چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹
شنبه ۲۱ آبان ۹۰ | ۱۱:۲۰
جنگ و گرسنگی در سرزمینی غنی

سومالی میدان جنگ فقر و غنا

علی اللهیاری

مهمترین مشکل مردم سومالی دیده نشدن این جنگ شدید فقر و غنا، مستضعفین و مستکبرین در این منطقه است. ماجرا یک قحطی و بلای طبیعی معمولی نیست. ماجرا فرآیند نابودی و غارت یک ملت توسط آمریکا و غربیان است. و البته همیشه بهانه‌ی تروریسم.


علی اللهیاری

تا ماه‌ها پیش به دلیل تبلیغات رسانه‌های مختلف، سومالی با «دزدان دریایی»ش به خاطر‌ها می‌آمد. دزدانی که از قضا روابط گرمی با اسرائیل داشتند. و اسلحه‌های مدرن خریداری شده از اسرائیل یک نمود آن بود.

اما کسانی که بیشتر پیگیر تحولات شمال آفریقا بودند، حوالی سال 2006 را به خاطر می‌آورند که جنگ بین «اتحادیه‌ی محاکم شرعی اسلامی سومالی» و اتیوپی، مدتها خبرساز بود. جنگی که اسلام‌گراهای سومالی در اعتراض به حضور نظامی تمام عیار اتیوپی در این کشور برای حمایت از شبه‌دولت نظامی غرب‌گرای سومالی، وارد آن شده بودند.

اسلام‌گرایان سومالی همان موقع این کار اتیوپی را اقدامی به دستور آمریکا، جهت جلوگیری از ایجاد امنیت و آرامش در سومالی و اجرای احکام اسلامی می‌دانستند. چرا که پیش از این نیز از دخالت‌های اتیوپی-که خود دولتی کاملا وابسته به آمریکا دارد- در حمایت از شبه‌نظامیان غرب‌گرای سومالی، انتقادات شدیدی کرده بودند. همان ایام بود که مستند مرکز فرهنگی- مردمی میثاق درباره اسلام‌گرایان سومالی به کارگردانی سلیم غفوری، مورد توجه قرار گرفت.

سومالی

قحطی و گرسنگی

اما اینک سومالی تصویر دیگری در ذهن‌ها یافته است. قحطی و مصیبت، انتشار تصاویر و اخبار دردناک از کودکان و زنان و مردان سومالیایی دل‌ها را سخت ملتهب می‌کند. آمارها از وضعیت کودکان بسیار درد آور است. آژانس آوارگان سازمان ملل خبر داده است که « قحطی تاکنون جان 29 هزار کودک سومالیائی زیر 5 سال را تنها در جنوب سومالی گرفته است». مدیر برنامه جهانی غذا گفته است: «هر 6 دقیقه یک کودک سومالیایی به دلیل قحطی زدگی و فقر جان می سپارد». 640 هزار کودک دیگر نیز به سوء تغذیه مبتلا هستند و بیماری به شدت جان کودکان سومالی را به تهدید می‌کند. و سه میلیون و 600 هزار نفر از مسلمانان سومالیایی در وضعیت هشدار به سر می‌برند. حداقل 12 میلیون و 400 هزار نفر در شاخ افریقا ازجمله سومالی، جیبوتی و… از خشکسالی شدید رنج می برند. نبود آب آشامیدنی سالم و شرایط بهداشتی سبب شیوع بیماری‌هایی همچون وبا شده است. در کنار این آمارها، دیدن تصاویر و فیلم‌های بسیار دردناک کودکان و افراد گرسنه و در حال فوت، تصویری به شدت ترحم آفرین و تاسف بار را برای مخاطب به همراه دارد.

البته این همه‌ی ماجرا نیست. با تقریب خوبی تمام مردم سومالی مسلمان (از فرقه شافعی‌) هستند. علی‌رغم تمام سال‌های دشواری که بر سومالی گذشته است، مردم این دیار عشق بسیاری به اسلام دارند. و امسال که ماه رمضان با قحطی شدید و مرگ عزیزانشان همراه بود، باز روزه های مومنانه و نمازهای جماعت در گرما و تشنگی و سختی، به پا بود. و این افطارهایی با سفره‌های خالی اجر فراوانی برای این مسلمانان همراه خواهد داشت. همین عشق و عمل به شریعت است که این‌ها را با وجود مصیبت‌هایی دشوار، چنین کریم و عزت‌مند نگاه داشته است. عزت و کرامتی که باید سعی کنیم ما نیز در کمک به آنها رعایت کنیم. نکند با نشان دادن تصاویری، یا طرز کمک‌مان، یا با منت گذاشتن، برادران و خواهرانمان را ذلیل نشان دهیم و از کرامتشان در نگاه ما کم شود.

فقر در سرزمین ثروت ها و جنگ

علی‌رغم فوری بودن و ضروری‌بودن خطر قحطی برای این کشور، این تنها و ریشه اصلی مشکلات سومالی نیست. کشوری که منابع خوبی از آهن، نفت، گاز، و به ویژه اورانیوم دارد، در یک موقعیت استراتژیگ و مهم قرار دارد (به عنوان نمونه بسیاری از جریان انتقال انرژی جهان از آبهای این منطقه صورت می‌گیرد)، چرا باید سالیان دراز پس از اعلام استقلال در 1960 از قیمومیت انگلیس و پیشتر ایتالیا، درگیری‌های سیاسی، کودتاها، جنگ‌ها داخلی آن کشور را ملتهب نگاه دارد؟

باید کمی به عقب برگردیم. از زمان استقلال پس از چند سال اولیه درگیری، محمد زیادباره، توانست حکو.مت نسبتا با ثباتی را تشکیل دهد. وی که خود یک ژنرال بود، گفته می‌شود از حمایت آمریکا به دلیل مدیریت کشورهای همسایه (مثلا اتیوپی که آن موقع از حامیان شوروی بود)، برخوردار بود. وی البته اقدامات نسبتا خوبی هم مثلا افزایش ضریب سوادآموزی در کشور از5 به 55 درصد داشت. اما درگیری‌های قدرت و رفتارهای وی، و نقشه‌های جدید آمریکا در منطقه، ایجاد شدن گروه‌های شورشی که مثلا در شمال اعلام استقلال نسبی کردند، باعث شد در سال 91 دولت وی سقوط کند. و جنگ داخلی آغاز شود. شکل‌گیری گروه‌های مسلح در نقاط مختلف، باعث افزایش بسیار زیاد ناامنی و به‌هم‌ریختگی اوضاع این کشور شد.

در آن سال‌ها سازمان ملل پس از صدور قطع‌نامه‌های مطابق معمول بی‌فایده، با عملیاتی به نام «زنده کردن امید» اعلام کرد قصد کمک به مردم سومالی را دارد. ولی اتفاقی که افتاد این بود که بوش پدر در اواخر دولتش 30 هزار نفر از نظامیان آمریکا را در سومالی مستقر کرد. به نظر می‌رسید این حضور نه برای کمک که به دلیل برنامه‌ی آمریکا برای افزایش حضور نظامی در شاخ آفریقا و اقیانوس هند و خلیج عدن بود.

اعتراضات مردم‌ و گروه‌ها به رفتارها و حضور آمریکا، باعث جنگی بین گروه «محمد فرح عيديد» با آمریکا شد. جنگی که شکست در نهایت با آمریکا بود و با سقوط یک بالگرد آمریکایی در سال 94 و نمایش تصاویر جنازه‌های سوخته آمریکایی و نیز گرداندن یک باقیمانده آن در خیابان‌ها، به اوج رسید. این اتفاق که باعث تحقیر بی‌سابقه آمریکا در قاره سیاه شد، زمینه را برای خروج نظامیان آمریکایی از سومالی توسط کلینتون فراهم آورد. هر چند بعدها آمریکا با ساخت فیلم سفارشی سقوط شاهین سیاه سعی کرد این تحقیر را کمی التیام ببخشد.


بالگرد ساقط شده آمریکایی در فیلم سقوط شاهین سیاه

اتحادیه محاکم شرعی در سرزمینی بدون قانون و حکومت

در این شرایط، بعضی از علمای دینی برای رسیدگی به وضع مردم در نبود دولت و قانون، بر اساس احکام اسلامی در مناطق مختلف دست به تشکیل دادگاه‌های شرعی کردند. برای ضمانت اجرای احکام، هر دادگاه یک شاخه نظامی نیز داشت. با استقبال مردم و تامین امنیت و آسایش، این دادگاه‌ها به سرعت در نقاط مختلف توسط علمای گوناگون رشد یافت. فرآیندی که در سال‌های حوالی 2005 با متحد شدن این دادگاه‌ها و تشکیل «اتحادیه محاکم شرعی» به ریاست «حسن طاهر اويس» و ریاست اجرایی «شیخ شریف احمد»، درس‌خوانده‌ی الازهر، شد.

این اتحادیه با تلاش برای سامان دادن به اوضاع سومالی، با پیشروی مناسبی جنگ‌سالاران را شکست داده و موگادیشو را نیز فتح کرد. در حالی که نشانه‌هایی از اصلاح امور و آرامش به چشم می‌خورد، ارتش اتیوپی با اشاره آمریکا وارد جنگ تمام عیار علیه این اتحادیه و حمایت از شبه‌نظامیان غرب‌گرا شد. هر چند با مقاومت مردم در سال 2008 مجبور به ترک سومالی شد. پس از سال‌های 2007 شریف احمد، از سوی همرزمان سابق متهم به برقراری ارتباط با آمریکا شد و وی از سمتش استعفا داد. پس از آن با رایزنی‌های گوناگون در سال 2009 به ریاست‌جمهوری سومالی رسید. انتخابی که هم‌پیمانی وی با آمریکا را چندان دور از واقعیت نیز نشان نمی‌دهد.

آمریکا در طول سالهای پس از 11سپتامبر با ادعای مبارزه با تروریسم در سومالی، علاوه بر اینکه خود با هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های کروز این کشور را مورد حمله قرار می‌داد، از نیروهای نظامی آمیسام (شاخه نظامی اتحادیه آفریقا) برای جنگ در سومالی استفاده می‌کرد.

قدرت نظامی و گرسنگی، ابزار آمریکا علیه مردم سومالی

همچون استراتژی آمریکا برای حمله به عراق، در سال 2009 برنامه جهانی غذا را مجبور کرد برنامه های تأمین غذا را در سومالی متوقف کند. چرا که همچون استراتژی اسرائیل در غزه، مدعی بود کمک‌های غذایی و دارویی باعث کمک به نیروهای تروریستی (که منظورشان نیروهای اسلام‌گراست)، می‌شود. این اقدامی بود که تاثیر مهمی در ایجاد سوء تغذیه کودکان داشت.

اما پس از بروز قحطی، آمریکا همچون سایر موارد حضور خود در جهان، به بهانه کمک و با رسانه‌های تبلیغاتی خود، زمینه را برای حضور نظامی گسترده در سومالی فراهم می‌کند. همانطور که در زمان سیل پاکستان به جای کمک واقعی به بمباران پاکستان دست می‌زد. همین روند در سومالی در حال اجراست. به گزارش سایت فرانسوی زبان ورلد پرس، در سال جاری آمریکا ادعا می‌کند 431 میلیون دلار کمک کرده است. در حالی که اکثر آن به شکل کمک‌های نظامی به دولت انتقالی غرب‌گرا بوده است. برای قحطی تنها 28 ملیون دلار کمک کرده است!

این درحالی است که در تمام سال‌های آشوب و بحران در سومالی غرب به این بهانه که آفریقا از فناوری لازم برای بهره‌برداری از معادنش برخوردار نیست، با شرکت‌های مختلف و با استفاده از نیروی کار ارزان اقدام به تاراج ذخایر عظیم سومالی می‌کند. جالب آنکه بلافاصله پس از حضور شرکت‌های غربی در کنار معادن آفریقایی، بیماری‌های واگیردار در آن منطقه شیوع می‌یابد و جالب‌تر اینکه بر طبق گزارشات، وابستگان به این شرکت‌ها هیچگاه به آن بیماری‌های دچار نمی‌شوند.

اینها گوشه‌‌ای از واقعیات درد اصلی مردم سومالی است. بخش عمده‌ای از اختلاف‌ها، خشونت‌ها، و مصائب مردم این منطقه ریشه در این رفتار مستکبرین دارد. مهمترین مشکل مردم سومالی دیده نشدن این جنگ شدید فقر و غنا، مستضعفین و مستکبرین در این منطقه است. ماجرا یک قحطی و بلای طبیعی معمولی نیست. ماجرا فرآیند نابودی و غارت یک ملت توسط آمریکا و غربیان است. و البته همیشه بهانه‌ی تروریسم! و متاسفانه باید گفت که رسانه‌های داخلی نیز در این حوزه کم‌کاری کرده و تنها با کپی مطالب از رسانه‌های غربی، بی‌هیچ تحقیقی، نیروهای اسلام‌گرا را شورشی و القاعده‌ای می‌نامند. و این باعث نادیده انگاشتن واقعیات اصلی این منطقه شده است.

نیاز جدی مردم سومالی به کمک های ملل مسلمان

اما مشکل بسیار مهم دیگر برادران و خواهرانمان در سومالی، عدم کمک رسانی مناسب به آنان از سوی سایر مسلمانان و دولت‌هاست. سازمان ملل که تقریبا جز اعلام برخی آمارها و فرستادن نیروهای نظامی –آنچه آمریکا می‌خواهد-، کار دیگری برای مردم سومالی انجام نداده است. برنامه‌ی کمک غذایی به دستور آمریکا قطع شده است. و بهانه‌ی نبود امنیت را دلیل عدم کمک می‌خوانند. اعراب نیز جز موارد اندک و استثنایی (مانند قطر)، حضوری ندارند. سازمان کنفرانس اسلامی وعده‌ی 350 ملیون دلاری کمک داده است. اما کی عملی شود، معلوم نیست. ترکیه که با سفر اردوغان، سعی می‌کند حضور فعالتری در جهان اسلام داشته باشد و قرائت خاصی از اسلام –و البته مورد پسند آمریکا- را ترویج کند، به گفته احسان اوغلو، ترکیه 150 میلیون دلار به سومالی کمک کرده است. تلویزیون ترکیه نیز سخن از جمع شدن کمک‌های مردمی حدود 500 میلیون لیر (حول و حوش 280 میلیون دلار آمریکا)، می‌گوید.

در این میان نیز جمهوری اسلامی از جهات گوناگون، کمک‌های فراوانی را انجام داده است. ارسال 14 محموله تا کنون که شامل بیش از 500 تن انواع مواد غذایی،‌ اقلام درمانی و تجهیزات پزشکی و بهداشتی بود، احداث بیش از 5 کمپ با جا دادن بیش از 3 هزار نفر، که قرار است تا 10 هزار خانوار افزایش یابد و تعدادی بیمارستان در سومالی، آماده کردن محموله 5 هزارتنی برای ارسال از طریق کشتی، جمع شدن بیش از 350 ملیون دلار کمک مردمی برای سومالی توسط گروه‌های مردمی، کمیته امداد، هلال احمر و…، ارسال تیم‌های پزشکی، ارسال تیم جهاد سازندگی توسط بسیج مستضعفین، کمک شخصیت‌های فرهنگی سیاسی کشور، صدور اجازه‌ی اختصاص از سهم امام به سومالی توسط مراجع، از جمله کمک‌های ایران بوده است که باعث شد تا رئیس هلال احمر سومالی تقدیر ویژه‌ای از ایران داشته باشد.

حجم بالای کمک‌ها نسبت به سایر کشورهای جهان، نیز واقعی‌بودن آنها برخلاف خیلی کشورهایی که فقط شعار می‌دهند، تنها عوامل برتری ایران در قحطی سومالی نیست. بلکه یکی از مهمترین اقدامات ایران این بود که جزء اولین گروه‌هایی بود که وارد سومالی شد. چرا که بسیاری از کشورها می‌ترسیدند وارد این منطقه بشوند. اما خط‌شکی جمهوری اسلامی باعث شد تا سایر کشورها هم بتوانند حضور پیدا کنند. اشاره به این نکته حائز اهمیت است که گروه الشباب –که توسط رسانه‌های آمریکایی همچون حماس متهم به تروریست بودن است!- بیانیه داد که از کمک‌های ایران حمایت می‌کند.


گرسنگی در سومالی


ظرفیت فعال نشده ی مردم و نظام برای کمک به سومالی

با همه‌ی این‌ها، هنوز نقدهای مهمی به عملکرد مسئولین و نیز ظرفیت‌های بسیار زیادی وجود دارد که می‌توان با نگاه به آنها، کمک بسیار بهتر و موثرتری انجام داد. مهمترین ایراد را شاید باید به دستگاه‌های رسانه‌ای و دیپلماسی گرفت. که از ظرفیت‌های فراوان موجود بهره نگرفتند. ترکیه تنها با تبلیغات و فعالیت دیپلماسی توانست نمایشی در سومالی داشته باشد. در حالی که کمک‌های ایران بیشتر و جدی‌تر و عملی‌تر بوده است. می‌شد از توان دیپلماسی برای همراه کردن سایر کشورهای جهان، انجام وعده سازمان کنفرانس اسلامی، توجه افکار عمومی جهان نسبت به ظلم آمریکا و ریشه مشکلات در این منطقه و… استفاده کرد. نیز رسانه‌ها در پوشش کمک‌های ایران در مقایسه با کشورهای جهان، دادن ایده به دستگاه‌های مسئول، همراه کردن مردم برای کمک به سومالی، کارهای بسیاری را می‌توانستند انجام دهند که کوتاهی کردند. ارسال خدمات فنی مهندسی و کشاورزی، تیم‌های پزشکی، کمک برای اصلاح ساختارهای سیاسی سومالی، حضور مبلغین دینی و نیز بخشی از کمبودها بود.

اما مهمترین اتفاق و ظرفیت حضور جدی مردم بود. چیزی که مسئولین به شدت از آن غافند. به عنوان نمونه مجمع مطالبه مردمی در مشهد که یک تشکل مردمی است توانست با یاری کردن به هلال احمر مشهد، حجم بسیاری کمک از مشهد جمع آوری کند. یا کارهای خودجوشی که در قم، تهران، نمایشگاه قرآن، حتی روستاهای دورافتاده (مثلا روستای کیذور در حوالی سبزوار و امثال آن)، حتی کارهای هنری موج طراحی پوستر و … صورت می‌گرفت.

در این میان نیز دانشجویان کشور فعالیت‌های مختلفی را سامان دادند. جمع‌آوری کمک در دانشگاه‌های مختلف (مثلا یک هیئت دانشجویی در شریف در چند شب 20 ملیون کمک جمع کرد)، تشکیل شورای دانشجویی حمایت از سومالی، نشان دادن اشکالات و کم‌کاری‌های دستگاه‌ها و نیز دادن ایده‌های کاربردی از فعالیت‌های آنان بود. از جمله این پیشنهاد که با بررسی‌های دقیق علمی از منابع کشور توسط دانشجویان پیشنهاد شد: يك درصد گندم ايران، جان بيش از ۳ ميليون سوماليايي را نجات مي‌دهد. یعنی با بهره‌مندی از صرفه‌جویی حدود 30 درصدی در مصرف گندم کشور و اختصاص 130 هزار تن و تبدیل آن به آرد، امکان نجات بخش بسیار زیادی از قحطی‌زدگان به مدت سه ماه فراهم خواهد شد.

آری! با نگاهی به ظرفیت‌ها و برنامه‌ریزی مناسب، جمهوری اسلامی بسیار بیشتر از کمک‌های خوب خود، می‌توانست به مردم این منطقه یاری رساند. کاش رسانه‌ها و مسئولین کشور اهتمام بیشتری می‌کردند

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: