یکشنبه 16 اکتبر 11 | 14:04

ارجوزه‎ای در باب وحدت؛ بوالعجبی بی‎سابقه

یوسفعلی میرشکاک

به‎ هر حال وحدت نمی‎تواند جز در میان اهل توحید و معتقدان به انقلاب اسلامی، نتیجه‎ای در پی داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از زمامداران سال‎های پیشین که امروز هم از ثروت بی‎حد و حساب بهره‎مند هستند و هم بخشی از قلمرو قدرت را در اختیار دارند، حتی در لوای دعوت به وحدت، سعی خواهند کرد مطامع خود را دنبال کنند.


یوسفعلی میرشکاک – 

ارجوزهای در باب وحدت

آیا من که در این سرزمین جز همین قلم هیچ مایملکی ندارم، باید دیگرانی را که «همه‎چیز، همه‎چیز، همه‎چیز» دارند، به وحدت فرابخوانم؟ من با این یقین که سیاست‎مداران حتی اگر به فرمان بالاترین مرجع حکومتی تسلیم شده و به وحدت روی بیاورند، وحدت آن‎ها صوری و تقویمی خواهد بود و بیش از مدتی کوتاه دوام نخواهد آورد، از وحدت و لزوم گردن نهادن به آن سخن می‎گویم، اما نمی‎گویم که درست‎کرداران و راست‎گفتاران موظفند که با سران جریان انحرافی به وحدت برسند، زیرا این گروه که با تشبه به اصول‎گرایان بر گرده مردم سوار شدند و مناصب سیاسی و اقتصادی را به چنگ آوردند، نه‎تنها صدماتی جبران‎ناپذیر به اقتصاد این سرزمین وارد آورده‎اند، بلکه فرهنگ و هنر را خوار و خفیف کرده و موجب بی‎اعتمادی مردم به هرگونه سیاست شده‎اند. مسلما این گروه نخستین کسانی نیستند که با دعوی مسلمانی و عرض ارادت به موعود امم حضرت بقیه‎الله الاعظم (علیه‎السلام)، به قدرت رسیده و سپس ماهیت غیردینی خود را آشکار کرده‎اند، اما هیچ‎گروهی به این پایه و مایه از وقاحت در تاریخ این سرزمین نمی‎توان سراغ گرفت.

به‎ هر حال وحدت نمی‎تواند جز در میان اهل توحید و معتقدان به انقلاب اسلامی، نتیجه‎ای در پی داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از زمامداران سال‎های پیشین که امروز هم از ثروت بی‎حد و حساب بهره‎مند هستند و هم بخشی از قلمرو قدرت را در اختیار دارند، حتی در لوای دعوت به وحدت، سعی خواهند کرد مطامع خود را دنبال کنند. به‎راستی موقعیت کنونی، موقعیت بغرنج و آزاردهنده‎ای است. از یک‎سو کشور در محاصره اقتصادی و سیاسی همه‎جانبه است و از سوی دیگر، کشاکس احزاب و گروه‎ها در داخل، بحران‎ها و گرفتاری‎ها را مضاعف می‎کند و کمتر کسی را می‎توان یافت که به فکر بهره‎مندی خود نباشد، مگر آن‎هایی که در دو دهه اخیر، سعی داشته‎اند با تأسی به رهبر معظم انقلاب مطامع و منافع فردی خود را در امور مملکت دنبال نکنند و جز به قصد حفظ انقلاب و اسلام‎ گامی برنداشته‎اند.

با این وجود، چنان‎که می‎نماید فضای عمومی سیاست و اقتصاد چنین ایجاب می‎کند که اهل سیاست اعم از نیک و بد، لااقل برای حفظ موقعیت خویش، یک‎بار دیگر از دعوی‎های خود چشم بپوشند و کشاکش و نزاع بر سر کرسی‎های مجلس آینده را به زمانی موکول کنند که کشور از معضلات اقتصادی نجات پیدا کرده و یا لااقل بحران‎های کنونی را پشت‎سر گذاشته باشد. هرگونه استبداد به رأی در شرایط کنونی، پیش از آن‎که به زیان مردم تمام شود، به زیان کسانی تمام خواهد شد که استبداد به رأی را امتیازی برای خود و گروه خود تلقی می‎کنند.

فراموش نباید کرد که آمریکا با حضور خود در عراق، افغانستان و خلیج‎فارس از سه‎جانب با ما همسایگی نظامی دارد و پاکستان و ترکیه نیز کم و بیش پایگاه‎های نظامی شیطان بزرگ هستند و هرگونه اختلاف حاد سیاسی در داخل کشور به‎نفع آمریکا و دیگر دشمنان دور و نزدیک این سرزمین است.

 اگر کسی حمیت دینی داشته باشد، از خدا و رسول و ائمه‎اطهار و به‎ویژه امام عصر (علیه‎السلام) شرم خواهد کرد که به آتش تنازع و تخاصم دامن بزند. سلمنا نتوان از پرستندگان قدرت و مال و جاه توقع مسلمانی داشت؛ آیا خیال دارند علاوه بر گسستگی از دین و اخلاق دینی، گسسته خردی سیاسی و اقتصادی خود را نیز برملا کنند؟

سخن کوتاه، کسانی‎که از کلام سیدنا القائد – حفظه الله – اعراض کنند و دعوت معظم‎له را به وحدت نشنیده بگیرند، خواه ناخواه در صف دشمن (آمریکا و اسراییل) قرار خواهند گرفت و حتی اگر موفق شوند که پای دشمن را به این سرزمین باز کنند، سودی نخواهند برد، زیرا ما جز زنجیرهای خود چیزی برای از دست دادن نداریم و پیش از آن‎که به‎دست دشمن خارجی بیفتیم، از دشمنان داخلی، گرد برمی‎انگیزیم. به ناسزاواری و بی‎لیاقتی بر خوان یغما نشستن، آن‎گاه به همسفره‎ها چنگ و دندان نشان دادن، بوالعجبی بی‎سابقه‎ای است که جز در میان درندگان و لاشه‎خواران کمتر نشانی از آن یافت می‎شود.

 سر و جان به فدای شهسوار آفرینش، که فرمود: «الدنیا جیفه و طالبها کلاب». دنیایی که مولای موحدان – ارواحنا فداه – آن را به گوشت خوک در دست جذامی، تشبیه فرموده است، تا کجا در جان‎ها و خردها ریشه دوانیده است که از حب آن – که منشأ همه خطاهاست  نمی‎توانند دل برکنند و به سخن چراغ هدایت دل بسپارند؟

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: