شنبه 24 آوریل 10 | 08:24

چرا با ریاست مومنی بر حوزه هنری مخالفت می‌کنند؟

مومنی اهل رشوه دادن یا زد و بند و نان قرض دادن به کسی نیست. چون نقطه ضعفی ندارد، و در ضمن کیسه ای هم برای خود و اطرافیانش ندوخته است… مشکل گروهی دیگر از مخالفان ریاست مومنی، این معضل بزرگ روانی است، که از ابتدای انقلاب، عادت کرده اند چهره هایی معدود را در راس امور و مدیریت کشور ببینند؛ اشخاصی که در یک دور شبه باطل، پیوسته فقط جا عوض می کنند…


دوره چهار ساله دوم ریاست مهندس بنیانیان بر حوزه هنری به پایان رسیده، و حجت الاسلام سید مهدی خاموشی در نظر دارد گزینه ای جدید را جایگزین وی کند. و در این میان ،نام آقای محسن مومنی، به عنوان گزینه مذکور، رسانه ای شده است.
صاحب این قلم، پیش از این، در یادداشتی در همین سایت، به ذکر نکاتی در این باره پرداخت. اکنون که موضوع وارد مرحله جدیدی شده است، به نظرم رسید شاید لازم باشد متممی بر آن یادداشت، قلمی کنم.
بر اساس آنچه من شنیده ام، ظاهرا تنها گزینه مورد نظر رئیس محترم سازمان تبلیغات اسلامی، در ابتدا و آغاز – و به روایاتی : همچنان – برای جانشینی آقای بنیانیان، همین آقای مومنی بود ( و هست ) .اما با خبر دار شدن عده ای از این تصمیم، تلاشهایی وسیع برای تحقق نیافتن این انتصاب، و فشارهایی – از چند مسیر – برای منصرف ساختن آقای خاموشی از این تصمیم، بروی آغاز شده است. هر چند شنیده ها حاکی است، مشارالیه با قدرت در برابر این تحمیلها ایستاده، و با اطمینان از صحت انتخاب خود، بر نظرش پا می فشرد .
واقعیت این است که آقای خاموشی، پس از هشت سال کار مداوم با بخشهای مختلف حوزه هنری و آشنایی از نزدیک با مدیران بخشهای مختلف آن، با چشمان باز دست به این انتخاب زده ؛ و اگر از انتخابش دفاع می کند، قاعدتا از همین روست. و به راستی نیز، در مومنی خصوصیاتی هست که این مایه جانبداری را نیز می طلبد.
رسول اکرم می فرماید : بعد از خود، بر امتم از دو چیز می ترسم : زن و مال. [ آفتی که هر چه از صدر انقلاب بیشتر فاصله گرفته ایم، بیشتر به جان برخی ازمردم، افتاده است.]
مومنی از آن جمله مدیرانی است که تا امروز که گمانم چهل و چهار سالگی را پشت سر می گذارد، به این دو عامل وسوسه برانگیز آلوده نشده است ؛ و – پناه بر خدا؛ اما – کسانی که او را از نزدیک می شناسند، می دانند که ساحتش، به طور – می شود با قدری مبالغه گفت : غریزی – از این مسائل مبراست .
صداقت و صراحت – که متاسفانه، این روزها در میان اهالی هنر و ادب، اگر نگویم کیمیا، بسیار کمیاب است -، دو ویژگی برجسته دیگر اوست.به اینها باید قدرت جذب افراد با سلایق مختلف سیاسی و برداشتهای متفاوت از مذهب -، و البته مدیریت آنان تا حد ممکن و مقدور را، نیز می توان اضافه کرد. ( هر چند این روش، طبعا خالی از خطرات و مشکلات نیز نیست. )
بی علاقگی به جاه و مقام و ریاست، و پذیرفتن مسئولیت صرفا از روی احساس وظیفه، از دیگر خصایص بسیار ارزشمند مومنی است .( در حدیثی از معصوم (ع) آمده است : مقام را به کسانی بدهید که طالب آن نیستند [برایش له له نمی زنند] .) علت استنکاف اولیه او از پذیرش ریاست حوزه هنری – که البته بعد، بنا به دلایل موجهی آن را پذیرفت – هم، چیزی جز همین امر نبود. ( موضوعی که متاسفانه مورد سوء استفاده عده ای از مخالفان انتصاب وی، در تحت فشار قرار دادن رئیس سازمان شد ! )
خود اهل هنر بودن و احساس کهتری و خودباختگی نداشتن در برابر هنرمندان رشته های مختلف در مراودات کاری، از دیگر امتیازات مومنی در این کار بر اغلب مدیران هنری کشور است. همچنان که ذو وجهین بودن تحصیلاتش – در دو رشته علوم حوزوی و مدرسی – و آشنایی او با فقه و احکام و نظرگاههای دینی، و از آن مهم تر، باور واقعی او به لزوم تحقق این نظرگاهها در هنر و ادب و فرهنگ کشور، می تواند نوید بخش بازگشت حوزه هنری به آبشخور و اهداف اصلی ای باشد که از ابتدا برای آن تاسیس شده است .
خلق نیکو و برخورداری از حس طنز – این یک، اغلب در مواجهه با مواردی که با آنها موافق نیست – نیز از دیگر خصایص مثبت قابل توجه مومنی است. خصایصی که از او چهره ای دلنشین برای همکاران و همنشینانش ایجاد کرده است .
جالب این است که کسانی که با ریاست مومنی بر حوزه هنری مخالفت می کنند، همه به اتفاق، یا به صراحت به تمام یا بخشی از این سجایای اخلاقی و شخصیتی او اذعان دارند ( ” ما حاضریم پشت سرش نماز بخوانیم ” )، و تا کنون هیچ یک از آنان بر این وجه از خصایص او ایرادی وارد نکرده است ( در حقیقت نمی تواند جز این کند ). بلکه عمدتا سعی می کنند با ایجاد تشکیک در توانایی وی در اداره مجموعه ای به نام حوزه هنری تشکیک کنند ؛ چیزی که هیچ دلیل و مدرک مستند و قابل قبولی برای اثبات آن ندارند ؛ و در این راه، تنها از ظن خود پیروی می کنند. در حالی که در جهت دیگر، چند سال کار در بسیج و مدتی حضور در جنگ، در آموزش و پرورش، و بیست سال کار در حوزه هنری – که عمدتا نیز اشتغال موفقیت آمیز به امور مدیریتی در سطوح گوناگون بوده است – دلایلی متقن برای اثبات تواناییهای او در امر مدیریت است .( در واقع، از این گروه افراد باید پرسید : 1. دلایل شما برای این تشکیک چیست ؟ 2. اصولا معیارهای شما برای پذیرش یک مدیر موفق چیست ؟ آیا از نظر شما، مدیر خوب کسی است که کت و شلوار و جلیقه می پوشد و پیوسته در فیگورهای آن چنانی مدیریتی است ؟ کسی است که به جای پرداختن واقعی به وظایفش، پیوسته در حال رفتن به این طرف و آن طرف و ایراد سخنرانیهای به ظاهر پر طمطراق – اما در واقع، اغلب تخیلی و شعاری و فاقد مبنای علمی و عملی؛ و متاسفانه باید گفت : در موارد قابل توجهی، دادن وعده و وعیدهای خلاف واقع – است ؟….)
گروهی دیگر، از به خطر افتادن منافع و نفوذ خود و دوستانشان، یا بر باد رفتن امیدهایی که برای دوران پس از تغییر مدیریت حوزه به خود وعده داده بودند نگران اند .و این البته واقعیتی است، که مومنی اهل رشوه دادن یا زد و بند و نان قرض دادن به کسی نیست. چون نقطه ضعفی ندارد، و در ضمن کیسه ای هم برای خود و اطرافیانش ندوخته است. و البته، فریب دادن او نیز کار چندان ساده ای نیست .
مشکل گروهی دیگر از مخالفان ریاست مومنی، این معضل بزرگ روانی است، که از ابتدای انقلاب، عادت کرده اند چهره هایی معدود را در راس امور و مدیریت کشور ببینند ؛ اشخاصی که در یک دور شبه باطل، پیوسته فقط جا عوض می کنند ( گویی آسمان سوراخ شده، و از آن، فقط این چند نفر برای ریاست نازل شده اند ؛ یا فقط این افراد، آن هم به صورت مادرزاد، برای ریاست آفریده شده اند ).
این همان دیدگاه متصلب محافظه کار فاقد جسارتی است، که در موارد مشابهی همچون انتخاب آقای احمدی نژاد برای ریاست جمهوری یا انتصاب آقایان صفارهرندی به وزارت و دکتر محسن پرویز به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و … همین اظهار نگرانیها و تشکیکهای به ظاهر دلسوزانه را می کردند. اما در عمل، عکس تصورات و پیش بینی های آنان به اثبات رسید .
گفتنیها در این باره بسیار است. اما به همین مختصر اکتفا می کنم. اما مطلب را با این سخن به پایان می برم که، تجربه های مدیریتی بسیار موفق نویسندگانی همچون آقایان حسین صفار هرندی، دکتر محسن پرویز، محمد میرکیانی – در انتشارت کانون، صبا فیلم و گروههای کودک و نوجوان شبکه های 1 و2 سیما -، محمد حمزه زاده – در مجلات رشد و انتشارات سوره مهر -، همین آقای محسن مومنی – در رده های مختلف مدیریتی حوزه هنری – و …، همه بیانگر هوش، خلاقیت، ابتکار، سلامت، مردمداری در عین اقتدار معنوی و … است. این تجارب را – که قطعا اتفاقی نیستند – جدی بگیریم .عرصه مدیریت فرهنگی ما نیازمند تحولی جدی است .چه بخش مهمی از معضلات این عرصه، ناشی از ضعف دانش و تواناییهای واقعی مدیریتی است. و سپردن امور به دست هنرمندان و نویسندگانی مانند این بزرگواران، از جمله بهترین و کم هزینه ترین راهها برای ایجاد این تحول است .

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: