چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸
شنبه ۱۲ شهریور ۹۰ | ۱۰:۱۵

سرنوشت خانواده قذافی در يک نگاه

سرهنگ قذافی پس از 42 سال حاکمیت بلامنازع در لیبی به دست انقلابيون سرنگون شد و سرنوشت مبهي را براي خود رقم زد. اين سرنوشت دامن‌گیر خانواده قذافي نيز شده است و هم اکنون هریک از آنها دچار سرنوشتی نامعلوم هستند.


سرهنگ قذافی پس از 42 سال حاکمیت بلامنازع درلیبی به دست انقلابيون سرنگون شد، درحالی که هیچ‌کس از محل اختفای وی تاکنون اطلاع دقیق نداشته و تلاش برای یافتن وی ادامه دارد.
این سرنوشت دامن‌گیر خانواده قذافي نيز شده است و هم اکنون هریک از آنها دچار سرنوشتی نامعلوم هستند، مطلب زیر نگاهی به آخرین وضعیت خانواده این دیکتاتور دارد.

سرهنگ معمر قذافی
“معمر محمد عبدالسلام ابو منیار القذافی” از قبیله “القذاذفه ” در سال 1942 در روستایی به نام “جهنم” در نزدیکی “شعیب الکراعی جارف” در منطقه “سرت ” به دنیا آمد.
تحصیلات ابتدایی خود را در روستایش به پایان رساند و سپس به “سبها” در جنوب لیبی رفت ‌و پس از ازدواج با همسر اولش و به دنیا آمدن “محمد قذافی ” از وی جدا شد. سپس با همسر دومش از قبیله “فرکاش ” ازدواج کرد تا از وی صاحب هفت فرزند شود که بزرگترین آنها “سیف الاسلام قذافی ” است.
اخلاق عجیب و غریب قذافی شهره عام و خاص است و کسی نیست که از آن بی‌اطلاع باشد، وی که از یکم سپتامبر 1969 به مدت 42 سال قدرت را در لیبی بدست داشت، سرانجام با فتح دژ باب العزیزیه در 22 آگوست گذشته سرنگون شد.
از آن زمان تاکنون هیچ‌کس از محل اختفای قذافی آگاه نیست، اما انقلابیون لیبی احتمال می‌دهند که بتوانند وی را در شهرک بنی‌ولید بیابند.
بنی‌ولید در 150 کیلومتری جنوب شرقی طرابلس و در نزدیکی شهر سرت، زادگاه قذافی قرار دارد و گمانه‌زنی‌ها بر این تمرکز کرده که به احتمال زیاد او در این شهرک و در نزدیکی زادگاهش مخفی شده باشد.

محمد قذافی؛ پسر بزرگ قذافی
محمد که زمانی رئیس کمیته ملی المپیک لیبی و صاحب 40 درصد از شرکت مشروبات غیر الکلی لیبی بود. گفته می‌شد، محمد در جریان سقوط طرابلس خود را تسلیم انقلابیون کرده، اما فردای سقوط طرابلس خبر رسید که از منزلش که تحت نظر بوده فرار کرده است تا این که چند روز گذشته اعلام شد، او به همراه صفیه و عایشه و هانیبال از مرزهای لیبی گذشته و به الجزایر پناهنده شده است و هم اکنون نیز در همین کشور است.

سیف الاسلام قذافی؛ پسر دوم قذافی
معمر قذافی به وی به عنوان جانشین خود نگاه می‌کرد. وی طی حوادث اخیر لیبی با ظاهر شدن در تلویزیون رسمی این کشور مردم لیبی را به قتل عام و کشتار تهدید کرد.
با سقوط طرابلس گفته می‌شد، او نیز بدست انقلابیون افتاده است، اما خیلی زود مشخص شد که وی در هتل خبرنگاران خارجی اتاقی برای خود گرفته و پس از آن متواری شد، بسان قذافی جستجو برای یافتن وی نیز ادامه دارد.
این درحالی است که سیف الاسلام در آخرین پیامی که روز گذشته ارسال کرد، وعده مقاومت و جنگ با انقلابیون لیبی را داد.

ساعدی قذافی؛ سومین پسر سرهنگ قذافی
وی که گفته می‌شد، بسیار خشن و بدرفتار و متهم به قاچاق و مصرف مواد مخدر است، در زمان حکومت پدر دیکتاتور خود رئیس فدراسیون فوتبال لیبى و فرمانده گردان ۴۸ نیروهای ویژه لیبی به نام گردان الساعدی بود که در سرکوب انقلابیون لیبی نقش عمده‌ای داشت و گفته می‌شود، در سرکوب اعتراضات بنغازی دخالت مستقیم داشته است.
او نیز بسان محمد و سیف الاسلام گفته می‌شد، توسط انقلابیون دستگیر شده است، اما خیلی زود مشخص شد که فراری است و در آخرین پیامی که به انقلابیون لیبی داد، از آنها خواسته اگر برخوردی مناسب با وی داشته باشند، خود را تسلیم انقلابیون خواهد کرد.
معتصم قذافی؛ پسر چهارم قذافی
زمانی وی را مشاور امنیت ملی قذافی می‌خواندند، درحالی‌که سفیر صربستان در لیبی او را “کودن ” نامیده بود و اختلافات شدیدی با سیف الاسلام داشت، پس از تصرف طرابلس توسط انقلابیون او نیز همچون دیگر برادرانش متواری شد و تاکنون اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست، درحالی که محمد، سیف الاسلام و ساعدی نام و نشان یا خبری از خود برجای گذاشته‌اند، هیچ خبر یا نشانی از معتصم در دست نیست.

هانیبال؛ پسر پنجم قذافی
وی که گفته می‌شود، شخصیتی بی‌رحم به خاطر ضرب و شتم خدمتکارانش دارد، مبتلا به نوعی بیماری‌ روحی و روانی است. او نیز به همراه برادر بزرگش محمد و خواهرش عایشه و مادرش صفیه به الجزایر گریخته است.

خمیس قذافی؛ پسر ششم قذافی
وی زمانی فرمانده یگان‌های ویژه لیبی معروف به “یگان 33 ” بود و گفته می‌شد، آموزش‌های نظامی خود را در روسیه گذرانده است، یگان او بود که سرکوب اعتراضات بنغازی را برعهده داشت. آخرین خبرهای بدست آمده از خمیس حکایت از مرگ وی طی بمباران ناتو می‌دهد.

عایشه قذافی؛ تنها دختر قذافی
وی که زمانی به کلئوپاترا معروف بود و به گفته نزدیکان قذافی شباهت بسیاری از حیث خلق و خو با پدرش دارد، پس از آن همه ناز و نعمت درحالی که آخرین ماه بارداری خود را سپری می‌کرد، به همراه مادرش و برادرانش به الجزایر گریخت تا تنها یک روز پس از پای گذاشتن به خاک الجزایر کودک خود را در یکی از بیابان‌های این کشور و نه در بهترین بیمارستان لیبی به دنیا آورد. کودک وی دختر است و نام “صفیه” را برای آن برگزیده است.

برچسب‌ها: ،

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: