چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸
دوشنبه ۲۱ شهریور ۹۰ | ۰۹:۲۶
چامسكي:

چامسکی: آمريكا با حمايت مالی عربستان در پی ترويج اسلام افراطی است

یک تحلیلگر آمریکایی مسائل سیاسی در مقاله ای به مناسبت حملات 11 سپتامبر نوشت که عوامل مورد حمایت واشنگتن با حمایت مالی عربستان سعودی، در حال گسترش سلاح‌های هسته‌ای و اجرای برنامه‌ای برای نهادینه کردن اسلام بنیادگرایانه در پاکستان هستند.


سایت تحلیلی “Nation of Change” در مقاله‌ای به نوشته “نوام چامسکی”، زبان‌شناس، فیلسوف و فعال سیاسی آمریکا، به تحلیل حادثه 11 سپتامبر و جنگ‌های آمریکا پس از آن پرداخت. استدلال “چامسکی” در این مقاله این است که آمریکا بدون جنگ‌افروزی به موفقیت‌های بیشتری در زمینه مبارزه با تروریسم دست مییافت.

حملات 11 سپتامبر و تاثیرگذاری آن بر وقایع جهان

دهمین سالگرد عملیات وحشتناک 11 سپتامبر، که بنا به توافق عموم جهان را تغییر داد، فرا رسیده است.
در تاثیرگذاری این حملات، کمتر جایی برای شک و شبهه‌ای باقی میماند: افغانستان رو به افول است، عراق به تاراج رفته است و پاکستان روز به روز به سوی مصیبتی که میتواند تجسم فاجعه باشد، گام برمیدارد.

پاکستان وتب آمریکا ستیزی بعد از 11 سپتامبر

در اول ماه می سال 2011، فردی که بنا به فرضیات، مغز متفکر این جنایت بود ـ یعنی اسامه بن‌لادن ـ در پاکستان ترور شد. این واقعه همچنین پیامدهای بی بدیلی در پاکستان بر جای گذاشته است. در مورد خشم واشنگتن از اینکه پاکستان بن لادن را تحویل نداد، بحث و جدل‌های فراوانی وجود داشته است؛ اما موضوعی که کمتر به آن پرداخته شده است، حس خشم و انتقام‌جویی پاکستانیها بوده است که آمریکا به خاطر انجام یک ترور سیاسی، مرزهای آنها را مورد هجوم قرار داد. تب آمریکا ستیزی، تا پیش از این حادثه نیز در پاکستان شدت گرفته بود؛ اما این وقایع باعث شد این تب حتی بیش از پیش شعله‌ور شود.

جنگ آمریکا در افغانستان جنگی در تضاد با ثبات

“آناتول لیون”، یکی از متخصصان مجرب حوزه پاکستان، در شماره فوریه ماهنامه “نشنال اینترست”، در مورد جنگ افغانستان چنین نوشت: “این جنگ، ضمن اینکه  ثبات منطقه را به هم زده و پاکستان را به سمت بنیادگرایی سوق میدهد، میتواند چنان خطرات ژئوپلتیک بزرگی برای آمریکا ـ و جهان ـ در بر داشته باشد که تمام وقایع افغانستان را زیر سایه خود قرار میدهد.”

تعبیر اقشار جامعه پاکستان از طالبان

“لیون” در ادامه بحث خود مینویسد، تمام اقشار جامعه پاکستان با طالبان افغانستان ابراز همدردی میکنند؛ علت آن، این نیست که آنها طالبان افغانستان را دوست دارند، بلکه آنها ” طالبان را گروهی مشروع برای مقاومت در برابر اشغال بیگانگان میدانند”؛ درست همان‌طور که ” مجاهدین افغان”  در برابر اشغال روسیه در دهه 1980 مقاومت کردند.

انزجار رهبران نظامی پاکستان از آمریکا

رهبران نظامی پاکستان در مورد فشارهای آمریکا که از آنها میخواهند خودشان را در جنگ واشنگتن علیه طالبان قربانی کنند، با انزجار و نفرت، سخن میگویند. این انزجار، هنگامی بیشتر میشود که آمریکا در درون مرزهای پاکستان، اقدام به حملات تروریستی (حملات هواپیماهای بدون سرنشین) میکند؛ حملاتی که با شروع دولت اوباما، فراوانی آنها به شدت افزایش یافته است. مطالبات آمریکا از ارتش پاکستان برای گسترش دامنه جنگ‌های واشنگتن به مناطق قبیله‌ای پاکستان، که حتی در دوران حکومت انگلستان بر این کشور نیز به حال خود رها شده بودند، خود علت دیگری برای این انزجار و نفرت است.

اقدامات نظامی آمریکا و بر هم خوردن انسجام نظامی پاکستان

در کشور پاکستان، بخش نظامی، نهاد پابرجایی است که بخش‌های این کشور را در کنار هم نگاه میدارد. “لوین” در ادامه مینویسد، “اقدامات آمریکا ممکن است موجبات تحریک بخش‌هایی از این نهاد را فراهم آورده و آنها را به تمرد وادارد؛ که در این صورت دولت پاکستان به سرعت فروپاشیده و همان مصیبت‌هایی را که انتظار آن میرود، به بار خواهد آورد.”

تسلیحات هسته‌ای پاکستان و مصیبت‌های بالقوه

زرادخانه عظیم تسلیحات هسته‌ای پاکستان، که با سرعت هر چه تمام‌تر گسترش مییابد، و همچنین جنبش جهادی موثر در این کشور، احتمال وقوع چنین مصیبت‌های بالقوه‌ایی را افزایش میدهند.

میراث دولت ریگان: گسترش سلاح‌های هسته‌ای در پاکستان

این دو مورد، هر دو، میراث‌های دولت” ریگان” هستند. مقامات دولت “ریگان”، طوری وانمود کردند که گویی اطلاع نداشتند “ضیاء الحق”، که شرورترین دیکتاتور نظامی پاکستان و مورد حمایت واشنگتن بود، با حمایت مالی عربستان سعودی، در حال گسترش سلاح‌های هسته‌ای و اجرای برنامه‌ای برای نهادینه کردن اسلام بنیادگرایانه در پاکستان است.

فاجعه‌ای در کمین: احتمال انفجار سلاح‌های اتمی و بمب‌های کثیف در آمریکا و انگلیس

فاجعه‌ای که در خفا به کمین نشسته این است که این دو میراث، ممکن است با یکدیگر ترکیب شوند و مواد شکافت‌پذیر در نهایت به دست‌های جهادیها بیفتند. بنابراین محتمل است ما شاهد انفجار سلاح‌های اتمی، و به احتمال قریب به یقین، “بمب‌های کثیف” در لندن و نیویورک باشیم.

نتیجه اقدامات آمریکا و انگلیس: ناامن کردن کشورشان برای مردم

“لوین” اظهاراتش را اینگونه خلاصه میکند: “در اصل، سربازان آمریکایی و انگلیسی به این دلیل جانشان را در افغانستان از دست میدهند که دنیا را به مکان خطرناکتری برای مردم آمریکا و انگلیس،  تبدیل کنند.”
بیتردید، واشنگتن به خوبی آگاه است که عملیات آمریکا در مکان‌هایی موسوم به “افپاک” ـ منظور در مرزهای افغانستان و پاکستان است ـ ممکن است موجبات بیثباتی و بنیادگرایی پاکستان را فراهم آورد.

آگاهی آمریکا از نتیجه اقداماتش در پاکستان

مهم‌ترین اسناد ویکیلیکس که تا کنون فاش شده‌اند، تلگراف‌هایی از سفیر آمریکا  در اسلام آباد ـ “آنه پترسون” ـ هستند که از عملیات آمریکا در افغانستان و پاکستان حمایت میکند، اما هشدار میدهد که این عملیات با  خطر” بر هم زدن ثبات دولت پاکستان، منزوی کردن رهبری غیرنظامی و نظامی دولت (هر دو) و ایجاد بحران حکومتی بیشتر در پاکستان” همراه هستند.

خطر مواد شکافت‌پذیر در پاکستان

“پترسون” در ادامه مینویسد این امکان وجود دارد که “فردی که در تاسیسات دولت پاکستان کار میکند به تدریج میتواند به اندازه‌ای مواد شکاف‌پذیر به خارج از تاسیسات قاچاق کند که در نهایت بتوان با آن مقدار بمب تولید کرد”. اگر آسیب‌پذیری این سلاح‌ها به هنگام انتقال را هم در نظر بگیریم، به خطارتی که در این زمینه وجود دارد، افزوده میشود.

جنگ امریکا در پاکستان و موفقیت‌های بن لادن

برخی از تحلیل‌گران معتقدند که بن‌لادن در جنگ با آمریکا به موفقیت‌های بزرگی دست‌یافت. “اریک مارگولیس” در ماهنامه “امریکن کانزرویتیو” نوشته است: بن لادن بارها ادعا کرد که تنها راه برای بیرون راندن آمریکا از جهان اسلام و غلبه بر فرماندارانش، سوق دادن آمریکاییها به زنجیره‌ای از جنگ‌های کوچک اما پرهزینه بود که در نهایت منجر به ورشکسته شدن آنان گردد.

عملیات واشنگتن و برآورده کردن آرزوهای بن لادن

اینکه واشنگتن تمایل به برآوردن آرزوهای بن‌لادن داشت، بلافاصله پس از حملات 11 سپتامبر کاملا مشهود بود.
“مایکل شوئر” یکی ازتحلیل‌گران ارشد سیا که اخبار بن‌لادن را از سال 1996 پیگیری میکند در کتاب خودش تحت عنوان “غرور امپریالیستی” که در سال 2004 چاپ شد، آورده است: “بن‌لادن در مورد دلائلی که علیه ما جنگ‌افروزی میکرده است، به آمریکا راست گفته است. هدف وی این بوده است که سیاست‌های آمریکا و غرب در قبال جهان اسلام را به طور جدی تغییر دهد” که در این هدف تا اندازه زیادی هم موفق بود.

آمریکا یگانه متحد بن لادن

وی ادامه میدهد: سیاست‌های آمریکا و نیروهای این کشور، ماموریت رادیکال کردن جهان اسلام را تکمیل میکنند؛ کاری که اسامه بن لادن از اوائل دهه 1990 در تلاش بوده است آن را محقق کند و در این راستا به موفقیت‌های محسوس، اما ناتمام، دست یافته است. در نتیجه، من فکر میکنم میتوانیم استنباط کنیم که آمریکا، همچنان یگانه متحد بن لادن است؛ و طبق شواهد، بعد از مرگ وی نیز هنوز اتحاد خود را با وی حفظ کرده است.
با چیدن این موارد خوف‌انگیز پشت سر هم، به این سوال میرسیم که : آیا برای پاسخ‌دهی به حملات 11 سپتامبر، گزینه دیگری نیز پیش روی غرب قرار داشت؟

گزینه دیگر آمریکا: صبوری تا فروپاشی طبیعی القاعده

اگر “این جنایت علیه بشریت” ـ و این نامی بود که به درستی برای حملات 11 سپتامبر انتخاب شده بود ـ تنها به عنوان جنایت معرفی میشد و در سطح بین‌المللی عملیات مختلفی برای شناسایی مظنونین آن صورت میگرفت، آنگاه جنبش جهاد، که بخش اعظمی از آن به شدت منتقد بن لادن بود، میتوانست به خودی خود بعد از 11 سپتامبر متلاشی و تضعیف شود. این موضوع در آن زمان امری مبرهن بود اما کسی آن را در هنگام اقدام عجوله برای جنگ، در نظر نگرفت. جای آن دارد که این نکته را هم اضافه کنیم که بخش اعظم جهان عرب  بن‌لادن را به خاطر نقشی که در این حملات داشت، محکوم کردند.
پیش از این که بن لادن کشته شود، حضورش کمتر و کمتر احساس میشد و در ماههای قبل از آن نیز نامش کاملا تحت‌الشعاع وقایع بهار عربی قرار داشت. “گیلس کیپل”، متخصص مسائل خاورمیانه، اهمیت وی در جهان عرب را با انتخاب تیتری برای مقاله‌ای که در نیویورک تایمز به چاپ رسانده بود، به درستی نشان داد: “بن لادن پیش از این مرده بود.”

چشم اندازهای غم‌انگیز آینده

اگر آمریکا با اقدام به حملات تلافی جویانه در عراق و افغانستان باعث بسیج  جنبش جهادی نشده بود، این تیتر میتوانست خیلی زودتر از اینها مصداق پیدا کند.
بدون تردید بن لادن در درون جنبش جهاد، چهره‌ای مورد احترام بود اما وی نقش چندانی در القاعده، که به زعم تحلیل‌گران “شبکه شبکه‌ها” نامیده میشد، بازی نمیکرد.
هنگامی که ما به تجدید نظر در باب 11 سپتامبر و پیامدهای آن میپردازیم و تلویحات آن برای آینده را از نظر میگذرانیم، حتی مشهودترین و ابتداییترین حقایق مربوط به این دهه  نیز چشم‌اندازهای غم‌انگیزی نشان میدهند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: