جمعه ۱۱ شهریور ۹۰ | ۱۷:۰۰

ایمان بدون عدالت رسمیت ندارد

سید موسی صدر

کسانی که این بینش را پدید آوردند و داعیه دار آن بودند برای خود محیطی می خواستند که ایمان و خداوند ناظر بر اعمال آنان نباشند تا به آزمندیها و هوای نفس خود میدان دهند و انسانها را بی رحمانه استثمار کنند و ابزارهای کسب در آمد و منافع را بدون قید و شرط و بدون پایبندی به شیوه های شرافتمندانه در اختیار بگیرند. آری کسانی که چنین خواسته هایی داشتند و پیام آور فرهنگ و تمدن مادی غرب بودند همانهایی بودند که احساسات دینی و مسئولیتهای معنوی و روحی را مانعی بر سر راهشان می دانستند


تریبون مستضعفین– با توجه به شرایط اخیر منطقه و تحولات بسیار مهم لیبی، و امید تعیین تکلیف پرونده ربایش سید موسی صدر، بازخوانی اندیشه‌های ایشان و استفاده از نقاط قوتش، قطعا بسیار سودمند خواهد بود.

این سخنرانی سید موسی صدر درنهمین همایش اندیشه اسلامی «ملتقی الفکر الاسلامی» که در تلمسان (یکی از شهرهای الجزایر) در تاریخ 26 ژوئیه 1975 مطابق با 17 تیر 1345 برگزار شد، به بررسی نقش عدالت اقتصادی و اجتماعی در تفکر اسلامی می‌پردازد.

***

در نگاه قرآن، جهان هستی برآیندی از عدالت

در بخش اول همایش دانشمندان و فرهیختگان بر جسته به استقصای تام « عدالت اقتصادی در اسلام» پرداختند از این پس سخن متوجه بخش دوم یعنی « عدالت اجتماعی در اسلام» است البته با اشاره به ملاحظاتی درباره جایگاه ممتاز « عدالت در اسلام».

 1- اصول بنیادی عدالت اجتماعی در ایدئولوژی

الف. عدالت در اسلام در همه زمینه ها به ویژه در زمینه اجتماعی و اقتصادی نه تنها متکی برایدئولوژی اسلامی است بلکه اصولاً خود  پایه ای از پایه های ایدئولوژی اسلامی است و تأثیر شگرفی بر موازین و ارکان دیگر دارد. عدالت در همه زمینه های زندگی فردی و اجتماعی انسان جاری است و در قرآن کریم چنان می نماید که جهان هستی برآیندی از عدالت است.

جهان از دیدگاه اسلام بر اساس حق و عدالت استواراست و انسانی که رسالت خود را درک می کند و خواهان کامیابی است باید در روش خویش عادل وهمسو با جهان باشد و گرنه موجود بیگانه و رانده شده  و شکست خورده ای خواهد بود که به زودی در هاله ای از فراموشی گم خواهد شد. این اصل به طور یک سان بر فرد و جامعه صدق می کند. شاید بارزترین آیاتی که بر این پیوند تأکید می کند آیات 7-9 سوره الرحمن باشد:

«والسّماء رفعها و وضع المیزان ألا تطغوا فی المیزان و أقیموا الوزن بالقسط و لاتخسروا المیزان» ( 7:55-9) ( آسمان را برافراخت و ترازو را بر نهاد تا در ترازو تجاوزمکنید. وزن کردن را به عدالت رعایت کنید و کم فروشی مکنید).

ب- عدالت یکی از جلوه های بارز ثبوتی خداوند است وهمین عدالت آفریدگار جهان است که بر سراسر جهان هستی باز می تابد. زیرا علّت در نظر فلاسفه حدّ تام برای معلول است و معلول حدّ  ناقص علّت است. افزون بر این، قرآن کریم آفریدگار جهان را « قائماّ بالقسط » می داند

مقصود از این تعریف این است که عدالت جهان خود مفهوم قیام خداوند به عدالت است. این مطلب که هیچ نیازی به نتیجه گیری فلسفی یا تحلیل علمی ندارد. این شیوه در حقیقت همان روش معروف و مورد استناد قرآن کریم است.  زیرا که قرآن نتایج تربیتی حقایق و وقایع را مطرح می سازد بی آن که برای تعیین حقایق و تجزیه و تحلیل ابعاد آنها درنگ کند یا وارد تاریخ وقایع و جزئیات آنها شود.

خلاصه سخن اینکه مسأله عدالت در جهان هستی که از یک سو از ارکان جهان بینی اسلام است و از سوی دیگر نتیجه ایمان به عدالت آفریدگار زیر بنای استوار عدالت را در زندگی فردی و جمعی اقتصادی سیاسی و اجتماعی انسان پی ریزی می کند.

علاوه بر اینها فردی که در اصول و مبانی دینی و اعتقادی پژوهش می کند به روشنی در می یابد که پیش در آمد اصلی برای اثبات ضرورت برانگیختن پیامبران  و استدلال بر ثبوت معاد و روز حساب عدالت خداوند است. این خود از مسائلی است که اهمیت عدالت را در اصول و باورها اسلامی روشن می‌سازد و میزان تأثیر این اصل را بر پایه رهنمود تربیتی در رفتار انسان به طور اعم و در عدالت اقتصادی و اجتماعی فرد و جامعه به طور اخص باز می تاباند.

2- اسلام ایمان بدون عدالت را به رسمیت نمی شناسد

معیاری که قرآن برای مساوات و برابری انسان با کارکردش در نظر می گیرد چنین است:

و أن لیس للانسان الّا ما سعی و أنّ سعیه سوف یری(39:53و 40) ( و اینکه: برای مردم پاداشی جز آنچه خود کرده اند نیست؟ و زودا که کوشش او در نظر می آید).

این معیار در موضوع عدالت نیز ثابت است. زیرا وجود عدالت در اسلام مساوی است با وجود ایمان و ایمان بدون کوشش انسان در راه تحقق عدالت اصالتی ندارد

أرأیت الّذی یکذّب بالدیّن فذلک الّذی یدع ّ الیتیم و لا یحضّ علی طعام المسکین( 1:107-3) ( آیا آن را که روز جزا را دروغ می شمرد دیده ای؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت می راند. و مردم را به طعام دادن به وا نمی دارد).

حدیث شریف نبوی به گونه دیگری از این اصل سخن می گوید:« کسی که شب با شکم سیر بخوابد وهمسایه اش گرسنه باشد به پروردگار و روز بازپسین ایمان نیاورد است» ( وسایل الشیعه ج17 ص 209) صد ها دستور اسلامی که عدالت اجتماعی و اقتصادی را در عمق عبادات وارد می سازد و آن را از جمله شرایط صحیح بودن آنها می شمارد به روشنی نشان می دهد که عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی نه تنها دو حکم فرعی و دو واجب عادی و معمولی نیستند. بلکه بر پایه عقیده و ایمان استوراند  و از آنها جدا شدنی نیستند. اسلام ایمانی را که نتیجه آن عدالت در زندگی فرد وجامعه نباشد بر نمی تابد. از این رو عدالت اقتصادی و اجتماعی در اسلام ریشه دار دائمی و فراگیر است زیرا با طبیعت وهستی مومن در آمیخته و از درون فرد و جامعه مسلمان سرچشمه گرفته است.

۳مسئولیتهای فردی و اجتماعی در تحقق عدالت اجتماعی

اسلام در پی ریزی اصل عدالت برای آن خطوط روشنی ترسیم می کند که مانع ابهام و آشفتگی می گردد و شرایطی فراهم می کند که تحول و تکامل عدالت را تا مرز بی نهایت می سازد و این ویژگی اهمیت خاصی دارد.

الف- مسئولیتهای فردی. ارتباط متقابل میان مسئولیت فردی و اجتماعی برای تحقق بخشیدن به عدالت یکی از ابعاد ترسیم شده عدالت است. بر اساس اصل « کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» ( بحار الانوار ج 72 ص 38) و بر اساس وظیفه امر به معروف و نهی از منکر هر فرد جامعه مسئول سلامت جامعه است. از این رو آنچه از اموال و امکانات و تجارب و حتی تندرستی و نیروی جسمی وهر چه دارد صرفاً نتیجه کوشش شخص او نیست بلکه در پدید آوردن آنها دیگران از معاصران و گذشتگان نیزسهیمند. فرد مانند درخت میوه است. درخت با شاخه ها و برگها و ریشه هایش در به وجود آوردن میوه سهیم بوده و در این راه از آب و هوا و خورشید و زمین و دیگر عوامل طبیعی و کوششهای مختلف بشری بهره گرفته است. به سخن دیگر فرد امانت دار اموال خویش است و در پیشگاه جامعه و در برابر نسلهای پیشین و آینده مسئول آن امانت است. بر اساس این تحلیل فرد حق ندارد دارائی خود را نابود یا احتکار کند یا نسبت به آن بی توجهی و اهمال روا دارد. همچنین نباید در حق خویش بدی کند و آسیبی به خود برساند تا چه رسد به خود کشی. این گونه اقدامات در حقیقت ستم و تجاوز به حقوق جامعه است. این مطالب در حقیقت معنی و مفهوم کلمه استخلاف را که در قرآن کریم آمده است روشن می سازد: وأنفقوا ممّا جعلکم مستخلفین فیه( 7:57) ( و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنید).

ب- مسئولیتهای جامعه

از طرف دیگر جامعه نیز نسبت افراد مسئولیتی کاملاً برابر دارد. احادیث و فتاوی نشان می دهد که کلیه ساکنان یک دهکده نسبت به فردی که از گرسنگی می میرد مسئولیت دارند. در حقیقت این مسئولیت هر نوع مرگ وهر گونه زیان و آسیبی را نیز در بر می گیرد. در روایت آمده است که « اهل دهکده از ذمّه خداوند و پیامبرش دور و بیگانه اند» زیرا آنها در امانت پروردگار خیانت کرده و عهد و پیمان خداوند را شکسته اند چون مسئولیتهایشان را در برابر فرد مزبور انجام نداده اند.

آنچه از مسئولیتهای جامعه روستایی در برابر فرد گفته می شود عیناً در مورد جامعه شهری و مناطق و سرزمینهای که مردم در آنها تشکّلی یکپارچه دارند صدق می کند.

حضرت علی(ع) با تعجب و استنکار از خود می پرسد: « آیا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته؟» ( نهج البلاغه نامه 45).

ج- مسئولیتهای متقابل. افراد جامعه نیز نسبت به یکدیگر مسئولیتهای متقابلی دارند. از دیدگاه قرآن و روایات افراد جامعه همه پیکره واحدی را تشکیل می دهند.« چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار». داراییها و جانها و پیمانهای مردم از آن تمامی جامعه و تکوین آن می اندازد و از آیات کریمه ذیل بر می آید:

لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل( 188:2) ( اموال یکدیگررا به ناشایست مخورید). دقت کنید: مال هر فرد را برای دیگری مال خود او شمرده است! ولا یغتب بعضکم بعضاً ( 12:49) ( و از یکدیگر غیبت مکنید). هر فرد برخی یعنی قطعه ای از دیگری شناخته شده است. بعضکم من بعض (195:3) ( همه از یکدیگرید).

4- شیوه های تحقّق عدالت اقتصادی و اجتماعی

الف- انفاق و بخشش. در جای جای قرآن به جامعه ای که عدالت بر آن حاکم است و به نتایج این عدالت و همچنین خطرهایی که در صورت تحقق نیافتن آن متوجه جامعه خواهد شد اشاره می شود. زیرا عدالت به همه این امکان را می دهد که با کوششهای سازنده و کمکهای خود همگان را بهره مند سازند وپیامدهای شایسته عدالت به همه بازگردد در صورتی که نبود عدالت در جامعه به طور قطع موجب محرومیت بخش بزرگی از جامعه از برخی حقوقش یا از همه آن می شود همچنین باعث تباه شدن برخی یا همه استعدادها و کاهش کارائی جامعه می گردد. این خود محرومیت عمومی افراد جامعه و بلکه کل جامعه را سبب می شود بگذریم از بیماریها و خطرهایی که دامنگیر نه تنها گروههای محروم بلکه همه می شود مانند پیامدهای سوء تغذیه و فراهم نبودن شرایط زندگی سالم و همچنین خطرهای دیگری که درون محرومان را می خورد و ادامه آنها به بحرانها و انفجارها ونابسامانیهایی در جوامع می انجامد. حال به برخی از آیات قرآن کریم می پردازیم:

ها أنتم هولاء تدعون لتنفقوا فی سبیل الله فمنکم من یبخل و من یبخل فانّما یبخل عن نفسه و الله الغنیّ و أنتم الفقراء و ان تتولّوا یستبدل قوماً غیرکم ثمّ لا یکونوا أمثالکم ( 38:47) ( آگاه باشید که شما را دعوت می کند تا در راه خدا انفاق کنید. بعضی از شما بخل می ورزند؛ و هر کس که بخل ورزد در حق خود بخل ورزیده است. زیرا خدا بی نیاز است و شما نیازمندید. و اگر روی بر تابید به جای شما مردمی دیگر آرد که هرگز همسان شما نباشند). و ما تنفقوا من خیر یوفّ الیکم و أنتم لا تظلمون( 272:2) ( و هر چه انفاق کنید پاداش آن به شما می رسد و بر شما ستم نخواهد رفت). و أنفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بأیدیکم الی التّهلکه ( 195:2) ( در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید). 

پاداش انفاق نه فقط در آخرت بلکه در همین دنیا نیز

ب- انفاق در مفهوم قرآنی هر که در آیات کریمه انفاق بیندیشد به خوبی در می یابد که انفاق به مفهوم قرآنی آن مشارکت دادن کامل دیگران است در آنچه خداوند از مال و فکر و کوشش و مبارزه به انسان بخشیده است. تفکر و درنگ در این آیات روشن می سازد که بازگشت نتیجه خیر به انفاق کننده و دوری او از ظلم و هلاکت تنها منحصر به جزای الهی که در قیامت عاید انسان می شود نیست بلکه نتایج اجتماعی که از فعالیتهای انسان بر می آید نیز جزای عمل به حساب می آید. این پاداش که پیش از پاداش اخروی است در قرآن به « جزای ادنی» و پاداش آخرت به « جزای اوفی » یاد شده است. کوتاه سخن اینکه فرد یا گروهی که برای ایجاد فرصتهای مناسب زندگی برای دیگران کوشش می کند در حقیقت خیر خواهی و نیک فرجامی را برای خویش به ارمغان می آورد و خطر ستم و هلاکت و نیستی را از خود دور می سازد. امروزه پیامد های مثبت و نتایج اجتماعی چنین رویکردی کاملاً روشن و آشکار است.

 آیه اخیر در سیاق آیات جهاد آمده است. پس میان انفاق جان که به شهادت می انجامد وب ه هلاکت نینداختن نفس که از سرکشی و طغیان دشمن یا از ظلم خودکامگان سرچشمه می گیرد تهمانگی کامل وجود دارد و بدین ترتیب شبهه موجود درمورد معنای آیه کریمه زدوده می شود.

عدالتخواهی پایان ندارد

ویژگی دیگر عدالت اقتصادی و اجتماعی در مکتب اسلام این است که عدالت درجات متفاوتی دارد و تحقق آن در جوامع محدود به حد خاصی نیست بلکه مانند بسیای ازهدفهای دینی بیکران و نامتناهی است. این بدان جهت است که عدالت وسیله ای برای امکان بخشیدن به تکامل انسان است نه آنکه خود هدفی باشد که کوشش عدالت خواهی در نخستین مرحله آن توفق کند. نتیجه چنین بینشی آن است که عدالت با قدری احساس فردی آغاز می شود و سپس رشد می کند و از یک سو به کوشش روز افزون فرد تبدیل می گردد و از سوی دیگر گروه را که دولت ملی مظهر آن است در بر می گیرد. آنگاه عدالت با دو بعد گسترش می یابد: از یک سو رفته رفته همه افراد جامعه را در بر می گیرد و از سوی دیگر عمق پیدا می کند. زیرا همان طوری که حسّ عدالت خواهی رفته رفته به صورت کوشش پی گیر و مستمر در می آید تحقق بخشیدن به حدّاقل عدالت مراتب دیگری از عدالت را فراهم می کند. این جریان تا آنجا ادامه می یابد که به برابری بین افراد جامعه می رسد.

سپس مرحله تکافل و همبستگی و فداکاری فرا می رسد آنگاه از این مراحل هم می گذرد و به صورت ایثار و از خودگذشتگی جلوه می کند.

البته باید توجه داشت که سیر از خودگذشتگی نباید به فراموشی کردن حق دیگران وبه ویژه نزدیکان بینجامد چنان که غالباً هنگام زیاده روی انسان در بذل و بخشش پیش می آید. شاید از همین رو است که آیه کریمه می فرماید:

ولا  تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کلّ البسط ملوماً محسوراً( 29:17) ( دست خویش را نه از روی خشت به گردن ببند ونه به سخاوت یکباره بگشای که در هر دو حال ملامت زده و حسرت خورده بنشینی).

بیمه فقرا و سالمندان

ج- ابعاد عدالت اقتصادی و اجتماعی و راههای تحقق آن. در برشمردن ابعاد انسانی عدالت اقتصادی و اجتماعی اسلام ناگزیر به جنبه فنی که در خلال کنفرانس مورد توجه قرار گرفته است به طور گذرا و برای تکمیل صورت بحث اشاره می کنیم. تحریم ربا روشن می دارد که شریعت اسلام نمی خواهد سرمایه به تنهایی و بدون کار و تلاش افزایش یابد و برای صاحبش سودآور گردد. همین طور آنچه در فقه اسلامی درباره درست نبودن تعیین سهمی برای ابزار تولید آمده دلیل بر این است که ابزار تولید نمی تواند در سد و منافع شریک باشد اما کار که در اسلام برترین عنصر از عناصرتولید است حق دارد که فارغ از زیان در منافع سهیم گردد. همچنین کارگر حق دارد مبلغ معینی بدون ریسک پذیری دریافت دارد و این همان چیزی است که اجرت و مزد کار می نامیم

تفکر و تأمل بیشتر در احادیث زکات و آنچه امامان اهل بیت و از فقهای پیشین وارد شده است بعد تازه ای به مسئله عدالت می دهد و به روشنی و صراحت به بیمه افراد فقیر که عبارت از تأمین نیازهای افراد تهیدست از طرف جامعه باشد توصیه می کند. البته نه آن فقر و تهیدستی که نتیجه سستی و بطالت باشد. همچنین اسلام بیمه دوران کهن سالی و کودکی و بیماری را به ویژه حوادث و پیش آمدهای ناگهانی همچون هزینه های مسافران نیازمند و وامداران و دربندماندگان و هر آنچه در راه خدا باشد لازم می داند. مسئولیت بیمه های اجتماعی در حقیقت همان مسئولیت کامل جامعه اسلامی در شرایط  دشوار اجتماعی است خواه این شرایط دائم باشد مانند پیری و ناتوانی ناشی از نقص عضو یا بر اثر حوادث ناگهانی و در کوتاه مدت به وجود آید.

اوضاع مسلمانان امروز

در هنگام مقایسه دقیق واقعیتهای جوامع اسلامی امروز با ریشه های عقیده شناختی عدالت اقتصادی و اجتماعی و ابعاد روشن آن فاصله بزرگی می بینیم. در بیست و پنج سال اخیر شاهد کوششهای پی گیری در زمینه تأمین عدالت و اجرای بخشی از احکام اسلامی و دستورات مربوط به عدالت در گوشه و کنار دنیای اسلام بوده ایم. اما زمینه و بنیادهای ضروری برای این کوششها فراهم نبوده است. از همین رو این تلاشها دستاوردها پراکنده بی نظم و کم اثر بوده است.

گسست عدالت اقتصادی و اجتماعی از ایدئولوژی اسلامی

جدائی اصل عدالت اقتصادی و اجتماعی از ایدئولوژی اسلامی که خود گوشه ای از فاجعه جدایی عقیده از شریعت است و گروههای مختلف مسلمان آن را پذیرفته اند باعث گردیده است که عدالت ژرفا و کلیّت و استمرارخود را از دست بدهد به طوری که امروز عدالت اقتصادی و اجتماعی به صورت یک مسئله اجتماعی محض و موضوع سیاسی خالص در آمده است.

 احساس ذهنی و خدا برای روزهای جمعه!

این نوع عقیده اسلامی مجرد از نتایج اجتماعی نزد اغلب مسلمانان به صورت احساسی ذهنی در آمده که نه بر زندگی آنان اثرمی گذارد نه بر رفتار فردی واجتماعی آنان. این گونه عقاید در تصور برخی مسلمانها با عبادت قرین شده است آن هم برای تنظیم پیوند انسان و آفریدگارش و برای آسان نمودن سفر مرگ و دیگر هیچ.

به درستی نمی دانیم که این توطئه از چه هنگام پدید آمده است. آیا توسط دوست جاهل و نادان انجام گرفته یا دشمن درکمین؟و لی مسلّم است که این شیوه تفکر پیش از ارتباط و تأثیر متقابل فکری میان اروپا و دنیای اسلام بوده است و پس از این ارتباط به شکل روشن و موثری بروز نموده به طوری که به صورت مکتبی حاکم بر امت مسلمان در آمده است. خداوند تنها در معابد و مساجد و در روزهای جمعه و ماه رمضان پرستش می شود. و ایمان تنها در شرایط سخت و دشوار انسان بازتاب دارد؛  در هنگام مرض ناکامی شکست فقر و پیری؛ نه در روزهای زندگی دوران جوانی تندرستی پیروزی و کامیابی. در بازار، کارگاه، کارخانه، کشتزار و اداره و سایر عرصه های زندگی بر روی ایمان بسته شده و خارج از دایره نفوذ آن است.

راندن دین از اجتماع، خواسته استثمارگران

کسانی که این بینش را پدید آوردند و داعیه دار آن بودند برای خود محیطی می خواستند که ایمان و خداوند ناظر بر اعمال آنان نباشند تا به آزمندیها و هوای نفس خود میدان دهند و انسانها را بی رحمانه استثمار کنند و ابزارهای کسب در آمد و منافع را بدون قید و شرط و بدون پایبندی به شیوه های شرافتمندانه در اختیار بگیرند. آری کسانی که چنین خواسته هایی داشتند و پیام آور فرهنگ و تمدن مادی غرب بودند همانهایی بودند که احساسات دینی و مسئولیتهای معنوی و روحی را مانعی بر سر راهشان می دانستند و پس از پایان دادن به دوران فلسفه کلاسیک (اسکولاستیک) و قلع و قمع طرفداران آن ریشه کن ساخت احساسات دینی و خاموش کردن بارقه های آن در سراسر دنیا ادامه دادند. سپس عرصه را برای نظام سرمایه داری که همان رسالت نامقدّس آنان بود باز کردند تا کارش را با آزادی مطلق و بدون هیچ گونه التزام و تقیدی آغاز کند و به صنعت وتولید و افزایش تولید بپردازد و سپس برای مصرف و فروش کالاهای تولیدی خود به جستجوی بازار رود و استعمار و استثمار کند و جنگها به راه اندازد و تمدّنها و فرهنگها را پایمال کند و فقر و نیازمندیهای ساختگی را برای ملتها به ارمغان آورد.

اینان سرانجام آن طور که پیدا است گور تمدن خود را خواهند کند و تمدن بشری را نابود خواهند کرد. زیرا با عمل خود در بستر زندگی خلأ آرمان شناختی و فقری در حد کفر و تضادهایی را سبب شده اند که همه برای ملّتهای جهان و هم برای خود دشواریهای پیچیده و دردهای علاج ناپذیری به وجود آورده است.

 سکوت علما اسلام

با این توضیحات به بررسی وضع ملتهای اسلامی باز می گردیم. انسان از عدالت دور و عبادات از مضمون خود تهی شده و به صورت مراسم خشک بی روح در آمده است.قرآن کریم بارها تأکید کرده است که عبادتها و به ویژه نماز هرگاه همراه زکات یا برآورده کردن نیازن یازمندان و همسایگان و نزدیکان باشد پس وای بر چنین نمازگزاری.

فویل لامصلّین الّذین هم عن صلاتهم ساهون الّذین هم براوون و یمنعون الماعون( 4:107-7) ( پس وای بر آن نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگارند؛ آنان که ریا می کنند و از دادن زکات دریغ می ورزند).

شاید برخی از علمای دین با دعوت و تبلیغ یا با سکوتشان در نشاندن عبادت به جای عدالت سهیم بوده باشند. این در حالی است که اسلام  اعلام داشته است:

افضل العبادات کلمه حق عنا سلطان جائر ( حدیث نبوی الغیبه شیخ طوسی ص 404) ( برترین عبادت سخن حق گفتن در برابر سلطان ستمکار است). عدل ساعه خیر من عباده سبعین سنه ( بحار الانوار ج 72 ص 352).

بدون عدالت دین به انحراف می‌رود

روشن است که نتیجه این روش تربیتی بی نهایت خطرناک بوده است چرا که نبود عدالت در جوامع از مرحله خطرهای سیاسی و اجتماعی گذشته و به مرحله انحرافات ایدئولوژیک رسیده و موجب ناامیدی بزرگی از دین و موسسه های دینی و علمای دین مخصوصاً از آن دسته از علمای دین که در برابر بیدادگری سکوت می کنند و برای احقاق حقوق مردم زیر ستم مبارزه نمی کنند شده است. خلاصه سخن اینکه این جدایی درکوششهایی که به منظور تحقق عدالت در جوامع اسلامی صورت می گیرد نابسامانیهای به وجود آورده و مشکلات اجتماعی و سیاسی و اعتقادی بسیاری به جای گذاشته است.

هر گاه عدالت در برخی جوامع به صورت جزئی و جدا از قاعده و زیر بنای اعتقادی- اسلامی تحقق یابد مشکلات بزرگ تری به جای می گذارد. زیرا این نوع عدالت موجبات متعارف و فرهنگی خود را همراه می آورد و شکل خاصی از مصرف را به جامعه تحمیل می کند و در نتیجه شیوه ای تازه از زندگی را در پیشاروی انسان می نهد که او را به گمراهی می کشاند

علما حامی محرومین باشند

مسئولیت علمای دین در این زمینه بسیار بزرگ و دقیق و فوری است. زیرا آنان در راه خدمت به اسلام و مسلامانان به ویژه محرومان و ستم دیدگان امین مردمند تنها آنانند که می توانند از مبارزه و پیکار محرومان و ستم دیدگان در داخل جامعه های اسلامی تصویر درستی به دست دهند و شائبه تند روی و الحاد را از آن بزدایند و به ویژه از خدشه دار شدن تلاشهایی که برای احقاق حقوق صورت می گیرد جلوگیری کنند. زیرا که ستمگران و غاصبان حقوق ملتها به متهم کردن این جنبشها به الحاد یا طائفه گرایی عادت کرده اند و بهترین راه حل برای این سلاح ویرانگر پشتیبانی علمای دین از جنبشها و حمایت از آنهاست.

آثار بی‌عدالتی در جوامع مسلمانان

مسلمانان امروز نه تنها تصوردرستی از عدالت اقتصادی و اجتماعی اسلام و خطرهای ناشی از آن- از جمله گسست و فقدان دورنمایی همه جانبه عدالت- ندارند بلکه واقعیت اجرا نشدن عدالت اقتصادی و اجتماعی جز در موارد نادر و کمیاب به خوبی نمایان است.

شمار آنان که در جامعه اسلامی از زندگی شرافتمندانه و از عدالت محروم اند رو به فزونی است و احساس محرومیت آنان بر اثر ریخت و پاشها و تظاهر به ثروتمندی و رفاه عمق بیشتر می یابد.

 شرایط زیستی مسلمانان در کشورهای مختلف به گونه ای است که به تفاوت ژرف در سطوح زندگی منجر شده است. این امر ناشی از پیدایش ثروتهای طبیعی و افزایش بهای مواد خام دراین کشورها بوده است. بالطبع چنین فرایندی به فقیرتر شدن ملتها و ثروت اندوزی دسته دیگر می انجامد.

این همه نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی و واقعیتهای تلخ و دردناک به روشنی در برابر چشم همگان نمایان شده است بدون آنکه هیچ گونه توجیهی برای تأخیر درتطبیق و اجرای عدالت در میان این ملتهای منتسب به امت واحد وجود داشته باشد.

کشورهای ثروتمند عرب در کمک به بودجه نظامی کشورهای درگیر با اسرائیل سهمی داشته اند ولی این کمکها به اندازه یک دهم منافعی که جنگ برایشان فراهم آورده نبوده است. علاوه براین سهیم بودن کشورهای ثروتمند عرب در جنگ با اسرائیل ضرورت همکاری و کمک به ملتهای مسلمانی را که با فقر و گرسنگی و عقب ماندگی دست به گریبان اند منتفی نمی کند. برای تحقق عدالت تنها کمک و بخشش کافی نیست بلکه وامهای بدون بهره ارتقای سطح زندگی ملتهای فقیر را از طریق اجرای طرحهای توسعه ممکن سازد. اسلام دادن وام بدون بهره را تشویق کرده و یک درهم فرض را از نظر پااش الهی برتر از یک درهم صدقه دانسته است.

دولت‌های اسلامی با هم چون بیگانه رفتار می‌کنند!

هر گاه به بررسی اوضاع امت اسلام ادامه دهیم به مسائل دهشت آوری برمی خوریم چرا که دولتهای اسلامی با دیگر ملتهای مسلمان نه تنها مانند ملتهای بیگانه رفتار می کنند بلکه در برخی از موارد رفتار سختگیرانه تری دارند. گمرکهایی که برکالاها و فراورده های صادراتی وضع شده محدودیتهایی که نسبت به کارگران اعمال می شود و بهره مند بودن کارگران مسلمان از حقوق مورد نظر دربیشتر کشورهای اسلامی و شرایط دشواری که کارشناس مسلمان مهاجرت کرده به دیگر کشورهای دارند و درمعرض اهانت و منت گذاری و آزار قرار گرفتن آنان و تأثیر تیرگی روابط  رهبران بر روابط میان ملتها مخصوصاً گروههای زحمت کش- همه اینها دردناک و ناشی از نبود عدالت در زندگی امروز مردم مسلمان است. برای تکمیل تصویر حقیقی از واقعیت زندگی جامعه مسلمان و وضع عدالت در آن از پرداختن به نمونه های دیگر ناگزیریم. جوانان مسلمان در شرایط  نابسامانی به سرمی برند. آنها از یک سو نگران آینده اند از سوی دیگر به علت فقدان نظارت دقیق تربیتی و اسلامی در معرض انحرافای قرار دارند. همچنین است موقعیت زنان و شرایط مردم نقاط دور افتاده و وضعیت کشاورزان بیشتر کشورهای اسلامی.

چند پیشنهاد

اکنون در پایان سخن و پس از بر شمردن دردها و مشکلات پیشنهادهای ذیل را به کنفرانس محترم تقدیم می دارم:

1- توصیه به همه علمای دین در جهان اسلام و به همه مومنان و کسانی که آرزوی تحقق یافتن اسلامی را دارند که به مقتضای اوضاع کشورشان از محرومان و ستم دیدگان پشتیبانی کنند و دفاع از مسائل آنان را سرلوحه کارهای خود قرار دهند وبرای تحقق عدالت مبارزه کنند هر چند که نیاز به تاوان سنگین و فداکاریهای بزرگ باشد.

2- درخواست از دولتهای حاکم بر جهان سلام که اکنون استقلال یافته اند این مرحله از تاریخ خود را مرحله سازندگی داخلی بدانند و با اجرای طرحهای گوناگون نیک بختی محرومان را فراهم آورند.

3- در خواست از دولتهایی که در همایش عمومی کشورهای اسلامی گرد هم می آیند که با ایجاد طرحهایی به توسعه مناطق و طبقات محروم و تنظیم قوانینی برای بهبود شرایط کارگران متخصصان و مهاجران مقیم بپردازند. همچنین باید قوانین ویژه ای در امور گمرگ و صادرات و واردات تنظیم کرد به گونه ای که به برقراری هر چه کامل تر عدالت میان ملتهای اسلامی منجر شود.

4- اجرای پژوهش دقیق و همه جانبه ای در مورد عدالت اقتصادی و اجتماعی در اسلام و اهمیت و جایگاه آن در دین سپس ترویج آن از طریق رسانه های جمعی و کتب درسی به ویژه در دانشگاههای ذی ربط از حیث مسائل اجتماعی و در مدارس دینی.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: