شنبه 26 نوامبر 11 | 11:00

شیوه ربودن خواب از چشمان آمریکا

مهند حامد

بر خلاف آنچه رسانه های غربی اعلام میکنند که ایران به کشورهای منطقه علی الخصوص افغانستان و عراق سلاح صادر میکند، با قاطعیت میتوان گفت نیروهای جمهوری اسلامی و نیروی قدس تا به حال یک گلوله در افغانستان و عراق شلیک نکرده اند، چرا که احتیاجی به این کار نبوده است.


نه تنها نظام جمهوری اسلامی، بلکه هر نظام مستقر سیاسی در جهان، برای تأمین امنیت ملی خود، می بایست وضعیت خارج از مرزهای خود را رصد کرده و در مقابل آن واکنش نشان دهند.

نقاط حساس سیاست‌خارجی

به طور عمده فضای خارج از کشور به دو بخش عادی و حساس تقسیم میشود. محیط های عادی به مکانهایی تلقی میشود که از محیط مرزی و امنیتی کشور فاصله زیادی دارند و تقریبا میتوان گفت در آنجا با فرصت های حداقلی مواجه هستیم. این حوزه بیشتر به دستگاه رسمی سیاست خارجی یعنی وزارت امور خارجه واگذار میشود. از طرف دیگر نقاطی هستند که پیوستگی مستقیم و پررنگی با امنیت ملی کشور دارند و سیر تحول در این مناطق طوری است که غفلت نظام سیاسی از آنها میتواند منافع ملی کشور را به خطر بیندازد. بر همین اساس در دنیا معمولا نقاط حساس را به نیروهای چابک تر و قوی تر واگذار میکنند.

سپاه قدس و دوران طلایی پس از جنگ افغانستان و عراق

در کشور ما نیز این مسئله با یک ساز و کار اسلامی از بدو پیروزی انقلاب طراحی شده و از ابتدای تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مأموریت مذکور به این ارگان محول شد و در قانون اساسی نیز تحت عنوان دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و گسترش فرهنگ انقلاب ذکر شده است. اما در چند سال اخیر نقش نیروی قدس با توجه به ورود نظامی آمریکا به افغانستان و عراق بسیار پررنگ تر شد. شاید بتوان گفت در دهه گدشته نیروی قدس به فرماندهی سرلشکر حاج قاسم سلیمانی یکی از طلایی ترین دوران خود را سپری کرد، چرا که در این دوران نیروی قدس تقریبا تمام تلاش خود را برای بسیج کردن مردم منطقه علیه آمریکا متمرکز کرد. این تلاش ها خیلی سریع ثمر داد، به طوری که با ورود نیروهای آمریکایی به افغانستان و عراق، مردم این کشورها یک روز راحت برای نیروهای اشغالگر کشورشان نگذاشتند.

جنگ با آمریکا بدون شلیک یک گلوله

بر خلاف آنچه رسانه های غربی اعلام میکنند که ایران به کشورهای منطقه علی الخصوص افغانستان و عراق سلاح صادر میکند، با قاطعیت میتوان گفت نیروهای جمهوری اسلامی و نیروی قدس تا به حال یک گلوله در افغانستان و عراق شلیک نکرده اند، چرا که احتیاجی به این کار نبوده و مجاهدان افغان و عراقی خود، قادر به ربودن خواب را از چشمان آمریکایی ها بودند. فعالیت های نیروی قدس صرفا حالت مشاوره گونه داشته و دارد و پیروزی هایی که نصیب مردم شد، بر مبنایی راهی است که نیروی قدس به آنها نشان داد.

رهبری معنوی سردار سلیمانی بین گروه‌های عراقی

بر این اساس میزان اطمینان مردم منطقه به سرلشکر سلیمانی تا جایی افزایش پیدا میکند که نقل میکنند زمانی که میان نیروهای مبارز عراقی اختلاف شدید افتاد، به طوری که دست به سلاح بردند، سرلشکر سلیمانی وساطت کرد و به احترام وی، سلاح را کنار گذاشته و بر سر میز مذاکره نشستند. و یا در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۵م عراق زمانی که آمریکایی ها همه توان خود را به کار گرفتند و ثروت های هنگفت خرج کردند که هم پیمانان خود را وارد مجلس کنند و حکومت را در دست گیرند، نیروهای مبارز عراقی با محوریت سید عبدالعزیز حکیم، ابراهیم الجعفری، نوری المالکی و عادل عبدالمهدی با مشورت گرفتن از فرمانده نیروی قدس بیشترین کرسی ها را در مجلس به دست آوردند و باز هم انگشت حیرت بر دهان آمریکایی ها ماند. از آن روز تا کنون آمریکایی ها نتوانستند بفهمند نیروی قدس چیست؟ سلاح و عملیات نظامی چه ارتباطی با به دست آوردن این تعداد از کرسی های پارلمان دارد و چگونه یک تشکیلات نظامی میتواند اینقدر در سیاست خوب و زیرکانه عمل کند و این پیروزی ها را به دست آورد. کمک فکری و نشان دادن راه به مبارزین افغانی و عراقی تا جایی با موفقیت روبرو شد که مردم سایر کشورها نظیر پاکستان نیز برای مبارزه با آمریکا دست یاری به سمت نیروی قدس بلند کرده و از آنان درخواست کمک کردند.

بن‌بست برای آمریکا

اکنون ده سال از ورود نظامی آمریکایی ها به منطقه میگذرد که این ده سال یک نتیجه داشت و آن هم عزم بیش از پیش ملت های مسلمان برای مباره با استکبار غرب و نابودی اسرائیل بود که نقش نیروی قدس در این بین برافروختن این خشم خفته مردم بود. پیش بینی چنین مسئله ای پیش از سال 2001م برای آمریکا ممکن نبود، چرا که آنان با معادلات نظامی خود ورود به خاورمیانه و فشار نظامی- امنیتی را به معنای مدیریت از نزدیک به جای مدیریت از دور میدانستند، و دلیل عمده آن عدم آشنایی کارشناسان آمریکایی با اسلام ناب محمدی (ص) و فرهنگ مردم مشرق زمین بود.

شکست آمریکایی ها در جنگ با عراق و افغانستان ، شکست ذلیلانه رژیم صهیونیستی از حزب الله در جنگ 33 روزه، به بن بست رسیدن فعالیت نظامی عربستان در بحرین، سرنگونی دیکتاتورهای وفادار به غرب در منطقه، نا تمام ماندن پروژه نظامی غرب در لیبی، به شکست رسیدن برخوردهای نظامی عبدالله صالح در یمن و بر ملا شدن توطئه های رژیم صهیونیستی و بندر بن سلطان در سوریه ، غرب و علی الخصوص آمریکا را در بن بستی قرار داده که راهی جز بازگشت ندارند.

ایران‌هراسی٬ شیعه‌هراسی و سپاه‌هراسی

آمریکایی ها و اروپایی ها به جای آنکه به شکست اعتراف کنند، تلاش میکنند انگشت اتهام را به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بگیرند و با متهم کردن نیروی قدس و سرلشکر سلیمانی شکست خود را از امت مسلمان خاورمیانه توجیه کنند. هدف دوم آمریکا از اتهام به سرلشکر سلیمانی این است که اگر بشود جنگ منطقه با آمریکا را به نزاع درون منطقه ای تبدیل کنند، به طوری که بخش هایی از منطقه با بخش های دیگری از منطقه درگیر شوند، و آمریکا کمتر بخواهد هزینه بدهد، به همین دلیل است که سیاست اسلام هراسی، ایران هراسی، شیعه هراسی و سپاه قدس هراسی را در پیش گرفته اند.

بیش از 10 سال است که اتهامات مختلفی را علیه جمهوری اسلامی مطرح میکنند، اما هنوز نتوانستند یک سند دال بر ادعاهایشان و مبنی بر دخالت نظامی جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه ارائه دهند. تا جایی از ارائه سند گریزانند که با ایجاد یک موج رسانه ای سیبلی به نام سپاه قدس میسازند تا نه تنها بر شکست های خود، که بر دروغ های خود نیز سرپوش بگذارند و آدرس غلط به افکار عمومی مردم جهان بدهند. آمریکایی ها قصد دارند با کوچک کردن مشکلات و شکسته هایشان، بر آنها غلبه کنند، در صورتی که مشکل نفرت عمومی مردم منطقه از آمریکا مسئله ای کوچک نشدنی است.

آمریکا حتی در کشورهایی که آنها را حیاط خلوت خود میداند – مانند عربستان سعودی ، امنیت ندارد. بعضی از نظرسنجی ها مانند نظرسنجی مؤسسه آمریکایی گالوپ بیانگر این است که در عربستان 90 درصد مردم این کشور با نفرت از آمریکا زندگی میکنند و آمریکایی ها به هیچ وجه در عربستان احساس امنیت ندارند. اینها واقعیاتی است که آمریکا سعی میکند آنها را با مسائلی غیر واقعی پیوند بزند و مشکل خود را تخفیف بدهد. از طرفی آمریکا میخواهد از شکست های یاد شده اش در منطقه و خروج تحقیر آمیزش از عراق، به سمت جلو فرار کند.

اکنون که آمریکایی ها شکستی تحقیر آمیزی را متحمل شدند و بیش از هر وقت دیگری سرخورده ، ضعیف و در افکار عمومی جهان رسوا هستند، با یک بازی تبلیغاتی و تبلیغ رسانه ای و یا به عبارت دیگر ایران هراسی، سعی دارند خود را باز هم به عنوان منجی همگان و قدرت برتر و نجات بخش جهان نمایش داده و قدرت پوشالی خود را به رخ مردم دنیا بکشد. ابتدا با نوشتن گزارشی مملو از دروغ و منتشر ساختن آن توسط آقای اومانو رئیس آژانس بین المللی هسته ای، وانمود کردند که ایران در پی ساختن سلاح اتمی است. ادعایی مضحکانه مبنی بر ترور سفیر عربستان را مطرح کردند، اقدامی هیچ سودی به حال جمهوری اسلامی ندارد. سپس بر اساس دروغ های خودساخته جمهوری اسلامی ایران را خطری برای صلح منطقه میدانند و تهدید میکنند که به جمهوری اسلامی حمله کرده و آن را سرنگون نمایند.

متلاشی کردن آمریکا و اسرائیل از درون

رهبر معظم انقلاب نیز در جواب این تهدیدهایی که ناشی از 10 سال تحقیر آمریکا در منطقه است، فرمود:” هم آمريكا بداند، هم دست‌نشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژيم صهيونيستی در اين منطقه بداند؛ پاسخ ملت ايران به هرگونه تعرضی، هرگونه تجاوزی، بلكه هر گونه تهديدی، پاسخی خواهد بود كه از درون، آنها را از هم خواهد پاشيد و متلاشی خواهد كرد.”

بر اساس این فرموده ی مقام معظم رهبری نه تنها بر حمله، که حتی بر تهدید هم جوابی دندان شکن خواهیم داد. و در همین راستا سید حسن نصرالله در معرفی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، جمعه 20 آبان ماه خطاب به آمریکایی با قاطعیت اعلام کرد:” ایران قدرتمند، یکپارچه و متحد است و رهبری بی‌نظیر در جهان دارد بر این اساس با قدرت دو چندان پاسخ خواهد داد.”

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: