یکشنبه ۰۳ مهر ۹۰ | ۱۷:۳۴

آينده تحولات ليبی

علیرضا صولتی

ليبي، كشور پهناور شمال افريقا و ساحل دریای مديترانه در حدود 7.5 ميليون جمعيت قبيله‌اي را در خود جاي داده است. کشور لیبی در حدود 4 دهه‌ی گذشته كه سرهنگ معمر قذافي بر اين كشور حكم‌رانی کرده است، جز با فروش نفت و حكومت دیکتاتوری بر مردم كه با حركات و رفتار سخیف خود…


چشم جهانيان را به شگفتي واداشته بود، شناخته نمي‌شد. اين كشور اكنون دوران جدیدی را تجربه می‌کند و مردمش با تمامی قوا در پی سرنگونی این دیکتاتور هستند. با این وجود، نكاتي درباره آینده‌ی ليبي پس از قذافي وجود دارد كه در نظر داشتن آنها نه تنها لازم بلكه ضروري است.

1- لیبی کشور بزرگی است که از یک سو در سمت اروپا قرار دارد و هم ذاتا کشوری صحرایی است. این کشور از دیرباز همواره محلی برای نفوذ استعمار بوده است. فرانسه، ایتالیا و انگلیس در استعمار این کشور و دخالت در آن ید طولایی دارند که بنا به اقتضای شرایط، زمانی جداگانه و گاه نیز به طور همزمان به قسمت‌هایی از این کشور پهناور نفوذ می‌کردند و منابع طبیعی و غنی این سرزمین را غارت می‌کردند و هم‌چنان به آن چشم طمع دارند.

2- هر چند سرنوشت لیبی با استعمار و دیکتاتوری گره خورده ولی در عین حال از وجود مردمان استعمار ستیز که با دست خالی به دفاع از کشورشان در مقابل متجاوزان اروپایی می‌پردازند، نیز سود می‌برد. همین روحیه‌ی آزادگی و غیرت‌مندی‌شان باعث شد که چندین بار متجاوزان را از کشورشان بیرون رانند. این همان ویژگی بارز و ممتاز مردم این سرزمین است که در حدود 42 سال پیش دست‌مایه‌ی سرهنگ قرار گرفت تا بتواند با کودتایی نظامی قدرت را بدست بگیرد و بر مردم لیبی سلطه پیدا کند.

3- سرانجام طوفان بیداری اسلامی و بهار انقلاب‌های عربی یکی پس از دیگری و با گذر از کشورهایی نظیر تونس و مصر به لیبی رسید و باعث بوجود آمدن خیزش مردم ستم‌دیده‌ی این خطه بر ضد دیکتاتوری حاکم شد. این موج در حدود 6 ماه است که توسط مردم شهرهای مختلف لیبی، برای استیفای حقوق ضایع شده‌ی مردم به راه افتاده و دیکتاتور را به عقب‌نشینی واداشته است.

4- اگر قذافی از نتیجه‌ی انقلاب‌های کشورهای منطقه عبرت گرفته بود و با شروع اعتراضات مردم به عدم مشروعیت وی در حکومت، این کشور را با میلیاردها ثروتی که تا آن زمان اندوخته بود، ترک می‌کرد، اکنون نه او به این خفت دچار می‌شد و نه کشور لیبی تا این اندازه دچار خسارت‌های اساسی و زیربنایی می‌شد حال آنکه این حماقت تاریخی سرهنگ باعث ورود نظامیان ناتو به این سرزمین شد تا یک بار دیگر این کشور به اشغال نیروهای نظامی درآید تا با تخریب تأسیسات مهم و حیاتی، سیاست سرزمین سوخته را در این کشور به اجرا در آورد و باعث شود موضع این کشور مهم نفتی در منطقه به پایین‌ترین حد ممکن در دهه‌های اخیر برسد.

5- موضع‌گیری‌های اخیر کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی – ناتو- و رسانه‌های غربی در قبال تحولات صورت گرفته در لیبی، به روشنی این مطلب را نشان می‌دهد که می‌خواهند خود را عامل این پیروزی و براندازی رژیم دیکتاتور لیبی قلمداد کنند و سهم خود را در آینده از این کشور مطالبه کنند، این در حالی است که مقاومت‌های جانانه و رشیدانه‌ی مردم لیبی، عامل اصلی سرنگونی قذافی بوده است. این امر به وضوح ثابت می‌‌کند که ناتو نه تنها به دنبال منافع خود در این سرزمین بوده بلکه برای نیل به این هدف، حتی از کشتن انقلابیون لیبی هم ابایی ندارد.

6- طرح‌هایی همچون جایگزینی قذافی با افراد متمایل به غرب در دولت انتقالی لیبی، تفرقه پراکنی میان انقلابیون، ایجاد جنگ‌های داخلی و قبیله‌ای و حتی تجزیه‌ی این کشور، از گزینه‌های استعمارگران و کشورهای عضور ناتو می‌باشد که در حال بررسی آن‌ها می‌باشد.

7- مردم انقلابی لیبی باید به این نکته توجه داشته باشند که همواره انقلابی ماندن، سخت‌‌تر از انقلاب کردن است. چه بسیار حرکت‌های مردمی که صورت گرفته و به محض رسیدن به اولین پیروزی‌ها، شکاف و نزاع‌های داخلی و توطئه‌های خارجی، مسیر حرکتی آن‌ها را منحرف ساخته است و زمینه را برای برپایی دیکتاتوری‌های بعدی فراهم کرده است. در شرایط کنونی، لیبی به روزهای سرنوشت ساز خود نزدیک می‌شود و احتمالا به زودی گروه‌های مختلف که هر کدام دارای نظرت و سلایق مختلفی هستند، به هنگام تقسیم قدرت، با شکاف‌هایی رو به رو خواهند شد. لذا در این شرایط است که نیاز به یک رهبر واحد و مورد قبول تمامی طرفین و قبایل، به شدت احساس می‌شود تا از انحراف انقلاب مراقبت کند و نگذارد خون‌های داده شده پایمال شود.

اکنون غرب به دنبال آن است که با نقشه‌ی مزورانه‌ی خود، قیام‌های مردمی کشورهای شمال افریقا و عربی را بعد از رسیدن به پیروزی ابتدایی، کنترل کند و آن‌ها را طبق اهداف خود مدیریت کند. استعمارگران و اشغال‌گران ناتو، در فکر این هم هستند که در صورت تداوم جنگ در لیبی، خود را برای جنگ مسلحانه‌ی زمینی هم آماده کنند هر چند ظاهرا جنگ‌های ناتمام عراق و افغانستان هنوز درس عبرتی برای جلوگیری از تکرار این اشتباه برای آن‌ها نشده است. به هر حال احتمالا کم هزینه‌ترین روش برای غرب، ادامه‌ی بمباران مراکز و تأسیسات زیربنایی لیبی به بهانه‌ی از بین بردن قذافی و تبدیل این کشور به یک سرزمین ویران خالی از سکنه خواهد بود.

امید است با گسترش روز افزون ندای آزادی‌خواهی و اسلام‌جویی، حرکت‌های مردمی به زودی دامان نظام‌های فاسد و دولت‌های استمارگر غربی را نیز گرفته و این موج زمینه‌ساز حرکت نهایی که همانا ظهور حضرت حجت (عج) است شود.

برچسب‌ها: ، ، ،

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: