سه‌شنبه 20 دسامبر 11 | 11:13

شکست سه‌گانه آمریکا در عراق

گفتگو با شخصی که در سالهای پرالتهاب عراق به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در بغداد حضور داشته و سابقه مذاکره مستقیم با آمریکائیها را نیز دارد حاوی نکات ارزنده بسیاری است. گفتگویی که ماحصل آن بیانگر انگیزه های اصلی آمریکا از حضور در خاورمیانه و همچنین آینده واشنگتن در منطقه بود.


“حسن کاظمی قمی” سفیر سابق ایران در بغداد هم اکنون به عنوان رئیس ستاد توسعه اقتصادی ایران-عراق فعالیت می کند و همچنان با عراق و تحولات آن صبح را به شب می رساند از همین رو مصاحبه با ایشان نکات زیادی از مسائل پشت پرده خروج نظامیان آمریکایی از عراق را هویدا کرد.

-سوال : دلایل اصلی اشغال عراق به غیر از آنچه که آمریکا ادعا می کرد چه بود و آیا اکنون پس از گذشت 9 سال از اشغال این کشور، آمریکا به اهداف خود رسیده است یا خیر؟

پاسخ : امریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر در سال 2000 به بهانه مبارزه با تروریسم، داعیه رهبری مبارزه جهانی با تروریسم را دنبال کرد و بر آن اساس به بهانه این که باید با پدیده تروریسم و ناامنی مبارزه کند به دنبال یک اجماع جهانی لشکرکشی را در منطقه خاورمیانه شروع کرد. طبیعی هم بود که پدیده تروریسم را ابتدا در افغانستان به دلیل وجود طالبان و القاعده آغاز کرد و بعد از سقوط رژیم طالبان موضوع عراق مطرح شد . آن چیزی که امریکایی ها مطرح کردند مسئله این بود که یک رژیم دیکتاتوری در عراق حاکم است و این رژیم دیکتاتور دارنده سلاح های کشتار جمعی است و از طرف دیگر این خطر وجود دارد که این سلاح های کشتار جمعی در اختیار دیگر تروریستها قرار بگیرد . یعنی بهانه لشکرکشی به عراق و اشغال این کشور این بود که عراق جایگاهی برای تروریستها هست و در حقیقت از جانب عراق تروریستها می تواند به سلاح های کشتار جمعی دست پیدا کنند.

بنابراین امریکا با طرح موضوع مقابله با ناامنی و تروریسم بعد از افغانستان به عراق حمله کرد اما آیا واقعا آن چیزی که امریکایی ها مطرح می کردند که هدف ما از لشکرکشی به عراق مسئله خلاصی از یک رژیم دیکتاتور و رفع نگرانی های تروریستی است بود؟ واقعیت این است که این یک پوششی بود برای حمله نظامی امریکا به عراق و اشغال این کشور و آن چیزی که امریکایی ها هم در عمل نشان دادند به خوبی نشان داد که مسئله مبارزه با تروریسم  یک بهانه بیشتر نبود پس امریکایی ها در عراق لشکرکشی و اشغال را انجام ندادند برای این که بر یک رژیم دیکتاتور فائق بیایند و بعد این کشور را رها کنند بلکه هدفی که امریکا از این لشکرکشی به عراق داشت چند موضوع روشن است که عبارتند از :
1-امریکایی ها عراق را گام اول برای شکل دهی خاورمیانه جدید تعریف کردند . طبیعی بود که در این شکل دهی نظام جدید در خاورمیانه باید یک شمایی از دموکراسی را هم به سبک غربی ارائه می کرد اما در پس این نمایش دموکراسی مورد نظر امریکایی باید خاورمیانه ای شکل می گرفت که در چارچوب مصالح و منافع امریکا بود حالا این مشخصه خاورمیانه جدید چه هست را باید در جای خود به آن بپردازیم . بنابراین یکی از اهداف امریکا این بود که عراق به عنوان گام اول برای شکل دهی به خاورمیانه جدید با مدل امریکایی مطرح بود و طبیعتا در این شکل دهی جدید دیگر امکان نداشت که آمریکا با دیکتاتوری مثل صدام کار بکند. باید این تابلوی رژیم دیکتاتوری برداشته می شد و یک  نماد دموکراسی جایگزین آن می شد. پس امریکا هدفش در لشکرکشی به عراق چند وجه داشت یک وجه داخل عراق داشت یک وجه منطقه ای داشت و یک وجه بین المللی.

در بعد منطقه ای شکل دهی خاورمیانه جدید. خاورمیانه جدید با این مشخصه که باید منافع امریکا که شامل در حقیقت از یک سو پایداری امنیت برای اسرائیل باشد دوم این که هیچ کشور مستقلی در برابر امریکا نتواند ایستادگی کند و در برابر خواسته های نامشروع امریکا نیز تسلیم باشد، که مشخصا مسئله جمهوری اسلامی ایران و موضوعی مثل سوریه با خواست آمریکا مخالف بودند. مسئله مقابله با مقاومت های اسلامی و حرکت های مردمی که به زعم امریکا اینها جریان تروریسم هستند اما در حقیقت برخورد امریکا با حرکت های مردمی و مقاومت های اسلامی است.

در خاورمیانه جدید نیز هدف این بود که امریکا بر منابع انرژی منطقه تسلط کامل پیدا کند. با توجه به اینکه امروز چرخ های صنعت در دنیا نیازمند به نفت این منطقه است و از طرف دیگر در مشخصه خاورمیانه جدید روی کار آمدن نظام هایی که دارای پوشش مردمی و دموکراسی است، اما در حقیقت وابسته تر از گذشته به امریکاست و اینکه در این خاورمیانه جدید امریکا بتواند پایداری حضور دائمی نظامی خودش رو داشته باشد نیز از جمله اهدافی بود که آمریکا در حمله به عراق به دنبال آنها بود. بنابراین در بعد منطقه ای هدف از اشغال عراق یکی شکل دهی خاورمیانه جدید بود. در بعد داخل عراق امریکا به دنبال ایجاد یک نظام سیاسی با مدل امریکایی بود . و از طرف دیگر در داخل عراق به دنبال ایجاد یک ساختار دفاعی و امنیتی کاملا امریکایی بودند و مسئله سومی که در عراق دنبال می کردند ایجاد پایگاه های نظامی در داخل عراق بود.

در سطح بین المللی هم هدفی که امریکا از اشغال عراق داشت این بود که به خوبی نشان بدهد که امروز در نظام بین الملل رویه بین المللی عوض شده، برای مثال وقتی که آمریکا لشکرکشی به عراق را انجام داد حاضر نشد که از شورای امنیت سازمان ملل مجوز بگیرد اگرچه بعدا به خاطر فشارهایی که در داخل عراق متوجهش شد مجبور شد به اینکه به سمت شورای امنیت برود و قطعنامه ای را در این رابطه به تصویب برسانند.

بنابراین از بعد جهانی و بین المللی هم آمریکا این پیام را می داد که امروز این امریکاست که جایگزین این نظام موجود شده یعنی در حقیقت با عدم توسل به شورای امنیت برای اخذ مجوز به دنیا این پیام را می داد که امروز رویه بین المللی عوض شده و امروز امریکاست که جایگزین شورای امنیت سازمان ملل شده است.

امریکا با این اهداف وارد عراق شد و ما در ماه های پایانی سال 2011 شاهد این هستیم که رئیس جمهور امریکا رسما اعلام می کند که “ما تا پایان سال 2011 نیروهای نظامی خود را از عراق خارج خواهیم کرد” مفهوم این موضع گیری رئیس جمهور امریکا این هست که امریکا در هدف گذاری که انجام داده بود نه اینکه ناکام ماند بلکه دچار یک شکست فاحشی شد یعنی در سطح داخلی عراق امریکا نتوانست نظام سیاسی و ساختار دفاعی و امنیتی و حضور نظامی خودش را تثبیت کند یعنی حضوری با مدل امریکایی.

یعنی در حقیقت در داخل عراق آمریکا با” یک نه اجماعی بزرگ” از جانب مردم عراق، مراجع دینی، فرهیختگان و شخصیت های سیاسی و دولتمردان مواجه شد. دلیل این ناکامی و شکست هم درست متوجه خطاهای فاحش خود امریکاست یعنی امریکایی ها چه در سطح راهبردی و چه در سطح تاکتیکی چه در  تعریف منافع و بی اعتنایی به هنجارهای فرهنگی اجتماعی جامعه عراق و بی توجهی به منافع ملت عراق دچار یک خطای استراتژیک شدند از این رو طبیعی بود که با این بد رفتاری ها و بی توجهی به مسائل و منافع مردم عراق با یک مقاومت و با یک مخالفت جدی آحاد مختلف مردم عراق مواجه بشوند.

از این رو امریکا در سطح داخل عراق دچار یک ناکامی جدی و شکست شد . در سطح منطقه ای امریکا که به دنبال ایجاد یک خاورمیانه جدید بود موفق نشد اگرچه ما امروز شاهد یک بیداری و خیزش عظیم اسلامی در منطقه هستیم که رویکرد اصلی و اساسی این خیزش های مردم اولا اسلامی بودنش است و مسئله دوم ضدیت با حرکت صهیونیست و امریکاست یعنی شما در همه حرکتهایی که امروز مشاهده می کنید علاوه بر این که یک مخالفت جدی در برابر دستگاه  حاکم،  در برابر بی عدالتی و ظلم دیده می شود از طرف دیگر مخالفت جدی با حضور نیروهای خارجی به ویژه امریکایی ها و مسئله ارتباط حاکمیت و صهیونیست نیز دیده می شود. از این جهت در سطح منطقه ای هم امریکایی ها در این طرح دچار شکست شدند .

در سطح بین المللی هم باز به همین صورت یعنی امریکایی  که قرار بود با حمله نظامی به عراق و اشغال این کشور بدون مجوز قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بگوید که دنیا دیگر عوض شده، امروز امریکاست که مدیریت حاکمیت جهانی رو در دست دارد، می بینید که امروز در هر حرکتش به قطعنامه های شورای امنیت متوسل می شود . بنابراین اگر یک نگاه اجمالی داشته باشیم امریکاییدر عراق در این فرآیند از ابتدای اشغال تا به امروز در این 3 بعد دچار شکست شد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: