سه‌شنبه 22 نوامبر 11 | 09:00

سریال دیدن شب جمعه کراهت دارد!

تا وقتی که به این سوال پاسخ ندهیم که «سرگرم‌سازی چه نقشی در یک رسانه‌ی دینی خواهد داشت؟» نمی‌توانیم رسانه‌ای داشته باشیم که در راستای انقلاب اسلامی حرکت کند و بتواند شاخصه‌های رسانه‌ی اسلامی معیار را بروز دهد.


اواخر تابستان، معاونت سیما، خبر از تأسیس یک شبکه‌ی جدید فیلم و سریال پاییز امسال داد.[1] افتتاح این شبکه (و شبکه‌ی ورزش و پویانمایی) در ادامه‌ی موج جدیدی از ایجاد شبکه‌هایی مانند آی‌فیلم،مستند وشما است که به زعم برخی در جهت مقابله‌ی با شبکه‌های ماهواره‌ای صورت می‌گیرد. اما آن چه به حمد الهی در این مقاله به آن می‌پردازیم، بحث سرگرمی و رابطهی آن با رسانه‌ی دینی است.

به نظر نگارنده تا وقتی که به این سوال پاسخ ندهیم که «سرگرم‌سازی چه نقشی در یک رسانه‌ی دینی خواهد داشت؟» نمی‌توانیم رسانه‌ای داشته باشیم که در راستای انقلاب اسلامی حرکت کند و بتواند شاخصه‌های رسانه‌ی اسلامی معیار را بروز دهد. باید اذعان کرد یکی از مهم‌ترین دلایل تأسیس و موفقیت نسبی شبکه‌های خارج‌نشین که در طی دو سال پس از انتخابات به شکل فزاینده‌ای رشد کرده‌اند، سیاست‌های صدا و سیمای خودمان است.[2]

آیا به صرف این که روزانه چهار- پنج سریال پخش کنیم و یا در آخر هفته 10 فیلم از شبکه‌های مختلف ارائه دهیم و مردم را بر سر جایشان میخ‌کوب کنیم به طوری که که حتی هوس عوض کردن کانال را هم به مخیله خطور ندهند، می‌توان گفت که رسانه‌ی موفقی داریم؟ آیا به صرف اقبال عمومی به برنامه‌ای، می‌توان آن را برنامه‌ای مناسب تلقی کرد؟ این سؤالی است که باید از مسئولانی پرسید که در تقدیرهای خود از برخی برنامه‌ها، میزان استقبال مخاطب را معیار قرار می‌دهند و مجموعه‌ای پر ایراد و میتذل را شایسته‌ی تقدیر می‌دانند.[3]

برخی از غربی‌ها حالت مغز را در هنگام تماشای تلویزیون حالت امواج آلفا می‌دانند.[4] اما به جای این تعبیر به نظر علمی، بهتر است از تعابیر معرفتی خودمان بهره بگیریم: غفلت. باید بپرسیم که در حال حاضر چه برنامه‌ای جذاب محسوب می‌شود؟[5] به طور مثال سریالی جذاب محسوب می‌گردد که در طی پخش خودش تمام توجه و به اصطلاح حواس شما را به خودش معطوف کند و رشته‌ی افکار شما را در طی داستان‌سرایی خویش با یک حس تعلیق به دنبال خود بکشاند. این کشش در سریال‌ها به صورتی است که در طی پخش به تماشای آن می‌نشینیم و بعد از اتمام یک قسمت، مترصد و خمار رسیدن قسمت دیگری می‌شویم. این خود یک حالت اعتیاد است.[6] سکر و مستی و غفلتی که در اثر دیدن مداوم برنامه‌های تلویزیون و سپردن طایر خیال و قلب به سازندگان برنامه‌ها و قرار گرفتن در موضع انفعالی، برای انسان حادث می‌شود، مانند مخدری است که اثر شدیدی بر ذهن انسان می‌گذارد؛ هر چند که بروز جسمی نداشته باشد. این حالت به گونه‌ای است که تمرکز قوای خیال را از انسان می‌رباید و قوه‌ی فکر انسان را مختل می‌کند. و چه چیزی گران‌بهاتر برای انسان از تفکر در احوال خویش؟[7] این غفلت در نگاه اسلام امری مکروه و ناپسند شمرده شده است، به خصوص در ازمنه و امکنه‌ی خاص. شاید از این جهت باشد که شعر خواندن در شب و روز جمعه مکروه است.[8]

اما  در زمانی زندگی می‌کنیم که قهراً با تمدنی مواجه هستیم که اغلب آدمیان را قالبی یکسان نواخته است. قالبی که انسان را از آسمان بریده، وجود غیب را بی‌معنا تلقی می‌کند و مفهوم مقدس را امری خودساخته می‌پندارد و آدم را هر چه بیش‌تر به زمین چسبانده و به تمتع در لذات حیوانی مشتاق کرده است و پیروی از نفس اماره را شرافت خویش معنا می‌کند. سال‌هاست که مردم در مغرب‌زمین ساز زندگی خود را با آهنگ دل‌خراش زرسالاران و سرمایه‌داران کوک می‌کنند و عنان زندگی خویش را در دستان کسانی می بینند که بیش از همه، فزون‌خواهی و ماجراجویی نفس اماره‌ی خود را دنبال می‌کنند. دیگر قرار نیست مردم زمانی از خواب برخیزند که آفتاب صدایشان می‌کند، بلکه باید زمانی برخیزند که قرار است به به موقع به خدمت اربابان پیدا و پنهان خویش برسند. در فضایی که شیوه‌ی زندگی غربی حکم براند، خواب مردم را برنامه‌های سرگرم‌کننده‌ی تلویزیون تعیین می‌کند و بیداری آن‌ها را ساعت کار ادارات.

شاید پر کردن وقت برای کسانی که داعیه‌ی اخلاد در زمین دارند[9] و به پرواز در آسمان معنا نمی‌اندیشند، شیرین پنداشته شود و برنامه‌های رنگارنگ و متنوع و سرگرم‌کننده (همان غفلت‌زا) برای فرورفتگان در کثرت‌های دنیا مطلوب و موجه باشد تا این غفلت بتواند ساعتی دیگر جان‌شان را از غربتی که در آن گرفتارند، نجات دهد و باز هم چشم آن‌ها را در مقابل حقایقی که با آن روبه‌رو هستند، کور نگه دارد.[10] و چه حقیقتی چون مرگ بر بچه‌های آدم سایه افکنده است و شاید بشر از هیچ چیزی مانند مرگ نگریخته، در حالی که دیر یا زود او را در مرگ او را در می رباید.[11] اما برای کسی که می‌خواهد بر طبق شریعت محمدی – صلی‌الله علیه‌وآله- زندگی کند، به هیچ وجه این غفلت مداوم مناسب نیست.[12] بله، در صورتی که برنامه‌سازانی داشته باشیم که انسان‌شناس باشند و جایگاه انسان را بدانند و بتوانند محصولاتی تولید کنند که مفاهیم والای الهی را در قالب‌های هنری به دیگران ارائه دهند و به جای مخاطب قرار دادن بعد حیوانی او، با بعد الهی او مخاطبه کنند و بیننده  را درگیر خیالات و توهمات سازنده و خودبیننده نکنند، می‌توان با صرف وقت برای آن‌ها موافق بود. بنابراین بهتر است تکلیف خود را با رسالت رسانه در نظام دینی و تفاوت‌های آن با یک شبکه‌ی غیرالهی روشن کنیم و ببنیم که آیا با این سرمایه‌های فکری و انسانی می‌شود شبکه‌ی دیگری تأسیس کرد؟ و پر کردن ذهن و وقت مردم به هر جهت مناسب است، یا باید به آن‌ها قدرت تفکر بخشید؟ و در صورت دوم شاید به این همه برنامه نیازی نباشد.



2. شبکه های فارسی وان، من و تو، پی‌ام‌سی موسیقی و خانواده، زمزمه، یورونیوز فارسی در طی تقریباً دو سال اخیر افتتاح شده‌اند.

3. برای نمونه‌ی تقدیر از چنین مجموعه‌هایی می‌توان به تقدیر از مجموعه‌ی خنده بازار بعد از ماه رمضان گذشته اشاره کرد.

4. امواج آلفا (Alpha Wave) سطحی ازامواج مغزی استکه فرکانس آن نصف فرکانس امواج مغز، درحالت بیداری کامل است. فرکانس امواج مغزی درخواب به۷ تا ۱۴سیکل درثانیه کاهش می‌یابدکه این همان سطح آلفاست. درواقع حالتی ازیک خواب سبک. امواج آلفا توسط روانشناسی به نام هانسبرگر در حدود سال 1908 کشف شد.

5. با وجود مقاله‌ی شهید بزرگوار آوینی به نام «جذابیت در سینما» توضیح من اضافی است.

6. برای نمونه می‌توانید به مطالعاتRon Kaufman در این زمینه به این‌جا مراجعه کنید.

7. برای مثال درباره‌ی تفکر از معصومین نقل شده است: امام حسن عسکری – علیه‌السلام: لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فیأمراللهِ؛

عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است. تحف العقول، صفحه‌ی 448.

یا امام صادق – علیه‌السلام- فرمودند: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّر فی اللهِ وفی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره‌ی خداوند و قدرت اوست. اصول کافی ، جلد 2، باب تفکر.

8. در مفاتیح از اعمال شب جمعه ترک شعر خواندن در شب و روز جمعه آمده است. (وسائل الشیعه، جلد 7، باب كراهة انشاد الشعر يوم الجمعة و لو بيتاً و ان كان و شعرحق، و بقية المواضع التى يكره فيها إنشاد الشعر و عدم تحريم إنشاده و روايته) از این مطلب شاید بتوان به ناپسند بودن مشغول شدن به هر کار لهو مانند سریال‌های بیهوده دیدن در اوقات مخصوصی مانند شب و روز پی برد! البته بسیاری از مراجع و علما مطالبی مانند مدح و مرثیه‌ی اهل بیت و شعرهای مناسب را از این قاعده مستثنی می‌دانند. برای نمونه به استفتاء از برخی از مراجع و هم‌چنین به جلد اول نکته‌های ناب مرحوم آیت‌الله بهجت – نکته‌ی 458- رجوع بفرمایید.

9. وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛ و اگر مى‏خواستيم قدر او را به خاطر آن [علمش به آيات‏] بلند مى‏داشتيم، ولى او به دنيا [و پستى‏] گراييد و از هواى نفس خويش پيروى كرد، آرى داستان او هم‌چون داستان سگ است كه اگر بر او حمله‌ آورى، زبان از دهان بيرون مى‏آورد و اگر هم او را [به حال خود] واگذارى، باز زبان از دهان بيرون مى‏آورد، اين داستان دروغ‏انگاران آيات ماست، پس برايشان اين پند و داستان را بخوان، باشد كه انديشه كنند. سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 176.

10. لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ؛ [و به او گويند] به راستى كه از اين امر در غفلت بودى و حال پرده‏ات را از تو برطرف ساخته‏ايم، و امروز ديده‏ات تيزبين است.‏ سوره‌ی ق، آیه‌ی 22.

11. و چه زیبا امیرالمؤمنین در نامه‌ی خود به محمد بن ابی‌بکر فرموده‌اند که: وَ اَنْتُمْ طُرَداءُ الْمَوْتِ، اِنْ اَقَمْتُمْ لَهُ اَخَذَكُمْ، وَ اِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُاَ دْرَكَكُمْ، وَهُوَ اَلْزَمُلَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ، الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَواصيكُمْ، وَ الدُّنْيا تُطْوى مِنْ خَلْفِكُمْ. شما رانده‌شده‌هاى مرگ هستيد؛ اگر بايستيد به دستش مى‌افتيد، و اگر فرار كنيد، شما را خواهد يافت. مرگ ازسايه‌ی شما با شما همراه‌تر است، و با زلف‌تان گـره خـورده، و دنيـا به دنبال شـما درنَوَرديـده مى‌شـود.

12. البته این گفته به معنای نفی تفنن و سرگرمی نیست، بلکه به معنای اشتیاق به تفنن و هدف قرار گرفتن آن در زندگی است. و گرنه در زندگی برای رفع خستگی در طی مسیر به لعب هم نیاز هست، ولی زندگی برای بازی و لعب نیست.

 

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: