبا و ونزوئلا نشان داد که حتی می‏توان در حیاط خلوت آمریکا بود و جلوی آمریکا ایستاد و سیاست‏های خصمانه او را خنثی کرد. لذا اگر ملتی در برابر ظلم و استبداد و استکبار متحد شود و اینکه رهبری مقتدر و شجاع و مردمی داشته باشد، علیرغم همه فشارها و تهدیدات می‏تواند جلوی ابرقدرت‏های جهانی سالیان سال مقاومت کند و خم به ابرو نیاورد.

توجه به برنامه‏‌ریزی‏‌های دقیق جهان برای منطقه

نکته دیگر برنامه‏‌ریزی منظم و داشتن استراژی مشخص غالب کشورهای پیشرفته و در حال توسعه در این منطقه است. الآن چند سالی است که علاوه بر آمریکا و کشورهای اروپای غربی، کشورهایی چون چین، هند، ژاپن و ترکیه به این منطقه روی آوردند. با بررسی و تحلیل سیاست‏های اخیر کشورهای فوق‏‌الذکر می‏‌توان دریافت که همه کشورهای پیشرفته و حتی کشورهایی در حد و اندازه ترکیه، برنامه‏‌ریزی و استراتژی معینی برای این منطقه دارند. برخی از این کشورها مانند ترکیه و ژاپن، برای این که در مناسبات بین‏‌المللی آینده جهان حضور فعالی داشته باشد، از همین الآن به فکر زمینه‏‌سازی برای حضور پایدار و تثبیت جایگاه خود در منطقه افتاده است. چنان که ترک‎ها و ژاپنی‏‌ها با پرداختن به موضوعاتی چون آموزش و بهداشت، درصدد تثبیت جایگاه خود و حضور پایدار و مداوم خود و ایجاد علقه و روابط عاطفی بین مردم منطقه هستند. الآن گروههای آموزشی وابسته فتح‏‌الله گولن، روشنفکر پرنفوذ و سکولار ترک، درصدد راه‏‌اندازی مدارس و آموزشگاههایی برای کودکان، نوجوانان و جوانان این منطقه است و قرار است تجربه موفقی که در آسیای مرکزی و اروپا داشته است را در منطقه تکرار کند.

حضور پررنگ فرقه‏‌های ضاله و معنویت‏‌های نوپدید

نکته دیگر فعالیت‏های فرقه‏‌های منحرف یا ضاله‏‌ای چون بهائیت، گروههای مختلف و متعدد شیطان‏‌پرستی و همچنین مسیحیت صهیونیستی در منطقه است. این مسأله در بدو امر، باید مورد توجه مسئولان حوزه‏‌های علمیه شیعی و سنی ـ از جمله مراجع تقلید و علما و نخبگان حوزوی ـ و همچنین سازمان‏های فرهنگی و دینی کشورمان و جهان اسلام و… قرار گیرد که برای تبلیغ اسلام در منطقه و حمایت و تقویت مسلمانان منطقه اهتمام جدی‏تری داشته باشند و با احداث مراکز اسلامی و مساجد یا مراکز و راه‏‌اندازی دوره‏‌های آموزشی برای مسلمانان منطقه، در انسجام و حفظ هویت دینی و اسلامی آنها و همچنین تبلیغ و تبیین زیبا از اسلام بکوشند.

ضرورت راه‏‌اندازی شبکه اسپانیولی‏زبان ایران

نکته دیگر، فعالیت‏های رسانه‏‌ای غربی و حتی شرقی چون افتتاح رسانه چینی‌ها به زبان اسپانیولی است. وقتی BBC، CNN و دیگر شبکه‏‌های کشورهای غربی و شرقی، رسانه‏‌ای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و مخاطبان 500 میلیونی این منطقه دارند، چرا کشورهای اسلامی و از جمله ایران، رسانه‏‌ای ویژه این منطقه نداشته باشند؟! خوشبختانه ایران به ضرورت داشتن رسانه به زبان‏‌های معتبر بین‏‌المللی رسیده است و با راه‏‌اندازی شبکه‏‌هایی به زبان‏های عربی و انگلیسی چون العالم، کوثر و Press TV توانسته است تا حدی مواضع نظام جمهوری اسلامی و گفتمان اصیل اسلامی را تبیین و از آن دفاع کند. لذا ضروری است که در اسرع وقت، مقدمات راه‏‌اندازی شبکه‏‌ای به زبان اسپانیولی را آماده کند و سریع‌تر برنامه‏‌هایش را پخش کند. چرا که هم محتوایش را دارد و هم توان اجرایی و امکانات و تجهیزاتش را. از سویی می‏‌تواند با همکاری و تقویت رسانه‏‌های مستقل و ضدغرب منطقه مانند تله سور، تبلیغات منفی کشورهای غربی را علیه خود و همچنین کشورهای هم پیمان ایران از جمله ونزوئلا، بولیوی، اکوادور، کوبا، نیکاراگوئه و… را خنثی کند و هم اینکه جبهه مقاومت جهانی را در مقابل استکبار و نظام سلطه جهانی تقویت کند.

استفاده از توان مراکز غیردولتی و مردمی در منطقه

با رصد فعالیت‏‌های نهادهای مردمی و غیردولتی مختلف در منطقه پی می‎بریم که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها، سیاست‏های کلی کشورهایشان را در منطقه دنبال می‏‌کنند و کشورهای غربی با تقویت و گسترش دیپلماسی مردمی، درصدد حفظ جایگاه و نفوذ خود در منطقه هستند. پس چه بهتر که ایران هم از این شیوه الگو بگیرد و در راستای سیاست‏ها و اهداف خودش، زمینه را برای حضور سازمان‏ها و تشکل‏های مختلف در عرصه گوناگون مانند محیط زیست، حمایت از حقوق زنان و کودکان، نهضت سوادآموزی، مبارزه با فقر، بهداشت و درمان، فعالیت‏های خیریه‏ و انسان‏دوستانه و… هم کمکی به مردم مظلوم و مستضعف منطقه نماید و هم اینکه جلوی سوء استفاده بیشتر کشورهای غربی و شرکت‏های چند ملیتی را از این منطقه را بگیرد و هم اینکه به صورت عملی و حضور در صحنه، تبلیغات منفی علیه ایران را خنثی کند.

توجه به ظرفیت‏‌های تاریخی و باستانی منطقه

نکته دیگر که از تأمل و تمرکز روی آمریکای لاتین می‏‌توان به آن دست یافت، استفاده از ظرفیت‏های طبیعی و باستانی این منطقه است. با توجه به حضور تمدن‏‌های کهنی چون مایا، آزتک‏، اینکا و… در منطقه و اینکه هنوز آثار آنها کم و بیش دست نخورده باقی نمانده است، فرصت همکاری علمی در زمینه باستان‏شناسی و استفاده از تجربیات متقابل در این زمینه وجود دارد.

توجه به ظرفیت‏‌های معدنی و صنعتی و کشاورزی

منابع و معادن طبیعی بسیاری مانند طلا، مس، نقره و سنگ‏های معدنی و خصوصاً نفت و گاز در منطقه وجود دارد که می‏تواند باعث تقویت و گسترش همکاری متخصصان ما در این زمینه‏‌ها شود. از سویی دیگر به خاطر زمین‏ه‌ای حاصلخیز و پرآب، امکان کشاورزی و اجاره زمین در این منطقه بسیار فراهم است. دولت‏های منطقه این آمادگی را دارند که زمین‏ه‌ای کشورهای خودشان را به کشاورزان و تاجران ما اجازه دهند و ما از آن زمین‏ها، محصولات مورد نیاز خود را تهیه کنیم. این سرزمین به علت سرسبزی و کشاورز بودن اکثریت جمعیت آنها، این ظرفیت را برای همکاری‏‌های ما در عرصه دامداری و به ویژه تهیه گوشت قرمز دارد. اگرچه ایران هم اکنون به تهیه گوشت از برزیل یا برنج آرژانتینی و اروگوئه‏‌ای توجه داشته است ولی جای همکاری‎های بیشتری در این زمینه وجود دارد و از سویی باید دقت کند که محصولات کشاورزی را وارد نماید که در کشور امکان تهیه‎اش موجود نیست وگرنه واردات برنج با اینکه امکان داخلی‎اش موجود است، چه ضرورتی دارد.

کشورهای اروپایی و آمریکایی هم با برنامه‏‌ریزی و استراتژی مشخص، از ظرفیت کشاورزی منطقه استفاده می‏‌کنند و تعاملات گسترده‏ای با این کشورها ـ به ویژه در زمینه دامداری و تهیه گوشت قرمز ـ دارند.

اما آنچه که در این تعاملات می‏‌تواند بیشتر، گسترده‏تر و حتی سریع‏تر، مورد توجه مسئولان ما قرار گیرد، استفاده از توان علمی و تخصصی ما در عرصه استخراج نفت و گاز منطقه است. اغلب این کشورها در عرصه استخراج نفت و گاز، تجربه و سابقه لازم را ندارند و عمدتاً نگاه‏شان به کمک و حمایت کشورهای غربی است. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه می‏‌تواند با استفاده از توان و پتانسیل متخصصانش، این تجربه موفق را در اختیار آنها قرار دهد و در زمینه استخراج نفت و گاز به آنها کمک کند و دانش و فناوری خودش را منتقل کند و با تربیت و آموزش نیروهای بومی، حضور خود را در منطقه ماندگار نماید.

حمایت از مسلمانان منطقه

نکته پایانی، هدایت و سازماندهی مسلمانان در قالب گروه‏ها و اخراب فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی است تا مسلمانان منطقه حضور اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی بیشتری در منطقه داشته باشند و بتوانند از حقوق خود دفاع کنند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: