دوشنبه 06 ژوئن 11 | 15:54

سياست‌های رسانه‌ای آمريكا در خاورميانه

محمد بهرامى

پس از حوادث 11 سپتامبر سياست رسانه اي ايالات متحده تحرك بيشتري پيدا كرد و سرمايه گذاري ها در اين زمينه افزايش يافت و تمركز سياست رسانه اي آمريكا بر خاورميانه به عنوان مناطق بحراني و چالش زا براي سياست خارجي ايالات متحده مد نظر قرار گرفت.


محمد بهرامى- امروزه شاهد تحولات گسترده اي در عرصه رسانه ها هستيم و در نتيجه انقلاب ارتباطات، نقش رسانه ها در دنياي كنوني بر خلاف گذشته بسيار پررنگ شده است. مسائل زيادي از رسانه ها تأثير پذيرفته اند و در اين راستا سياست و ديپلماسي نيز از اين تغييرات مصون نبوده اند، تحولات به وجود آمده هم در ديپلماسي و هم در عرصه رسانه موجب شكل گيري پديده جديدي به نام تله ديپلماسي «ديپلماسي رسانه اي» شده است. امروزه بيشتر سياست ها از مجراي رسانه ها عبور مي كنند و به دليل اهميت نقش رسانه ها در شكل گيري عقايد و جهت گيري هاي سياسي بيشتر دولت ها از رسانه ها براي انتقال پيام خود و اعلام مواضع سياسي به ساير كشورها استفاده مي كنند.

در اين راستا ايالات متحده به عنوان مهم ترين بازيگر سياسي در عرصه نظام بين الملل همواره از ابزارهاي گوناگوني براي انتقال پيام خود به مردم و ساير دولت ها استفاده كرده است. در گذشته استفاده از ديپلماسي رسمي و سنتي بيشتر مورد توجه اين كشور بود، اما امروزه و با توجه به قدرت رسانه ها در انتقال پيام و تأثيرگذاري آنها بر مخاطبان، ايالات متحده تمركز خود را بر استفاده از رسانه ها در قالب شبكه هاي ماهواره اي، اينترنت، راديو و ابزارهاي متنوع ديگر قرار داده است. پس از حوادث 11 سپتامبر سياست رسانه اي ايالات متحده تحرك بيشتري پيدا كرد و سرمايه گذاري ها در اين زمينه افزايش يافت و تمركز سياست رسانه اي آمريكا بر خاورميانه به عنوان مناطق بحراني و چالش زا براي سياست خارجي ايالات متحده مد نظر قرار گرفت.

11 سپتامبر و اهميت يافتن مجدد سياست رسانه اي ايالات متحده
حوادث 11 سپتامبر و ظهور گروه هاي غيردولتي و بنيادگرا كه مخالف با ارزش هاي ليبراليستي بودند و نظم حاكم جهاني را به چالش مي كشيدند و در اين راستا از رسانه ها نيز براي به وجود آوردن طرفدار و همچنين توسعه و گسترش ديدگاه هاي خود استفاده مي كردند موجب شد تا بار ديگر رسانه ها در تمام ابعاد آن مورد توجه دولت ايالات متحده قرار بگيرند و در اين زمينه رسانه ها بار ديگر از اهميت زيادي در سياست خارجي ايالات متحده برخوردار شدند و اين بار تمركز خود را بر خاورميانه به عنوان مناطق بحراني و چالش زا براي ايالات متحده قرار دادند.

ايالات متحده براي به دست آوردن دو هدف استراتژيك از ديپلماسي رسانه اي در خاورميانه استفاده مي-كند كه عبارتند از: ا- وجود افكار عمومي مخالف با ايالات متحده آمريكا 2- مبارزه با تروريسم.

تنفر و نگاه منفي توده مردم منطقه از ايالات متحده، متحدان و سياست هايش، پيامدهاي منفي شديدي براي ايالات متحده و حكومت هاي اروپايي و همچنين براي اقتصاد، آموزش، فرهنگ و گروه هاي مذهبي دارد. براي ايالات متحده احساسات ضد آمريكايي نقش تشويق كننده خشونت ضد آمريكايي را ايفا كرده است و همچنين دشمني نسبت به سياست هاي ايالات متحده را بيشتر كرده است. گسترش ضديت با آمريكا، جذب نيرو را براي گروه هاي افراطي افزايش مي دهد و چون كه رسانه ها به عنوان ابزاري كه نقش قدرتمندي در شكل دادن به افكار عمومي دارند شناخته شده اند، لذا ايالات متحده سعي دارد با اين ابزار به مبارزه با اين تهديدها بپردازد.

از طرف ديگر افكار عمومي مردم خارج براي ايالات متحده نيز مهم است، پيشبرد اهداف آمريكا در منطقه خاورميانه بدون جلب افكار عمومي در جهان اسلام و عرب ممكن نخواهد بود. ايالات متحده چنانچه نتواند افكار عمومي مردم منطقه را با خود همراه كند امنيت و منافعش با خطر مواجه خواهد شد.

لذا پس از 11 سپتامبر و حمله اين كشور به افغانستان و عراق به بهانه تروريسم باعث برانگيخته شدن احساسات ضد آمريكايي در افكار عمومي جهان اسلام و وخيم شدن وجهه ايالات متحده در جهان اسلام شد به اين سبب آمريكا مجدداً به اهميت ديپلماسي عمومي و پخش برنامه هاي بين المللي و استفاده از رسانه ها به عنوان يكي از عناصر اصلي قدرت نرم در حفظ امنيت ملي خود پي برد. به دنبال ظاهر شدن اسامه بن لادن و موفقيت قابل توجه القاعده در گسترش پيام خود در جهان اسلام در رسانه بود كه سياستگذاران ايالات متحده به اين موضوع پي بردند كه ايالات متحده در حال از دست دادن «نبرد روابط عمومي» در كشورهاي مسلمان است و اينكه اين كشور به فعاليت هاي ديپلماسي عمومي و روابط عمومي براي انتقال پيام خود به مردم جهان عرب و اسلام نياز دارد از اين رو سرمايه گذاري بيشتري را در زمينه پخش برنامه هاي بين المللي به عمل آورد.

اهداف ديپلماسي رسانه اي ايالات متحده در خاورميانه
با توجه به اهميت نبرد روابط عمومي و جنگ رسانه اي كه در خاورميانه جريان دارد و در اين رابطه كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي در يك مبارزه مستمر و دائمي براي تسخير قلب ها و اذهان مردم شركت دارند، ايالات متحده سعي دارد با استفاده از رسانه ها به اهداف زير دست يابد:

1- اطلاع رساني، جذب و ترغيب مردم خاورميانه (به زعم دولتمردان آمريكايي) به منظور حمايت از سياست هاي مشخص «مبارزه با تروريسم و افكار عمومي مخالف با آمريكا» و بهبود بخشيدن درك از ايالات متحده، نهادها، ارزش ها و مردم آمريكا به منظور كمك به مردم خاورميانه براي به دست آوردن اطلاعات صحيح و افزايش جذابيت ملي آمريكا و به وجود آوردن درك، احترام و اعتماد متقابل به منظور عملي كردن همكاري ها

2- افزايش پرستيژ ملي و بهبود و ارتقاي منافع ملي

3- تحت تأثير قرار دادن مخاطبين و القاي نظرات سياسي به آنها

4- به وجود آوردن درك مطلوب از سياست هاي خود در بين مردم و مخاطبين خارجي

در اين راستا راديو «ساوا» و تلويزيون «الحرا» به عنوان يك بخش مكمل ديپلماسي عمومي ايالات متحده عمل مي كنند. مخاطب اين دو شبكه نسل جوان اعراب هستند كه تصميم گيرندگان و رهبران سياسي آينده كشورهاي خود هستند. هدف اصلي اين دو شبكه كمك به شرح و تبيين جنبه هاي مختلف سياست خارجي ايالات متحده و فراهم آوردن اطلاعات در مورد خصوصيات اصلي جامعه آمريكايي است كه براي مخاطبان مسلمان و عرب مهم است كه آنها را بدانند و درك كنند. در اين زمينه ابتكارات جديد ديگري مانند نمايش برنامه هاي تلويزيوني «صبح بخير مصر» و «فصل آينده» نيز شكل گرفته اند. «ام تي وي» نيز برنامه هايي را به زبان فارسي براي ايران پخش مي كند. اين برنامه ها تصاويري از آمريكا به عنوان يك جامعه باز و داراي تساهل و تسامح به تصوير مي كشند، جايي كه تمام مذاهب به تكاليف خود به طور مساوي عمل مي كنند.

راديو ساوا
نام رسمي راديو ساوا، شبكه راديويي خاورميانه است «ساوا» به زبان عربي به معناي «با هم بودن» است. طبق وب سايت رسمي اين شبكه، راديو ساوا يك شبكه راديويي به زبان عربي است كه 24 ساعته در هفت روز هفته فعاليت مي كند. راديو ساوا پخش برنامه هاي خود را از 23 مارس 2002 آغاز كرد. راديو ساوا سعي دارد تا به طور فعال و موثر با جوانان عرب زبان در خاورميانه از طريق ارائه اخبار روز، اطلاعات و سرگرمي، در موج اف ام و موج متوسط ايستگاه هاي راديويي در سراسر منطقه ارتباط برقرار كند. راديو ساوا با بودجه 35 ميليون دلار دفاتر خود را در كويت، قطر، امارات متحده عربي و اردن تأسيس كرد و مركز پخش برنامه هاي منطقه اي آن در دبي واقع شده است.

براي جذب شنوندگان جوان عرب زير 30 سال، محتواي برنامه ها بيشتر موسيقي است. تقريباً 53 دقيقه در ساعت به طور متناوب اقدام به پخش موسيقي هاي پاپ عربي و غربي مي كند و زمان باقي مانده اخبار كوتاه پخش مي كند. مبتكر طرح راديو ساوا «نورمن پاتيز» سرمايه گذار رسانه اي بود كه اعتقاد داشت رسانه هاي عربي منطقه در بدتر شدن وجهه ايالات متحده در جهان عرب نقش عمده اي دارند. او معتقد بود جنگ رسانه اي در جهان عرب از طريق ارائه اخبار غلط، پخش برنامه هاي انزجارآميز از آمريكا و تحريك مسلمانان عليه ايالات متحده و همچنين سانسور حكومتي به راه افتاده است و آمريكا در اين مسابقه جنگ رسانه اي حضور نداشته است.

در اين زمينه شبكه «الجزيره» به عنوان يكي از رسانه هايي در نظر گرفته مي شود كه مي تواند نقش تعيين كننده اي در اجراي سياست خارجي آمريكا ايفا كند. يكي از عواملي كه موجب شد الجزيره اهميت بيشتري كسب كند و قادر به جذب مخاطبان در منطقه شود پخش سخنراني هاي اسامه بن لادن از اين شبكه بود كه پس از حوادث 11 سپتامبر اتفاق افتاده بود. اين شبكه داراي بينندگان وفاداري است و توانسته است طرفداري تعداد زيادي از مخاطبان را جلب كند. اين شبكه همواره به دليل اينكه بيش از حد جنجالي بوده و اقدام به پخش برنامه هايي مي كند كه عمدتاً به پوشش خبري از مناطق جنگي كه مملو از خون و خونريزي است، مي پردازد و همچنين بيش از حد فعاليت هاي گروه هاي خشونت طلب را پوشش مي دهد مورد انتقاد دولت ايالات متحده است. بنابراين ايالات متحده براي مقابله با اين شبكه اقدام به تأسيس شبكه تلويزيوني الحرا به زبان عربي در منطقه كرد.

تلويزيون الحراه
بر اساس وب سايت رسمي اين تلويزيون، الحراه (به زبان عربي به معناي انسان آزاد) يك شبكه تلويزيوني ماهواره اي مستقل به زبان عربي است كه به پخش اخبار و اطلاعات اختصاص داده شده است. الحرا كه نام حقوقي «شبكه تلويزيوني خاورميانه» است در 14 فوريه 2004 با بودجه 62 ميليون دلار فعاليت هاي خود را آغاز كرد و هدف از تأسيس آن مقابله و خنثي كردن تأثير شبكه هاي خبري پرطرفدار در جهان عرب از قبيل الجزيره و العربيه مي باشد. رويكرد عيني كه الحرا بيشتر به آن مي پردازد پوشش خبري است و يك ايده را براي ژورناليسم در خاورميانه پديد آورده در واقع الحرا وقايع خبري را به طور كامل و حرفه اي پوشش مي دهد و مانند حرفه اي هاي خبري عمل مي كند. اين شبكه در عين حال كه سعي كرده است شبيه به شبكه الجزيره عمل كند تا از اين طريق بتواند مخاطبان بيشتري را در منطقه جذب كند، اما عمدتاً از الگوي سي ان ان تبعيت مي كند.

نتيجه و دورنماي رخداد
امروزه تمام كشورها به نقش مهم و برجسته رسانه ها در سياست خارجي و ديپلماسي اذعان دارند. كشورها براي موفقيت در سياست خارجي و رسيدن به اهداف و منافع ملي خود قبل از هر چيز نيازمند قدرت كافي در زمينه ديپلماسي رسانه اي و دارا بودن شبكه هاي خبري بين المللي هستند. ايالات متحده به خوبي به اهميت اين موضوع پي برده است و از رسانه ها براي اهداف ديپلماتيك مختلفي در خاورميانه استفاده مي كند از جمله: فرستادن نمادها و علامت هايي براي اعمال نفوذ بر مردم و همچنين بر دولت ها. در حال حاضر و پس از 11 سپتامبر رسانه هاي وابسته به آمريكا نقش تعيين كننده اي در سياست خارجي اين كشور به دست آورده اند چرا كه منبع اطلاعاتي مفيدي هستند و در بسياري از مواقع به عنوان نماينده ديپلمات به ايفاي نقش مي پردازند و توانسته اند كه اولويت هاي سياست خارجي ايالات متحده در منطقه خاورميانه را كه عمدتاً مبارزه با تروريسم مي باشد را در نگاه مخاطبان خود برجسته كنند.

البته بايد به اين نكته توجه داشت كه به قول «هنري كيسينجر» اگر رسانه ها سياست را به پيش مي برند، بايد اين حقيقت را نيز پذيرفت كه رسانه ها مي توانند آن را با دشواري بسياري مواجه سازند. به عنوان مثال شبكه تلويزيوني الجزيره جريان جنگ را در افغانستان در سال 2001 به طور كامل پوشش داد و تصويري از خون و ويراني را به خانه هاي بينندگاني آورد كه هزاران كيلومتر از افغانستان فاصله داشتند و اين موضوع براي سياست خارجي ايالات متحده بسيار خطرناك بود، چرا كه موجب شكل گيري موجي از تنفر در ميان جهان اسلام و اعراب نسبت به سياست هاي ايالات متحده گرديد و اين موضوع نقش حياتي در به دست آوردن اهداف و منافع ملي ايالات متحده خواهد داشت و مي تواند سياست خاورميانه اي ايالات متحده را با بحران هاي جدي مواجه كند.

علاوه بر اين تعدادي از كارشناسان رسانه اي، موفقيت سياست رسانه اي ايالات متحده را در مورد تغيير افكار منفي اعراب نسبت به سياست هاي ايالات متحده مورد ترديد قرار داده اند به خصوص در فضاي رسانه اي رقابتي كه برخي از شبكه هاي ماهواره اي اطمينان اعراب را به دست آورده اند، بي طرفي رسانه هاي آمريكايي نمي تواند مورد قبول مخاطبان عرب باشد به ويژه هنگامي كه به پوشش مسائل بسيار حساسي مانند تعارض اسرائيل – فلسطين اقدام مي كند. بنابراين در حال حاضر و با توجه به شواهد موجود هدف اصلي احياي مجدد سياست رسانه اي ايالات متحده در خاورميانه كه عمدتاً حول موضوع تغيير نگرش ها، ارزش ها و آرمان هاي مردم منطقه از يكسو و تسخير قلب ها و اذهان مردم و همراه ساختن آنها با سياست هاي منطقه اي ايالات متحده از سوي ديگر بوده است با مشكلات جدي مواجه خواهد بود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: