دوشنبه 07 ژوئن 10 | 11:52

روایتی متفاوت از جمعه ۱۴ خرداد ۸۹؛ ما بی شماریم

هماهنگی در میان ما در حد بالایی بود و مردم با نمادهای سبز در هر گوشه ای به چشم می خورند. سخنرانی که ناتمام ماند خشم ما فواران کرد و در یک زمان معین همگی دست های خود را از پنجره ماشین ها بیرون آوردیم و به هم وی نشان دادیم. حتی آنها که جلوتر بودند می گفتند عده ای در تونل ها بوق و سوت زدند و برخی با چراغ جلوی ماشین ، نور را بالا پایین کردند و برای هم پیغام فرستادند. ما تا خود دوراهی نوشهر-چالوس به همدیگر وی نشان دادیم.


نیروها توی جاده خیلی زیاد بودند طوری که در پس هر گردنه یک ماشین و یا لااقل ماکت ماشین نیروهای سرکوبگر وجود داشت. از سد کرج به آن طرف روی موج اف ام پارازیت انداخته بودند و خیلی ها کنار سد سخنرانی را گوش می دادند. البته از گردنه سیاه بیشه و بعدتر ما روی موج بلند مراسم را زیر نظر داشتیم.

هماهنگی در میان ما در حد بالایی بود و مردم با نمادهای سبز در هر گوشه ای به چشم می خورند. سخنرانی که ناتمام ماند خشم ما فواران کرد و در یک زمان معین همگی دست های خود را از پنجره ماشین ها بیرون آوردیم و به هم وی نشان دادیم. حتی آنها که جلوتر بودند می گفتند عده ای در تونل ها بوق و سوت زدند و برخی با چراغ جلوی ماشین ، نور را بالا پایین کردند و برای هم پیغام فرستادند.

نیروهای ضد شورش البته بیکار نماندند و بی رحمانه خیلی ها را به جرم های واهی مثل سرعت بالا و یا سبقت غیر مجاز جریمه کردند. با این حال ما تا خود دوراهی نوشهر-چالوس به همدیگر وی نشان دادیم.

  1. دقیقا
    8 ژوئن 2010

    عجب توهمی …حیوونکی !!

  2. کامران
    14 ژوئن 2010

    ایولا
    به کارت ادامه بده
    خوب حال این احمقای سبز رو میگیری
    دمت گرم

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: