یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹
پنج شنبه ۱۹ آبان ۹۰ | ۱۳:۳۳
روزنامه‌ آمریکایی:

هیچ مبنای حقوقی برای تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران وجود ندارد

ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت که باعث تحریم ایران شد نتیجه فشارهای سیاسی فوق العاده آمریکا و هم پیمانانش بود بنابراین، اعمال تحریم‌های شورای امنیت بر ایران نقض خود اساسنامه آژانس است و فاقد مشروعیت می‌باشد.


به گزارش”روزنامه ویرجینیا دیفندر”، در جبهه دیپلماتیک، دیده بان هسته‌ای سازمان ملل متحد یعنی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA)، آخرین گزارش خود در مورد برنامه هسته‌ای ایران را منتشر می‌کند. ایران تاکید می‌کند که برنامه هسته‌ای این کشور صرفا برای تولید برق و مصارف صلح آمیز طراحی شده است اما آمریکا و قدرت‌های غربی ادعا می‌کنند که ایران می‌خواهد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.

خبرگزاری رویترز در تاریخ 6 نوامبر مطلبی را منتشر کرد و ادعا نمود که آژانس گزارش خود در رابطه با ایران را در 8 نوامبر بین اعضای خود توزیع می‌کند. رویترز در آن تاریخ گفت “انتظار می‌رود تا گزارش آژانس شواهد تازه‌ای از تحقیقات و فعالیت‌های ایران در زمینه ساخت بمب هسته‌ای شامل مطالعه بر روی ماشه سلاح‌های هسته‌ای و مدل کامپیوتری یک بمب هسته‌ای را (در اختیار همگان) قرار دهد.”

این شواهد یک دستاویزی را در اختیار آمریکا قرار می‌دهد تا بتواند با فشار بر شورای امنیت سازمان ملل، دور پنجم تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را به تصویب این نهاد برساند و حتی حمله نظامی اسرائیل، آمریکا، انگلستان و یا هر 3 این کشورها به ایران را توجیه کند.

تنگ کردن حلقه فشار

این گزارش آژانس در خلال تحولات دیگری منتشر می‌شود که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

– ابتدا در اواخر اکتبر، رسانه‌های اسرائیلی در سطح وسیعی شروع به گمانه زنی در رابطه با تلاش نتانیاهو جهت حمله به مراکز هسته‌ای ایران نمودند.
– در 2 نوامبر، اسرائیل یک موشکی را آزمایشی کرد که گفته شد قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را دارد و برد آن تا سرزمین‌های ایران هم می‌رسد.
– گزارش شد که نیروهای نظامی انگلستان برنامه ریزی احتمالی برای حمله نظامی بالقوه بر علیه ایران را شدت بخشیده است.
– این تحولات به دنبال اتهامات آمریکا به ایران مبنی بر طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا به وقوع پیوست. بر طبق ادعاهای بالاترین مقام آمریکا، در این طرح یک کارتل مواد مخدر در مکزیک شخصی را برای انجام این ماموریت در نظر گرفته بود.
– در این اثناء، پنتاگون تلاش زیادی را برای تقویت رابطه نظامی خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس نمود که با در نظر گرفتن افغانستان و عراق که توسط آمریکا اشغال شده است مجموعا یک نیم دایره‌ای را دور ایران می‌کشند.
– کمیته روابط خارجی آمریکا هم به بررسی لایحه تحریم‌های جدیدی می‌پردازد که برای اولین بار در تاریخ آمریکا رئیس جمهور و دیگر اعضای دولت وی را از گفتگو با نمایندگان یک کشور دیگر (در اینجا ایران) بدون اجازه قبلی از کنگره منع می‌کند. در حقیقت با این کار شانس هرگونه مذاکره با ایران جهت حل و فصل اختلافات خود با آمریکا را از بین می‌رود. “آیپک”، لابی اسرائیل در آمریکا هم به شدت از این لایحه حمایت کرد و در جهت تصویب آن تلاش نمود.

به نوبه خود، ایران تاکید می‌کند اگر آژانس مدرکی را انتشار دهد که نشان دهد برنامه هسته‌ای ایران جنبه نظامی دارد، تنها با این کار به تکرار اتهامات ساختگی موجود پرداخته است. در 5 نوامبر علی اکبر صالحی وزیر خارجه ایران گفت که ایران یک پاسخ 117 صفحه‌ای به این نوع اتهامات داده است و گزارش آژانس هم چیز جدیدی را به ادعاهای بی‌اساس قبلی اضافه نمی‌کند.
همزمان با افزایش فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی آمریکا بر علیه ایران، اجازه بدهید تا مروری بر حقوق و همچنین مسئولیت‌های بین‌المللی ایران در رابطه با برنامه هسته‌ای این کشور داشته باشیم.

معاهده منع اشاعه هسته‌ای (NPT)

اول از همه، علتی که آژانس این گزارش را صادر می‌کند بخاطر این است که ایران یکی از 189 کشوری می‌باشد که معاهده “ان پی تی” را امضا کرده است. تنها 3 عضو سازمان ملل هستند که این معاهده را امضاء نکرده‌اند که عبارتند از: اسرائیل، که بطور مداوم ایران را متهم به نقض “ان پی تی” می‌کند; هند، علی رغم اینکه عضو تیم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سازمان ملل می‌باشد و مسئولیت دارد تا آژانس را مطمئن کند که امضاکنندگان “ان پی تی” به قوانین آن پایبند هستند; و پاکستان، که با دولت فرومانده خود تهدیدی واقعی مبنی بر استفاده از سلاح‌های هسته‌ای می‌باشد.

اتهامات تکراری با هدف واحد در رابطه با سلاح‌های کشتار جمعی

در حال حاضر بدون هیچ تردیدی می‌دانیم دولت آمریکا برای اینکه بتواند یک توجیهی برای جنگ بتراشد، به دروغ متوسل می‌شود. دقیقا همین کار را در سال 2003 نیز انجام داد و عراق را متهم به داشتن سلاح‌های کشتار جمعی و رابطه با القاعده نمود و از دست داشتن عراق در حملات 11 سپتامبر حرف زد.
همانند مورد عراق، هدف واقعی آمریکا در مواجه با ایران تغییر رژیم این کشور می‌باشد تا بتواند دولت دست نشانده‌ای را در این کشور غنی از نفت و گاز که موقعیت استراتژیک مهمی در منطقه خلیج فارس دارد روی کار بیاورد.

ایران یک حق شناخته شده بین‌المللی برای توسعه انرژی هسته‌ای دارد

ایران به عنوان یکی از امضاء کنندگان معاهده “ان پی تی” دارای “حق مسلم” برای توسعه و استفاده از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح آمیز می‌باشد. به علاوه اینکه، “ان پی تی” از تمام اعضای خود می‌خواهد تا به دیگر اعضایی که تمایل به توسعه تکنولوژی هسته‌ای برای مقاصد صلح آمیز دارند کمک کنند. اما از آنجایی که غرب اجازه دسترسی به چنین همکاریی را نمی‌دهد، ایران مجبور شده است تا خود برای رسیدن به فناوری هسته‌ای تقلا کند.
علی رغم اتهامات زیاد و مداوم به ایران، حقیقت این می‌باشد که هیچ مدرک معتبری وجود ندارد که نشان دهد ایران در حال تلاش برای توسعه تسلیحات هسته‌ای است. تمام گزارشات آژانس در مورد ایران تا به امروز، از جمله گزارش مورخ 31 می 2010، بیان می‌کند که “آژانس تایید می‌کند که هیچ انحرافی در مواد هسته‌ای اعلام شده در ایران صورت نگرفته است.”

همچنین، برآورد امنیت ملی (آمریکا) در سال 2011 یک بار می‌گوید که هیچ مدرکی وجود ندارد که ثابت کند ایران در حال توسعه سلاح هسته‌ای یا اتمی می‌باشد. (برآورد امنیت ملی گزارش جامعی از شانزده نهاد اطلاعاتی آمریکا است)

“سیمور هرش” روزنامه نگار برنده جایزه “پولیتزر” در آخرین مقاله خود که برای مجله “نیویورکر” نوشت عنوان کرد که آمریکا بر پایه یک برآورد تحریف شده از تهدید نظامی و هسته‌ای ایران به این کشور حمله خواهد کرد. (دقیقا شبیه کاری که با حکومت صدام حسین در عراق کرد) هرش که به منابع داخلی دولت آمریکا دسترسی دارد فاش کرد که مقامات آمریکایی علی رغم استفاده از خبرچینان ایرانی و فناوری‌های نظارتی نتوانسته‌اند یک دلیل واضحی بیابند که اثبات کند ایران اورانیوم غنی شده را به مراکز زیر زمینی ساخت سلاح هسته‌ای منتقل می‌کند.

تمام اورانیوم‌های غنی شده شبیه هم نیستند

اگرچه هم نیروگاههای هسته‌ای و رآکتورهای پزشکی به اورانیوم غنی شده نیاز دارند و هم سلاح‌های هسته‌ای یا اتمی ولی با این حال نیروگاههای هسته‌ای اورانیم با غنای پائین (تا حدود 5درصد) مصرف می‌کنند و تنها رآکتور پزشکی ایران هم به اورانیوم با غنای حدود 19.75 درصد نیاز دارد اما سلاح‌های هسته‌ای احتیاج به اورانیوم با غنای بالای 90 درصد دارند و طریقه تولید اورانیوم با غنای بالای 90 درصد بسیار پیچیده‌تر و مشکل‌تر از تهیه اورانیوم با غنای پائین می‌باشد. علی رغم اینکه ایران کشوری است که بیشترین بازرسی‌ها در آن انجام شده ولی هیچ مدرکی که نشان بدهد ایران در حال توسعه و یا استفاده از روش‌های رساندن اورانیوم به غنای بسیار بالا است وجود ندارد. با این حال، واشنگتن از ایران می‌خواهد تا با انکار حق مسلم خود در داشتن فناوری صلح آمیز هسته‌ای به تمام برنامه غنی سازی خود پایان دهد.
دقیقا همانند مدل عراق، آمریکا ادعا می‌کند که ایران در حال مطالعه برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای است و اسنادی دارد که ادعاهایش را تایید می‌کند.

نیاز ایران به فناوری و انرژی هسته‌ای واقعی است

در سه دهه گذشته جمعیت ایران بیش از 2 برابر شده است در حالیکه نرخ رشد سرانه مصرف انرژی در این کشور با سرعتی بیش از این افزایش یافته است. در نتیجه با پیشی گرفتن مقدار مصرف بر تولید، برق در ایران اکنون سهمیه بندی شده است. بر این اساس این کشور نیاز به متنوع کردن منابع انرژی خود دارد تا بتواند به نیازهای خود پاسخ بدهد و مقدار کافی نفت و گاز برای صادرات در اختیار داشته باشند. این موضوع جزء منافع امنیتی ایران است تا جایگزینی برای نفت در مصرف داخلی پیدا کند.

هیچ مبنای حقوقی برای تحریم‌های سازمان ملل برعلیه ایران وجود ندارد

علی رغم تمام حقایق گفته شده، با ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت توسط آژانس، این شورا چهاربار اقدام به وضع تحریم‌های اقتصادی بر علیه ایران نموده است. اما تنها دلیلی که می‌تواند برای ارجاع پرونده ایران وجود داشته باشد، نقض قوانین “ان پی تی” است که هیچ وقت شورا چنین چیزی را ثابت ننموده است. در حقیقت، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت که باعث تحریم ایران شد، نتیجه فشارهای سیاسی فوق العاده آمریکا و هم پیمانانش بود. بنابراین، اعمال تحریم‌های شورای امنیت بر ایران نقض خود اساسنامه آژانس است و فاقد مشروعیت می‌باشد.
اگر اتهامات آمریکا بر علیه ایران صرفا سیاسی نیست پس چرا آمریکا از “بازدارندگی هسته‌ای” اسرائیل حمایت می‌کند؟ چرا در سال 2009، وقتی که فاش شد دو متحد آمریکا یعنی مصر و کره جنوبی مواد هسته‌ای با غنای نظامی در اختیار دارند مورد تنبیه قرار نگرفتند؟

ایران یک تهدید نیست

بسیاری از چهره‌های سیاسی آمریکا برای اینکه محرومیت ایران از داشتن فناوری هسته‌ای را توجیه کنند، می‌گویند که رهبران ایران عاقل نیستند و به محض اینکه به سلاح هسته‌ای برسند، از آن استفاده خواهند کرد. اما ایران در 200 سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده است و سرانه هزینه‌های نظامی این کشور در بین کشورهای منطقه از همه کمتر است. در مقابل، این ایران بوده است که در بسیاری موارد مورد حمله قرار گرفته است. به عنوان مثال ایران در سال 1980، مورد تهاجم عراق با پشتیبانی آمریکا قرار گرفت که این حمله منجر به 8 سال جنگ تمام عیار و کشته شدن صدها هزار ایرانی شد.
بعلاوه، آمریکا و اسرائیل دارای قابلیت‌های نظامی مهمی از جمله زرادخانه‌های عظیم هسته‌ای هستند. آمریکا در بیشتر کشورهای اطراف ایران دارای پایگاههای نظامی است و در سواحل جنوب ایران نیز حضور مداوم دریایی دارد و ایران را تهدید به حمله نظامی می‌کند.

ایران تهدید به مداخله غیرقانونی می‌شود

تمام سیاست مداران برجسته آمریکا از جمله باراک اوباما گفته‌اند که در مواجهه با ایران تمام گزینه‌ها روی میز می‌باشد.
در “گزارش بازنگری وضعیت هسته‌ای آمریکا” که در زمان دولت اوباما منتشر شد، ایران تنها کشور فاقد سلاح هسته‌ای لقب گرفت که احتمال حمله هسته‌ای آمریکا به آن وجود دارد. مقامات اسرائیل بارها تهدید کرده‌اند که به ایران حمله خواهند کرد و این روزها بر شدت این نوع اظهارات نیز افزوده شده است. البته این نوع اظهارات ناقض ماده 2 منشور ملل متحد است که اعضای این سازمان را از تهدید به استفاده از زور برعلیه یکدیگر منع می‌کند.
اگرچه هدف اعلامی چهار دور تحریم بر علیه ایران و همچنین تحریم‌های یکچانبه آمریکا و کشورهای اروپایی بر علیه ایران فشار بر این کشور به منظور دست کشیدن از برنامه هسته‌ای خود می‌باشد اما در واقع تحریم‌ها وسیله‌ای برای تغییر رژیم در ایران است.

واقعیت پشت پرده تشکیل جبهه ضد ایرانی چیست؟

حالا اگر ایران هیچ تهدیدی را متوجه همسایگان خود یا دیگر کشورهای دنیا می‌کند پس چرا دولت آمریکا اینقدر به ایران توجه دارد؟
آیا می‌تواند به این دلیل باشد که ایران به عنوان سومین کشور دارنده بیشترین ذخایر نفتی، به آمریکا اجازه نمی‌دهد تا در منطقه نفت خیز و استراتژیک خاورمیانه برتری و سلطه داشته باشد؟
حل و فصل این مناقشه تنها می‌تواند از طریق کنار گذاشتن تهدیدها و تحریم‌های نامشروع فعلی قابل وصول باشد. سیاست تجاوزطلبانه آمریکا باید با مذاکرات بدون شرط، جامع و توام با احترام متقابل میان ایران و آمریکا جایگزین گردد تا ضمن ایجاد اطمینان در دو طرف، راه حلی را پیدا کند که منجر به رسمیت شناختن حاکمیت و حقوق ملی ایران بشود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: