جمعه 21 می 10 | 08:40

سرکار خانم! پدر من اما شهید گمنام است!

می­گویی پدرت جان عزیزش و خون پاکش را برای این آب و خاک داده است، اما در عجبم که دین و آرمان پدرانمان که همانا اسلام ناب محمدی است در این شهادت هیچ سهمی ندارند. نمی­دانم چرا برای پدر نگفتی در هنگامه ای که رهبران آزاد اندیشی و روشنفکری، نعره زنان و مست، پیامبر ما را مجنون و شاعر، وکتاب آیات خدا را شعر می­دانند دوستان عجوزه قرآن پژوه تو لال مادرزادند. نمی­دانم چرا رویت نشد که به پدر بگویی رقاصه‏های عریان در ظهر عاشورا همان پرچم سرخِ یا حسینی را به آتش کشیدند


خانم باکری، نه بگذارید بهتر بگویم، سلام دختر سردار باکری، نه با عنوان بهتری میگوم ،سلام دختر سرلشگر باکری. بالاتر از این هم بگویم؟ سلام دختر فرمانده سپاه اسلام. وقتی نامه ات را خواندم ناراحت و آشفته شدم ومدام با خودم کلنجار می­رفتم تا معنی واژه غیر خودی را بیابم. زمانی که من و تو کوچک بودیم، نام پدر تو را در همه جا می­بردند، در حالیکه از پدر من هیچ نام و نشانی شنیده نمی­شد.

در حسادت کودکانه آن روزها آرزو داشتم برای یکبار هم که شده نام و نشانی از پدرم را در یادواره ای یا تصویری کوتاه در تلویزیون یا عکسی ببینم و با تمام غرور و افتخار پدرم را به همه نشان دهم. به تو غبطه می­خوردم، چرا که تو فرزند باکری بودی و من فرزند یک شهید گمنام. حالا آنقدر بزرگ و بلند مرتب شده ای که خود را از دیگران بالاتر بدانی. آنقدر فهمیده شده ای که می­توانی راجع به همه چیز اظهار نظر کنی.

می­گویی پدرت جان عزیزش و خون پاکش را برای این آب و خاک داده است، اما در عجبم که دین و آرمان پدرانمان که همانا اسلام ناب محمدی است در این شهادت هیچ سهمی ندارند. نمی­دانم چرا برای پدر نگفتی در هنگامه ای که رهبران آزاد اندیشی و روشنفکری، نعره زنان و مست، پیامبر ما را مجنون و شاعر، وکتاب آیات خدا را شعر می­دانند دوستان عجوزه قرآن پژوه تو لال مادرزادند. نمی­دانم چرا رویت نشد که به پدر بگویی رقاصه‏های عریان در ظهر عاشورا همان پرچم سرخِ یا حسینی را به آتش کشیدند که زمانی سربند پدر من و تو بود. نمی­دانم چرا یادت رفت بگویی تبعیض، فاصله طبقاتی، فساد مالی و اخلاقی و وضع نابسامانی که تو امروز از آن دم میزنی ثمره 16 سال همت مضاعف و کار مضاعف فتنه گران پر تلاشی است که تو امروز در اردوی آنها خیمه زده ای.

آری تو یاد گرفته ای و اینگونه بزرگ شده ای که همیشه خود را بالاتر از دیگران ببینی، یادگرفته ای که حق تو بیشتر از دیگران است. آری اینگونه شد که غیرخودی شدی.

حالا با افتخار تمام سرم را بالا می­گیرم، پدر من یک شهید گمنام است و همیشه تا ابد خوشنام خواهد ماند و ناراحتم از اینکه پدر تو شهید بزرگوار باکری است که این روزها نامش ورد زبان فتنه گران و دشمنان قسم خورده امام و انقلاب …

  1. فراست
    23 می 2010

    بسيار زيبا بود. موفق باشيد

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.