دوشنبه 31 اکتبر 11 | 16:07

فوتبال ایرانی و بدویت موتوریزه!

شاید آن زمان که جلال آل احمد اصطلاح «بدویت موتوریزه» را برای وهابیون ساکن عربستان به کار می‌برد فکرش را هم نمی‌کرد که در سالهای نه چندان دور همین اصطلاح قابلیت کاربرد برای عده‌ای از جوانان ایرانی که به شغل «فوتبال بازی» مشغول هستند را داشته باشد.


جواد حق گو

اولین بار که قصد داشتم یادداشتی پیرامون فوتبال ایرانی و ارتباط آن با فرهنگ بدوی بنویسم زمانی بود که یکی از فوتبالیستهای دلیر و باغیرت ایرانی در هواپیما با دست زدن به اقدامی احمقانه و نابخردانه با اعلام آنکه هواپیما در حال سقوط است رعب و اضطراب فراوانی را به سرنشینان هواپیما تزریق کرده بود. به دلایل متعدد ازجمله دل بستن به تنبیهات وارده ازسوی کمیته‌های انضباتی باشگاه پرسپولیس و فدراسیون از این کار منصرف شدم. امروز و با مشاهده تصاویر بازی پیروزی-داماش به این نتیجه رسیدم که تمام آن امید‌ها به راستی سرابی بیش نبوده و عبرت در این قوم کالای گرانبهاییست و به قول یکی از دوستان به سهولت یافت می‌نشود. هرچند تنبیهی که نتیجه‌اش گرفتن حقوق ماهیانه و چند ماه مفت خوری بیشتر و چاق و چله‌تر شدن از کیسه ملت باشد به راستی نه تنها عبرت که حتی ترغیباتی جدی را برای اقدامات مشابه شخصی که قرار بوده است متنبه گردد حاصل می‌آورد. وقایع بازی پیروزی-داماش به خوبی این تئوری را تائید می‌کند که به راستی در قوم فوتبالیست عبرتهایی که امروز از آن‌ها بهره برده می‌شود ضمانت اجرایی خاصی ندارد.

شاید آن زمان که جلال آل احمد اصطلاح «بدویت موتوریزه» را برای وهابیون ساکن عربستان به کار می‌برد فکرش را هم نمی‌کرد که در سالهای نه چندان دور همین اصطلاح قابلیت کاربرد برای عده‌ای از جوانان ایرانی که به شغل «فوتبال بازی» مشغول هستند را داشته باشد. مقصود آل احمد از به کار بردن چنین اصطلاحی در آن روزگار بر گرایش افراطی جامعه وهابی عربستان به استفاده از محصولات غربی استوار بود. جامعه‌ای که در روزگاری به شکل تام و تمام هرآنچه از غرب می‌آمد را نفی می‌کرد با حفظ فرهنگ و سنت بدوی خود با استفاده از رانت درآمدی گسترده‌ای که از طریق پولهای یامفت نفت به دست آورده بود به گونه‌ای افراطی به خرید کالا‌ها و محصولات بنجل و لوکس غربی مشغول بود و با نفی مطلق غرب از میوه‌های آن تمدن بهره‌ها و استفاده فراوان می‌برد. امروز در جامعه ما نیز اقشاری چون فوتبالیست‌ها به راستی تجلی آن تعبیر زیبای مرحوم آل احمد در چند دهه گذشته می‌باشند. افرادی که به یکباره بدون آنکه هیچ برداشتی از فوتبال حرفه‌ای و جوانمردانه داشته باشند پولهای حرفه‌ای و کلان می‌گیرند اما هنوز‌‌ همان شخصیت دوران پیشا تمدنی خود را حفظ کرده‌اند و هر روز اخبارشان یا از پارتی‌ها و مجالس فساد به گوش می‌رسد و یا آنکه مشغول تمرین صحنه‌های مستهجن در زمین مقدس فوتبال هستند.

این اتفاق برای بسیاری از افرادی که ره صدساله را یک شبه می‌روند ممکن است اتفاق بیفتد. اما نکته‌ای که باید از سوی سیاستگذاران امر ورزش به ویژه فوتبال مورد مداقه قرار گیرد آنست که فوتبال ایرانی اگر قرار است حرفه‌ای شود در تمام ارکان و ابعادش باید حرفه‌ای شود و به طور ویژه در مباحث فرهنگی؛ چراکه بد یا زشت الگوهای امروزی نوجوانان و جوانان ایرانی همین فوتبالیستهایی هستند که معمولا از پارامترهای بالای اجتماعی و فرهنگی نیز برخوردار نیستند. [۱] اما در پایان سوالی که مطرح می‌گردد آنست که چرا جامعه ایرانی باید با تبعیت مطلق از مدل زندگی آمریکایی و اروپایی به ترویج این انگاره‌های مسموم و جرثومه‌های فساد بپردازد.

پی نوشت:
۱-كافیست به تهدیدات هفته گذشته علی پروین(كه به گفته بسیاری از فوتبال دوستان سلطان فوتبال ایران است) علیه عادل فردوسی پور مراجعه گردد تا نوع فرهنگ، جامعه شناسی و روانشناسی اكثر فوتبالیستهای ایرانی مشخص گردد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: