پنج‌شنبه 20 می 10 | 11:41

نگاهی به ابعاد بندهای بیانیه تهران

بيانيه مشترك و 10 ماده اي ايران، تركيه و برزيل كه ديروز -دوشنبه- در حاشيه اجلاس سران گروه 15 در تهران صادر شد بلافاصله پس از صدور واكنش گسترده اي را در مجامع سياسي و محافل خبري جهان به خود اختصاص داد تا آنجا كه اين رخداد- به ظاهر حاشيه اي- اخبار مربوط به اجلاس را تحت الشعاع قرار داده و از متن به حاشيه برد…نيويورك تايمز از بيانيه تهران با عنوان يك حركت تاكتيكي ياد كرد. خبرگزاري رويترز اعلام كرد كه ايران…


بيانيه مشترك و 10 ماده اي ايران، تركيه و برزيل كه ديروز -دوشنبه- در حاشيه اجلاس سران گروه 15 در تهران صادر شد بلافاصله پس از صدور واكنش گسترده اي را در مجامع سياسي و محافل خبري جهان به خود اختصاص داد تا آنجا كه اين رخداد- به ظاهر حاشيه اي- اخبار مربوط به اجلاس را تحت الشعاع قرار داده و از متن به حاشيه برد. اين بيانيه حاوي نكاتي است كه از هوشمندي طرف ايراني در چالش هسته اي پيش روي حكايت مي كند، اگرچه در نگاه اول و بدون توجه به متن بيانيه و با ابعاد حقوقي و فني آن، بعيد نيست كه موافقت مشروط جمهوري اسلامي ايران با تبادل سوخت در يك كشور ثالث – تركيه- به مفهوم عقب نشيني از تاكيد قبلي بر انجام تبادل در خاك ايران تلقي شود.

درباره اين بيانيه اشاره به چند نكته ضروري به نظر مي رسد:

1-برخلاف برداشت غلط- و يا احياناً مغرضانه- برخي از رسانه هاي داخلي و خارجي، آنچه كه ديروز به امضاي سران سه كشور ايران و تركيه و برزيل رسيده يك بيانيه- DECLARATION- است كه به تنهايي فاقد هرگونه الزام حقوقي است و نه توافقنامه -AGREEMENT- كه با الزامات و تعهدات حقوقي همراه باشد. توضيح اين نكته از آن روي ضروري است كه در بيانيه مورد اشاره، الزام آور شدن مفاد آن به توافق گروه وين موكول شده است كه نكته اي حساب شده است و شرح آن خواهد آمد. نكته اي كه متأسفانه مورد توجه برخي از خبرگزاري هاي خودي نيز قرار نگرفته است.

2- پيش از اين- ژوئن 2009- كشورهاي گروه 1+5 و اختصاصاً آمريكا و روسيه در اجلاس سال گذشته وين پيشنهاد كرده بودند كه جمهوري اسلامي ايران محموله 1200 كيلوگرمي اورانيوم كمتر غني شده -LEU- خود را به فرانسه تحويل دهد و در مقابل به ميزان متداول يك دهم، يعني 120 كيلوگرم اورانيوم با غناي 20 درصد براي استفاده در راكتور اتمي تهران دريافت كند. راكتور اتمي تهران به توليد راديوايزوتوپ ها براي مصارف دارويي اختصاص دارد. جمهوري اسلامي ايران با اين پيشنهاد تبادل موافق بود ولي از آنجا كه به هيچيك از كشورهاي 1+5 اعتمادي نداشت احتمال دريافت محموله 1200 كيلويي اورانيوم 5/3 درصدي ايران و بازپس ندادن آن از سوي كشورهاي مورد اشاره را دور از انتظار نمي ديد و دقيقاً به همين علت خواستار تضمين عيني – OBJECTIVE GUARANTEE- بود كه آژانس بين المللي انرژي اتمي و كشورهاي 1+5 به آن تن نمي دادند.

در بند پنجم از بيانيه ديروز تهران، آمده است كه «جمهوري اسلامي ايران با امانت گذاري 1200كيلوگرم اورانيوم كم غني شده -LEU- در تركيه موافقت مي كند» و در ادامه همان بند تاكيد شده است كه «اين مواد در مالكيت ايران در تركيه قرار خواهد داشت و ايران و آژانس، نظارت بر حفظ ايمني اين مواد را در تركيه برعهده دارند» بنابراين محموله 1200 كيلويي اورانيوم 5/3 درصدي براي تسهيل در انجام تبادل و با قيد «امانت» به تركيه منتقل مي شود. اين بند از بيانيه – در صورتي كه مورد توافق گروه وين- قرار گيرد، به منزله همان «تضمين عيني» خواهد بود كه جمهوري اسلامي ايران روي آن تاكيد داشت.

و اما، از سوي ديگر در بند 8 از بيانيه سه جانبه تهران، تاكيد شده است «در صورتي كه مفاد اين بيانيه مورد توجه و احترام قرار نگيرد- از سوي گروه وين پذيرفته نشود- تركيه به درخواست ايران، محموله 1200 كيلوگرمي اورانيوم 5/3درصدي را بدون هيچگونه قيد و شرط و با سرعت – يعني بلافاصله پس از درخواست- به ايران بازمي گرداند».

همانگونه كه در مفاد بندهاي 5 و 8 بيانيه تصريح شده است، جمهوري اسلامي ايران از پيشنهاد قبلي خود مبني بر تبادل در خاك ايران عقب نشيني نكرده است، بلكه با انتقال محل تبادل مواد از كشورهاي 1+5 به كشور تركيه، تضمين عيني مورد درخواست خود را به دست آورده است. يعني دقيقاً همان خواسته اي كه 1+5 حاضر به پذيرش آن نبود و جمهوري اسلامي ايران نيز به عنوان «تضمين عيني» براي پيشگيري از مصادره احتمالي محموله 1200 كيلوگرمي خود، اين تبادل را تنها در خاك ايران مي پذيرفت و اكنون اين تضمين عيني به دست آمده است.

3- يكي از نكات برجسته بيانيه سه جانبه تهران كه به نظر مي رسد با هوشمندي طرف ايراني در بيانيه گنجانده شده است، مشروط كردن اجراي آن به پاسخ مثبت گروه وين است. گروه وين متشكل از سه كشور آمريكا، روسيه، فرانسه و آژانس بين المللي انرژي اتمي است. در ماده 6 بيانيه آمده است «ايران ظرف 7 روز پس از صدور اين بيانيه موافقت خود با موارد آن را به آژانس اعلام مي كند» و در ادامه همين بند تاكيد شده است تبديل بيانيه به توافقنامه و عملياتي شدن آن مشروط به پذيرش مفاد بيانيه از سوي گروه وين است و ايران متناسب با چگونگي پذيرش گروه وين، نظر نهايي و اجرايي خود را درباره تعامل با اين گروه و به طور مشخص تعهد گروه وين مبني بر تحويل 120 كيلوگرم سوخت لازم براي راكتور تحقيقاتي تهران، اعلام مي كند.

در اين بند اگرچه قيد اعلام موافقت ايران به آژانس «ظرف 7 روز پس از صدور بيانيه» ضرورتي نداشت و مي تواند ابهام آفرين باشد ولي تاكيد بر تعامل اجرايي متناسب با چگونگي پذيرش بيانيه از سوي گروه وين، هوشمندانه است و ابهام احتمالي را برطرف مي كند.

و اما، اگر «گروه وين» مفاد بيانيه سه جانبه تهران را بپذيرد- كه بعيد به نظر مي رسد- مي توان به چند دستاورد بزرگ و درخور توجه اين بيانيه اميدوار بود.

الف: در بند اول بيانيه حق برخورداري همه كشورهاي عضو NPT و از جمله جمهوري اسلامي ايران از استفاده صلح آميز فعاليت هسته اي و بهره مندي بدون تبعيض در تحقيق و توسعه و توليد انرژي هسته اي مورد تاكيد قرار گرفته است كه اين بخش برجستگي چنداني ندارد و آمريكا و متحدانش جز در مواردي نادر و كم شمار، اين حق را براي جمهوري اسلامي ايران انكار نكرده اند، بلكه با اين بهانه غيرمنطقي و بي اساس كه ايران در فعاليت هسته اي خود قابل اعتماد نيست، سعي در كارشكني و نهايتا محروم كردن جمهوري اسلامي ايران از تمامي فعاليت هاي هسته اي داشته و دارند. اما در ادامه همين بند به حق برخورداري ايران اسلامي از «چرخه سوخت هسته اي، شامل فعاليت هاي غني سازي» اشاره شده است بنابراين در صورتي كه گروه وين مفاد بيانيه تهران را بپذيرد، ديگر بهانه اي براي كارشكني نخواهد داشت و چنانچه به كارشكني ها ادامه بدهد – كه مي دهد- اقدامات كارشكنانه و باج خواهانه آنها با پذيرش مفاد بيانيه در تعارض بوده و نزد افكار عمومي جهانيان توجيهي ندارد.

ب: در بند 4 بيانيه سه جانبه «هرگونه تقابل، اعم از اقدامات، رفتار و يا بيانيه هاي تهديدآميزي كه به حقوق و تعهدات هسته اي ايران تحت معاهده NPT آسيب برساند» منع شده است.

بديهي است كه حريف در صورت پذيرش مفاد اين بند از بيانيه، ديگر براي ادامه اقدامات خصمانه خود عليه فعاليت هسته اي ايران توجيهي ندارد.

4- ممكن است گفته شود كه كشورهاي آمريكا، فرانسه و روسيه-روسيه كمتر- بارها نشان داده اند كه به هيچيك از تعهدات خويش و معاهدات بين المللي پايبند نيستند، بنابراين، بر فرض پذيرش مفاد بيانيه سه جانبه تهران، احتمال ناديده گرفتن آن از سوي كشورهاي ياد شده دور از انتظار نخواهد بود. كه در پاسخ بايد گفت؛ در صورت عدم پايبندي آنها، اولاً؛ چيزي از دست نداده ايم- زيرا بيانيه فاقد الزام اجرايي است و الزام اجرايي نيز مطابق همين بيانيه موكول به توافق طرفين است- و ثانياً؛ سند ديگري از قانون شكني حريف را در مجامع بين المللي و افكار عمومي جهانيان به ثبت رسانده ايم. ضمن آن كه…

5- «گروه وين» منحصر به سه كشور آمريكا، فرانسه و روسيه نيست، بلكه «آژانس بين المللي انرژي اتمي» نيز يكي از 4 ضلع گروه وين است و قيد و شرط تاكيد شده در بندهاي 6 و 7 بيانيه مبني بر پذيرش مفاد آن از سوي گروه وين، شامل پذيرش آژانس بين المللي هم مي شود و اين نكته را مي توان و بايد از نكته سنجي هاي بيانيه تلقي كرد. چرا كه طرف اصلي و رسمي جمهوري اسلامي ايران در چالش هسته اي چند ساله، آژانس بين المللي انرژي اتمي است، بنابراين موافقت آژانس با مفاد بيانيه تهران به مفهوم آن است كه از بسياري ادعاهاي قبلي خود درباره پرونده هسته اي كشورمان دست كشيده است. از سوي ديگر، مطابق اساسنامه آژانس، تصميم ها و اعلام نظرهاي موافق يا مخالف اين نهاد بين المللي، قبل از آن كه در شوراي حكام به تصويب برسد فاقد ارزش قانوني بوده و رسميت ندارد. بنابراين، آژانس بين المللي انرژي اتمي به عنوان يكي از 4 ضلع گروه وين، در صورتي مي تواند با مفاد بيانيه سه جانبه تهران موافقت كند كه اين تصميم در شوراي حكام آژانس مطرح گرديده و با آن موافقت شده باشد. در اين حالت -بر فرض موافقت شوراي حكام- مفاد بيانيه تهران از سوي اعضاي اصلي و دايمي اين شورا كه آمريكا، انگليس، فرانسه، چين و روسيه از جمله آنها هستند و نيز بسياري از كشورهاي مطرح ديگر -كه اعضاي دوره اي شوراي حكام را تشكيل مي دهند- مورد موافقت قرار گرفته و به تصويب رسيده است و اين سند – در صورت تصويب كه بعيد به نظر مي رسد- يكي از بزرگترين دستاوردهاي بيانيه تهران در طول چالش هسته اي چند سال اخير خواهد بود.

6- در بند 9 بيانيه به آمادگي جمهوري اسلامي ايران براي گفت وگو با كشورهاي 1+5 اشاره شده است كه اين آمادگي نكته جديدي نيست و از مدتها قبل وجود داشته و اعلام شده بود. اما، در ادامه همين بند حوزه و ميدان گفت وگو مشخص شده و آمده است كه اين گفت وگوها «حول نگراني هاي مشترك بر مبناي تعهدات دستجمعي و براساس مشتركات دو بسته پيشنهادي» خواهد بود. تاكيد بيانيه بر «مشتركات دو بسته پيشنهادي» درخور توجه است. چرا كه بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران، فاقد موضوعات هسته اي است، بنابراين آن بخش از بسته پيشنهادي 1+5 كه شامل مسائل هسته اي است به طور طبيعي با بسته پيشنهادي ايران مشترك نبوده و نمي تواند در دستور كار گفت وگوهاي بعدي ايران و كشورهاي 1+5 قرار داشته باشد. اين همان نكته اي است كه جمهوري اسلامي ايران بارها بر آن تاكيد ورزيده و چرخه غني سازي اورانيوم و توليد سوخت خود را غيرقابل چانه زني و گفت وگو اعلام كرده بود.

7- برخي از رسانه ها و محافل سياسي غرب در اولين واكنش نسبت به بيانيه تهران، اين بيانيه را نشانه عقب نشيني! جمهوري اسلامي ايران از موضع قبلي خود مبني بر انجام تبادل در خاك ايران ارزيابي كردند اما بسياري از محافل و مجامع ديگر با تحليل محتواي بيانيه، از آن به عنوان يك پيروزي براي جمهوري اسلامي ايران ياد كردند، اين مجامع به ويژه مشروط كردن مفاد بيانيه به پذيرش گروه وين را، نشانه هوشمندي طرف ايراني دانسته اند. رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه ايران دو كشور تركيه و برزيل را به بازي گرفته است! نيويورك تايمز از بيانيه تهران با عنوان يك حركت تاكتيكي ياد كرد. خبرگزاري رويترز اعلام كرد كه ايران با صدور بيانيه سه جانبه تهران، توجيهي براي تحريم هاي غرب عليه اين كشور باقي نگذاشته است. شبكه الجزيره به نقل از مقامات فرانسوي گفت؛ بيانيه تهران، گروه 1+5 را براي اعمال تحريم بر سر دوراهي قرار داده است و…

8- و بالاخره اين نكته نيز گفتني است كه با توجه به آنچه شرح آن گذشت، احتمال چنداني براي پذيرش مفاد بيانيه از سوي «گروه وين» وجود ندارد ولي جمهوري اسلامي ايران در هر دو حالت پذيرش يا عدم پذيرش گروه وين، برنده اين ميدان خواهد بود، چرا كه پذيرش بيانيه به مفهوم نفي ادعاهاي قبلي است و عدم پذيرش بيانيه به معناي آن خواهد بود كه برنامه هسته اي ايران براي حريف فقط يك بهانه جويي بيرون از بستر فني و حقوقي است- كه هست- و حاكميت اسلام ناب محمدي(ص) و الگو شدن آن براي ساير ملت هاي مسلمان كانون اصلي نگراني و اضطراب غرب است و اين، كم دستاوردي نيست.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: