پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
دوشنبه ۰۷ آذر ۹۰ | ۱۴:۳۰

دنیای شگفت‌انگیز نو

مهدی محمودیان

در تئوری نظم در بی‌نظمی تاثیر گذاری بر فاکتورهای عمده بزرگترین عامل ایجاد نظم است شاید بهار کشورهای عربی با هدف سرنگونی امرای دیکتاتور عرب بزرگترین هدف کشورهای عرب باشد و ایجاد آزادی و برابری و عدالت و اسلام در این کشورها جز شعارهای اصلی باشد اما چه چیزی و چه سیاستی از آمریکا یک برنده می‌سازد در حالیکه همه احساس می کنند که این انقلابهای عربی به ضرر آمریکا باشد؟


مهدی محمودیان

اگر به گذشته یک نگاه بیاندازیم می بینیم نظم حاکم بر جهانی که آمریکا بر جهان حاکم کرده بود در حال تغییر است. نظمی که براساس پایگاه های نظامی آمریکا پایه ریزی شده بود و کشورهایی به عنوان اقمار آمریکا شناخته شده؛ سرریز تکنولوژی و دلارهای آمریکا به این کشورها سراریز می شد کشورهایی مثل آلمان، کره، تایوان، ترکیه، هند و… کشورهایی که بیشترین مشترکات فرهنگی را با آمریکا داشته و بیشترین سرسپردگی را نسبت به دستورات آمریکا از خود نشان میدادند لذا هر یک از این کشورها در مجامع بین الممل نیز برای اهداف آمریکا کاملا مطیع هستند. البته هر کشور تاثیر کشورهای منطقه مخالف آمریکا را نیز کنترل می‌کند مثلا کره شمالی در مقابل کره جنوبی، تایوان و ژاپن در مقابل چین، هند در مقابل پاکستان، ترکیه و کشورهای جدا شده از شوروی در مقابل روسیه و کشورهای عرب منطقه در مقابل ایران، برزیل و آرژانیتن برای کشورهای آمریکای جنوبی از جمله اکوادور – مکزیک و کانادا برای کشورهای آمریکای شمالی از جمله کوبا.

اما نکته‌ای که نباید از آن غافل شد بازیگردان اصلی در کشور آمریکا جز لابی صهیونیست چه کسی می تواند باشد؟ لابی‌ای که بیشتر شبکه های تلویزیون آمریکا و روزنامه های تاثیر گذار و مجلات مهم این کشور را در اختیار دارد٬ لابی‌ای که بزرگترین تامین‌کننده بودجه داوطلبان ریاست جمهوری در آمریکاست٬ لابی‌ای که بیشتر اعضای کابینه رئیس جمهور آمریکا را انتخاب می کند و لابی‌ای که در اوج بحران داخلی و اقتصادی آمریکا مهمترین دغدغه کابینه را مهار ایران برایشان هدف می گیرد نه رفع مشکلات کشور خودشان.

در تئوری نظم در بی‌نظمی تاثیر گذاری بر فاکتورهای عمده بزرگترین عامل ایجاد نظم است شاید بهار کشورهای عربی با هدف سرنگونی امرای دیکتاتور عرب بزرگترین هدف کشورهای عرب باشد و ایجاد آزادی و برابری و عدالت و اسلام در این کشورها جز شعارهای اصلی باشد اما چه چیزی و چه سیاستی از آمریکا یک برنده می‌سازد در حالیکه همه احساس می کنند که این انقلابهای عربی به ضرر آمریکا باشد ؟

واقعیت این است که برای آمریکا مهم این نیست که چه کسی در چه کشوری حاکم باشد بلکه مهم این است که آن کشور بله قربان گو باشد آمریکا به چند روش معمولا به این هدف دست می یابد برای کشورهایی که بله قربان گو نیستند با ضعیف کردن آنها مثلا کشورهای عراق و ویتنام و افغانستان را ویران کرد و سپس خودش وارد این کشورها شده و دست به بازسازی زده و پایگاه های خود را در این کشورها ایجاد می کند و در نهایت با حمایت اقتصادی و فنی، این کشورها احساس می‌کنند که اگر امریکا از پیش‌شان برود دوباره عقب مانده می‌شوند لذا کاملا مطیع می‌شوند کشورهای دیگر از طریق تبلیغات فرهنگی مطیع می‌شوند٬ به عبارتی به آنها میگویند اگر می خواهید پیشرفت کند باید فرهنگ غربی را بپذیرید٬ لذا این کشورها که میخواهند از عقب افتادگی و بی کاری نجات پیدا کنند تحت تاثیر جاذبه‌های فرهنگ غرب از آرمان های خود چشم پوشی می‌کنند و سعی می‌کنند طبق نسخه توسعه غربی پیشرفت کنند٬ مانند ترکیه.

در صورتی که انقلاب های مردمی هم در این کشورها رخ دهد امریکا با شعارهای انسان‌دوستانه و ضد دیکتاتوری به این کشورها کمک خواهد کرد تا منافعش در آن کشورها به خطر نیافتد و بتواند انقلاب ان کشور را مصادره به مطلوب کند مانند انقلابهای مصر و لیبی ولی درصورتی که مردم آن کشور منافع آمریکا را به خطر اندازند آن زمان است که دوباره آمریکا دیکتاتوری دیگر را در آن کشور علم خواهد کرد مثلا در مصر دوباره با وجود انقلاب های مردم شورای نظامی مقابل مردم ایستاد چون مردم خواهان قطع صادرات گاز به اسرائیل و بازگشایی مرز رفح برای آوارگان فلسطینی هست و یا کشورهایی مثل یمن و بحرین که آمریکا تمام قد از دیکتاتورشان حمایت می کند البته باید به این نکته توجه داشت حمایت آمریکا تازمانی است که دیکتاتور توان سرکوب مردم را داشته باشد به محض اینکه آمریکا احساس کند توان سرکوب مردم را ندارد بلافاصله خودش دیکتاتور را نابود میکند تا انقلاب را مصادره به مطلوب کند.

در دنیای شگفت‌انگیز ما در آمریکا نیز قیام مردمی می بینیم جنبش وال استریت در آمریکا و کشورهای اروپایی چیز عجیبی نیست کلاهبرداری که شرکت‌های سرمایه‌گذاری و اعتبارسنجی یهودی از این کشورها می‌کنند در نوع خود بی‌نظیر است می توانیم خوشحال باشیم که حداقل این مجوسان با ما این چنین رفتار نکرده اند طبق آیین دین یهود مسلمانان و مسیحیان نجس هستند و ریختن خونشان بی‌اشکال است. البته منظور کتب تحریف شده‌شان  است. یهودیان در این کشورها با سواستفاده از سیستم مالی کشور آمریکا اوراقی را بدون پشتوانه به مردم فروختند و با تبلیغ این اوراق در جهان هزاران میلیارد دلار در جهان جمع کردند ولی با کاهش دادن ارزش این اوراق به سود هنگفتی رسیدند و سهام داران این اوراق را به خاک سیاه نشان دادن جنبش ضد وال استریت یا جنبش ضد بورس و سرمایه داری آمریکا امروز سر از بسیاری از کشورهی اروپایی مثل یونان و ایتالیا و پرتقال و اسپانیا درآورده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: