پنج‌شنبه 09 ژوئن 11 | 14:08

درهای سینماهای غرب به روی کدام فیلم ها باز است

باید از این پس منتظر به نمایش درآمدن فیلمهای بیشتری از این جنس در سینماهای آمریکا و اروپا باشیم و البته این به آن معنا نیست که راه به روی همه فیلم های ایرانی باز است.


خبرهای منتشر شده حاکی از اکران آخرین ساخته اصغر فرهادی در سینماهای فرانسه است. همچنین در خبرها آمده است که نانی مورتی فیلمساز ایتالیایی حق پخش این فیلم را در ایتالیا خریداری کرده است و احتمالا بر همین اساس فیلم فرهادی در ایتالیا نیز نمایش داده خواهد شد.

چندی قبل هم محمد نیک بین تهیه کننده فیلم «یکی از ما دو نفر» گفته بود ممکن است این فیلم هم مانند فیلم قبلی میلانی اکران خارجی داشته باشد که احتمالا این اکران در آمریکا انجام خواهد شد.

اکران فیلم های ایرانی در سینماهای آمریکا و اروپا غیر از اکران های خاص و جشنواره ای اتفاق معمولی نیست. چندی قبل تلاش هایی توسط گروه سازنده فیلم ملک سلیمان در همین جهت انجام شده بود.

در سالهای پس انقلاب، سینمای ایران دچار یک پوست اندازی شد. در حالی که حذف فیلم فارسی فضا را برای نفس کشیدن سینمای جدی ایران باز کرد بود؛ به موازات شکوفا شدن سینما داخلی نوع دیگری از سینما که پیش از انقلاب منحصر به برخی آثار تولید شده در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان بودند، سر برآوردند و از آنجا که دارای مخاطب داخلی قابل توجهی نبودند، بیش از همه مورد توجه جشنواره های خارجی و عمدتا اروپایی قرار گرفتند. البته دلیل این جشنواره ها در توجه به این نوع سینما همان دلیلی بود که این جشنواره ها برای تبلیغ و تشویق دیگر آثار سینمایی کشورهای جهان سوم داشتند. مخاطب غربی درباره کشورهای جهان سوم یک نگاه توریستی را می پسندید، نگاهی که او را از این که در قطب متمدن دنیا زندگی می کند دچار رضایت کند و البته به نوعی حس ترحمش را نیز اندکی تقویت کند و این همان تصویری بود که آن سینمای بی مخاطب ایرانی داشت؛ فقر، سیاهی، فلاکت. به جرات می توان گفت که اگر جوایز و تبلیغات جشنواره ها نبود قطعا این نوع از سینما زنده نمی ماند و برای نزدیک به دو دهه تصویر مورد علاقه غرب را از ایران برای دنیا تولید نمی کرد

اینکه چرا و به چه علت تا به امروز اکران عمومی این گونه فیلم های ایرانی در سینماهای غربی- یعنی همان آمریکایی یا اروپایی- شیوع و رواج نداشته است خود سوالی است که پاسخ چندان سختی ندارد. این سینما تا به امروز توان کمر راست کردن در دنیای واقعی سینمای جهان را نداشته و تنها رویه ای از آن مانند یک پوستر قابل قبول بود اما نشان دادن پادشاه عریان چندان به صلاح و مصلحت این نوع جدید سینمای منسوب به ایران نبوده است.

اما نسل جدید سینما گران ایرانی کم کم می آموزند تا جذابیت های سینمایی را برای به تصویر کشیدن همان نقش ها به کار بگیرند به طوریکه مخاطب رغبت کند تا تصویرگری از جامعه خودش را اگر چه زیر خروارها شعار مدفون باشد از دریچه دوربین کارگردان ببیند و درست همین جا است که این نوع از سینما دیگر باید روی پای خودش بایستد و برای این این کار هم، هم نیاز به کمک مالی دارد و هم به حمایت مالی.

اگر این طور به ماجرا نگاه کنیم، باید از این پس منتظر به نمایش درآمدن فیلمهای بیشتری از این جنس در سینماهای آمریکا و اروپا باشیم و البته این به آن معنا نیست که راه به روی همه فیلم های ایرانی باز است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: