پنج‌شنبه 01 دسامبر 11 | 13:50

پیشینه عزاداری و بدعت های معاصر

فرهنگ عاشورا نیز رفته رفته در میان شیعیان ایران تجلی یافت و زیبایی خود را روز به روز افزایش داد. در ابتدا نوحه سرایی بر واقعه عاشورا چنان حزن و اندوهی را در میان شیعیان ایجاد می کرد که دل هر سینه سوخته ای را می سوزاند، ولی هر چه بر سالهای عزاداری افزون گردید رنگ بدعت فزونی یافت .


از زمانی که عزاداری ایام محرم الحرام با به روی کار آمدن آل بویه در ایران رونق گرفت و عزاداران حسینی بی واهمه و دغدغه بر مولای خویش آزادانه گریسته و سوگوارانه بر سر و سینه خود زدند، فرهنگ عاشورا نیز رفته رفته در میان شیعیان ایران تجلی یافت و زیبایی خود را روز به روز افزایش داد.

عشق به مولایمان، حضرت اباعبدالله، حسین بن علی(ع) قرنهاست که در دل شیعیان زبانه می کشد و چون گذشته عاشقان خود را واله و شیدا نموده و پیر و جوان، زن و مرد، بزرگ و کوچک را همچون کهربا به سوی خود جذب می کند، همه ساله در ایام محرم نیز، این دلدادگی به اوج خود رسیده و عاشقانش با راه اندازی دسته های عزاداری، ارادت خود را بر سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش عرضه و تقدیم می دارند، ولی چندی است که ترس از بدعت در دین، اذهان را آشفته و مشوش می کند!

از زمانی که عزاداری ایام محرم الحرام با به روی کار آمدن آل بویه در ایران رونق گرفت و عزاداران حسینی بی واهمه و دغدغه بر مولای خویش آزادانه گریسته و سوگوارانه بر سر و سینه خود زدند، فرهنگ عاشورا نیز رفته رفته در میان شیعیان ایران تجلی یافت و زیبایی خود را روز به روز افزایش داد. در ابتدا نوحه سرایی بر واقعه عاشورا چنان حزن و اندوهی را در میان شیعیان ایجاد می کرد که دل هر سینه سوخته ای را می سوزاند، ولی هر چه بر سالهای عزاداری افزون گردید رنگ بدعت فزونی یافت .

نمی خواهیم به سیر تاریخی عزاداری ها ورود نماییم، چرا که از حوصله بحث خارج است، اما به نکاتی اشاره می کنیم که به طور یقین در سالهای اخیر با آن مواجه شده و می طلبد که همگان چاره ای برای برطرف کردن آنها بیندیشند.

در سالهای دور، عزاداری ما ایرانیان خلاصه می شد در ذکر نوحه و مرثیه سرایی و سینه زنی در تکایا، سپس راه اندازی دسته های عزاداری رونق یافت و عزاداران حسینی با سینه زنی در معابر عمومی و خیابان ها، دهه اول محرم را گرامی می داشتند. با ورود طبل و دهل، شیوه عزاداری شکل جدیدی به خود گرفت و دسته های عزاداری با حمل پرچم و کتل که نمادهای لشکرکشی در صدر اسلام بود، با استفاده از طبل و دهل شیوه عزاداری خود را آهنگین نموده و نظمی را در نحوه عزاداری از خود بر جای نهادند و مداحان و نوحه سرایان نیز ضمن هماهنگی با ادوات موسیقی، شور خاصی را در عزاداران ایجاد می کردند. رفته رفته چلچراغ و علم (علامت) نیز جزء لاینفک دستجات عزاداری شد و رسوم خاصی نیز برای حمل آنها عرف گردید.

متأسفانه در سالهای اخیر، بدعت هایی در عزاداری شکل گرفته که باعث می شود عزاداریها از محتوای اصیل خود خارج شده و با چالشهایی روبه رو شود. از جمله اینکه:

-برخی از مداحان صرفا در آوردن اشک مستمعین را سرلوحه کار خود قرار داده و برای تحقق این امر از وارد نمودن هیچ گونه تحریفی واهمه نداشته و ندارند و به نوعی افسانه پردازی را چاشنی کار خود می کنند.

-برخی دسته های عزاداری به کارناوال تبدیل شده که مردم جهت تماشای آن یا در دو طرف مسیر می ایستند و یا به دنبال دسته ها، بی هدف به راه افتاده و شور عزاداری را مبدل به تماشاگری می نمایند.

-وجود ایستگاههای صلواتی توزیع چای و… هر چند فی نفسه امری پسندیده است ولی متأسفانه با برخی مشکلات و بدعتها نیز عجین می گردد به طوری که وجود این ایستگاهها به دلیل توزیع چای، شیر کاکائو، شربت و… اغلب موجب سنگینی ترافیک در مسیرها می گردد و در برخی موارد دیده می شود مردم تمایل بیشتری به استفاده از این ایستگاههای صلواتی نسبت به حضور در دسته های عزاداری دارند.

-استفاده از ریتم موزیک و آهنگهای خوانندگان خارج از کشور (غیرمجاز) نیز تأثیرات منفی در این مراسم از خود بر جای می گذارد تا جایی که حتی استفاده از این ریتم ها در مداحی و سوگواری برخی از مداحان صاحب نام نیز مشاهده می شود که این موضوع حتی در برخی از موارد موجب به زیر سؤال رفتن این مداحان شده است.

– حضور عده ای از جوانان به منظور خودنمایی در دسته های عزاداری رو به افزایش است تا جایی که به راحتی می توان از نوع پوشش و آرایش ظاهری آنان این موضوع را احساس کرد و شاید در برخی از موارد لمس این مهم کار دشواری نباشد، حتی نوع زنجیر زدن و یا سینه زدن های تصنعی برخی از عزاداران مبین این موضوع است.

– حضور برخی از زنان و دختران با آرایش ها و پوشش های بسیار زننده برای مشاهده کارناوال عزاداری ، چهره عزاداری را خدشه دار و کریه می کند.

– از بین رفتن برخی از عرف های ظهر عاشورا یکی از چالشهای عزاداری است درست است که عرف با زمان قابل تغییر است اما رعایت عناصر عرف نیز امری ضروری به نظر می رسد. از جمله این موارد می توان به نیمه افراشته بودن پرچم ها و کتل ها در ظهر عاشورا، پس از اذان ظهر اشاره کرد.

در برخی عزاداریها پس از اذان ظهر عاشورا همچنان پرچم ها و کتل ها برافراشته است و علامت ها نیز بی توجه به گذشتن وقت اذان ظهر همچنان در حرکت بوده و علم کشان نیز بی تفاوت به این موضوع در حال طی طریق و اشتغال به علم کشی هستند.

هر چند در سالهای اخیر مسئولین از تکرار برخی از جملات عجیب و توهین آمیز در عزاداری ها جلوگیری کرده و به تکایا ابلاغ نموده اند که از خرافه گویی خودداری نمایند و لیکن کاش نظارت بیشتری در این خصوص اعمال شود تا هر ساله شاهد ورود بدعت های جدید نباشیم که همانند علامت و چلچراغ که شاید به نوعی نماد صلیب مسیحیت باشد، جزء لاینفکی از مراسم عزاداری گشته و فرهنگ محرم و عاشورا را به زیر سؤال ببرد و اسباب ورود خرافه پرستی و شاید به نوعی بت پرستی مدرن را فراهم نماید

  1. mostafa
    3 دسامبر 2011

    زبانم لال که این حرفها را می‌زنم ولی باید گفت تا اصلاح شود؛ یک شهر (البته روستای بزرگ) می‌شناسم که روز تاسوعا و عاشورا در آن معروف شده به روز خواستگاری.! در این روز اکثراً دنبال دختر یا پسر مناسب برای فرزند خود می‌گردند تا بعد از محرم مراسم ازدواج برگزار کنند. با کمی فکر متوجه می‌شویم که با این عمل و این طرز تفکر، در این روز دیگر کسی به فکر عزاداری نخواهد بود و همه دنبال خودنمایی و آرایش و تیپ زدن و … هستند. این هم یک نمونه از مظلومیت امام حسین (ع).

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: