دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
شنبه ۲۱ خرداد ۹۰ | ۰۸:۳۰
تبیین هویت سیاسی حزب الله توسط جلیلی

بزرگترین تهدید استفاده نکردن از فرصت‌هاست

وحید جلیلی

خیلی از این طیفهای اصولگرایان؛ اینها در ذهنشان این است که برگردند و این دوره فترت تمام شود و برگردند به دوران مشعشع دو قطبی که چپ و راست با همدیگر به زندگی مسالمت آمیز رسیده بودند.


متن کامل سخنرانی وحید جلیلی در مسجد صنعتگران مشهد مقدس – ۲۳ دیماه ۸۹

 

«تلک الدار الآخره نجعلها للذین لایریدون علواً فیالارض و لافساداً» چند نکته را عرض میکنم و بعد دوستان اگر نکته ای، سؤالی و بحثی داشتند در خدمت هستم. یکی از اهداف جدی و اصلی فتنه ۸۸ به نظرم منصرف کردن و منحرف کردن و پرت کردن حواس ما از فرصتهایی بود که در خیزش جدید مردمی و در جنبش گسترده آرمان جویانه ملی با شعار عدالت به وجود آمده است. حداقل ضرر فتنه ۸۸ این بود که ما تا مدتها و شاید تا همین الآن داریم از فتنه گران و جنبش سبز و… حرف میزنیم. فضای فکری یا رسانهای ما کم و بیش متأثر از این مسأله است. خب تهدیدی متوجه نظام شد، قاعدتاً راجع به ابعاد و عوامل و نتایج و پیامدهای این تهدید صحبت میکنیم. از این نظر بخشی از اهداف فتنهگران محقق شد.

نظامی که در سیمین سالگرد تأسیس خود انتخاباتی را برگزار کرده با ۸۵ درصد مشارکت و۴۰ میلیون رأی و دولتی انتخاب شده با نزدیک ۲۵ میلیون رأی. کسانی که از بیرون انتخابات را نگاه میکردند میگفتند نظام جمهوری اسلامی در فضای منطقه ای و جهانی به حد یک ابرقدرت رسیده است.

چون آنها میخواستند احمدی نژاد را لجنمال کنند تلاش کردند هر آنچه علیه احمدی نژاد در داخل کشور گفته میشود توسط کاندیدهای دیگر ریاست جمهوری و هوادارانشان در فضای بینالمللی بازتاب بدهند. غافل از اینکه دارند آزادی سیاسی که در ایران وجود دارد را بازتاب میدهند. این چه دیکتاتوری است؟ احمدی نژاد چه دیکتاتوری است که به این راحتی تجمعات چند ده هزار نفره علیه اش برگزار میشود. کاندیداهای ریاست جمهوری با استفاده از امکانات خود نظام بیشترین فحاشیها را به او میکنند. یعنی آزادی و رقابت سیاسی که در نظام جمهوری اسلامی در چهارچوب نظام وجود داشت علیرغم تبلیغات دشمنان، به جهان منتقل شد. یعنی میخواستند احمدی نژاد را خراب کنند ولی نظام جمهوری اسلامی ظرفیتها و قدرت خود را به رخ جهان کشید. آزادی که در انتخابات ریاست جمهوری وجود داشت حتی. از آمریکایی که ادعای آخر دموکراسی و… را داردکم نداشت.

بعضی از دوستان به طور مثال در لبنان که پیگیر مسائل داخل ایران بودند میگفتند که شما شاید خودتان متوجه نباشید ما که از بیرون نگاه میکردیم داشتیم بال درمیآوردیم. آنچنان سرافرازانه در مقابل معاندین و دشمنان انقلاب اسلامی میرفتیم و آنها در مقابل نظام جمهوری اسلامی که این همه ظرفیت و قابلیت دارد به شدت خفیف شده بودند. در مقابل کدام کشور؟ کشوری که دینیترین و در عین حال دموکراتترین کشور منطقه است. اینها یک عمر میگفتند که بین انتخابات و دین، بین جمهوریت و اسلامیت تضاد وجود دارد. نظام دینی در ایران شکل گرفته است به خاطر اینکه مردم را سرکوب کند، به خاطر اینکه نگذارد رقابت شکل بگیرد، به خاطر اینکه انتخابات فرامایشی برگزار کند وحالا خودشان مجبور شده بودند ۱۸۰ درجه خلاف این را به دنیا نشان بدهند. گفتند تا روز انتخابات، جمهوری اسلامی در چشم جهان و به خصوص منطقه در حد یک ابرقدرت بالا رفته بود. انتخاباتی با ۸۵ درصد مشارکت.

زمان حسنی مبارک در مصر انتخابات برگزار میشد مشارکت چقدر بود؟ کمتر از ۲۰ درصد. حسنی مبارک ۳۰ سال رئیس جمهور بود. انتخاباتی هم که در مصر برگزار میشد معمولاً یک کاندیدا داشت که حسنی مبارک بود. اتفاق پارسال میتوانست موج بزرگی را که اول انقلاب پدید آورد دومرتبه در منطقه ایجاد کند. همه میگفتند جمهوری اسلامی هر روز دارد از لحاظ مادی و اقتصادی و علمی و و… پیشرفت میکند. از لحاظ آزادی های سیاسی و دموکراسی هم که قابل مقایسه با ما نیست و خیلی جلوتر است. از لحاظ دینی هم که علمدار است. یعنی یک الگوی کامل به کشورهای منطقه ارائه میشد. مطمئناً اگر آن ماجراهای بعد از انتخابات پیش نمیآمد ما شاهد تحولات جدی در منطقه بودیم. (این سخنرانی پیش از خیزش کشورهای عربی ایراد شده است)خیلی جفاست به نظامی که بلوغ خودش را نشان داده و به آن اوج رسیده و به صورت الگو درآمده، و انتخاباتی برگزار کرده که میتوانست سکوی جهش و پرش نظام به پله های بسیار بالاتری بشود. خیلی جفاست که ما به جایی برسیم که بگوییم خب الحمدالله نظام که ساقط نشد!! الحمدالله فتنه گران شکست خوردند و… اگر ما یک چنین جملهای را بگوئیم معلوم است که فتنه گران پیروز شدند. چون آنها چیزی بیشتر از این نمی خواستند که نظام جمهوری اسلامی نتواند از این فرصت بزرگی که برایش پیش آمده است استفاده درست بکند. فرصتی برای ابرقدرت شدن، فرصتی برای تحولات عظیم داخلی و خارجی و بینالمللی در فضای سیاسی و.. . فتنه گران این ظرفیتهای عظیم را مخدوش و منکوب کردند. لعنه الله علیهم اجمعین.

نگاه تهدید محور، نگاه معیوبی است

اگر ما با چنین زاویه دیدی به فتنه ۸۸ نگاه کنیم نتیجه آن چه خواهد شد؟ اگر دشمن شناسی کنیم و ببینیم دشمن چه میخواهد بکند و هدف دشمن را دقیق بشناسیم آن موقع میتوانیم با آن مقابله کنیم. اگر یکی از مهمترین اهداف دشمن این باشد که ما از فرصتهای نظام از ظرفیتهای نظام غافل شویم و نتوانیم از آنها استفاده بکنیم بنابراین بهترین حرکت دشمن ستیزانه شناخت این فرصتها و ظرفیتها و قابلیتها و فعال کردن آنهاست. ما دچار یک خطای استراتژیک شدیم و این خطا خطای بزرگی است. یعنی در نسبت خودمان با انقلاب ؛در نسبت خودمان با نظام، استراتژی که انتخاب کردیم، استراتژی تهدید محوری است و این به نظرم استراتژی غلطی است یعنی چه تهدید محوری؟ یعنی اینکه ما صرفاً تهدیدهای نظام را ببینیم یا تهدیدهای نظام را بیشتر از فرصتهایش ببینیم.

کسانی هم که این استراتژی را ترویج میکنند نوعاً آدمهای دلسوزی هستند ولی متأسفانه بصیرت لازم را ندارند در حوزه های مختلف این وجود دارد. مثلاً در مورد تهاجم فرهنگی این خطا وجود دارد. هی بگوئیم که دشمن میخواهد این کار را بکند، آن کار را بکند، دشمن این قدر پیچیده عمل میکند، دشمن این قدر امکانات دارد، دشمن این قدر نیرو دارد، دشمن این قدر مزدور دارد و… این مطمئناً یکی از لوازم مبارزه هست. شناخت دشمن، امکاناتش، ابزارش، پیچیدگیهایش، توطئههایش و… رصد دشمن، دیدهبانی نسبت به دشمن و تحلیل داشتن نسبت به اقدامات دشمن و… کسی که این را نداشته باشد مطمئناً شکست خواهد خورد اما این کافی نیست. این بخشی از مبارزه است. بخش مهمتر مبارزه شناخت فرصتهاست.

در حوزه فرهنگ و رسانه و هنر مثالهای متعددی وجود دارد. کسانی که ادعای مبارزه با تهاجم فرهنگی را دارند به جلسات و بولتنها و نشریاتشان نگاه کنید. با دهها و صدها دشمن انقلاب اسلامی آشنا میشوید ولی با ۱۰ تا دوست آشنا نمیشوید. برخی از نشریاتی که ادعای مبارزه با تهاجم فرهنگی را دارند ورق بزنید، با دهها روشنفکر ضد انقلاب، فیلمساز ضد انقلاب، نویسنده ضد انقلاب، استاد دانشگاه ضد انقلاب آشنا میشوید ولی با ۵ نفر نخبه حزب اللهی آشنا نمیشوید.

این سیستم، معیوب و بیمار است. در بولتنهایی که مثلاً بسیج میدهد یا نمیدانم فلان حزب اصولگرا میدهد شما نگاه کنید بولتنها نوعاً چیست؟ خبرهای منفی. خیلی هم جذابیت دارد رویش هم میزنند محرمانه. کسی که ۱۰ سال است بولتنخوان شده یا در جلسات بولتنی شرکت کرده ظرفیت ذهنی او را پر میکنند از اینکه دشمن دارد نظام جمهوری اسلامی تهدید میکند. فلان گروه لسآنجلسی نشستهاند کار را کردهاند. نهضت آزادی در قزوین جلسه تشکیل داده و… و دیگر تمام است.

یعنی صدها هزار نیرو و دهها هزار پایگاه در کشور داریم فعالیتهایی که برای اینها تعریف میشود نوعاً چیست؟ شناسایی دشمن و انصراف توجه اینها از فرصتهای عظیمی که در جبهه های مختلف از جمله جبهه فرهنگ برای انقلاب اسلامی به وجود آمده است در طی این۳۰ سال. اینفرصت ها را متأسفانه خیلی وقتها در عمل انکار میکنند و نسبت به آن غفلت ایجاد می کنند. این را شما مقایسه کنید با موضع رهبری. کیست دشمن شناستر و دشمنستیزتر از رهبری؟ شما ببینید در ادبیاتشان چقدر راجع به تهدیدها و دشمنها تأکید میشود. ولی ما فقط همین بخش را میبینیم فرصتهایی را که ایشان به آن اشاره میکند توصیه میکند به سمت آنها برویم و قدردانی بکنیم و از آن استفاده بکنیم را نمیبینیم. دهها و صدها کتابی که ایشان اسم میآورد که آقا این کتابها را بخوانید. اینها را حتی اگر بگوئیم رهبر انقلاب اسم آورده مثلاً گفته فلان کتاب و… اصلاً نشنیده ایم. با اینکه اینها هم در همان سخنرانیها هست. در همان سایتها هست. ولی چرا دیده نمیشود؟ چون نگاه معیوب است. نگاه تهدید محور است. اصلاً راجع به فرصتها هیچ رفلکسی نشان نمیدهد. یعنی حتی اگر آقا پشت یک کتاب بنویسد جناب آقای مخدومی کتاب شما را خواندم و مست شدم و کلی تجلیل کند و.. از فلان نویسنده، او نمیبیند. نگاه تهدید محور یعنی این. از برخی از این یادداشتها ۱۸ یا ۲۰ سال گذشته، ولی ۱۸ سال بعد بچه حزباللهی هایی که میگویند ای رهبر آزاده آمادهایم آماده، هنوز اسم رحیم مخدومی را نشنیده اند ولی اسم و بیوگرافی و آخرین وضعیت اکبر گنجی و مهاجرانی و… را به برکت بولتنها و جلسات امنیتی و اطلاعاتی بلد هستند.

اگر این معادله تغییر نکند و اگر ما در مبارزه با تهاجم فرهنگی در تعقیب آرمانهای انقلاب اسلامی فرصت محور نشویم همیشه درجا خواهیم زد. وقتی شاکله مخاطب براساس تهدید محوری شکل گرفت، حتی اگر فتنه افول هم کند یا سقوط کند حتی اگر نابود هم شود باز چون ذهن و فکر نیروها بر اساس تهدید محوری شکل گرفته، باز مجبور به تهدید تراشی میشویم. بعضی وقتها به راههای خیلی عجیبی میرویم که ما تجربه کردهایم. مسأله فتنه تمام شد؟ حالا باید بگردیم در خودیها یک نفر را تهدید معرفی کنیم!فلانی ضد ولایت فقیه است. این فلان و بهمان است ما انواع و اقسامش را تجربه کردیم. سیستم را بر این اساس چیدهاند. سیستم تهدید محور که من میگویم سیستم لولو محور. حتی اگر لولوی واقعی هم وجود نداشت باید یک لولوی کاذب به وجود بیاوری. از سطوح کلان تا اداره یک پایگاه. که البته این مرضهای اخلاقی مختلفی را هم به همراه داردچون سیستم براساس سوء ظن شکل میگیرد.

بزرگترین تهدید استفاده نکردن از فرصتهاست؛ فرصت محوری یعنی دغدغدغه داشتن نسبت به ماهیت نظام جمهوری اسلامی

اما فرصت محوری چه ابعادی دارد؟ بزرگترین فرصتی که در اختیار ماست و بعضی وقتها به آن کم لطفی و بیاعتنایی میکنیم فرصت نظام جمهوری اسلامی است. صدها هزار نفر شهید شدند تا این نظام ریشه بگیرد. محکم بشود. نظام جمهوری اسلامی هم یک وجود دارد یک ماهیت.

دشمنان فقط به دنبال این نیستند که وجود نظام را از بین ببرند. بلکه برای آنها حتی بهتر است که به صورت نظام باقی بماند ولی استحاله بشود. و سیرت نظام و ماهیت نظام از بین برود. فرصت محوری یعنی دغدغه داشتن نسبت به ماهیت نظام جمهوری اسلامی. این را آقا ۲ سال پیش در سخنرانی دانشگاه علم و صنعت مفصل بحث کردند. صورت نظام یک چیز است. رهبری باشد، شورای نگهبان باشد، مجلس باشد، نهادهای مختلفی باشند ولی سیرت نظام تغییر بکند. این خیلی گزینه خوبی است برای دشمن که اسمش اسلامی باشد. اسمش نظام ولایی باشد ولی در باطن که نگاه میکنی حرف ولایت روی زمین بماند، آرمانهای دینی و انقلابی اجرا نشود و با ضدش جایگزین شود. فرصت محوری یعنی اینکه ما از نظام جمهوری اسلامی استفاده کنیم و نعمت نظام اسلامی را شکر کنیم.

ببینید استفاده نکردن از ظرفیت نظام مثل این میماند که شما خانه بخرید و صبح تا شب بالای پشت بام از خانه محافظت کنید. بعد بپرسند چه کار میکنید؟ بگویید دارم از خانهام محافظت میکنم تا دزد نیاید به خانه و… غافل از اینکه اصل این خانهای که ساختی، اصل این نظامی که تأسیس کردی به خاطر این است که از آن استفاده کنید و در آن آرامش و راحتی داشته باشید و.. چهارتا حصار هم میشود بکشیم تا دزد نتواند بیاید داخل. ولی اینکه فکر کنید که ما خانه را ساختیم به خاطر اینکه برویم بالایش از آن مراقبت کنیم این غیر منطقی است. باید مراقب باشیم دزد نیاید تلویزیون را ببرد. الآن که تلویزیون هست چرا از آن استفاده نمیکنیم؟ دزد قبل از اینکه بیاید، توجه تو را متوجه خودش کرده است و امکان استفاده تو را از آن امکانات داخلی خانهات گرفته است. تا دلتان بخواهد نظام جمهوری اسلامی از این فرصتهای نامکشوف و بلا استفاده دارد. یکی از بزرگترین تهدیدهای نظام جمهوری این است که از فرصتهایش درست استفاده نکند. ببینید گاهی اوقات علل فاعلی مثل هم هستند ولی علل قابلی متفاوتند یعنی چه؟ یعنی شما مثلاً این لیوان پلاستیکی را بردار و بزن به دیوار، هیچی نمیشود ولی یک لیوان شیشهای باشد با همان میزان نیرو این را به دیوار بکوب از هم میپاشد. علت فاعلی یکی است همان دست و با همان میزان انرژی است، ولی علت قابلی متفاوت است.

گاهی اوقات شما اگر در نظامات اجتماعی و سیاسی فرهنگی خودتان درست عمل کنید تهدیدهای خیلی بزرگ نمیتواند این نظام را مختل بکند یا سرنگون بکند. ولی اگر درست عمل نکنید و علت قابلی برایش به وجود بیاورید و زمینه برایش به وجود آوردید، تهدیدی بسیار کوچکتر میتواند این را زمین بزند. اگر نظامات داخلی را درست تنظیم نکنیم.امریکا که هیچ، امارات هم میتواند شما را از کار بیندازد

ظرفیتهای نظام باید فعال شود

بصیرت یعنی چشم نافذ داشتن که یکی از ابعادش دیدن فرصتهای بلا استفاده جمهوری اسلامی است. باید چشمهایمان را باز کنیم و دقیق به نظام نگاه کنیم، به ساختارش، به قوانین، به قانون اساسی و… و سازوکارهای نظام را فعال کنیم. خیلی چیزها داخل نظام وجود دارد و ما از آنها استفاده نمیکنیم. گاهی اوقات فکر میکنیم که کارهای انقلابی و حضور در صحنه یعنی اینکه ما یک نظام موازی بسازیم؛ کأنه نظام، نظام شاهنشاهی است و ما به شکل پارتیزانی و ایذایی مثلاً بخواهیم اتفاقاتی را هر از چند گاهی به شکل موردی موجب شویم. نه آقا شاه رفت، مصدق سقوط کرد، انقلاب شده است. نظام جمهوری اسلامی محقق شده است. از این نظام باید استفاده کنیم. بعضی قالتاقهایی که درون نظام هستند از خدایشان است که امت همیشه در صحنه هست. امت حزب الله هست. اصلاً متوجه این ظرفیتها نباشند و صرفاً نقطه ای عمل بکنند. نظام که در اثر ناکارآمدی و بی عرضگی اینها به خطر افتاد و یا خیانتهای اینها؛ دوباره امت حزب الله بیایند در صحنه دوباره نظام را حفظ کنند، تثبیت کنند، دوباره برگردند به خانه هایشان فرصت بدهند که باز اینها دومرتبه فساد کنندیا بی عرضگی به خرج بدهند بی همتی به خرج بدهند تا فتنه بعدی باز صدا بزنندکه بیایید اشتباهات ما را جبران کنید. امیرالمؤمنین میفرماید یستدل علی ادبار الدول باربع تضییع الاصول و التمسک بالفروع و تقدیم الاراذل و تأخیرالافاضل… جای اصل و فرع را عوض کردن این چیزی که آقا بارها و بارها تأکید کرده است. در همین یک سال و نیم اخیر شما ببینید ایشان روی اصل و فرع کردن تأکید میکند که اصل و فرع را جابجا نکنید، مواظب باشید که اگر توانستند در ذهنیت افکار عمومی اصل و فرع را جابجا کنند، فرع را اصل کنند و اصل را فرع، این یک گامی است به سوی براندازی، یک گامی است به سوی فروپاشی. جلو انداختن آدمهای ناشایست بیقابلیت و عقب انداختن و عقب نگاه داشتن آدمهای با فضلیت و شایستهتر هم همینطور است. این هم یک نمود براندازی است در بیان امیرالمؤمنین. اگر ما با یک چنین زاویه دیدی به نظام نگاه کنیم آن موقع تلاش خواهیم کرد که هر جا این اتفاق میافتد جلویش را بگیریم. آن موقع به کسی که دارد اینگونه رفتار میکند به چشم همسوی براندازها نگاه خواهیم کرد. به طور مشخص میخواهم به چند نمونه اشاره بکنم. ببینید فلان نابهنجاری در حوزه اجتماعی یا در حوزه فرهنگی اتفاق میافتد یک راه این است که ما خودمان برویم مستقیماً وارد شویم با او. یک راه دیگر این است که فکر کنیم آقا مگر این نظام نظام جمهوری اسلامی نیست؟ مگر یک ساختاری ندارد؟ مگر یک سلسله مراتب ندارد؟ مگر یک سازوکارهایی در آن پیشبینی نشده است برای اینکه این ناهنجاریها را با آن برخورد کند. حتی نه برخورد. قبلش پیشبینی بکند نگذارد به وجود بیاید. اول برویم ببینیم کدام سازوکار بیکار مانده؟ کدام نهاد کارش را درست انجام نداده است که به اینجا رسیدهایم؟ وگرنه هر روز این ناهنجاری را دوپینگی برخورد کنیم و حل کنیم باز فردا از یک جای دیگر سر بر میآورد. چرا؟ چون علت را درست نکردیم. جای تعجب است ما در نظام ؛ سازوکارهایش را هم داریم. پیشبینی شده ولی متأسفانه گفتم به خاطر اینکه ما مطالبه نمیکنیم اینها را و فعالشان نمیکنیم.

ساختارهای نظام و باندهای قدرت و ثروت

از ظرفیت مجلس شورای اسلامی باید استفاده شود. دو دوره هم هست که منتسب به ما هستند. دو دوره مجلس شورای اسلامی برای اصولگرایان شکل گرفته است. چه کسانی رأی دادند؟ بچه حزباللهی ها. چه کسانی رأی جمع کردند تبلیغ کردند؟ بچه مسجدیها. ولی باید ذره بین دست بگیری و با ذرهبین در این مجلس دنبال آدم حزباللهی بگردی. حزباللهی به معنای متعارفش آدم شجاعی که پای کار آرمانهای انقلاب و ولایت ایستاده باشد. در همین مجلس۲۲۰ امضا جمع میشود برای مدیریت دانشگاه آزاد. در این مجلسی که به بچه حزباللهی ها گفته میشود به این لیست رأی بدهید. این لیست ولایت است! این لیست فلان است و بچه حزباللهی با خلوص رفته است رأی داده است. ۲۹۰ نماینده هستند. با ذره بین باید بگردی ببینی چند نفر حزباللهی در بین آنها پیدا میکنی؟! چند نفر آدم وجود دارد تا پای این کار را بگیرند؟ چندتا پایگاه وجود دارد تا از اینها مطالبه کند؟ یعنی ما یک چنین ظرفیت عظیمی را داریم. خب از این طریق میشود جلوی خیلی از ناهنجاریها را گرفت و گفتمان سازی کرد. گفتمان مجلس یک جوری باشد اصلاً خیلی از ناهنجاریها به وجود نیاید هزینهاش را میدهیم استفادهاش را نمیکنیم فحشاش را میخوریم که آقا مملکت که دست شماست مجلس شماست. فرصت که میگویم یعنی این.

مجلس شورای اسلامی با یک نوک قلم با یک قیام و قعود صدها میلیارد تومان جابجا میشود. بچه ها پدر خودشان را درمیآورند برای مثلاً ۵۰۰ هزار تومان پول تا فلان کار را در کانون مسجدشان بکنند،۵۰ هزار تومان پول بگیرند فلان نشریه را بزنند. چقدر ما وقت میگذاریم انرژی میگذاریم؟ بعد آنجایی که دارد بودجه های میلیاردی جابجا میشود ما بیخیال هستیم. انتخابات مجلس میشود یک هفته مانده به انتخابات دو هفته مانده به انتخابات «آقا به کی رأی بدهیم» شروع میشود! یعنی میگذاریم کسان دیگر پخت و پز کنند دم آخر هم با همان نگاه تهدید محور نگاه لولو محور که اگر به این لیست رأی ندهید آن لیست رأی میآورد. میخواهید آن لیست رأی بیاورد؟ نه تو را به خدا بیا به همین لیست رأی بده و دست آخر هم اینها بروند در مجلس۲۲۰ نفر به مدیریت دانشگاه آزاد رأی بدهند یا طرح نظارت برنمایندگان را وتو کنند.. تا بچه حزباللهی هم بخواهد وارد میدان بشود به او میگویند که شما ببینید شما برادران بسیجی انسانهای مخلصی هستید، مواظب باشید اخلاصتان لکه دار نشود. این امور کثیف و پست سیاسی را به ما بسپارید. شما مثل بچه های خوب بچه های مخلص شب انتخابات لیست برایتان درمیآید …. تحلیل چرا بکنید ؟ذهنتان خسته میشود. چرا شما خودتان دنبال آدم بگردید ما لیست به شما میدهیم. ما میرویم و میگردیم بهترینها را انتخاب میکنیم. ما میگردیم مثلا آقای حجه الاسلام فلانی را پیدا میکنیم که آخر ولایت پذیری باشد. بعد بسیج میآید امکاناتش را در اختیار قرار میدهد که آقای فلانی برود مجلس .هر کس هم بگوید من به این رأی نمیدهم ضد ولایت فقیه است! بعد که می رود مجلس کاشف به عمل می آید که طرف کلا متعلق به تفکر و جریان و فضایی است که ربطی به بچه حزب اللهی ها ندارد و در موارد حساس ضد مطالبه رای دهندگانش عمل می کند. این اتفاق در همین مشهد افتاد یا نیافتاد ؟از این کلاهها زیاد سر ما گذاشتهاند و یک مقدار باید درس بگیریم و عبرت بگیریم خوب هم بلد هستند که بترسانند ماها را. برادر بروید کار فرهنگی کنید! ببخشید مگر ما انجمن حجتیه هستیم که دینمان از سیاستمان جدا باشد؟ خوب یاد گرفتند مواظب باشید بوی سیاست از این بچه حزباللهیها نیاید! اینها باید بپذیرند این نظام طبقاتی را که آنها رعیت هستند ما تعیین میکنیم. در اتاقهای دربسته ۴ نفر آدم مینشینند در انتخابات شورای شهر و در مجلس فلان و.. خب این سازوکارها عمل نمیکند دیگر. اصلاً انتخابات و جمهوریت را امام برای چه در ایران گذاشت؟ به خاطر اینکه پز بدهد، به دنیا بگوید ما دموکرات هستیم؟! نه آقا امام حکیمانه جمهوریت را در نظام به ودیعت گذاشت. وگرنه اگر امام از همان روز اول میگفت جمهوری نمیخواهم باشد، شما فکر میکنید کسی مخالفت میکرد؟ با آن محبوبیتی که امام داشت؟ اصلاً ساختار نظام را جور دیگری میچید. جمهوریت یعنی نباید اشرافیت شکل بگیرد که یک عده فکر کنند که هر جور عمل بکنند اینها باید سر قدرت باشند. هر جور رفتار بکنند سر قدرت باشند . امام گفت رابطه قدرت و مردم باید کامل مشخص شود. اینها باید بدانند ۲ سال به ۲ سال، ۴ سال به ۴ سال، رأی مردم را بگیرند باید مردم را راضی نگه دارند. ساختارهای نظام نباید به باندهای قدرت و ثروت متصل شود.

اصل هشتم قانون اساسی بعد از ۳۲ سال هنوز خاک میخورد

کار فرهنگی صرفاً این نیست که فلان جوان سرکوچه ایستاده دارد سیگار میکشد، ایهاالناس جوانان فاسد شدند بیایید فلان کنید! این البته کار فرهنگی هست، باید دغدغه داشت. باید مواظب بود در هر محلی، در هر مسجدی، در هر مدرسهای، در هر دانشگاهی باید یک عده باشند این دغدغه ها را داشته باشند. ولی چطور است که اگر یک جوانی سرکوچه بایستد و سیگار بکشد می گویند فساد ولی اگر یک مسئولی یک نماینده مجلسی یک عنصر سیاسی امکاناتی که ملت در اختیارش قرار داده، رأیی که از حزباللهیها گرفته را و آن امکانات را به دست آورده داشته باشد و بعد رهبری بارها داد بزند که بیا در فتنه درست عمل کن، دو پهلو عمل نکن. او هم کار خودش را بکند این فساد نیست؟ اصل و فرع کدام است؟ کدام فساد بزرگتر است؟

پرداختن به فرهنگ سیاسی کشور

امروز یکی از مهمترین کارهای فرهنگی ما پرداختن به فرهنگ سیاسی کشور است. فرهنگ صرفاً در مورد اخلاق فردی نیست. فرمود که تلک الدارالآخره نجعلها للذین لایریدون علواً فی الارض و لا فساداً. علواً فی الارض را جلوتر از فساد گفت یک عده استعلاطلب یک عده برتری طلب که همیشه میخواهند در قدرت باشند به هر شیوهای که شده یعنی مبارزه با برتری طلبی؛ دوش به دوش مبارزه با فساد است. در نگاه قرآنی این دو همگام پیش می رود. بدون مبارزه با فساد سیاسی مبارزه با فساد فرهنگی و اجتماعی به جایی نخواهد رسید. امروزه ما به مقطعی رسیده ایم که اگر میگوئیم فرهنگ انقلاب اسلامی مثل یک به اصطلاح جنین میماند که ابتدا یک توده متراکم است بعد کمکم دستش ساخته میشود پاهایش ساخته میشود، دهانش، قوه تنفسی و گوارشی و… الان اگر ما میگوئیم فرهنگ انقلاب اسلامی، فرهنگ سیاسی اش در بیاید، فرهنگ اقتصادی اش در بیاید، نه اینکه توده وار باشد یک چیز کلی. اخلاق را رعایت کنید! اخلاق در سیاست یعنی چه؟ و بچههایی که کار فرهنگی میکنند و خودشان را سربازان جبهه فرهنگ میدانند باید نسبت خودشان را با سیاست روشن کنند و باید تلاش بکنند فرهنگ سیاسی جامعه را اصلاح کنند و تصحیح کنند فرهنگ به معنای وسیعش در حوزه فکر، در حوزه رسانه، در حوزه هنر، ببینید همین فیلمی که الان داشت پخش میشد این به نظرم یکی از این مصادیق است. آقا به ملت بگوئید در حوزه سیاست چه خبر است، در حوزه سیاست گذاریها، در تصمیمات کلان چه میگذرد؟ از این مستندها باید زیاد ساخته شود. مستند ساخته شود راجع به مجلس ملتی که میخواهند سال دیگر در انتخابات مجلس شرکت کنند. سال دیگر میخواهند در انتخابات شوراها شرکت کنند. اینها باید بدانند چه خبر است. راجع به شوراها باید فیلم ساخته شود.. کار فرهنگی صرفاً این نیست که ما یک فیلم ساختیم برای اعتکاف، یک فیلم ساختیم راجع به راهیان نور و… نه اینکه این چیزها نباشد ولی صرفاً اینها نیست. نباید روی اینها صرفاً متوقف شد. آگاهیهای سیاسی مردم باید بالا برود. ملت باید تحلیل پیدا کنند. بنده به نظرم میرسد یکی از مقدمات استفاده از فرصت بزرگ نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام سیاسی برآمده بعد از۱۴۰۰ سال فداکاری و به عنوان یک الگوی نو در نظام سیاسی جهان مقدمه جدی برای استفاده از این فرصت شکل دادن به فرهنگ سیاسی کشور است و متمرکز شدن روی او. یعنی بچههایی که الان دارند فعالیت فرهنگی میکنند باید به این متوجه باشند فرهنگ سیاسی باید اصلاح شود. فرهنگ رابطه مسئول با مردم، فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر. ۳۱ سال است خیلی جالب است اصل ۸ قانون اساسی روی زمین است. اصلی که به امر به معروف و نهی از منکر تأکید شده، ۳۱ سال است ۱۰ دولت و ۸ مجلس آمدهاند و هیچ کدام حاضر نشدند قانون این را تصویب کنند. قانون شوراها ۲۰ سال طول کشید تا تصویب شد و اجرایی شد. قانون امر به معروف و نهی از منکر بعد از ۳۱ سال هنوز که هنوز است هیچ طرحی و هیچ لایحهای نه از طرف قوه قضائیه نه از طرف قوه مقننه و نه از طرف قوه مجریه برایش نیامده است. با اینکه جزو اصول مبنایی قانون اساسی کشور است. جزو اصول اولیه قانون اساسی است. هیچ کس هم یقه حضرات را نمیگیرد. گفته شده است تفصیل آن را قانون مجلس شورای اساسی تعیین میکند، چه شد پس؟ چرا قانونش نمیآید پس از ۳۱ سال؟ ۵۸ تا ۸۹ راجع به اینها باید حرف زده شود. باید فشار بیاید روی حضرات اگر ما توانستیم فرهنگ سیاسی کشور را تصحیح کنیم که این هم از که برمیآید؟ از بچه حزباللهیها برمیآید. از همین بچههای مخلص مساجد برمیآید که عهد اخوت با هیچ کس نبستهاند هیچ منفعت شخصی ندارند. آقای فلانی رأی بیاورد یا خانم فلانی رأی بیاورد هیچ برایشان مهم نیست. جزو باندی نیستند. آن چیزی که برایشان مهم است آرمانهای انقلاب است و ماهیت دینی و علوی نظام است اینها هستند که باید بیایند در صحنه و روی فرهنگ سیاسی کار کنند. به مردم حقوقشان را متذکر شوند. تو حق داری اینجا یقه بگیری حق داری اینجا سؤال کنی. حق داری اینجا مطالبه کنی با ابزارهای مؤثری که این روزها الحمدالله با این پیشرفتهای تکنولوژیک که اتفاق افتاده ابزارهایش هم که دست خیلی از بچهها هست. خود بچهها هم الحمدالله در خیلی از صحنهها تواناییهای خوبی به دست آوردهاند. در عرصههای فرهنگی، رسانهای، هنری، تئاتر سیاسی لازم داریم. مستند سیاسی لازم داریم. گرافیک سیاسی لازم داریم. نشریاتی که تحلیل سیاسی درست براساس بصیرت بدهند لازم داریم وگرنه هی دور خواهیم خورد. هی شماها فداکاری کنید و زحمت بکشید پتانسیل ایجاد کنید تا به گلوگاهها میرسد گلوگاهها را رها میکنید. میگویند گلوگاهها مال ماست. مال یک گروه سیاستمدار و اهالی قدرت است. نظام روی کاکل بچه حزباللهی ها و فداکاری آنها بچرخد ولی حضرات منافع مشروع و نامشروع حزبی و باندی را دنبال کنند.

چه باید کرد؟

حداقل کار این است که هر کس میتواند از نمایندگان خود سؤال کند. باید حضور متشکل وجود داشته باشد، یعنی “فرد” اگر بخواهد برود فایده ندارد. ببینید ما یکی از مهمترین کارهایی که باید بکنیم این است که لااقل این ۲۵ میلیون را متشکل کنیم. یک مشکلی که متأسفانه بعد فتنه دچار شدیم همین بود. همه میگویند جنبش سبز حالا یک عده به جنبش سبز فحش میدهند. یک عده طرفداری میکنند ولی موضوع جنبش سبز است. پس آن ۲۵ میلیون چی بودند؟ در حالیکه سبزها جنبشی نبودند، شورشی بودند علیه جنبش، جنبش اصلی ما هستیم. جنبش اصلی آن ۲۵ میلیون ایرانی هستند که از بوشهر تا بجنورد از تبریز تا بندرعباس علیرغم همه بمباران تبلیغاتی عجیب و غریبی که انجام شد معلوم شد رأیشان چیست و به چه آرمانی است. حکم تنفیذ آقای احمدی نژاد را بخوانید آقا آنجا رأی مردم را تحلیل کردند. آقا آنجا میفرمایند مردم به مبارزه با اشرافیت سیاسی رأی دادند. خب ۲۵ میلیون باید متشکل شوند تا حرفشان شنیده بشود تا بتوانند تأثیرگذار باشند. ۳-۲ گروه هستند که با متشکل شدن این ۲۵ میلیون مخالف هستند یکی که آقایان سبز هستند. آقای هاشمی، موسوی و خاتمی خب آنها که تکلیفشان معلوم است انکار کردند گفتند کدام ۲۵ میلیون؟ یک گروه آقایان راستها هستند . خیلی از این طیفهای اصولگرایان. اینها در ذهنشان این است که برگردند و این دوره فترت تمام شود و برگردند به دوران مشعشع دوقطبی که چپ و راست با همدیگر به زندگی مسالمت آمیز رسیده بودند. یک عده کسانی که جلوی مردم ادا درمیآوردند که ببینید ما چقدر با هم دشمن هستیم ما طرفدار اسلام هستیم او طرفدار آزادی است. بعد هم ماهیتشان در فتنه درآمد. خودشان را دشمن درجه یک هم نشان میدادند. من گفتم آقای ناطق نوری خدا رحم کرده دوم خرداد رأی نیاورد. چون آقای ناطق حالا که نه رأیی دارد و نه محبوبیتی در این دوره فتنه این قدر مقابل آقا بازی درآورد. اگر۲۰ میلیون رأی پشت سرش بود چه کار میکرد؟! آقای لاریجانی تو اگر ۲۰ میلیون رأی پشت سرت بود چه کار میکردی؟ در این شرایط فتنه که حساسترین شرایط ۲۰ سال اخیر بود آقا این قدر فریاد زد بیاید در صحنه و دو پهلو صحبت نکنید. نشستند بِربِر آقا را نگاه کردند. خلاف حرف آقا رفتار کردند. اینها اگر۲۰ میلیون رأی پشت سرشان باشد چه میشود؟ چه جوری با آقا رفتار خواهند کرد؟

به این مساله فکر کرده ایم ؟

بگذریم.پس اینها هم نمیروند به این سمت که این ۲۵ میلیون را متشکل کنند. نمی گویند اهای ۲۵ میلیونی که دنبال مبارزه با اشرافیت هستید؛ دنبال این هستید که ایران تنها به شمال تهران خلاصه نشود؛ شما هم بیایید حرف بزنید بسنجیم چه میگوئید. نه !! اینها برایشان خطرناک اند. این ۲۵ میلیون چون سبک زندگی خیلی از اینها و روش سیاسی آنها تطابقی با خواستهه ای جمهورمردم ندارد اینها هم پس تلاش نمیکنند این ۲۵ میلیون را متشکل کنند. دستهی سومی هم که شاید خیلی هم علاقه مند نیست ۲۵ میلیون متشکل بشوند خود آقای احمدی نژاد و اطرافیانش هستند. چرا؟ چون تا این ۲۵ میلیون متشکل نباشند نیروی آقای احمدی نژاد هستند ولی اگر اینها متشکل شدند احمدی نژاد میشود نیروی اینها! خب برای او خیلی راحتتر است آنها نیروی او باشند تا او نیروی آنها. در این شرایط می گوید: آقا تنها گزینهتان من هستم حالا میخواهید چه کار کنید اگر مرا رها کنید ؟ باید تلاش کرد و این را استراتژی قرارداد که این ۲۵ میلیون (که به نظر من بیش از نصف آن ۱۵ میلیون دیگر هم قابل جذب به این جنبش هستند )متشکل شوند..

چهره ها، آثار، پاطوق و ارتباط

حالا برای متشکل کردن این جنبش چه باید کرد؟ اولا باید استراتژی “تهدید محوری ” را کنار گذاشت و ضمن توجه به اندازه و به هنگام به تهدید ها و توطئه ها “فرصت محوری” را جایگزین کردبا همان توضیحاتی که عرض شد. دور شدن از “فرصت محوری” ما را در یک چرخه باطل و منحط گرفتار خواهد کرد. پس این جنبش ابتدائ یک استراتژی جدید و متفاوت می خواهد. برای متشکل کردن این جنبش چند راهکار به نظر می آید. یکی بحث چهرههاست. یعنی این جماعت باید چهرههایی داشته باشند که حرف این توده را بزنند. باید چهره سازی بشود. شما کلی آدم دارید آدمهای فاضل باسواد، خوشبیان، خوش فکر، ولایتی، سادهزیست ولی اینها دستشان به تریبونها نمیرسد. همین صدا و سیماهای استانی را هم گاهی نگاه میکنم میبینم خیلی خبری نیست. تیپ حزب اللهی در آن دیده نمیشود .به قول خودشان تیپ های مذهبی می آورند. آخوندهایشان بیشتر مذهبی هستند تا مکتبی. روحانیون حزباللهی حضور چندانی من نمیبینم داشته باشند. یا اساتید دانشگاه. یا حتی عناصر فعال اصناف .لازم نیست که حتماً نخبه که میگوییم طرف صرفاً مدرکی و عنوان خاصی داشته باشد. بحث خواص و عوام که آقا مطرح میکردند خواص و عوام فراتر از مدرک و عنوان است. یکی از دوستان مستندی ساخته به نام ایران سبز در روستاهای کاشان رفته و یک پیرمرد چوپانی آنجا ایستاده فتنه پس از انتخابات را تحلیل میکند. نمیدانم دوستان این فیلم را دیدهاند یا نه.

اینطور آدمها باید حرف بزنند. ۳۰ درصد جمعیت ایران در روستاها زندگی میکنند. ولی شما یک چهره روستایی ندارید در فضای عمومی کشور که در تلویزیون او را ببینید یا در روزنامهها با او مصاحبه کنند. در صورتی که ما فقط ۷ تا ۸ هزار شورای روستایی داریم از این ۸ هزار تا اگر هر کدام ۵ عضو داشته باشند میشود ۴۰ هزار نفر. از این ۴۰ هزار نفر از هر ۱۰۰۰ نفر یک نفر آدمی باشد که بتواند حرف بزند و استدلال کند و بحث کند، میشود ۴۰ تا آدم. خب ۴۰ چهره روستایی بیاوریم که بعضی از اینها را من خودم پیگیری کردم خیلی آدمهای با بصیرتی هم هستند.

مثلاً یکی از روستاهای اصفهان با مسئول شورایش صحبت کردیم. طرف تحصیلکرده هم هست. در روستا مسئول شورا هم هست. فلان آدم در یکی از روستاهای نهبندان مثلاً چیزی کم ندارد از کسانی که سخنرانی میکنند. ولی متأسفانه ژست رسانهای کشور اینها را حذف میکند. اجازه بروز و ظهور به اینها نمیدهد. یکی از کارهای جدی که باید کرد این است که باید این نهضت، این جنبش، این خیزش عظیم مردمی باید آدمهای خودش را داشته باشد. شما روزنامه کیهان را ورق بزنید، روزنامه ایران را ورق بزنید در طی ۶ سال گذشته اگر یک تیتر دوم از حسن رحیمپور یا سعید قاسمی پیدا کردید من به شما جایزه میدهم. با ده تا صدتا چهره ضد انقلاب آشنایتان میکند ولی به چهرههای حزباللهی حاضر نیستند ضریب بدهند. دیگر کیهان بهترین مثال است، مخلصش هم هستیم ولی سیستماش این است چندتا چهره حزباللهی را کیهان تیتر کرده است؟ هیچی. “حسین شریعتمداری گفت…. حسین صفار گفت…”دیگر در این انقلاب کس دیگری نیست از انقلاب سخن بگوید؟ چرا آدم معرفی نمیکنید؟ فلان هنرپیشه فرانسوی آمده بود، روزنامه شرق تیتر یک کرده بود که خانم ژولیت بینوش دیشب وارد تهران شد. عکس بزرگش را زده بودند صفحه اول روزنامه. ولی شما در روزنامه ایران که روزنامه دولت است حالا میگویند آقا ما را محکوم کردند بیائید از ما دفاع کنید. دفاع میکنیم ولی با بزرگواری دفاع میکنیم. شما ۶ سال است حال کدام یکی از حزباللهیها را پرسیدهای؟ صفحه اولت را ورق بزن نشان بده،. میخواهند همه چیز دست خودشان باشد. نمیخواهند این جنبش ماهیت مردمیاش را حفظ کند. باید ۱۰۰ تا۵۰۰ تا چهره داشته باشد در سطح کشور. اینها را باید از هر امکانی، اینترنت، نشریات محلی، نشریات دانشجویی و… باید از هر امکانی استفاده کنیم برای چهرهسازی، چهرههایی را که قابلیت دارند را بیاوریم مطرح کنیم البته قاعدتا با لحاظ ویژگی های لازم و رعایت استانداردهای تعهد و اخلاص و تخصص.

دوم تولید اثر است. باید اثر تولید کنیم. منتظر هم نشویم که فلان جا پول بدهد فلان جا مجوز بدهد یا نه، کارتان را بکنید. آنها را پیگیری کنید. مطالبه کنید. ولی معطل نمانید. اگر میبینید انرژیهایتان هرز میرود در این بروکراسیها معطل نمانید. اثر که میگویم یکی میتواند کتاب بنویسد، یکی میتواند مقاله بنویسد، یکی میتواند بلوتوث درست کند، یکی میتواند پیامک درست کند، یکی میتواند جک بسازد، هر اثری که قابلیت انتقال داشته باشد قابلیت ارائه یک پیامی را داشته باشد یکی میتواند مستند بسازدو….

سوم هم پاتوق درست کنید. همین تجمعات مهم است.. خب این جمعیتی که بلند میشود در هوای سرد صبح روز جمعه برای آدمی مثل من میآید، مطمئناً برای آدمهای سزاوارتر و با فکرتر و خوشبیانتر هم میآیند. کم کاری از ماست. تجمعات باید شکل بگیرد.اولا خود این تجمعات انرژی میدهد. خودش موضوعیت دارد. ثانیا جدای از جمع شدن در اینها مبادله صورت میگیرد. مثلاً فیلمی را بچههای مرکز میثاق تهران ساختهاند بیایید این را ببینید. یکی دیگر بگوید این پیامک جدید را دیدم. این CD جدید را دیدم. این سخنرانی را شنیدی؟ و… مبادله صورت بگیرد.ثالثا هم ارتباط است. صبح آمدیم این جلسه شب برویم مسجد محلمان. بگوییم یک فیلم امروز آنجا نشان دادند راجع به پایان جنگ مثلاً، منتشرش کنید. ما این جزوه را گرفتیم. جزوه فلان خوب بود بروید نگاه کنید. سازماندهی یعنی این ارتباط و تبادل اتفاق بیافتد. نماینده مجلس با خیال راحت برود آنجا رییس مجلس اعلام کند خب رأی مقام معظم رهبری اعلام شد که با این مخالفاند حالا راجع به مقام معظم رهبری رأی میگیریم چه کسانی موافق ایشان هستند؟ رد شد! به همین راحتی. در مجلس اصولگرا رئیس مجلس اصولگرا به همین راحتی. چرا؟ چون اینها میدانند با یک توده بی شکل مواجهاند که این ها دستشان به جایی نمیرسد. سروصدایی نمیتوانند بکنند، تریبونی ندارند، فضایی نمیتوانند بسازند، بچههای خیلی خوبی هستند. بچه های مخلص سیبزمینی. آنها این را میخواهند حزبالله سیب زمینی میخواهند. حزباللهی که کلیدش دست خودشان باشد هر موقع اراده کنند مثل عروسک خیمه شب بازی بیا تو برو عقب بیا بالا برو پایین. باید متشکل شویم و دیگر به کسی سواری مفت ندهیم. امروز این ظرفیتش هست. شاید۱۰ سال پیش نبود ولی امروز هست .

برچسب‌ها: ،
  1. هادی
    ۲۷ خرداد ۱۳۹۰

    تاثیر ذکر«لاحول و لا قوه الا بالله»
    امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود:
    «هرگاه غم و اندوه فراوان و پی در پی به شما روی آورد، باید جمله «لا حول و لا قوه الا بالله» را تکرار کنید.»
    رسول اکرم (ص) فرمود: «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.»

    و نیز فرمود: «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.» گفتم «نشاء بهشت» چیست؟
    پاسخ داد: «لا حول و لا قوه الا بالله»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: