شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
یکشنبه ۰۲ مرداد ۹۰ | ۱۵:۰۰

«جنگ علیه خانواده»؛ فمنیسم، همجنس‌گرایی، سقط جنین و …

این کتاب به دفاع از خانواده و بررسی آسیب های آن از منظر یک محافظه کار مسیحی می پردازد که با بررسی سیر تاریخی برخی وقایع مثل روی کارآمدن دولت های رفاه در غرب، سیاست های سوسیال دموکرات‌ها، فمینیسم، هم جنس گرایی و… از منظر یک محافظه کار لیبرال مسیحی به بیان و تحلیل مسائل می پردازد


تریبون مستضعفین – «جنگ علیه خانواده»، کتابی است از ویلیام گاردنر که ترجمه و تلخیص آن را معصومه محمدی انجام داده و دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، چاپ اول آن را در بهار 1386 ذیل 374 صفحه راهی بازار نشر گردیده است.

این کتاب به دفاع از خانواده و بررسی آسیب های آن از منظر یک محافظه کار مسیحی می پردازد که با بررسی سیر تاریخی برخی وقایع مثل روی کارآمدن دولت های رفاه در غرب، سیاست های سوسیال دموکرات‌ها، فمینیسم، هم جنس گرایی و… از منظر یک محافظه کار لیبرال مسیحی به بیان و تحلیل مسائل می پردازد. یعنی دفاع از مالکیت خصوصی و حتی خانواده‌ی خصوصی در مقابل خانواده‌ی دولتی افلاطونی اشتراکی متاتئوری این کتاب را تشکیل می‌دهد. اما با توجه به بحث های تاریخی و به کار بردن و طرح نظریات مختلف جامعه شناسان و روان شناسان مختلف از هر دو طیف منبع جالبی برای یک نگاه برون دینی به مسئله ی خانواده فراهم می کند. کتاب از دو بخش «رویارویی» و «موضوعات» تشکیل شده است. که شش فصل اول ذیل رویارویی به طرح مباحث کلی و مبانی نظری منتج شده به عوامل تهدید زا برای خانواده می‌پردازد و در فصول باقی موضوعات مختلف تهدید کنند هی خانواده به صورت تفصیلی مورد بحث قرار گرفته است. کتاب سرشار از آمارها و تحقیقات مختلف پژوهشگران در هر یک از ریز موضوعات گفته شده است. لذا علاوه بر تحذیر عمومی، به منبع خوب علمی نیز تبدیل شده است.

«دولت، رویاروی خانواده» عنوان فصل نخست است که با طرح جمله فیشر ایمز که «ما در حال فرو رفتن در باتلاق یک دموکراسی هستیم که پیش از آن که آزادی های شهروندان را ببلعد، اخلاق شان را فاسد می کند.» و ذیل سرفصل سیاست های عمومی و رویارویی ارزشها، دولت رفاه تشکیل شده از اشتراکی گری و مساوات طلبی: بیگانگی با سلامت خانواده، نظام اشتراکی: روش «از بالا به پایین» ( دشمن آزادی حقیقی و برگرفته از عقل گرایی قرن 18)، مساوات طلبی و نظام ارفاقی: یکسان سازی همگان به ارائه‌ی بحث پرداخته است.

«پندارهای نادرست رایج» عنوان فصل دوم است. تصور نادرست از فردگرایی (عاملیت اخلاقی، سکوب فردگرایی در سوسیالیسم)، پندار نادرست اشتراکی گری، تصور نادرست از آزادی (پارادوکس آزادی، مسئولیت و مجاز بودن، آزادگی در برابر آزادی، آزادی و قرارداد، سکس، تریاک توده‌ها)، تصور نادرست از خردگرایی (اومانیسم سکولار، خردگرایی و نظم انسانی، روشن گری فرانسوی در برابر روشنگری انگلیسی- اسکاتلندی، خردگرایی و خانواده)، پندار واهی نسبی گرایی (بیرون راندن انسان از مرکز (ضربه کیهان شناختی)، تبدیل انسان به حیوان (ضربه ی زیست شناختی)، جابه‌جا شدن شخصیت (ضربه‌ی روان شناختی)، پس از تحمل این ضربه‌ها چه چیزی برای ما باقی مانده است؟ و سلسله مراتب)، توهم قربانی بودن، تصور نادرست از تساهل، تصور نادرست از حقوق، تصور نادرست از برابری و پندار واهی جبرگرایی اهم مباحث این فصل را در برمی گیرد.

نگارنده با آوردن دو شاهد مثال تکان دهنده در صفحه 41 نظر خواننده را به خود جلب می کند: سازمان ملی آموزش جنسی سوئد زمانی اعلام کرد: «هدف ما ترویج آزادی از طریف روابط جنسی است » و آلدوس هاکسلی در کتاب مدینه ی فاضله ی نوین اشاره می کند: «برای جیران کاهش آزادی سیاسی و اقتصادی، آزادی جنسی شروع به افزایش می کند» و از این جا به اشاره به بعضی انگیزه ها در هدایت وضعیت افسارگسیخته ی جنسی می نماید.

«نظام خانوادگی سنتی» عنوان فصل سوم است که با دیدگاه های معارض درباره ی خانواده آغاز شده و سپس ارزش های خانواده در سه سرفصل سیاسی، حقوقی و اقتصادی؛ خانه و خانواده، در جایگاه حامی و خانه، صمیمانه‌ترین فضای زندگی طرح شده و عنصر آخر ذیل نظام پاداشی، تجارت خانوادگی، موتور ایجاد ثروت، همکاری زناشویی، تقسیم کار خانگی، خانواده و جامعه، عشق و عاطفه، زادآوری و کنترل امور جنسی، خانواده، نهادی اخلاقی، خانواده، نیروی اجتماعی بشر دوستانه و اقتصادی، خانواده، نیرویی جهت همبستگی اجتماعی، خانواده، قلمرو، دارایی و هدف و در نهایت جانبداری و غلبه بر میرایی مورد بحث قرار گرفته است.

«رسم دیرپای رویارویی با خانواده» عنوان فصل چهارم است که با جمله ی تکان دهنده ی افلاطون در جمهور کلید خورده است: «مردان و زنان ما… باید به وسیله ی قانون، از زندگی با یکدیگر در خانه های جداگانه منع شوند و تمام زنان باید برای تمام مردان مباح باشند. هم چنین کودکان باید به صورت همگانی نگاه داری شوند. هیچ یک از والدین نباید فرزند خود ر ا بشناسد یا کودکی والدین خود را.»

پیروان آرمان پرست اشتراکی گری: تهاجم فکری، اولین سر فصل است که با ذکر اقدام ژان ژاک روسو در سپردن 5 فرزند خود بعد از تولد به نوانخانه رای پیروی از افلاطون اشاره کرده و در ادامه دیدگاه یوتوپیایی ضد خانواده ادوارد بلامی، ویلیام موریس، اچ، جی ولز، بی اف اسکینر رت بحث کرده و به خانه های صنعت جرمی بنتام پدر نظریه سودگرایی و طرح او برای مقابله با خانواده که نسخه ی اولیه منشور حقوق بشر سازمان ملل است را به طرح گذاشته است و به طرح نگاه ویلیام گادوین که «بدون وجود خانواده که انسان ها را از تعهدات والاتر خود منحرف می سازد، همگان می توانند آزادانه خود را وقف انسانیت کنند. » پرداخته است.

ویرانگران مارکسیست خانواده سرفصلل بعدی است که مهم ترین شاخص آن دیدگاه های انگلس است «نخستین پیش شرط آزادی زنان این است که جنس مونث را به طور کامل به بخش صنایع دولتی برگردانیم و این امر مستلزم آن است که نظام خانوادگی تک همسری به عنوان واحد اقتصادی جامعه کنار گذاشته شود. دیگر خانواده ی انفرادی واحد اقتصادی جامعه نخواهد بود و خانه داری خصوصی به صنعتی عمومی تبدیل می شود. نگه داری و آموزش کودکان به عهده ی بخش عمومی خواهد بود؛ یعنی جامعه از همه ی کودکان چه مشروع و چه نامشروع، به طور یکسان نگه داری می کند.»

زنان رویاروی خانواده مبانی جنبش فیمینیسم را با ذکر این جمله ی سیمون دوبوار کلید زده است، «هیچ زنی نباید مجاز باشد تا در خانه بماند و فرزندانش را بزرگ کند. جامعه باید به طور کامل متفاوت شود. زنان نباید حق انتخاب داشته باشند دقیقا به این دلیل که در صورت داشتن حق انتخاب، بسیاری از آن ها سرگرم همان کارهای پیشین می شوند» و از جملات فمینیست هایی مثل گلوریا اشتاینم، شولامیٍ فایرستون، بتی فرایدن(تشبیه خانواده ی سنتی به اردوگاه کار اجباری، که زندانیان آن زنان خانه داری هستند که به وسیله ی نیروی زنانگی شستشوی مغزی شده اند و دیگر به طور کامل انسان نیستند.)، کیت میلت ( خانواده نهاد ستمگر، به طور کلی ازدواج باید جای خود را به معاشرت های اختیاری بدهد ) تلاش شده تصویری از دیدگاه های غیر انسانی فمینست ها ارائه شود.

پدیده درمان گری رویاروی خانواده سرفصل دیگری است که به تغییر نگاه از انسان فیلسوف به انسان مذهبی کلیسایی به انسان اقتصادی وبری و مارکسی به انسان روان شناختی درمانگرتم . آثار منفی آن پرداخته و دیدگاه های ژاژ و اختیارگرایان که بیماران روانی را گروهی تحت ستم و خانواده را عامل بیماری آنان می دانستند اشاره کرده است. دفاع از سنت خانواده نیز آخرین سرفصل را تشکیل می دهد.
«درس سوئدی» عنوان فصل پنجم است که برخی پیامدها برای خانواده ی غربی را بررسی می کند. «خانواده در یک نگاه» نیز عنوان فصل ششم است که بعضی آمارهای خانواده را در سطح بین المللی بررسی کرده است.

فصل هفتم «بدآموزی اجباری و لزوم مراقبت از فکر دانش آموزان» است که به بررسی می نشیند که این وضعیت چگونه بروز یافته است و در قالب هواداران نظام اشتراکی باز دست به کار شدند، ارتباط روان شناختی تاکید می کند که ایدئولوژی زیر پوشش روان شناسی علمی (همان مذهب جدید) قرار گرفته است تا با خانواده به ستیز بنشیند.

«مراقبت از روح دانش آموزان ارزش های اخلاقی و آموزش جنسی» عنوان فصل هشتم اس که به آموزش جهانی/ زیست محیط گرایی/ تکثر فرهنگی، والدین به اعتراض برخاسته اند، دیگر نیازی به هرزه نگاری نیست، آموزش جنسی در خدمت است!، چرا وضعیت به این صورت در آمده است؟، توطئه گران معتمد در برابر توطئه گران جمعی، چه نتیجه ای حاصل شده است؟، اعتراض سرعت می گیرد به صورت ویژه به آثار مخرب آموزش جنسی پرداخته و به نظریات ضد خانواده مبنای آن ها مثل رایش که خانواده را ابزار اصلی اقتدار سرکوب گر می دانست اشاره می کند.

«مراقبت از جسم دانش آموزان» فصل نهم کتاب را تشکیل می دهد که به چاقی و استفاده از داروی های مخدر پرداخته و مدارس دولتی را مزارع چاق کردن کودکان می داند. در فصل بعدی «راه حل: مدارس را بازپس بگیریم» در قالب چه باید کرد به طرح ضرورت اصلاح وضعیت مدارس می پردازد.

«اشتباه فمینیسم: زنان رویاروی خانواده» عنوان فصل یازدهم است که با جمله ی تکان دهند ه ی زیر از مانیفست فمینیسم کلید می خورد «پایان دادن به سنت ازدواج، شرط ضرور برای آزادی زنان است، از این رو لازم است زنان را ترغیب کنیم تا شوهران خود را ترک کنند»

خانواده گرایی در برابر فمینیسم تندرو به بررسی خانواده گرایی سنتی، فمینیسم افراطی، در چهار گام به سیر اشتباهات تئوریک فمینیست ها می پردازد (آن ها فرهنگ را با قانون اشتباه می گیرند، آنان جهان خارج را به سبب آن چه آزارشان می دهد، نکوهش می کنند. موقعی که گرفتار می شوند، بحث را عوض می کنند، آن ها می کوشند هر دو نوع حقوق را مطالبه کنند) وی با ذکر این که چرا همسانی شکست می خورد بعضی جملات تکان دهنده ی سران فمنیسم رادیکال را طرح می کند و به این ضرورت اشاره می کند که باید فمینیسم را از زنان جدا می دانیم.

ابیگیل راکفلر: عشق، تشعیف کننده و ضد انقلابی است. جری واین: سنگینی بار فمینیسیم بر دوش زنان هم جنس باز بوده است. شولامیث فایرستون در دیالکتیک جنسی: همه ی زنان خود را از بیداد بیولوژی آزاد کنند. «بارداری بربریت است» … مادر باید از فرهنگ بشری حذف شود و جای آن را فمینیسم اجتماعی بگیرد، حرمت زنا با محارم از بین برود، و والدین بتوانند با هر یک از فرزندان شان که آمادگی ایجاد رابطه ی جنسی دارند، رابطه برقرار کنند. … تکنولوژی شیردادن با شیشه و مهدکودک ها نیاز به مادری کردن طبیعی را پایان می دهد. روث بلیر: خانواده ی هسته ای باید متلاشی شود.
سپس از قول پل ویتز محقق آمریکایی قابل توجه ترین موضع گیری در کتاب های درسی را موضع گیری فمینیسیتی دانسته و به این اشاره می کند که فمینیست ها برای آن که نظریه پاسخ دهد جامعه را منحرف می کنند. در انتهای فصل نیز این پرسش درج شده است که احساس مردم درباره ی این مهندسی اجتماعی چیست و به طرح نگرش های مردم در اروپا و غرب بر ضد این جهت گیری ها پرداخته است.

فصل دوازدهم «زنان در جنگ؛ جبهه ی نظامی، جبهه ی مهد کودک، جبهه ی خانواده» عنوان فصل بعدی است که به فرایند بیگانگی با خویشاوندان اشاره کرده با طرح این پرسش که مهد کودک به واقع با کودکان ما چه می کند؟، به از بین بردن پیوندها و آسیب های جسمی می پردازد.

فصل های جنجالی سیزدهم و چهاردهم به هم جنس بازی اشاره دارد. «هم جنس بازی رویاروی خانواده» به سیر حرکت هم جنس بازها پرداخته و با طرح این که چگونه شعار حقوق برابر، سبب تضعیف ارزش های اجتماعی می شود؟ به طرح اقدامات هم جنس بازان برای کسب حقوق یکسان می پردازد.

در گام بعد علت همجنس بازی مورد مداقه قرار می گیرد و فطری بودن آن که ادعای هم جنس بازهاست رد می شود. و اکتسابی و انتخابی بودن آن مورد بحث قرار می گیرد. خدای درونی طبیعت در برابر خدای بیرونی اخلاق عنوان سرفصل بعدی است در سرفصل تکان دهنده ی حسن تعبیر به تغییر واژه همجنس باز به gay (شاد، سرزنده، سبکدل، مسرور) و هم جنس گریز نامیدن مردم عادی (HOMOPHOBIC)، به کار بدن جهت گیری جنسی به جای ترجیح جنسی (SEXUAL PREFERENCE) برای عادی سازی هم جنس گرایی اشاره می کند.

به جهت گیری طرح بزرگ کینزی و آزمایش جهت گیری شده روی افراد انتخابی که بیشتر مجرم جنسی بودند و بعد نتیجه گیری انفجار تغییر باورهای مردم از جانب او می پردازد. و هر نوع لذت جنسی مباح است و خطرهای همجنس بازان برای خود و جامعه به آزار جنسی و خشونت، ارتباط هم جنس گرایی و هرزه نگاری و بی قید و بندی جنسی اشاره می نماید.

فصل چهاردهم «طاعون هم جنس بازان و مسائل سیاسی ایدز» است که با اشاره به سندروم لگن خاصره در هم جنس بازان و آمار وحشتناک بیماری های مقاربتی حاصل این اقدام از پنهان سازی بزرگ در باره ی ایدز پرده برداشته و برخی واقعیت ها درباره ی روند شتابان و کند به سوی ایدز را به تحقیق می نشیند و از انتقال آن از طریق بوسیدن و حضور ویروس فعال در اشک چشم، آب دهان، شیر مادر، ترشحات جنسی، ادرار، مایع نخاعی، کیسه ی آب جنین اشاره می کند. و در قالب های یک ویروس سرسخت، لابی همجنس بازان و پندار واهی لیبرالی بسیاری از نگرش های ساخته شده حول کم نشان دادن آسیب های ایدز و نحوه ی انتقال آن از طریق هم جنس بازی را می شکند.

«سقط جنین یا نسل کشی نامرئی رویاروی خانواده» عنوان فصل پانزدهم است که با بررسی نظر مردم ذیل ادیان بزرگ، مقررات مهم مدنی و پزشکی، نظرسنجی ها از ابتدای تاریخ به طرح این می پردازد که واقعیت چگونه سانسور می شود؟ و رتبه بندی های واقعی را مطرح می کند. سپس در بررسی این که چگونه به این جا رسیدیدم به تغییر افکار: روسو و نیچه، ایدئولوژی آزادی فردی، عزت نفس، آموزش و ارزش های به اصطلاح اخلاقی و آموزش جنسی، اندیشه ی پیش گیری از بارداری، فمینیست های رادیکال : «بیولوژی سرنوشت یاز نیست»، زبان سقط جنین (آزادی یعنی انتخاب، کودک ناخواسته، نه!، زن حق کنترل بدن خود را دارد) می پردازد و این جمله ی تکان دهنده را از فیلسوف جرج گرانت به نقل از سناتور هیولانگ می اورد که وقتی فاشیسم به آمریکا بیاید، با نام دموکراسی خواهد آمد .

سپس در قانون چه می گوید؟ از معنای فرد، قانون زنده متولد شدن، منشور حقوق و سقط جنین سخن گفته و در واقعیت های وحشتناک از مخاطره هایی که مادر را تهدید می کند، مسئله ی سقط جنین پنهانی، واقعیت سقط جنین، پنهان کردن شواهد، محصولات و فرآورده های جنینی، ایجاد انحراف از آرمان لیبرال، کشتن کودکان، جهان را نجات خواهد داد، مارگارت سنگر، فمینیسم، پلانید پرنت هود، و ترس از جمعیت و شکستن رعب و وحشت از رشد جمعیت می پردازد.

نگارنده جنبش اصلاح نژادی را به طور عمده برمبنای اثار مالتوس، اسپنسر، داروین در قرن 19 می داند و با ارائه جملات ماگارت سنگر که وظیفه ی ما ترویج ارضای جنسی بی حد و مرز بدون ایجاد کودکان ناخواسته است … سیاهان، سربازان و یهودیان تهدیدی برای نژاد هستند….ازدواج تباه کننده ترین عامل برای نظم اجتماعی به اقدامات تکان دهند ه ی موسسه پلانید پرنت هود که او تاسیس کرده است در قالب آگاه سازی کودکان از شیوه مکان های سقط جنین و اتوبوس های سقط جنین برای انتقال دختران مدارس به درمانگاه ها اشاره می کند.

«قتل دلسوزانه رویاروی خانواده» عنوان فصل شانزدهم است که با بررسی منظور از قتل دلسوزانه و خواست مردم به بررسی چیستی و نظر قانون در مورد آن می پردازد و این سوال که اگر بیمار خود بخواهد بمیرد را بررسی  می نشیند.

«تقدیس خطاهای ما: کلیسا رویاروی خانواده» به بررسی جایگاه حقیقت، وضعیت کنونی، جایگاه حقیقت در دین، انجیل های اجتماعی، ورود روانی عصر جدید (تاریخچه ی تفکر عصر جدیدی، از اصول اخلاقی به جادوگری، از صومعه تا جامعه ی جادوگران) می پردازد و اقدامات کشیش های انجیلی و کاتولیک را در زمینه انحرافات جنسی به بررسی می نشیند و بعضی امارهای تکان دهنده از ارتکاب این جرایم در کلیساها را ارائه می کند.

«تبدیل باطل به حق، قوانین رویاروی خانواده» فصل هیجدهم است که با طرح از قواعد رفتاری تا قرارداد، مراحل سلب آزادی و جابه جایی قوانین جای اخلاق، مسئله را در سطح فردی و اجتماعی . ملی و بین المللی بررسی می کند.

فصل نهایی «فراخوانی برای اقدام: گزینه های پیش روی ما» به راهکارهای مقابله با این وضعیت که در فصل های گذشته تشریح شد می پردازد و کتاب با این جمله ی ادموند برک پایان می یابد «برای پیروزی شر فقط کافی است که انسان های خوب کاری انجام ندهند.»

این کتاب را علاوه بر ناشر آن می توان از فروشگاه دفتر نشر معارف در چهارراه کالج و فروشگاه دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران واقع در خیابان جلال آل احمد بین اتوبان شهید چمران و خیابان کارگر جنب دانشگاه تربیت مدرس تهیه کرد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: