دوشنبه 13 ژوئن 11 | 17:24

واشنگتن در بازی با آتش بحرين

علي رغم تقلاها و تحركات و دسيسه هاي آمريكا، آل سعود و آل خليفه در سركوب مردم بحرين به اميد و با هدف فروكش كردن اعتراضات، نه تنها كماكان جوشش و خروش انقلابي ملت بحرين عليه آل واشنگتن شعله ور است بلكه خروجي اين اقدامات وقيحانه از دست رفتن اعتبار نيم بند و مشروعيت از دست رفته حقوق بشري آمريكا بوده است


به موازات تحولات منطقه اي خاورميانه و شمال آفريقا در بستر خيزش اسلامي ملت ها، پيامدهاي حقوقي و سياسي اين تحولات نيز عيان تر از گذشته قابل رؤيت و ارزيابي است.

اين نوشته در تلاش است از ميان تحولات منطقه اي به موضوع بحرين بپردازد، چه اين كه موقعيت و وضعيت بحرين در پي جنايات رژيم آل خليفه با همدستي آل سعود، آمريكا و رژيم صهيونيستي گوياي حقايق و دقايقي است كه صحنه تحولات و آينه واقعيت ها را شفاف تر كرده و مهر تاييدي است بر اين كه اتفاقات و وقايع دلخراش در بحرين از عارضه بيش فعالي آل واشنگتن- جماعت آمريكايي- صهيو نيستي و حاكمان سرسپرده آل خليفه و آل سعود- حكايت دارد اما چرا؟

1- جاي ترديدي نيست كه از 14 فوريه با جوشش و خروش مردم مظلوم و مسلمان بحرين عليه سياست هاي آمريكايي رژيم آل خليفه، كلكسيوني از جنايات و تجاوزات ددمنشانه در سركوب حركت هاي مدني و مردمي به وقوع پيوسته است. رژيم آل خليفه بنا بر آنچه كه به تاييد سازمان هاي غيردولتي از جمله عفو بين الملل، ديده بان حقوق بشر و ساير مجامع حقوقي بين المللي رسيده است در تمامي 4 ماه گذشته ارتكاب به جرايمي چون قتل و كشتار، بازداشت و دستگيري فعالان سياسي و حقوق بشري، شكنجه زندانيان، توسل به خشو نت براي سركوب تجمعات و اعتراضات مسالمت آميز، استفاده از گازهاي سمي و تسليحات نامتعارف عليه مردم، و… تا تخريب مساجد، حسينيه ها و اماكن مذهبي را در سياهه جنايات و تجاوزات آشكار خود به ثبت رسانده است.

جناياتي كه به لحاظ موازين حقوق بين الملل مصداق هاي آن مي تواند «نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه»، «جنايت عليه بشريت» و «نسل كشي» مستند به منشور سازمان ملل و اساسنامه ديوان كيفري بين المللي (ICC) باشد و از همين روي، جنايات آل سعود و آل خليفه غيرقابل انكار است و اما اين جنايات تحت مديريت واشنگتن پرمدعا كه همواره تقلا مي كند ژست حقوق بشري خود را در دنيا به رخ بكشاند عليه مردم مظلوم بحرين در اين گستره زماني 4 ماهه صورت گرفته است. سفر مقامات آمريكايي به منامه و از جمله 2 سفر رابرت گيتس و جفري فلتمن كه به محيط رسانه درز پيدا كرد گواهي غيرقابل خدشه نسبت به ادعاي پيش گفته است. البته چراغ سبز آمريكا به رژيم آل خليفه براي سركوب گسترده مردم شيعه و انقلابي بحرين موقعي روشن تر شد كه آل سعود در ماه مارس به دستور مقامات آمريكايي و با ادعاي سست و پوچ نيروهاي سپر جزيره به بحرين قشون كشي كرد و در راستاي همدستي و شريك جرمي با آل خليفه به جنايت و تجاوز دست يازيد.

جالب است كه حتي آمريكايي ها سكوت هم نكردند و با صراحت لشكر كشي سربازان سعودي به بحرين را به معناي دخالت نظامي و حمله به آن كشور ندانستند!

نكته اي كه بايد خاطر نشان كرد اين است كه علي رغم تقلاها و تحركات و دسيسه هاي آمريكا، آل سعود و آل خليفه در سركوب مردم بحرين به اميد و با هدف فروكش كردن اعتراضات، نه تنها كماكان جوشش و خروش انقلابي ملت بحرين عليه آل واشنگتن شعله ور است بلكه خروجي اين اقدامات وقيحانه از دست رفتن اعتبار نيم بند و مشروعيت از دست رفته حقوق بشري آمريكا بوده است و دوگانگي رفتار و گفتار آمريكايي ها در مقوله حقوق بشر با شاخص اتفاقات غيرقابل انكار در بحرين برملا شده است تا جايي كه حتي تحليلگران و رسانه هاي غربي با تصريح و تاكيد بر رويكرد ضد حقوق بشري آمريكا از اين گزاره هاي حتمي و قطعي رونمايي كردند:

الف)آمريكا نمي خواهد پايگاه نظامي خود را در بحرين از دست بدهد (آسوشيتدپرس)

ب)جزيره بحرين به عنوان پايگاه ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا مهم تر از آن است كه آمريكا بخواهد با حكومت بحرين درگير شود (روزنامه اتريشي دي پرسه)

ج) سركوب مردم بحرين از سوي حاكمان اين كشور از آمريكا سرچشمه مي گيرد. (مجله آمريكايي تايم)

نمونه هايي از اين واقعيت ها، واقعيت تلخي را براي واشنگتن به همراه دارد و آن عارضه بيش فعالي كاخ سفيد است كه همچون كودكي هر چند پرتحرك و پرفعاليت است اما با نقص توجه و عدم تمركز روبروست.

2- اگرچه همان طور كه در بالا آمد جنايات و تجاوزات آل خليفه و آل سعود با چراغ سبز آمريكا همراه بوده و قرائن و نشانه هاي غيرقابل خدشه اين موضوع را به اثبات مي رساند اما اتفاق هفته پيش و سفر وليعهد بحرين به آمريكا و ديدارهاي او با مقامات بلندپايه واشنگتن نشان از آن دارد كه بيش فعالي آمريكايي ها مزمن شده است.

اوباما در ديدار با وليعهد بحرين حمايت راسخ واشنگتن از حكومت آل خليفه را اعلام مي كند تا عملاً و بدون هيچ پرده پوشي مجوز سركوب مردم مظلوم بحرين را مورد تأييد قرار داده باشد.

هيلاري كلينتون نيز در يك نشست خبري پس از ديدار با سلمان بن حمد آل خليفه- وليعهد بحرين- تأكيد مي كند كه بحرين شريك و متحدي بسيار مهم براي آمريكا به حساب مي آيد.

طرفه آنكه وليعهد بحرين هم كه علاوه بر اوباما و هيلاري كلينتون با «تام دونيلون» مشاور امنيت ملي آمريكا ديدار مي كند در نشستي خبري حضورش در آمريكا را با توجه به آنچه كه او زمان چالش برانگيز خوانده «افتخارآميز»! توصيف مي كند. بنابراين آنچه به وقوع پيوسته فراتر از رسوايي حقوق بشري براي آمريكايي ها است چرا كه با توجه به سفر پرمعناي وليعهد بحرين به آمريكا و حمايت آشكار و بي پرده واشنگتن از اقدامات جنايت آميز و تجاوزكارانه رژيم آل خليفه، آمريكايي ها رسماً و بر مبناي موازين حقوقي نقش «معاونت در جرم» نقض فاحش حقوق بشر در بحرين را برعهده گرفته اند همچنانكه آل سعود با لشكركشي به بحرين «شريك جرم» جنايات و تجاوزات آل خليفه است.

گفتني است؛ معاون در جرم در صحنه جرم حضور فيزيكي ندارد اما شرايط وقوع جرم را تسهيل مي كند ولي شريك در جرم در صحنه جرم حاضر بوده و به همراه مباشر و فاعل جرم اقداماتي را مرتكب مي شود.

آمريكايي ها امروز رابطه شان با حقوق بشر محدود به نقض مستقيم حقوق بشر در كشورشان نيست بلكه با حمايت آشكار از اقدامات ناقضين حقوق بشر معاونت در جرم را عهده دار شده اند كه اين نيز بخاطر ديپلماسي از نوع بيش فعالي است و در قضيه بحرين اين بيش فعالي آمريكايي ها به مرحله مزمن و حاد رسيده است.

3- آمريكايي ها البته بسيار كوشش كرده اند تا در داستان تلخ جنايات آل خليفه و آل سعود عليه ملت بحرين به گونه اي عمل نمايند كه ردپايي برجا نگذارند. بهمين خاطر سانسور خبري حوادث و رخدادهاي بحرين را در پيش گرفتند. همدستي واشنگتن، رياض و منامه در اخراج خبرنگاران از بحرين براي جلوگيري از پوشش خبري جنايات و تجاوزات رژيم آل خليفه در همين راستاست. ضمن آنكه رسانه هاي خبري غرب علي رغم ادعاي پرطمطراق آزادي و دموكراسي كاملاً برمبناي اين مشي سياسي عمل كردند.

اما بجز «سانسور» شگرد ديگر آمريكايي ها «تحريف» بوده كه از قضا آقاي اوباما سردمداري اين تاكتيك را برعهده مي گيرد.

اوباما در ديدار وليعهد بحرين علي رغم حمايت آشكار از رژيم آل خليفه – همانطور كه در بالا اشاره شد- بنا به گزارش خبرگزاري رويترز، خواستار برخورد با افرادي مي شود كه در تظاهرات مردمي اين كشور، ناقض حقوق بشر بوده اند!! اين رويكرد متناقض و پرابهام و ايهام در حالي است كه ناقض اصلي حقوق بشر و حقوق شهروندان بحريني، رژيم ديكتاتوري آل خليفه است كه آقاي اوباما آن را متحد راهبردي و شريك مهم براي واشنگتن مي داند.

4- در ادامه عارضه بيش فعالي آمريكايي ها در پهنه سياست خارجي مي توان به تلاش هاي آمريكا براي فشار به سوريه به بهانه حقوق بشر اشاره كرد. پيش نويس قطعنامه اي با هدايت آمريكا از سوي برخي كشورهاي اروپايي عليه سوريه در جهت آنچه كه سركوب معترضان ناميده شده صادر مي شود. همچنين به دنبال ارسال پرونده سوريه از سوي شوراي حكام آژانس انرژي اتمي به شوراي امنيت كه شائبه هاي سياسي آن نمايان است، مقامات آمريكايي نتوانستند خوشحالي خودشان را پنهان نمايند و از جمله هيلاري كلينتون در بيانيه اي از تصميم شوراي حكام استقبال مي كند.

جفري فلتمن معاون وزير خارجه آمريكا نيز به صحنه مي آيد و در گفت وگو با شبكه تلويزيوني الجزيره- از واشنگتن- از تشديد مجازات ها بر نظام بشار اسد سخن مي راند و مدعي مي شود: «جامعه بين المللي نگران اوضاع سوريه است و به ملت سوريه كمك مي كند».

آمريكايي ها براي افكار عمومي دنيا توضيح نمي دهند اگر واقعا هدف كمك به ملت ها است چرا از باب نمونه در برابر كلكسيوني از جنايات آل خليفه عليه ملت بحرين واكنش نشان نمي دهند و قطعنامه اي بر ضد رژيم آل خليفه صادر نمي شود.

ناگفته پيداست كه حمايت دروغين آمريكايي ها از ناآرامي در سوريه در پوشش حمايت از مردم تنها در اين جهت است كه اولا سوريه در جبهه و خط مقاومت قرار دارد و حاكم اين كشور سرسپرده و دست نشانده آمريكا نيست و ثانيا اعتراضات در سوريه كه تنها از سوي اقليتي انجام مي شود ويژگي ضد آمريكايي و ضد صهيونيستي ندارد. در حالي كه يكي از مشخصه هاي اصلي قيام هاي منطقه ضد آمريكايي و ضد صهيونيستي بودن است.

5- و بالاخره آنچه كه نمي توان بيرون از دايره واقعيت مورد تاكيد و اشاره قرار داد اين است كه هرچند به تعبير محمد حسنين هيكل روزنامه نگار پرآوازه مصري انقلاب بحرين مظلوم است اما علي رغم تمامي كارشكني ها و دسيسه هاي غربي و همدستي واشنگتن و آل خليفه و آل سعود و رژيم صهيونيستي، مقتدرانه به مسير خود در بستر بيداري اسلامي در حركت است و تظاهرات دو روز پيش هزاران تن از شيعيان بحرين كه به درخواست تشكل «الوفاق» بزرگترين گروه جناح مخالف در اين كشور انجام شد خود نشانه و نمادي از اين ايستادگي و اقتدار انقلابي است و مشكل آمريكايي ها و حاكمان دست نشانده و مرتجع عرب اين است كه به قول «گاردين» آنها از تكرار انقلاب ايران در بحرين در هراسند. از سوي ديگر، بي شك بيش فعالي آل واشنگتن نيز در پهنه تحولات منطقه راه گشا نخواهد بود و تنها به مثابه علاقه اطفال به بازي هاي خطرناك مثل بازي با كبريت يا دست زدن به اجاق گاز است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: