یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹
سه شنبه ۰۱ شهریور ۹۰ | ۱۶:۱۷

ليبی؛ بيداری اسلامی يا حركت به سمت دموكراسی غربی؟

غرب در پي سقوط قذافي سعي دارد وانمود كند حركت ليبي به سمت دموكراسي است اما فرياد “الله اكبر” مردم بعد از سقوط قذافي و شكرگذاري به درگاه خداوند دو شاهد زنده از بيداري مردمي در اين كشورهاست.


سقوط قذافي بعد از 42 سال ديكتاتوري و حكومت بر مردم ليبي، واكنش‌هاي مختلفي را در پي داشت و غرب و دولت‌هايي كه تا ديروز در جنايات وي شريك بودند، هركدام پيام‌هايي منتشر كردند.

اما در ميان دولت هايي كه سقوط قذافي را نقطه تحولي براي تاريخ ليبي برشمردند، سخنان باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا بيشتر خودنمايي مي‌كند كه مردم ليبي را به رعايت حقوق بشر فراخواند و اعلام كرد كه سقوط قذافي و حركت مردمي در ليبي گامي بسوي دموكراسي است.

*خيزش مردمي ليبي به كدام مسير ختم مي‌شود

حال جاي بسي سؤال است كه واقعاً ماهيت خيزش مردمي در ليبي پس از چند ماه درگيري و جنگ داخلي چيست؟ آيا بيداري اسلامي است كه حاصل سركوب هاي گسترده ديكتاتور قذافي در اين كشور مسلمان اتفاق افتاده يا اينكه گام‌هايي براي تشكيل جامعه سكولار و به قول غربي‌ها دموكراسي برداشته‌اند؟
قبل از اينكه به اين سؤال پاسخ دهيم، لازم است مروري گذرا داشته باشيم بر آثار و پيامدهاي انقلاب اسلامي ايران كه سه دهه پيش در ذهن مردم منطقه بارقه‌هاي اميد را روشن كرد. به هرحال با پیروزی انقلاب، دولتی انقلابی در منطقه ظهور یافت که علاوه بر ترویج افکار ضد امپریالیستی، از مخالفان سرسخت غرب و آمریکا به شمار می‌رفت و در شعارهای خود نیز تا حدی (البته در ظاهر) به بلوک شرق نزدیکتر بود. همين امر افكار عمومي منطقه و مسلمانان را به‌خود معطوف كرده بود كه چگونه مردم ايران بدون هيچ گونه امكاناتي نظام شاهنشاهي را با پشتوانه تمام عيار آمريكا و استكبار جهاني سرنگون كردند؟

*پيروزي انقلاب نوعي بيداري اسلامي در بين ملت‌ها ايجاد كرد

بي‌ترديد انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در سال 57 تاثيرات زيادي بر حوزه‌هاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي داشته است. با پيروزي انقلاب نوعي بيداري اسلامي در بين ملت‌ها به‌وجود آمد كه شاهد رشد و شكل‌گيري چشمگیر جنبشهای اسلامی در نقاط مختلف دنیا با اهدافی نسبتاً نزدیک به آرمان‌های انقلاب ایران بوديم.
البته ميزان تاثير گذاري آن بر همه جوامع اسلامي يكسان و يكنواخت نبوده بلكه با توجه به اوضاع خاص هر منطقه و نيز قرابت‌هاي فكري، فرهنگي و جغرافيايي، درجه تاثير آن متفاوت بوده و هر اندازه كه ملت ايران در نيل به اهداف انقلابي خود با ملت‌هاي ديگر وجه اشتراك داشته‌اند، به همان نسبت استقبال از اين انقلاب گسترده تر بوده است.
*انقلاب ايران مردم را به سمت تغيير سرنوشت خود سوق داد

آنچه كه به هيچ عنوان نمي‌توان از ياد برد اينكه پيروزي انقلاب اسلامي ايران جذبه‌اي اسلامي در مردم ايجاد كرد و از آن پس مردمي كه از عظمت و قدرت خود بي اطلاع بودند و همه مظالم را در چارچوب قسمت، تقدير و قضاي الهي تفسير مي‌كردند، با برداشتي نوين از اسلام به حركت در آمدند و به تغيير سرنوشت خود پرداختند.
از حدود هشت ماه پيش تاكنون تحولاتي در سطح جهان عرب در حال رخ دادن است كه معادلات منطقه‌اي غرب و بويژه آمريكا را برهم زده است. سه ديكتاتور دست نشانده در تونس، مصر و ليبي سقوط كرده و چند ديكتاتور ديگر نيز در آستانه سقوط قرار دارند.
از نكات قابل توجه رويكرد سرگردان غرب براي به انحراف كشاندن اين حركت‌ها است. چرا كه شعارهاي انقلابيون در اين تحولات “الله اكبر” بود كه در سال 57 توسط مردم ايران در مقابله با رژيم پهلوي سرداده مي‌شد و به اين باور رسيده‌اند كه انقلاب اسلامي ايران در حال تكثير است.
از ديگر نكات قابل تامل خواندن نمازهاي جماعت در خيابان‌ها و ميادين شهر بود كه مهر تاييدي بر اسلامي بودن اين حركت‌ها محسوب مي‌شود. سر دادن شعارهاي ضد استكبار، ضد آمريكا و آتش زدن پرچم رژيم صهيونيستي از ديگر نشانه‌هاي بيداري اين مردم مسلمان عليه استكبار و ظلم بود. حتي در ليبي نيز ميدان الخضراء نيز بلافاصله بعد از سقوط قذافي به ميدان شهداء تغيير نام داد.
غربي‌ها عنوان مي‌كنند اين تحولات ضد غرب نيست اما تجمع و تظاهرات مكرر انقلابيون در مقابل سفارتخانه‌هاي آمريكا و اسرائيل و برخي دول غربي حاكي از رويكرد ضد غربي دارد.

*ناكامي آمريكا در القاي غير ديني بودن خيزش‌هاي مردمي

بسياري از سياسمتداران آمريكايي پس از مشاهده اين تحولات به هرنحو ممكن سعي كردند كه عنوان كنند اين حركت‌ها گامي به سوي دموكراسي است و از عواملي مانند بحران اقتصادي و مشكلات مسكن و غيره نشأت مي‌گيرد. شايد مشكلات معيشتي و اقتصادي يكي از علل حركت‌هاي اخير باشد، اما علت تام نيست.
سركوب مذهب و نبود آزادي براي اداي فرايض ديني، بدئت گذاري و تحريف عقايد ديني مردم در اين كشورها بويژه تونس و ليبي، همدستي با آمريكا و رژيم صهيونيستي، وجود حكومت‌هاي مستبد وموروثي، تحقير ملت‌ها با سركوب و عدم حق راي و دخالت دادن در حق تعيين سرنوشت خود، از مهمترين عللي بود كه باعث شد مردم بيدار شده و امروزه با شعارهاي الله اكبر سقوط ديكتاتورهاي خود را جشن بگيرند.
هرچند آمريكايي‌ها با سفرهاي مكرر و دعوت از نمايندگان انقلابيون و نفوذ در بين آنها سعي كرده‌اند وانمود كنند كه مديريت اين تحولات را برعهده دارند اما واقع امر اين است كه منافع غرب در تحولات اخير بر باد رفته و اينگونه واكنش‌ها و اظهارات براي اين است كه بتوانند جاي پايي در دولت‌هاي آينده اسلامي در اين كشورها باز كنند.

* موج بيداري اسلامي به كشورهاي ديگر نيز سرايت مي‌كند

در كشور مصر انقلابيون روز به روز حلقه را بر دولت هاي غربي تنگ تر كرده و امروز شاهديم كه اخراج سفير اسرائيل، ملغي كردن قرارداد كمپ ديويد را سر مي‌دهند. محمد القوماني دبيركل حزب اسلامي تونس چندي پيش در همايش بيداري اسلامي در تهران طي سخناني اظهار داشت كه امام خميني 30 سال پيش اين انقلاب را با عظمت رهبري كرد كه انعكاس گسترده‌اي در سطح جهان داشت و با ارائه يك جريان فكري اسلامي توانست شروع كننده بيداري اسلامي در جهان اسلام باشد.
امروزه موج اين بيداري از تونس آغاز، و پس از ان كشورهاي مصر و ليبي را درنورديد و در كشورهاي بحرين، يمن، عربستان ، اردن و مغرب نيز شروع به وزيردن كرده به گونه‌اي كه حاكمان وادار شده‌اند كه براي فرو نشاندن خشم اين مردم بيدار دل، اقدامات و اصلاحاتي انجام دهند كه خوشبخاته مردم تا سرنگوني نظام پادشاهي و برقراري حكومت اسلامي به راه خود ادامه خواهند داد.

* كلام آخر

به جرئت و با افتخار مي توان گفت كه امواج ساختار شكن بيداري اسلامي ناشي از دعوت امام خميني (ره) نه تنها به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي انجاميد و همچنين نه تنها فقط نهضت‌هاي اسلامي شيعه و غير شيعه در جوامع اسلامي آفريد بلكه از مرزهاي ديني و جغرافيايي گذشته و به “بيداري ديني” و سپس “بيداري انساني” در سراسر جهان تبديل و منجر شد كه امروزه در كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا شاهد آن هستيم.
با اين حال آمريكايي‌ها، اسرائيلي‌ها و همپيمانشان نيز بيكار نخواهند ماند و براي حفظ امنيت و منابع خود در منطقه تلاش خواهند كرد لذا فرآيند تغيير شاهد سناريوهايي خواهد بود كه شاهد سناريوهايي خواهد بود كه منجر به موفقيت كامل يا جزئي و يا شكست شود و دشمنان تلاش خواهند كرد با بهره‌گيري از آشفتگي اوضاع، به اختلافات قومي و فرقه‌اي بيشتري دست بزنند. انقلابيون نبايد اجازه دهند اين حركت‌ها كه حاكي از اصالت اين امت و اصالت مردم و شوق آنها براي آزادي و كرامت از بين برود.
جريان‌هاي انقلابي و جوانان پرشور مي‌ بايست مراقب باشند كه اين طرز تفكر بر اراده آنها در ايجاد تحولات و تغييرات گسترده در سطح حكومتي تأثير نگذارد كه با انتخاب فردي در بين اسلام‌گراها بعنوان رهبر جريان خود مي‌توانند بر اين موضوع نيز فائق آيند.

يادداشت از : روح الله قاسميان

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: