چهارشنبه 26 اکتبر 11 | 13:38

این نوع تیترزنی «غش» و حرام است

ابتدا همه مردم نمى‏توانند همه روزنامه را تا آخر بخوانند، این تیتر‌ها را نگاه مى‏کنند مى‏بینند در تیترى که هست، چه فسادى واقع شده است یا چه صلاحى واقع شده است. اما آدم وقتى خود متن را مى‏خواند، مى‏بیند مسأله این طور نیست که این در تیتر هست. باید توجه کنید که این یک غِشّى است براى مسلمین که انسان در تیتر یک چیزى بنویسد و محتوا آن جور نباشد.


بی‌شک مواضع و رفتارهای امام راحل در عرصه سیاست، اخلاق، اجتماع، خانواده، اقتصاد و مدیریت، مسائل شخصی و… مثال زدنی و راهگشا هستند. هرچند بخشی از آن‌ها کم و بیش بازخوانی شده‌اند اما شاید برخی باور نکنند که امام راحل (ره) حتی درباره شیوه «تیتر زنی» و قواعد شرعی آن در رسانه‌ها هم اظهارنظر کرده‌اند.

در این باره یک روایت خواندنی دارد که کمتر بیان شده و بسیاری از اهالی رسانه آن بی‌اطلاعند؛ روایتی که بازخوانی آن همزمان با نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها برای اهالی رسانه هشدار دهنده و نیز راهگشاست.

رهبر کبیر انقلاب اسلامی ۱۲ خرداد سال ۱۳۶۰ در جمع کارکنان روزنامه کیهان به تبیین رسالت مطبوعات در نظام اسلامى پرداختند و در بخشی از سخنانشان موضوع مهم «غش در تیتر زنی» را مطرح کردند.

ایشان با اشاره به امکان وجود غشّ در تعیین تیتر‌ها، خطاب به حاضران عنوان کردند: اخبارى که مى‏نویسید، تیترهایى که هست، این‌ها را که در روزنامه‏‌ها آدم مى‏بیند، مى‏فهمد که این تیتر از کجا پیدا شده است، با چه مقصدى این را گذاشته ‏اند. و گاهى آدم بعد که مى‏خواند، مى‏بیند مسأله این طور هم نبوده است؛ تیترش یک جور دیگر است، مسأله‏ اش یک جور دیگر! ابتدا همه مردم نمى‏توانند همه روزنامه را تا آخر بخوانند، این تیتر‌ها را نگاه مى‏کنند مى‏بینند در تیترى که هست، چه فسادى واقع شده است یا چه صلاحى واقع شده است. اما آدم وقتى خود متن را مى‏خواند، مى‏بیند مسأله این طور نیست که این در تیتر هست. باید توجه کنید که این یک غِشّى است براى مسلمین که انسان در تیتر یک چیزى بنویسد و محتوا آن جور نباشد.

ایشان تصریح می‌کنند که «(تیتر) نه به آن تندى باشد که- مثلًا در این تیتر هست، و نه به آن عظمت باشد که در این تیتر هست. این یک نحو غشّ است براى مسلمین.‌‌ همان طورى که یک کاسبى روى متاعش یک چیز خوبى قرار مى‏ دهد، روغن را روى آن یک مقدار روغن خوب مى‏ریزد [اما] آخرش فاسد است و این حرام است و غش است، همین طور چنانچه روزنامه این طور باشد که انسان تیتر‌ها را که نگاه کند ببیند این روزنامه خیلى روزنامه خوبى است یا مسائلى هست، مسائل مهمى مطرح هست، از آن طرف، کسى را انتقاد مى‏کنند که این آدم خبیث است، این طور است، اما وقتى آدم مى‏ رود [متن را] نگاه مى کند، مى‏بیند مسأله این طور‌ها هم نبوده است یا اگر بوده، به این شدت نبوده است. متن را این یک نحو غشّى است که شما با قلمهایتان‏ مى‏ کنید.‌‌ همان طور که این فروشنده روغنِ رو و زیرش با هم فرق دارد و غشّ است و حرام، این هم که تیترش با واقعش مخالف است، این هم غشّ است و حرام.»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: