پنج‌شنبه 23 ژوئن 11 | 12:22

فرش قرمز نمادی از سينمای سرمايه داری!

جريان ليبراليسم و سرمايه داري غرب هميشه تلاش داشته نوع طرز تفكر خود را در همه ابعاد به ديگر ملت ها و ديگر فرهنگ ها القا كند. اين جريان كه بر پايه مادي گرايي و اومانيسم استوار است تمام توان خود را به كار گرفته تا نمادها و نوع نگاه خود را در تمام زمينه هاي زندگي بشري نمايان كند.


جريان ليبراليسم و سرمايه داري غرب هميشه تلاش داشته نوع طرز تفكر خود را در همه ابعاد به ديگر ملت ها و ديگر فرهنگ ها القا كند. اين جريان كه بر پايه مادي گرايي و اومانيسم استوار است تمام توان خود را به كار گرفته تا نمادها و نوع نگاه خود را در تمام زمينه هاي زندگي بشري نمايان كند، به گونه اي كه بدون ترديد مي توان در بخش هاي مختلف زندگي امروز در غرب اين نمادها را مشاهده كرد.

اين تفكر عرصه هنر و سينما را هم از القاي اهداف و نوع نگاه خود رها نكرده و اتفاقاً به صورت ويژه اي در اين عرصه وارد شده و با فراهم كردن جلوه هاي مادي گرايي در عرصه هنر بيننده را دعوت به روي آوردن به ليبراليسم و مادي گرايي فرهنگي كرده است. يكي از آشكارترين مظاهر فرهنگي اين مكتب فكري در سينماي امروز را مي توان مراسم و جشنواره هاي پررزق و برقي دانست كه هر ساله در زمان معيني برگزار مي شوند، در اين جشنواره ها بيش از هر چيز نمايش مد و لباس و ثروت و ديگر مظاهر مادي ديده مي شود. اما در اين ميان علاوه بر اين برنامه ها هر ساله، جشن هايي همچون فرش قرمز هم كه پيش از اكران فيلم هاي غربي برگزار مي شود دقيقا از ديگر مصاديق سينماي سرمايه داري است.

در اين ميان بايد به اين موضوع اشاره كرد كه به تقليد از سينماي غرب فرش قرمز به تازگي در برخي كشورها از جمله ايران هم باب شده است.
به واقع اولين فرش قرمز در دنياي هنر در نمايش آگامنون استفاده شد. فرش قرمزي كه براي حضور مسئولين در اين نمايش پهن شد. اين موضوع ديگر ادامه نيافت تا اينكه در سال 1865 براي افتتاح تئاتر نيوجرسي بار ديگر فرش قرمز پهن شد و از اين پس بود كه در دنياي هنر غرب اين مراسم قبل از اكران فيلم ها برگزار شد. اين در حالي بود كه سينماي غرب به تدريج در حال شكل گيري بود و هنوز آن چنان كه امروز هست، آلوده به بازي هاي سياسي نشده بود.

نقطه اي براي انحراف و انحطاط
اما پس از مدتي هدف برگزاري مراسم همچون فرش (red carpet) بر همگان آشكار شد. چرا كه برگزاري چنين مراسمي درست از زماني در هاليوود و سينماي غرب آغاز شد كه فيلم هاي غربي ماهيت هنري خود را از دست داده اند و تبديل به عناصر ضدفرهنگي براي فرهنگ هاي دنيا شدند. از اين پس بود كه بسياري از سازندگان فيلم ها و از جمله خود سينماي غرب تمايل بسيار زيادي براي برگزاري فرش قرمز از خود نشان دادند. چرا كه در لواي اين مراسم پرزرق وبرق كيفيت فيلم نهفته مي ماند و توجه اذهان عمومي علاقه مند به هنر متعالي به ظواهر پرزرق و برق سينماي سرمايه داري منحرف مي شد و كسي ديگر به اينكه چرا اين قدر فيلم هاي سينماي غرب و در راس آن هاليوود سطحي و آغشته به اهداف سياسيون ماسوني شده است اعتراض نمي كرد.

به ويژه از زماني كه حضور زنان به صورت جدي در هاليوود آغاز شد، مراسم فرش قرمز به مكاني براي نمايش زنان تبديل شد. زنان بازيگري كه در مقابل دوربين ها براي رسيدن به شهرت از زير پا گذاشتن اخلاق هيچ ابايي نداشتند و به نوعي كارگردان ها هم از اين مسئله سوءاستفاده مي كردند و با نمايش كالاگرايانه زنان در مراسم فرش قرمز، مخاطب ظاهر بين خود را دعوت به ديدن فيلم مي كردند تا مبادا كسي به ضعف هاي عميق معنايي و تكنيكي فيلم هايشان ايراد بگيرد.

گامي بلند براي ستاره سازي غرب
در اين بين از اين موضوع هم نبايد چشم پوشي كرد كه فرش قرمز (red carpet) جايي بود كه به زنان بازيگر به عنوان يك كالا نگاه مي شد و به طور كلي در اين مراسم هيچ گاه نگاه فني و يا هنري وجود نداشته است. چرا كه خمير مايه اين مراسم خلاصه مي شود در دو چيز؛ ثروت و شهرت!
اما در اين بين نكته ديگري كه درباره مراسم فرش قرمز بايد به آن توجه بسيار زيادي كرد، بحث سوپراستارسازي است. افرادي مانند جان كلود وندام (فرانكي) و يا سيلور استالونه (راكي) بيش از نيمي از شهرت خود را مديون چنين برنامه هايي هستند. اين در حالي است كه به طور كلي ماهيت سينماي غرب امروز دقيقا با چنين چيزهايي مطابقت دارد. چرا كه به هر صورت تلاش براي بزرگنمايي و ستاره سازي دقيقا در مقابل سينماي معنويت گرا و داراي اهداف انساني است. از سوي ديگر اين ستاره سازي در مراسمي همچون فرش قرمز بدون ترديد در صدور اسطوره هاي هاليوودي هم تأثير به سزايي داشته است.

در اين بين اگر اين بخش را در كنار ديگر قسمت هاي پازل مراسم فرش قرمز قرار دهيم متوجه خواهي شد كه اين مراسم در واقع تلاش براي انحراف اذهان بينندگان علاقه مند به هنر در سراسر جهان از سينماي ضداستعماري و ضدامپرياليستي است.

فرش قرمز در تعارض با ماهيت سينماي ايراني
اما سؤالي كه به ذهن مي رسد اين است كه چرا در چندسال اخير برخي از اصحاب سينما تلاش دارند چنين مراسمي را با همان شيوه غربي در سينماي ايران برگزار كنند؟ مگر غير ازاين است كه چنين مراسمي درهرجايي كه برگزار شود به واقع در راستاي ترويج مادي گرايي هنري و تبليغ سرمايه داري است؟ چرا كه بدون ترديد علاوه بر ظواهر اجرايي اين مراسم معمولا هزينه هاي كلاني هم صرف برگزاري آن مي شود.

به عنوان مثال درچند مراسم فرش قرمزي كه درسالهاي اخير در سينماي ايران برگزارشده اين موضوع به عينه مشاهده مي شود كه ماهيت اين مراسم كاملا شبيه red carpet هاليوودي است.

نمايش پرزرق و برق فيلم ها و سوپراستارهاي سينمايي ايران چيزي بوده كه دراين چند مراسم به چشم مي خورد! حال سؤال اينجاست كه آيا مراسمي با چنين ماهيتي در تعارض با سينماي بومي ما و اهداف سينماي ايران نيست؟

براي پاسخ دادن به اين سؤال كافي است به اين نكته توجه كنيم كه يكي از مشكلات فعلي سينماي ما غلبه رويكرد تجاري در فيلم هاست. بدون شك چنين مراسمي به افزايش غلبه جريان تجاري در سينماي ايران دامن خواهدزد، دقيقا جريان تجاري سينماي ايران سمي است براي پرداختن به عمق! چرا كه اين مراسم تبديل شده به جايي براي نمايش خودروهاي آنچناني و توجه بيننده به مسائل سطحي! در واقع در اين مراسم توجه چنداني به ابعاد فني و محتوايي فيلم ها نمي شود و به همين علت تمام بازيگراني كه دراين مراسم به عنوان سوپراستارهاي چند ميليوني معرفي مي شوند، ستاره بودنشان تنها به دليل مانكن بودن و يا خوش لباس بودن است نه برخوردار ي از ملاك فرهنگي خاص!

ستاره سازي هاي بيهوده و بي فايده براي جامعه
حال با توجه به تمام اين مسائل بايد توجه داشت كه چين مراسم هايي نه به درد هنر مي خورد و نه به درد جامعه! چرا كه به طور قطع در كنار اينكه به مادي گرايي درهنر و سوپراستارسازي دامن مي زنند باعث خواهندشد كه بيننده و هنرمند حضور يافته در چنين برنامه اي را دور از خود و درسطحي بسيار دست نيافتني تر حس كند كه اين مسئله باعث مي شو دكه به تدريج شهرت جايگزين محبوبيت شود.

اگر چنين اتفاقي رخ دهد كه به نظر مي رسد سينماي امروز ما در آستانه اين اتفاق است، ديگر به ندرت مي توان شاهد ساخته شدن فيلم هاي ارزشي و يا فيلم هاي پرمحتوا بود، چرا كه به طور كامل بدنه سينما به سمت تجاري بودن پيش خواهدرفت. از طرف ديگر بازيگران جواني هم كه تازه به بدنه سينما وارد خواهندشد ديگر به محبوبيت و يا بازي در فيلم پرمحتوا فكر نمي كنند، بلكه تنها به دنبال سوپراستارشدن و شهرت هستند. هرچندكه دراين بين نقش مجلات زرد را هم نبايد ناديده گرفت.

فقط سوپراستارها خوب زندگي مي كنند!
اين درحالي است كه هميشه تمام جامعه شناسان نسبت به بزرگ شدن و ستاره سازي برخي افراد كه برتري چندان و قابل بياني نسبت به ديگر اعضاي جامعه ندارند هشدار داده اند. اما متأسفانه تاكنون برخي فعاليت ها در سينما مانند برگزاري مراسم فرش قرمز و در كنار آن مجلات زرد، اين بررسي هاي كارشناسانه را ناديده گرفته اند و به ستاره سازي ادامه داده اند. به گونه اي كه اگر به اين مراسم در كنار محتواي اين مجلات نگاهي كنيم، اولين چيزي كه آنها به بيننده القا مي كنند اين است: «فقط سوپراستارها خوب زندگي مي كنند.»

تمام اين رفتارها در حالي است كه برخي از همين سوپراستارها تاكنون نه در فيلم چندان با محتوايي نقش آفريني كرده اند و نه بازي خيلي درخشاني از خود ارائه داده اند.

به هرصورت به نظر مي رسد كه برگزاري مراسمي مانند فرش قرمز كه عينا تقليد از سينماي غرب و هاليوود است تطابق چنداني با ذات سينماي ايران ندارد. اي كاش به جاي چنين مراسمي، جلسات نقد متعدد برگزار مي شد تا هم منتقدين بتوانند سؤالات خود را از كارگردانان بپرسند و هم به طور جدي فيلم ها مورد نقد و بررسي قرار مي گرفتند، چرا كه صورت تحقق چنين موضوعي بدون ترديد سينماي ايران رشد پيدا خواهدكرد؛ زيرا نقد منصفانه و متمركز و حرفه اي باعث خواهدشد كه ديگر سينماگران متوجه باشند معيارهاي حرفه اي چه از لحاظ فني و چه از لحاظ هنري چه خواهدبود.

به همين دليل بهتر است قبل از اكران هر فيلم به جاي اين مراسم سطحي مانند فرش قرمز جلسات جدي نقد و بررسي آنها با حضور كارشناسان سينما با هر طرز فكري برگزار شود. بي ترديد درد امروز سينماي ايران ناديده گرفتن ضعف ها و برطرف نكردن آنهاست.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: