سه‌شنبه 13 دسامبر 11 | 15:34

وحید جلیلی: رابطه ولایت فقیه و جمهوریت اسلامی دوطرفه است

اگر میخواهیم کار ولائی انجام دهیم باید سعی کنیم که انتخابات به این سمت برود که انتخابها براساس اولویتها و مصلحتهای حقیقی باشد… نظام ولایت فقیه یعنی نظام «ولایت اصلح». کسی در راس است که صلاحیتهای حقیقی و نه اعتباری داشته باشد. ساز و کارهای جمهوریتی باید به این اصل وفادار باشند. نمیشود گفت که راس آن بر این اساس انتخاب شود ولی بقیه جاها براساس مصلحتهای غیرحقیقی باشد.


اولین جلسه از سلسله جلسات مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس در ارتباط با انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی با سخنرانی وحید جلیلی با موضوع “فرصت انتخابات و بازخوانی «جمهوریت» اسلامی” صبح جمعه 18 آذرماه در مسجد صنعتگران برگزار شد.

درابتدای این جلسه از مانیفست انتخاباتی مجمع مطالبه مردمی مشهد با عنوان «انتخاب آگاهانه» که حاوی نگرش ها و سیاست های این تشکل درخصوص انتخابات نهمین مجلس شورای اسلامی است رونمایی شد.

دبیر مجمع مطالبه دررابطه با این جزوه و برنامه های آتی مجمع مطالبه گفت: هدف از انتشار این مانیفست، آگاه سازی عمومی جهت تحقق بخشیدن به آرمان‌های انقلاب اسلامی و رهنمودهای مقام معظم رهبری و نیز احیای نقش مردم انقلابی، مستقل از جناح‌ها و تبانی‌های سیاسی در عرصه انتخابات است. وی با اشاره به این که این مانیفست در ده فصل بوده و به تدریج بر اساس آخرين فرمایشات مقام معظم رهبری و تحولات کشور تکمیل خواهد یافت تا مبنای سایر حرکت‌های مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس باشد، از برگزاری نشست های عمومی با موضوعات مرتبط با انتخابات، ارائه جزوات و تولیدات فرهنگی، دعوت از علما و نخبگان برای فرهنگسازی در عرصه ی انتخابات به عنوان برنامه های مطالبه در چندماه باقیمانده تا انتخابات نام برد و گفت: برنامه های آتی از طریق پایگاه اطلاع رسانی مطالبه اعلام خواهد شد.

در ادامه این مراسم، وحید جلیلی سخنرانی خود را با موضوع “جمهوریت” اسلامی و فرصت انتخابات آغاز کرد و به تبیین فرصت های ساز و کار جمهوریت نظام در انتخابات مجلس آتی و آسیب شناسی نگاه تهدیدمحور به انتخابات پرداخت.

اهم سخنان این فعال فرهنگی که به زودی متن کامل آن منتشر خواهدشد به شرح ذیل است:

ما نیروهای حزب اللهی خودمان را در مواجهه با مرگ، از ترس وادار به خودکشی می کنیم. در این سی و چند سال همیشه به سازو کار جمهوریت نظام گردن گذاشتیم ولی در عمل هیچ استفاده ای از مبانی جمهوریت نکردیم. وقتی هم که مردم به ما رای دادند بازهم نتوانستیم از آن استفاده کنیم. در حالی که وقتی دوم خردادی ها 20 میلیون رای آوردند در حال اثبات ولایت فقیه بودیم و وقتی که 24 میلیون رای آوردیم باز هم درحال اثبات ولایت فقیه بودیم. در عوض ما تهدیدهای احتمالی موجود در سازوکارهای نظام را بزرگ کرده ایم. علت این مسئله هم کم‌کاری ما در تبیین «جمهوریت» اسلامی است.

دلیل دیگر هم گرفتار شدن ما در دام جنگ روانی غربزده هاست. وقتی که به تاریخ 100 سال اخیر نگاه می کنید ملاحظه می کنید که این جریان های ضداسلام بودند که همیشه و همیشه در اقلیت مطلق بودند. اما جریانی که پیشینه اقلیت مطلق دارد امروز داعیه دار اکثریت مطلق شده است. این درحالی است که جریان های غربزده هیچ وقت نتوانستند اکثریت باشند، از مشروطه بگیرید تا به امروز. از گذشته تا به امروز، ساز و کارهای جمهوریت در تضاد با منافع غربی ها بوده و هر وقت کمی آزادی به وجود آمده است، بعد از آن شاهد کودتا به دست غربگراها بوده ایم. اوایل انقلاب هم جریاناتی که خیلی ها تصور می کردند نفوذ بسیاری دارند، در انتخابات رای نیاوردند. به عنوان مثال مجاهدین (منافقین) با وجود برخورداری از نفوذ رسانه‌ای وسیع، در انتخابات تهران موفق نشدند. پس با نگاه بلندمدت، سازکارهای جمهوریت مطلوب غربی ها نخواهد بود.

چرا امام (ره) در مقابل ساختارهای متفاوتی که پیشنهاد شد، الگوی جمهوری اسلامی را در قانون اساسی پذیرفت؟ چرا چنین نظامی را تثبیت کرد؟ بعضی اعتقادشان بر این است که امام مجبور به پذیرش جمهوریت شد. اما وقتی که به بیانات امام مراجعه می کنیم، تاکید ایشان را بر این ساز و کار می بینیم. اگر از لحاظ تاریخی در طول 100 یا 150 سال گذشته بررسی کنیم، می بینیم که در تحولات سیاسی اجتماعی کشورهای همسایه، انقلاب های دینی زیادی مبتنی بر رهبری دینی به پیروزی رسیده است. در مصر جمال عبدالناصر را داریم. ناصر علمدار مبارزه با اسرائیل می شود. اما بعد از آن سادات به حکومت می رسد. با اسرائیل صلح می کند و صد و هشتاد درجه برعکس می شود. در خود مشروطه ایران رهبران دینی به صحنه می آیند اما در کمتر از 15 سال دیکتاتوری حاکم می شود. امام با آن نگاه تاریخی ای که داشت به این نتیجه رسیده بود که از بین نرفتن انقلاب، لازمه اش ارتباط تنگاتنگ مردم و رهبری است.

خیلی از نیروهای حزب اللهی فکر می کنند رابطه ولایت فقیه و جمهوریت یک طرفه است. درصورتی که این رابطه دوطرفه است و ولایت فقیه تثبیتش را مدیون جمهوریت نظام است. جمهوریت در رویکرد حکیمانه امام به تثبیت ولایت فقیه در جامعه انجامید. یکی از مزایای ساختار جمهوریتی این است که امکان جبران اشتباهات را فراهم می کند. در واقع جمهوریت عرصه تغییر است و هر رائی که در جمهوریت داده می شود دو رای محسوب می شود. یکی رای به سوابق نظام و دیگری رای به تغییر متغیرهاست. این ساختار اگر درست پاسداری شود پیوست هر رای، رای به قانون اساسی است. در انتخابات نباید ثوابت از بین برود. این جریان، باید یک جریان دائمی باشد. شما شاهد بودید که بنی صدر 11 میلیون رای داشت. همان ساز و کار مردمی یک سال و نیم بعد برعلیه او فعال می شود. ما این تجربیات را از سرگذراندیم، مجلس ششم، دولت دوم خرداد و … را هم دیدیم. اگر در بلند مدت ساز و کارهای جمهوریت را در نظر داشته باشید به نفع شماست.

متاسفانه ماها که خود را حزب اللهی می دانیم، گاهی اعتماد و خوش بینی ای که در امام و رهبری نسبت به مردم موج می-زند را نداریم. هر وقت در سخنانشان نگاه کنید خوش بینی عمیقی نسبت به مردم وجود دارد. سوءظن ما فضا را برای جریانات سیاسی کار و باندباز فراهم می کند که با یک نگاه تهدیدمحور به انتخابات و جمهوریت نظام، ماهی خود را صید می‌کنند.

این درست نیست که جمهوریت را تضعیف کنیم و فقط ولایت فقیه را تثبیت کنیم، باید این دو توامان باشد. ولایت فقیه چیست؟ فقیه چه کسی است و چگونه در راس جامعه قرار می گیرد؟ نظام ولایت فقیه یعنی نظام «ولایت اصلح». در جایگاه ولایت فقیه کسی باید قرار بگیرد که اولی به بقیه است. کسی باید در راس باشد که صلاحیت های حقیقی و نه اعتباری داشته باشد. شرایط برای رهبری مشخص است. یک عده کارشناس باید دقت کنند تا او را بیابند نه اینکه او را نصب کنند و او را در آن جایگاه حقوقی قرار دهند. ساز و کارهای جمهوریتی باید به این اصل وفادار باشند. نمی شود گفت که راس آن بر این اساس انتخاب شود ولی بقیه جاها براساس مصلحتهای غیرحقیقی باشد. این موجب دوگانگی در نظام می شود. بعد شما می بینید که یک عده تحت عنوان پیروان ولایت علم بر میدارند و هرکس که مخالفشان باشد، ضدولایت فقیه می شود. فقیه کسی است که بر اساس اولویت شناخته می شود و خودش هم سعی میکند که همان اولویتها را لحاظ کند. اگر میخواهیم کار ولائی انجام دهیم باید سعی کنیم که انتخابات به این سمت برود که انتخابها براساس اولویتها و مصلحتهای حقیقی باشد. همان ساز و کار وهمان مبانی در فضای جمهوریت نظام باید پیاده شود. در مقابل، نگاه تهدید محور به انتخابات و جمهوریت نظام به ضد خودش و به یک جریان برانداز تبدیل میشود. عده ای علی رغم اصلح نبودن با این رویکرد تهدیدمحور می گویند: «ملت به ما رای دهید که براندازها رای نیاورند». در حالی که مصلحت مردم در صلاحیتهای واقعی است. کسی که اصلح نباشد و در جایگاهی قرار بگیرد صالح هم نیست.

معنای دیگر ولایت به معنای دوستی است که به معنی ارتباط بین آحاد مختلف و افراد جامعه است. وقتی که وارد ساز و کار جمهوریتی می شوید می توانید اینگونه نگاه کنید، من در این انتخابات شرکت می کنم، شاید فرد مورد نظر من انتخاب نشود ولی من به رای دیگران احترام می گذارم. من اجازه انتخاب به بقیه هم می دهم. هرکس وارد انتخابات می شود باید با یک خوش بینی وارد انتخابات شود. اگر این خوش بینی وجود داشته باشد، انتخابات عرصه احترام مردم به هم می شود. در واقع ولایت فقیه مفهومی عام است که ذیل آن مجموعه ای از روابط برادرانه شکل می گیرد و صرفا یک مفهوم خشک مکانیکی نیست.

در ورود به ساز و کارهای جمهوریت نظام بسته به اینکه با چه رویکردی وارد شوید می توانید آن را به نفع فرصت ها مصادره کنید. اما اگر شش ماه قبل از انتخابات با نگاه تهدیدمحور به انتخابات ورود شود، منجر به پیامدهای بیمارگونه می شود، رقابتها و تهمتها به وجود می آید و نهایتا انتخابات عرصه ای برای ترورهای شخصیتی می شود. با نگاه تهدیدمحور و بدبینی به مردم، جریانات فرعونی سیاسی در بازی های سیاسی شان، اقشار مختلف را از هم منفصل می کنند و زمینه برای به وجود آمدن چهره های حزب اللهی از بین می رود. جامعه را از خدمات افراد شایسته محروم می کنند که نمونه های آن را در مشهد خودمان هم داریم.

باید دید افرادی که در لیستها عنوان می شوند چه نسبتی با ولایت فقیه دارند. گاه می بینید که دورترین نگاه ها به ولایت فقیه، پرمدعاترین افراد در زمینه ولایت پذیری هستند. تنها راه حل برای برون رفت از مشکلات، خوش بینی نسبت به جمهوریت نظام است. فرآیند جمهوریت در نظام منجر به رشد آحاد جامعه می شود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: