شنبه 10 دسامبر 11 | 19:00
نامه سرگشاده خانواده شهید تندگویان

خانواده شهید تندگویان: سریال «جاودانگی» افسانه و خیال‌پردازی است

آنچه که در سریالی به عنوان جاودانگی از شخصیت و راه و مشی این شهید گفته شده، متاسفانه هیچ سنخیتی با او نداشته و خیال پردازی دست اندرکاران تدوین آن است که متاسفانه به افسانه و کابوس موجودی خیالی بیشتر می ماند تا زندگی شهید تندگویان.


به گزارش «تریبون مستضعفین» خانواده شهید تندگویان وزیر نفت شهید جمهوری اسلامی ایران به مناسبت پخش سریال «جاودانگی» نامه‌ی سرگشاده‌ای منتشر نمود. در بخش‌های از این نامه گلایه‌آمیز از ساخت چنین سریالی، می‌نویسند «آنچه که در سریالی به عنوان جاودانگی از شخصیت و راه و مشی این شهید گفته شده، متاسفانه هیچ سنخیتی با او نداشته و خیال پردازی دست اندرکاران تدوین آن است که متاسفانه به افسانه و کابوس موجودی خیالی بیشتر می ماند تا زندگی شهید تندگویان.»

متن کامل نامه خانواده شهید تندگویان بدین شرح است:

محرم و عاشورا فرصتی است برای شستن غبار جان و دمیدن روح حیات در کالبد خسته و تن وامانده در راه. محرم تلنگری است دوباره بر غفلت درون و شکفتن درخت آگاهی و شعور.

محرم که می رسد، از یک سو کمال انسانی و انسان کامل در جلوه آزادگی و سرافرازی، گذشت و جانبازی، شور و دلدادگی، ظلم ستیزی و ایستادگی تا ایثار جان و از سوی دیگر غربت و مظلومیت و فریاد نصرت طلبی رخ نشان می دهد. غربت نه به مثابه تنهایی و بی یاوری در میدان نبرد حق و باطل، بل به معنای گستره و سیطره جهل و کم شعوری و فقدان معرفت و کج فهمی زمانه، و مظلومیت نه برای عمق تشنگی کام و پیکر خونبار شهدا، بل برای در محاق ماندن خورشید تابناک وجود انسان کامل و حقیقت ناب راه و آرمان آنها و عدم پاسخ به فریاد نصرتشان و این سه دردی است همیشگی که در همه اعصار و زمان ها جانکاه تر از زخم شمشیر بر پیکر شهید تاخته و بر قلب او تیغ کشیده.

درک حقیقت وجودی شهید به پهنای درک انسان کامل و به گستره معرفت به صراط مستقیم است. شهادت، پیوند ناگسستنی با عشق عاشورا و اباعبدالله دارد و از اینرو، میعادگاه همه انبیا و اولیا در برهه ای از زندگی کربلا بوده است. کربلا میعادگاه عاشقان و طالبان کوی وصل در همیشه تاریخ است. هرکه با عشق پیوندی داشته باشد، می داند که شوق آتشی است که در کانون سینه عاشق مشتعل می گردد که جز آب لطف معشوق، او را خاموش نمی کند و اضطرابی است در دل که جز وصال معشوق او را آرام نمی کند و حیرتی است در جان که جز مشاهده معشوق او را چاره نمی کند. بدین جهت، عاشقان خدا در حقیقت متحدند و در عالم قدس هم وطن اند و در این عالم، هم سفر.

من کان یرجو لقاءالله فان اجل الله لآت

پس هر که داعیه شناخت شهیدان و وصف حالشان دارد، قبل از هر چیز باید گذری با دل بر کربلا و کوی عاشقان داشته باشد، در میعادگاه حاضر گردد تا نسیمی از عطر تربت شهیدان و نمی از آب حیاتشان نصیبش گردد. و آنکه بر این کوی راه نیافته، توانی بر شرح و تفسیر وصفشان نیست.

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

همچو مطهری، شریعتی و آوینی می طلبد که در این شرح و بسط، آنچنان نگاشتند تا جان باختند.

چنان با عشق همرنگم که خود را عشق می بینم
چنان با یار دمسازم که خود را یار می دانم

امروز ما چه شرمسار و خجلت زده ایم که در اوج دنیازدگی و رفاه طلبی و تعلق به جان و مال و فرزند و در منتهای تمنای جاه و مقام و در حرص روزافزون به فرصت طلبی و زراندوزی، متهورانه و جسورانه به وصف تندگویان‌ها پرداخته ایم. اگر دهه 60 بود، شاید قرابت ما با آنان به یمن طهارت جبهه ها و عطر وجود شهیدان و مرثیه هردم خانواده های داغدارشان بیشتر بود. اما امروز که گرد غفلت و غربت معنویت و غبار کدورت، حجابی بر کربلا و محرم و حقیقت وجودی اباعبدالله نشانده و جز مرثیه هایی نامفهوم و مداحی هایی ناموزون و کلیشه های نمایشی و صحنه گردانی های متظاهرانه، معرفتی بر جای نگذاشته، بدیهی است که توانی برای ترسیم بلندای روح و وجود شهیدان نیز باقی نمانده.

اگر فهمی برای درک راه و آرمان و مقصد و مقصود آنان بود، هر عاقل صاحب دلی به چشم جان می دید که تا آنها از جان و مال و فرزند و نام و نشان نمی گذشتند، و تا از بند دنیا نمی رهیدند، به وصال حق نمی رسیدند. در این مسیر، زن و فرزند، چه هدی باشد چه مهدی و هر طنار دیگر، بندی و کمندی برای ماندن از راه است. و این آغاز مسیر است تا چه رسد به چشم پوشی از جاه و مقام که تندگویان از هر چه بود گذشت و هیچ ندید جز معبود لایزال.

با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست
یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن

مشکل این است که با کم فروغی نگاه و کوتاهی قامتمان به بلندای افق دید و راه آنها چشم دوخته ایم، بدون قلبی گرم و آتشین و چشمانی بارانی و بصیرتی روشن، چگونه می توان این راه را طی کرد؟

یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم گر او هست، حقا که من نیستم

فصل بی انتهای وجود شهید تندگویان علی رغم ده سال اسارت و جانبازی و شهادت، واقعیتی است عینی، آشکار و قابل مشاهده و تفسیری است خواندنی از زندگی بزرگ مردی نستوه که با مردم و مثل مردم و در بین آنها زیست و مردانگی و مروت و جوانمردی را در کسوت اهل بیت آموخت و در کلام شریعتی حیاتی دوباره یافت و با وجود وسوسه های زمان و شیطان همره انسان، مردانه در عصر طاغوت با زر و زور و تزویر به مصاف ایستاد و به ندای ملکوت جان و وجدان آگاه پاسخ داد و پس از انقلاب نیز ده سال مردانه در برابر سبعیت دژخیمان مقاومت کرد و آه بر زبان نیاورد و اینچنین وجودش اسوه ای واقعی و دست یافتنی و همیشگی برای نسل جوان و دانشجوی مومن بیدار و آگاه و مبارز و خداجو گشت. او وجودش با جهل و خرافات و وهم گرایی و خیال پردازی و بزرگ نمایی و اغراق بیگانه بود و تمامی تلاشش بر محور عشق به توحید و وحدانیت خدا و مبارزه با باطل و جهل و ظلم زمان شکل گرفت و از اینرو، صحنه های زندگی این بزرگ مرد، سرشار از حلاوت و شیرینی معرفت ناشی از تعقل و حرکت بر مدار عقل و آگاهی و آزادگی است که ترسیم آن، بی نیاز از هر خرافه پردازی و دروغ و کذبی است که تماشاگر صادق را به حیرت و تعجب و ناباوری کشاند.

آنچه که در سریالی به عنوان جاودانگی از شخصیت و راه و مشی این شهید گفته شده، متاسفانه هیچ سنخیتی با او نداشته و خیال پردازی دست اندرکاران تدوین آن است که متاسفانه به افسانه و کابوس موجودی خیالی بیشتر می ماند تا زندگی شهید تندگویان.

تحریف زندگی شهید، تحریف حقیقت و تحریف آزادگی و عدالت و تخریب اذهان عمومی است و وصف مظلومیت مضاعف و غربت پیوسته شهدا و آزادگان تاریخ که وسعت آن به پهنای لطمه ای است که به باور اذهان عمومی مخاطبان وارد می گردد.

شگفت آنکه تحریفی اینچنین آشکار از چشم و نظر مسئولین و ناظران سیما جواز می گیرد و در ایامی که سرفصل آن، مقابله با جهل و نادانی است، برای خیل عظیم مشتاقان راه شهدا به نمایش در می آید.

افسوس که این فرصتی بود چه بسا تکرار نشدنی با توجه به هزینه گزافی که برای آن پرداخت شد، تنها و تنها برای وصف نمونه انسانی از جنس ما و برای نسلی که جویای شدن خویش و چگونه زیستن است. این فرصت سوخت و باز دست ما تهی ماند. امید که دست اندرکاران صداوسیما و آنانی که دستی بر هنر دارند، متعهدانه در صدد جبران بر آیند که تندگویان ها عند ربهم یرزقون اند و سرشار از جام می که می نوشند و این ما هستیم که در سفره تهی و دستان خالیمان به روزی ذکر وجود آنان نیازمندیم تا شاید رجعتی در روحمان پدید آید.

چون که گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از که جویم، از گلاب

خانواده شهید تندگویان

  1. مسعود
    11 دسامبر 2011

    بسم رب الشهدا والصديقين
    من نمي دانم زندگي واقعي شهيد تند گويان چي بوده و ايشان دقيقا چه شخصيتي داشته ولي قدر مسلم انچه در اين سريال نمايش داده شده اثر مطلوبي بايد بر افكار جامعه بگذاره ولي اگر ما معتقديم شهيد زنده ابدي است مطالب اين سريال مي تونه صحت داشته باشه مثلا اينكه هدي پدرشو كه شهيد شده مي بينه و اينكه هدي وقايعي از زمان گذشته را مي بينه همگي توجيه متافيزيكي و عرفاني دارن كه مي تونه رخ بده كما اينكه براي بسياري از علمل عارف ما مشاهده هايي در عالم مكاشفه رخ داده روح در قيد زمان ومكان نيست اگر بتوتنيم با چشم جان سير كنيم مي توتن حتي كربلاي و روز عاشورا را هم ديد و اينكه مي گوييم كل يوم عاشورا همين است به نظر من سريال خوب ساخته شده فقط شايد برخي از افراد جامعه ظرفيت پذيرش اين مسائل را نداشته باشن

  2. داود
    11 دسامبر 2011

    با سلام افتخار ما ایرانیان برای خود و نسلهای بعد وجود افرادی مانند شهید تند گویان است راهشان پر رهرو باد.

  3. داود
    11 دسامبر 2011

    باسلام
    امید وارم زندگی شهید نتد گویان سر مشق کسانی که در سایه شهدا مشفول به کار در نظام شده و مشغول زر اندوزی هستند شود

  4. احمدی
    12 دسامبر 2011

    با سلام . هرچند هرچیز که مارا به نام و یاد شهدا بیاندازد غنیمت و مبارک است. ولی قطعا در تهیه زندگینامه و آثار مربوط به شهدا حتما باید با خانواده و دوستان و آشنایان شهید در وهله اول تعاملات لازم صورت گیرد و نمیتوان تخیلات و موهومات را ( درزمانی که استنادات و مدارک واقعی وجود دارد) به جای زندگینامه شهید به مردم نمایش داد. در حیرتم که شهدای ما چه مظلومیتی دارند!

  5. مصطفی طلاساز
    12 دسامبر 2011

    بالاخره ما نفهمیدیم چقدر از این فیلم خیالپردازیه و چقدرش واقعی! در کمال احترام به خانواده شهید ارجمند حداقل اضافه بر این سخنان انتقاد آمیز لطفا بفرمایند ببینیم اصل ماجرا و فرق آن چه بوده!؟

  6. محمدمهدي
    12 دسامبر 2011

    باسلام و درود به همه شهدا و رهروان راستينشان
    من هرچه در نامه خانواده شهيد دقت مي کنم سر از لفاظي هاي آن در نمي آورم اين سريال يکي از موفق ترين نمونه ها در نوع خود بود و بسيار هنرمندانه و تأثيرگذار ساخته شده بود هر چند به لحاظ انتخاب بازيگر و کارگرداني و نکات فني در حد و اندازه سريال هايي چون سيمرغ و شوق پرواز نبود ولي جاي تقدير داشت
    نبايد فراموش کنيم که بهره گيري از تخيل و جلوه بخشي به واقعيت از اقتضائات فيلم سازي است و انعکاس واقعيت دقيقا به همان صورتي که اتفاق افتاده مي شود مستند نه فيلم و سريال و اساسا اين دو مقوله مخاطبان متفاوتي دارند
    خوب بود به حکم من لم يشکر مخلوق لم يشکر الخالق لااقل يک جمله تشکرآميز در نامه شان بکار مي بردند چون کاملا آشکار است که هدف سازندگان هدفي متعالي بوده و زحمت زيادي کشيده شده و به نظر اغلب بينندگان در رسيدن به هدف و انتقال پيام و ايجاد تأثير و تحول موفق هم بوده است
    جمله آخر و بيان احساس شخصي اينکه نمي دانم چرا با خواندن اين نامه به ياد نامه هاي مشابهي که خانواده هاي شهيدان باکري و همت در ايام تلخ فتنه منشر کرده بودند افتادم
    والسلام علي من اتبع الهدي

  7. محمد محسن
    13 دسامبر 2011

    سلام

    لطفا منبع خبر و اصل نامه رو به نمایش بگذارید
    چرا فقط چند سایت معدود این نامه رو منتشر کردن اونم بدون هیچ منبعی

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: