چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۹
سه شنبه ۰۹ تیر ۸۸ | ۲۱:۳۱

اعمال دیکتاتوری از راه تهییج احساسات و قانونگریزی

اواخر دوران دبستان که بودم، نمی توانستم قبول کنم که این زمین است که می چرخد و خورشید ثابت است. لااقل برایم سخت بود. چرا که “به وضوح می دیدم” که این خورشید است که در آسمان حرکت می کند و می چرخد.


اواخر دوران دبستان که بودم، نمی توانستم قبول کنم که این زمین است که می چرخد و خورشید ثابت است. لااقل برایم سخت بود. چرا که “به وضوح می دیدم” که این خورشید است که در آسمان حرکت می کند و می چرخد.
این روزها دوباره یاد این استدلال افتاده ام. وقتی که می بینم که تمام قوت استدلال آقای موسوی برای ادعای تقلب در انتخابات این است که “به وضوح می دیده” است که ملت به چه کسی می خواستند رای بدهند. بارها و بارها با عبارات مختلف همین حرف را مطرح ساخته است. و این روند در بیانیه های مختلف او ادامه یافته است. و آنجا به اوج می رسد که همسر به اصطلاح منورالفکرش، درباره تقلب چنین دلیل می آورد که چون موسوی فرزند فلان شهر است و داماد فلان منطقه دیگر، پس بایستی در آنجا ها رای اول می شده است که نشده است! استدلالی که انسان را یاد دوران جاهلیت و فرهنگ قبیله ای می اندازد. گویا ایشان نیز همراه همسرش نه ۲۰ سال که ۲۰۰ سال در این مملکت نبوده اند. همچنان خیال می کنند این تعصبات قبیله ای و جاهلی نقش مهمی دارند! حال آنکه اگر به چنین استدلالی باشد آقای کروبی هم از هم منطقه ای است که موسوی دامادش! در این شرایط چه کسی باید رای بیاورد؟
اینکه توهمات جاهلی، جای خود را به استدلال و منطق داده است، چندان عجیب نیست برای این جریان. چه آنکه در برهه تبلیغات انتخاباتی نیز به همین شیوه متوسل شدند و سعی کردند تا با تکیه بر مسائل حسی (بعضا اشتباه) جامعه در مقابل آمارهای دولت (که خود نیز می دانستند واقعی است) بایستند. و هر از چندی نیز چون کودکانی جِرزَن و لجباز، چاره ای نمی دیدند جز دروغ نامیدن آمارها!
ماجرا آنجا خنده دار می شود که مخالفان قانونگریزی و اداره احساسی کشور، بلافاصله پس از مشخص شدن نتایجی که در بسیاری از صندوقها ناظران بسیار زیاد آنان حاضر بوده است، شروع کردند به دادن بیانیه های احساسی و انجام کارهای غیرقانونی اعتراض. و همه توجیهات تقلب شان، از سنخ همان توجیح عامیانه و حسی غلط بود. بعد هم که مجبور شد حداقل کمی هم قانونی عمل کند، در نامه اش به شورای نگهبان به تکرار سخنانی مبهم و کلی بسنده کرد. کاری که هماره در این چند ماه پیشه ساخته بود. و از دادن هرگونه مستندی –علی رغم وجود ناظرهای فراوان از سوی ایشان در مراحل مختلف انتخابات- عاجز شده اند. و این ضعف خود را نیز به حساب قبول نداشتن مراجع قانونی می نویسند! و البته تا امروز این مبهم و کلی گویی ادامه دارد. و هنوز سعی بر موج سواری بر احساسات هوادارانش دارد.
سعی بر تحریک احساسات هوادارنش بدان علت صورت می پذیرفت تا بتواند نظام را مجبور کند تا تسلیم خواست اقلیت شود و انتخابات را باطل کند. و این جریان را کودتا وار به قدرت برساند! و اینگونه است که مدعیان آزادی و دموکراسی در حال اعمال دیکتاتوری خود به بدترین و خام ترین شکلش هستند. چیزی که نشانه هایش در این سخن همسر آقای موسوی مشخص بود که : «اگر موسوی رای نیاورد، تقلب شده است!»؛ گویا انتخابات نمایشی است برای بیرون آمدن نام آقای موسوی! و دیکتاتوری بزرگتر از این؟
کارگردانان این نمایش برای تهییج احساسات، از مدتها پیش نقش های مختلفی را تعبیه کرده بودند. و این گونه می شود که آتش زدن ها و شکستن ها و در کل آشوب های خیابانی بخشی از این نمایش را به اجرا در می آورد. و البته مرحله آخر هم نیست. و همانطور که قبلا هم گفته ام، کارگردانان و مجریان این اغتشاشات، به دنبال خون هستند تا نقش موتور محرکی برای احساسات هواداران احتمالا بی خبر آقای موسوی را فراهم کند. خونی که متاسفانه در این آشوبها ریخته شد. و البته همه ی مسئولیت این آسیب ها متوجه سران این نمایش تلخ است. بازیگردانانی که به عنوان یک تیم امنیتی در جوار آقای موسوی در حال برنامه ریزی و اجرای اوامر نویسندگان سناریو هستند.
در همین چهارچوب است که حمله عناصر مشکوک به کوی دانشگاه شیراز و تهران، پازل آنان را برای تحریک احساسات تکمیل نمود. کاری که داشت روند سال ۷۸ را زنده می کرد که خوشبختانه به آن وخامت نرسید. بی شک این افرادی که چنین کاری را انجام دادند بازیچه ی دست این «هسته ی امنیتی» در اطرافیان جریان آشوب های اخیر شده اند. چرا که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها مخالفت خود را با اینگونه حرکات در دانشگاه بروز داده اند. اما جریانی که بقای خود را تنها در یک فضای آشوب و بی نظم می بیند، از چنین جهالت ها و حماقت هایی سوء استفاده می کند.
با توجه به جو احساسی و فقدان پشتوانه عقلانی و منطقی آقای موسوی، ستاد و هوادارانش، در اداعاهای اخیرشان، امید بود با گذر زمان و بردن امور به سمت منطقی شدن، فضا به سمت آرامش و راه های قانونی بیانجامد. اما متاسفانه بازیگردانان عرصه آشوب ها و اغتشاش ها با دامن زدن به حوادث مشکوک اما تهییج کننده احساسات، سعی دارند تا با سرعت بیشتری حرکت اعتراضی را به سمت گسترش و قانون گریزی بکشانند. و در این راه از ایجاد هیچ گونه شایعه، دروغ، تهمت، خون ریزی و … اِبا نمی کنند.
در این میانه است که روشنگری منطقی و نشان دادن ضعف ادعاهای تقلب به عموم مردم از بار چنین هیجانات کاذب و مضری می کاهد. و البته باید نخبگان سیاسی و امنیتی دلسوز نظام و ایران اسلامی، با هوشیاری بیشتر از فراهم آوردن هرگونه هیزمی برای آتش آشوب طلبی های آنان بپرهیزند. و هنوز هم امید است دلسوزان واقعی انقلاب در اطراف آقای موسوی بتوانند هر چه سریعتر فضا را به سمت حاکمیت قانون و غلبه عقل بر حس، ببرند. چه آنکه اندک اندک طرفداران منطقی و البته شجاع دوم خردادی نیز پی به بی بنیانی ادعاهای آقای موسوی و برخی اطرافیانش می برند (مثلا +).

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: