یکشنبه 12 ژوئن 11 | 19:00

جایگاه جنبش دانشجویی و وظایف آن نسبت به حکومت

محمدصادق شهبازی

معنای ولایت پذیری پی گیری همین مسائل است، وگرنه همه جا عکس آقا را بزنیم و بعد عکس آقا عمل کنیم که چیزی را حل نمی کند. مثلا همین توصیه به عدالتخواهی، جنبش نرم افزاری و نهضت آزاد اندیشی.


تریبون مستضعفین – متن زیر حاصل میزگردی دانشجویی است که مجمع دانشجویان عدالت‌خواه دانشگاه شهید باهنر کرمان در روز 16 آذر 1389 برگزار کرده است. متن سخنان ایراده شده توسط محمدصادق شهبازی، دبیر سابق جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، بعد از تغییرات و اضافاتی به صورت یادداشت منتشر می‌گردد:

درس های تقارن 16 آذر و محرم

یکی از درس هایی که از تقارن 16 آذر و محرم باید گرفت همین عمل به تکلیف و در صحنه و لحظه ی لازم است. همین شناخت تکلیف های اصلی و اساسی است. همان چیزی که در خطبه ی منا یا خطبه ی ظهر عاشورای امام حسین هست. َ ذَلِكَ أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَ مُخَالَفَةِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَةِ الْفَيْ‏ءِ وَ الْغَنَائِمِ وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِي حَقِّهَا . امر به معروف و نهی از منکر در معنای وسیع کلمه، دعوت به دین با رد مظالم و ادای حقوق و برقراری عدالت و مقابله با ظلم. خب توابین هم یک قیام دینی است اما تفاوت دارد با قیام کربلا.16 آذر قیامی از جنبش قیام توابین است، یعنی قیام واقدام آرمان خواهانه ای است اما دیرتر از زمانی که دانشجو و ملت و نخبگان باید بیدار می شدند و در کنار رهبری دینی می ایستادند به تحقق می پیوندد. گرچه قیام محترمی است و به خاطر انگیزه مقابله با استکبار از آن تجلیل می کنیم، اما کاری کربلایی و به موقع هم نیست. البته درس های زیادی دارد.

دانشگاه ِ بریده از مردم

دانشگاهی که گرفتار اشرافیت معرفتی و بریده از مردم باشد،‌ نتیجه اش این می شود که مقابل مردم بایستد یا دنبال منافع خودش باشد یا جاده صاف کن مطالبات بیگانه. فتنه 88 که کودتای بخش کوچکی از این بدنه علیه 40 میلیون رای ملت بود، تنها نمونه آن نیست، تاریخ روشن فکری ما گرفتار این مسئله است تئوری داماد لرستان از کجال آمد؟ همین سازمان منافقین از کجا آمد؟ باندهای ترور مشروطه را ببنید. همین آقای تقی زاده ای که می رود چند روز بعد از 16 آذر در دانشکده حقوق در تمجید نیکسون صحبت می کند، این همان تقی زاده ی معروفی است که می گوید باید از فرق سر تا نوک پا غربی شویم. همین آدم به جرم اقدامات تروریستی در دوره ای از کشور متواری می شود.

کار روی شیوه های مبارزه با استکبار

باید از 16 آذر درس گرفت، این که رهبری از جنبش دانشجویی خواستند روی راه های مبارزه با استکبار کار کنند نیز تسری همین روح استکبار ستیزی در طول زمان و بسته به شرایط خاص زمانی و مکانی است. در نگاه دینی ما آگاهان امت وظیفه دارند که در مقابل ظلم ها و بی عدالتی های زمانه بایستند و قیام کنند. أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُوم. وگرنه دانشجوی بریده از جامعه و مردم، در همان پازل امثال تقی زاده می افتد اگر جایگاهش را تشخیص ندهد.

دوپینگی به نام 16 آذر

البته می توان هر سال در 16 آذر دوپینگ کرد و اکثرا هم انفعالی شعار داد و عمل کرد و بعد کرکره را پایین کشید تا 16 آذر سال بعد و مثل روز درختکاری و ‍پِوهش و هوای پاک و…. یک روز هم کالا به صور تشریفاتی و نمایشی جنبش دانشجویی را گرامی داشت اما اگر مسائل اساسی حل نشود. تکلیف و جایگاه درست تشخیص داده نشود، همان قدری که آن روزهای نمایشی و فرمایشی ارزش ایجاد می کند و هنجار می آفریند این روز هم موثر خواهد بود.

جایگاه جنبش دانشجویی

این که امام در پیام برای تشکیل تشکل آرمانی خویش(بسیج دانشجو وطلبه) به ارائه چهارچوب های اسلام ناب به سایبر اقشار، عدالتخواهی و مردم گرایی و مقابله با التقاط و تحجر و پول پرستی و اشرافیت و استکبار و غرب زدگی و شرقف زدگی اشاره می کند همین مسیر را مشخص می کند. در نگاه دینی ما جنبش دانشجویی به مثابه بخش پیشرو امت باید در چارچوب اصول کلی تببیین شده به وسیله رهبری دینی وارد صحنه شود. و با تکیه روی آرمان ها و تولید گفتمان و از سوی دیگر کمک به حاکمیت و در صورت لزوم نهی ازا منکر و امر به معروف در چارچوب همان آرمان ها عمل نماید.

معنای ولایت پذیری

معنای ولایت پذیری پی گیری همین مسائل است، وگرنه همه جا عکس آقا را بزنیم و بعد عکس آقا عمل کنیم که چیزی را حل نمی کند. مثلا همین توصیه به عدالتخواهی، جنبش نرم افزاری و نهضت آزاد اندیشی. چرا باید کار به این جا برسید رهبری بعد از این همه خطاب قرار دادن دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگی، نخبگان، اساتید حوزه و دانشگاه و حتی ما دانشجویان باید مجبور شود خودش آستین بالا بزند برای اصلاح علوم انسانی و تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت جلسه تشکیل بدهد. رهبری می گوید کرسی آزاد اندیشی بگذارید یا تشکل ها به سراغ این مسئله نمی روند، یا می روند مسئول اجازه برگزاری نمی دهد، یا می دهند بعد با کسانی که حرف زده اند برخورد می کنند. البته باید توهین و جوسازی نباشد و با کسانی که خارج از چارچوب منطق و اخلاق اقدامات ساختار شکن می کنند، برخورد کرد اما آیا صرف اعلام نظر مخالف در چارچوب یک کرسی آزاد اندیشی شایان برخورد است. رهبری می گویند همت و کار مضاعف، مهم ترین عرصه اش مبارزه با مفاسد اقتصادی است، اتفاق خاصی نمی افتد. یا رهبری در جمع دانشجویان از تقدم فرهنگ بر سیاست و سیاست بر اقتصاد در جامعه دینی می گویند، بعد مظلومیت فرهنگ حتی در تشکل های دانشجویی پیدا می کنیم. این اقدامات خلاف ولایت مداری نیست؟

بعضی از عرصه های مهم امروز و محل ورود عدالتخواهان

عدالت خواهی، احساس مسئولیت در مقابل اصل 44 و تب خصوصی سازی های افسارگسیخته، عضویت در تجارت جهانی، هدفمندی یارانه ها و پیشنهاد راهبرد قیمتی مقداری، الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، سیاست خارجی در مواردی مثل مذارکرات ژنو، دیکتاتوری آکادمیک گروه های مافیایی علوم انسانی، فرهنگ و…. بعضی عرصه هایی است که ضرورت دارد در آن وارد شد و عدالتخواهان نیز اقدامات مختلفی را در این عرصه سامان داده اند. فتنه 88 مرد، باید برگردیم روی کارهای اصلی مان، اصلا عدم انجام همین کارهای اصلی فضا ر ابرای تحقق فتنه فراهم کرد. در تعامل با حاکمیت هم باید جاهایی مثل اردوهای جهادی به کمک شتافت، جاهایی هم حمایت کرد، جاهایی هم امر به معروف و نهی از منکر کرد، البته نباید فضای یاس آلود بر این مسائل سایه بیاندازد.

عدالتخواهان در مواردی مثل گفتمان سازی عدالت و اسلام ناب و آرمان های جهانی انقلاب و قانون گرایی و مبارز هبا فقر و فساد و تبعیض در سال های گذشته وارد شده اند. در عرصه هایی مثل مسائل عینی زندگی مردم نظیر کارتن خوابی، دانشجوی پولی، مطالبه ساده زیستی و نظارت بر دولت و مجلس، دفاع از حقوق هسته ای مثل زنجیره انسانی دور یو سی اف اصفهان و سایت نطنز ، کار تئوریک برای عدالت، بررسی تحلیلی بعضی موارد فسادزا و تولید محتوا و راه حل و مطالبه از مسئولین در آن حوزه، ، مقابله با تجدید نظر طلبان و ساحتارشکنان و…. وارد شده اند.

مدل انتقاد از سطوح مختلف حاکمیت

جاهایی که جنبش دانشجویی در چارچوب اصول به تعارض عمل کردها با اصول یا نقد در مقابل شیوه های مختلف حاکمیت می شود. باب سوال تبیینی که همیشه و از هر سطحی از حاکمیت باز است. در حوزه النصیحه للائمه المسلمین هم که قرار دادن همه ظرفیت های خود در اختیار حاکمیت مثل کمک و حمایت است. در باب نهی از منکر و انتقاد هم از سطوح پایین و میانی و حتی ارشد می توان بدون معارضه و یاس و ندیدن نقاط مثبت انتقاد کرد. در مورد رهبری مسلئه متفاوت است. اساسا جایگاه رهبری جایگاه مخشص کردن شاخص های حرکت عمومی جامعه و تبدیل آموزه های دینی به سیاست های کلان نظام و جامعه است. اگر کسی انتقاد دارد آیا به این آموزه ها و چارچوب کلی قانون اساسی مخالف است این که از اساسا اپوزیسیون است و نمی تواند از مزایای انتاقد درون سیستمی استفاده کند. به عمل کرد رهبری در موارد خاص اعتراض دارد، که چارچوب قانونی و مجلس خبرگان برای این مورد تعبیه شده است. انتقاد از منصوبان رهبری و افراد مورد تنفیذ وی مثل ریاست جمهوری و صدا و سیما و قوه قضائیه دارد که این جزو همان سطوح ارشد است که گفتیم و ربطی به ایشان ندارد، خود ایشان هم بارها در مورد قوه قضائیه و صدا و سیما که خودشان هم انتاقددارند، تصریح کرده اند. بعضا این قدر به بحث های ایشان توجه نشده که ایشان خودش مجبور است مثلا با هنرمندان تشکیل جلسه بدهد و آن ها را توجیه کند. اما ما با این مسئله مواجهیم که یک عده یا می خواهند بر اشکالات سیستم ماله کشی کنند یا همه سیستم را با هم نفی کنند، اگر سوپوری درست جارو نمی کند، بگویند سوپور زیر مجموعه سرسوپورهاست. سر سوپور مال شهرداری منطقه، شهرداری منطقه زیرمجموعه شهرداری، بعد وزارت کشور، ریاست جمهوری و رهبری کل سیستم را نفی کنند. این ها با همان ماله کش ها دو سر قیچی هستند که می خواهد اسلام ناب و عدالت را بزند. همین آقای منتظری بروید کتاب دراسات فی ولایت فقیهش را ببنید و اظهاراتش را در مجلس خبرگان قانون اساسی آن جا می گوید حتی اگر خطای ولی فقیه مشخص شد، یا حتی معصیت و فساد جزیی اش، کسی حق مقابله ندارد، مگر این که یک سیر و سیره عینی شود تازه آ نجا هم باید از چارچوبش رفت، حتی می گوید اگر هر کسی از هر جا گفت عمل رهبری خلاف است و… نباید به هر بهانه مجلس خبرگان تشکیل داد، فضا برای هوی و هوس عده ای باز می شود. بعد خود ایشان خلاف فتوی و نظر علمی خویش، عمل می کند. مشکل ما این است که یک عده شترمرغ وار یم خواهد هم درون سیستم باشند هم از مزایای درون سیستم بودن استفاده کنند هم از مزایای اپوزیسیون وبیرون سیستم بودن. اگر جنبش دانشجویی به وظیفه اش در این چارچوب عمل کند نوبت و فضا به این کژکارکردها نمی رسد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: