سه‌شنبه 20 سپتامبر 11 | 17:00

جنبش دانشجویی از این پس …

محمدصادق شهبازی

الآن وقت عمل به وظایف آن چیزی است که امام ضروری ترین تشکل می خواند: «روحيه ي شهادت و رشادت و كار گمنام براي انقلاب اسلامي‏، ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى، خلوص و صفا‏، كانون هوشياري و عدم غفلت از توطئه هاي دشمن، تسلیح به سلاح پولادين صبر و ايمان براى شكستن امواج طوفان ها و فتنه‏ ها و جلوگيرى از سيل آفت ها، حركت در خط اسلام ناب محمدى و مخالف با استكبار و پول پرستى …


تریبون مستضعفین – محمدصادق شهبازی

اشاره: این متن حاصل یک جلسه دانشجویی در آذرماه 1388 به دعوت مجموعه فرهنگی آسمان دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین است که بعد از انتشار یادداشت جنبش دانشجویی از این پس برای بررسی افق های آتی جریان دانشجویی اسلام گرا و در جمع فعالان تشکل های دانشجویی اسلام گرای دانشگاه قزوین صورت گرفت. که خلاصه ای از آن به صورت یادداشت منتشر می گردد.

جنبش دانشجویی در دنیا

همه جا در چارچوب تئوری ها اصولا جنبش دانشجویی معترض و چپ دیده می شود. باتامور در تئوری های جنبش های جدید آن را تظاهرات فرهنگی نسل ها می خواند، دیگران محصول عدم توسعه سیاسی، اعتراض به مدرنیته و واپس گرایانه، درک فاصله بین خود و جهان مدرن (بر اساس تئوری احساس محرومیت نسبی مرتون و تد رابرت گر)، جنبش روشن فکری و زندگی ناسالم جنسی و تراکم و فشار انرژی جنسی (بشیریه و احسان نراقی) می خوانند، جالب است جنبش می 1968 اساسا یک جنبش جنسی است که می توان در خاطرات مربوط به آن مثل برخورد با آدرنو و دیگران مسائلی را دید.

دانشگاه برون‌زا و غرب‌زده

دانشگاه ما هم چنین شکل گرفت. غرب زده و برون زا و با تمایل به راست ساختار دانشگاه، و اشرافی و بی ارتباط با جامعه. از دل آن جنبش دانشجویی چپ دهه 20 و ۳۰ شکل گرفت که در دهه 40 با افول روبرو شد و جنبش دانشجویی چپ گرای التقاطی دهه 40 و 50. یک سنت ویران گری چپ بر روشن فکری ما حتی راست های شان سیطره انداخته که داشته های فرهنگی و دینی و بومی را همه تخریب کنند. و البته یک سنت جذب جنسی هم به ویژه در دروان طیف چپ روشن فکری از ابتدا تا به امروز وجود داشته است. با این روشن فکری بر دوالیسم معرفتی و ساختاری دانشگاه و جامعه تداوم یافته است.

کار امام و جریان اسلام گرا با جنبش دانشجویی

امام و جریان اسلام گرا دو حرکت بزرگ در جنبش دانشجویی کلید زدند؛ بازگشت دانشگاه به اسلام و مردم، تغییر گفتمان غالیب چپ مارکسیستی و ماکزیمم التقاطی پسا استعماری به ادبیات ضد استکباری و تبدیل اعتراضات کور و بی حاصل به آمریکا و سرمایه داری به اقدامات متمرکز علیه نظام سلطه و استکبار جهانی، تغییر تعریف خود و دیگری از مذهبی شیعه و سنی، ناسوینالیسم سایسی و فرهنگی و حتی روشن فکری دینی تشیع علوی و صفوی به اسلام ناب و اسلام آمریکایی و مستضعفین و مستکبرین و تغییر دشمن شناسی های انحرافی از یک سو و فرستادن جنبش دانشجویی به سراغ سایر اقشار و کارخانه ها و مدارس و مساجد و مناطق محروم و کوره پزخانه ها و…. از سوی دیگر جزو ثمرات این دو حرکت بزرگ بود.

وقتی تئوری های جامعه شناسی سیاسی و جنبش ها کم می آورند

مردم و دانشجویان به خاطر پای بندی امام به اصول اسلامی و انسانی (فقاهت و عدالت، دین فهمی و دین ورزی) و تعبد شحصی و عمل به تکلیف دینی به صحنه آمدند و در رابطه ی دو جانبه ی امت و امام، انقلاب اسلامی همه چیز را عوض کرد. این جا بود که نه رهبری کاریزماتیک وبر کار می کرد نه تئوری های روان شناختی و سیاسی و اقتصادی، نه شکاف نسلی، سنت زدگی و التقاط زدگی و تلقی واپس گرایانه یا مدرن، و نه حتی تببین انرژی جنسی . دینی بود و مهم ترین عنصر همراهی و پیش تازی جنبش دانشجویی تقوی و تکلیف و عدم وابستگی به تعلقات دنیایی و پیروی از رهبری دینی بود. آثارش را هم در تغییر تئوری های انقلاب و تبیین کننده جنبش دانشجویی نشان داد. و تئوری های ضد جنبش دانشجویی را هم باز تولید کرد، یا از دل همین به نوعی تلاش کردند پاد انقلاب مخملی را طراحی کنند یا نسل جدید تئوری های جنبش های اجتماعی جدید که بعد از می 1968 آمده بود نیز زاده شد.

شروع عقب گرد …

دولتی کردن همه چیز در دولت موسوی، روتین شدن همه نوع موضع گیری ها مثل تجمع و تحصن و … پولی شدن آموزش عالی و ورود به دانشگاه، بی سوادی و عدم اطلاع از منظومه ارزشی آرمان ها و اولویت بین آن ها، سیاست زدگی، کم رنگ شدن معنویت و سکولاریزاسیون عرصه سیاسی و مذهبی و ترویج تفکرات حجتیه ای، بالا بردن هزینه کار دانشجویی و تعبیرات غلط از رابطه ی امت و امامت و در نهایت جنبش واپس گرای لیبرال دهه 70 تیر خلاصی به جنبش دانشجویی زد که هنوز نتوانسته ایم آن را جبران کنیم.

بعضی از کارهای جنبش دانشجویی انقلاب اسلامی

ایفای نقش موثر در اجرای انقلاب و براندازی نظام طاغوت در قالب آگاه سازی اقشار و پیوند با آن ها، مبارزه با پایه های رژیم، تشکیل نهادهای انقلابی، که در قالب جهاد سازندگی و رفتن به مناطق محروم و مدارس و مساجد و گام های ابتدایی وحدت حوزه و دانشگاه خودش را نشان داد. استکبار ستیزی در قالب فتح لانه جاسوسی، قطع دست ایادی استکبار در داخل کشور، خودکفایی علمی و تحقق استقلال و حفاظت از آن و پرسش از غرب، اسلامی کردن دانشگاه در قالب تبلیغات دینی، انقلاب فرهنگی و مبارزه با غرب زدگی و شرق زدگی در دانشگاه، صدور انقلاب در قالب نمایش دین ورزی و اثرات آن در داخل کشور، همایش نهضت های آزادی بخش در نیمه شعبان 1358 در لانه جاسوسی، ارسال هسته های تبلیغی به کشورها و مراسم حج با همکاری سپاه و سازمان تبلیغات، برگزاری دو همایش بین المللی حرکت اسلامی دانشجویی و راهپیمایی وحدت اسلامی در مدینه و برائت از مشرکین در مکه، حفظ و پافشاری بر اصول اولیه ی انقلاب و مبارزه با انحرافات حاکمیت، مبارزه با تهاجم فرهنگی در دانشگاه و جامعه، کلید زدن نهضت نرم افزاری با زمینه سازی خودکفایی و پرسش از غرب و گفتمان سازی امکان و ضرورت تولید علم بومی و دینی و تمدن اسلامی، عدالت خواهی در قالب تداوم اردوهای جهادی و پرسش از مسئولین و گفتمان سازی، مبارزه با جنگ نرم و دفاع از سلامت مغزها و قلب ها در قالب رفع شبهه و توضیح و تبیین مواضع دینی و ایجاد انس و الفت بعضی از اقدامات این جریان بود که یک ضلع اصلی تحولات کشور در طول سه دهه گذشته بوده است.

این سیر طی شده اما در بسیاری از حوزه ها هنوز به نتیجه نرسیده ایم و مبارزه ادامه دارد مثلا همین مقابله با دیکتاتوری آکادمیک گروه های مافیایی علوم انسانی. جاهایی هم رسیده ایم که احتیاج به تثبیت و گسترش دارد. ما باید درس بگیریم و از حرکت در خود به حرکت برای خود تبدیل شویم نه آن برای خودی که مارکس می گوید، و چیزی جز انسان اقتصادی بریده از معنا و انسانیت نیست یا انسان جنسی فروید یا انسان ارتباطی مالینفسکی، خود ما امت اسلامی است و حرکت برای تعالی و گسترش آن.

معرکه ساختن حول آرمان های انقلاب

بعد از فتنه ۸۸ جواد نقوی عالم انقلابی پاکستانی را در جلسه ای دیدم، گفتم ما از مسائل بین المللی به خاطر کارهای داخلی بازماندیم. گفت لازم نیست شما برنامه بین المللی بریزید معرکه ای حول آرمان های انقلاب درست کنید همه از همه جای دنیا خودشان را به این جا خواهند رساند. ما باید معرکه بسازیم، یعنی معرکه ای حاضر هست ما باید درون آن پیش تازی کنیم. اگر نسل قبلی پیش تازی کرده بود، کار به پاره کردن عکس امام نمی رسید. حالا که از لطف خفیه الهی بعد از فتنه معرکه حول آرمان های اصلی خط امام و اصول اساسی انقلاب و در راس همه ولایت و استکبار ستیزی و صدور انقلاب جنگی درگرفته باید از فرصت استفاده کنیم و گفتمان امام خمینی و انقلاب اسلامی را بسط دهیم. باید اصول خط امام در کوتاه مدت و دراز مدت ، بازخوانی و طرح شود. همین ابزار کرسی های آزاد اندیشی که رهبری تاکید دارند هم در قالب دانش جویی و هم استادی می تواند به فضاسازی حول این مسئله و طرح این دغدغه ها کمک کند.

ضرورتی ترین تشکل و آرمان های آن

تشریفات 16 آذر را رها کنیم و برگردیم مطالبات امام را از تشکل آرمانی اش مرور کنیم. الآن وقت عمل به وظایف آن چیزی است که امام ضروری ترین تشکل می خواند: «روحيه ي شهادت و رشادت و كار گمنام براي انقلاب اسلامي‏، ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى، خلوص و صفا‏، كانون هوشياري و عدم غفلت از توطئه هاي دشمن، تسلیح به سلاح پولادين صبر و ايمان براى شكستن امواج طوفان ها و فتنه‏ ها و جلوگيرى از سيل آفت ها، حركت در خط اسلام ناب محمدى و مخالف با استكبار و پول پرستى (عدالتخواهی) و تحجرگرايى و مقدس نمايى، فراگیر سازی بسیج و تفكر بسيجي، آموزش فنون دفاعی و نظامی، طنین اندازی تفکر بسیجی بر کشور و به تبع آن رویکرد تهاجمی داشتن و پرهيز از انفعال، تداوم قدرتمندانه انقلاب، دفاع با تمام توان در دانشگاه و حوزه از انقلاب و اسلام، پاسداری اصول تغييرناپذير «نه شرقى و نه غربى»، اتحاد و يگانگى، جلوگیری از نفوذ ايادى امريكا و شوروى در دانشگاه و حوزه، عهده داری مسائل اعتقادى، ارائه چهارچوب هاى اصيل اسلام ناب محمدى، تفكر براي ايجاد حكومت بزرگ اسلامى، تشکیل هسته‏ هاى مقاومت در تمامى جهان و تسري بسيج به دنيا، ایستادگی در مقابل شرق و غرب، مديريت صحيح و خوب برای فاتح جهان نمودن اسلام‏، تداوم راه انقلاب، فداکاری برای انقلاب اسلامى در جهان، فراهم آوردن زمینه اثبات امکان زندگى‏ مسالمت آميز توأم با صلح و آزادى بدون ابرقدرت ها برای مسئولین، حضور در صحنه، قطع ريشه ضد انقلاب در تمامى ابعاد.»

دست به کار شدن

باید برای مردم و دانشگاه این مسائل را تبیین کرد و خودمان وارد عمل شویم. امام در 23 خرداد 1358 در اوج دعواها و اغتشاشات به بچه ها چه می گوید: «آقا شما نشسته ايد كه چهار تا كمونيست بيايند در دانشگاه و قبضه كنند دانشگاه را!؟ شما مگر كمتر از آنها هستيد؟ عدد شما بيشتر از آنهاست؛ حجت شما بالاتر از آنهاست. شما اين مسائل را كه بگوييد، خيانت اينها را مى‏توانيد واضح بكنيد در آن مكان، در دانشگاه. خيانتشان را مى‏توانيد واضح بكنيد كه خودشان بگذارند بروند. بايستيد، صحبت كنيد. بگوييد آقا، خوب بياييد يكى يكى بگوييد ببينم شما چكاره هستيد آمده ايد توى دانشگاه داريد اخلال مى‏كنيد؟ مى‏خواهيد چه بكنيد؟ مى‏خواهيد درس بگوييد برايمان؟ شما كار خودتان را اول حساب بكنيد كه چكاره هستيد توى اين مملكت. شما از اهل اين مملكت هستيد، يا عمال غير هستيد خودتان را به ما مى چسبانيد؟ بايستيد آقا بگوييد. البته بايد اشخاصى هم كه گوينده هستند بيايند در دانشگاه‏…در هر صورت عمده، فعاليت خود شماهاست….اينها تودهنى مى‏خواهند آقا! عدد شما زيادتر است؛ حجت شما بالاتر است؛ خيانت آنها واضح است. گفتن مى‏خواهد. اجتماع بكنيد، بگوييد مطالب را. يك رئيس، يك معلم را كه مى‏بينيد كمونيستى است بيرونش كنيد از دانشگاه. من نمى‏گويم حالا جنگ بكنيد با آنها، جنگ نمى‏خواهيم حالا بشود، اگر يك وقتى منتهى به اين شد، به يك روز اين ها را بيرون شان مى‏كنيم! اما حالا نمى‏خواهيم يك جنگى بشود؛ مى‏خواهيم حالا با ملايمت بشود؛ اما خوب، با صحبت. آنها صحبت مى‏كنند؛ شما هم صحبت بكنيد. شما ننشينيد يكى ديگر برايتان صحبت بكند؛ يك روحانى بيايد صحبت كند؛ خودتان برويد، هر كدامتان مى‏توانيد، در مقابل آنها بايستيد صحبت كنيد. آن مى‏گويد؛ شما هم بگوييد. آن وقت يكى يكى انگشت بگذاريد روى كارهايشان كه تو اين كارى كه مى‏كنى براى چيست؟ تو، تو تابع كى هستى كه اين كارها را مى‏كنى؟ تو ايرانى هستى و اين كار را مى كنى، يا امريكايى هستى يا شوروى؟ يا براى آنها كار مى‏كنى، يا براى ايران. اگر براى آنها كار مى‏كنى، جاى شما اينجا نيست، برو آنجاها كار بكن. »

بعضی از ضرورت ها و عزم مبارزه

باید به دانشگاه محدود نشویم؛ باید به سراغ مساجد و مدارس و هیئات و کارخانه ها برویم… نیرو هم همین جا ساخته می شود وسط میدان جنگ نه در خلاء. ما باید با این فضا دانشگاه را به بزرگ ترین تهدید علیه جریان فتنه تبدیل کنیم.

بحث چهره به چهره، نشریه دانشگاهی و سایر محیط ها، مطالبه دراز مدت از مسئولین و مطالبه امروز از سران فتنه در خط امام و قانون گرایی و صداقت و جمهوریت و تقلب و فاشیزم و… ما در همه این ها دست بالا را داریم و پرسش گر و مطالبه کننده هستیم. باید امروز با جبهه فرهنگی انقلاب گره خورد. متد و روش و وسیله را می توانیم از همن فضای فرهنگی و هنری بگیریم. که تا کفر و شرک هست مبارزه هست و اولین گام در مبارزه اراده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: