پنج‌شنبه 22 دسامبر 11 | 16:05
نتیجه یک تحقیق:

وب فضای نسل تنبل

فارین پالسی در گزارشی پدیده فعالیت در فضای وب (اسلکتیویزم) را بررسی کرده و آن را نوع ایده آل فعالیت برای یک نسل تنبل محدود به فضای وب می داند.


در ابتدای این گزارش که از سوی فارین پالسی منتشر شد آمده است: چندی پیش روزنامه کانادایی Globe and Mail مقاله ای درباره تاریخچه اسلکتیویزم منتشر کرد.

اسلکتیویزم یا سست کوشی واژه‌ای تحقیر آمیز در وصف فعالیت ‌های اجتماعی یا سیاسی است که به انسان احساس خوب انجام عمل مثبت را می ‌دهند، در حالی که تاثیر واقعی آنها بسیار ناچیز است.

این گونه فعالیت ها به کسانی که در کمپین های اسلکتیویزم شرکت می کنند تصوری واهی می دهند مبنی بر اینکه این فعالیت ها تنها با پیوستن به یک گروه در فیس بوک تاثیر پرمعنایی روی جهان دارند.

اسلکتیویزم نوع ایده آل فعالیت برای یک نسل تنبل است: چرا دست به اعتصاب زد و ریسک بازداشت شدن، خشونت پلیس یا شکنجه را به جان خرید، در حالی که در یک فضای مجازی نیز می توان فریاد زد و صدای خود را به دیگران رساند؟ با فرض حضور رسانه در همه اشکال دیجیتال آن – از وبلاگ نویسی تا شبکه اجتماعی و توییتر – هر کلیک ماوس شما تقریبا به صورت تضمینی توجه فوری رسانه ها را برخواهد انگیخت.

توجه رسانه ای همیشه به معنای تاثیر گذاری نیست و تنها یک اهمیت ثانویه دارد. طرفداران اسلکتیویزم معمولا به روایت مشهوری برای توجیه آنچه که انجام می دهند اشاره می کنند: اگرچه این درست است که هزینه های سازماندهی کمپین ها به صورت موثری کاهش یافته است و زمینه برای ورود شرکت کنندگان و مسائل متنوع جدیدی به وجود آمده، اما در عین حال هیچ کاهشی در کیفیت و تاثیرگذاری بر کمپین ها در فضای واقعی رخ نداده است.

خیلی ساده است تا بیشتر انتقادها علیه اسلکتیویزم را بی حاصل و بی معنا بدانیم: خلاصه داشتن هزاران نفر –که بیشتر آنها در فعالیت های عادی به هیچ عنوان شرکت نمی کردند– که به یکباره تصمیم به شرکت در فعالیت هایی کوچک کلیک خور مانند آنچه در فیس بوک و توئیتر موجود است، می تواند بسیار مفید و سودمند باشد.

به خصوص فعالیت هایی که محتاج به توجه همگانی باشند. شاید وقت آن رسیده تا این روایت را به چالش کشیده و در اینجا سوالی بس دشوار را مطرح نماییم: آیا این توجه همگانی که از مجرای این رسانه های جدید به دست می آید ارزش از دست دادن فعالیت های سنتی را دارد؟ چراکه مردم عادی از گونه های قدیمی فعالیت های اجتماعی (راه پیمایی، اعتصاب، مقابله با پلیس، دادخواهی و غیره) روی برگرداننده و از شیوه های اسلکتیویست ها پیروی می کنند که اگرچه از امنیت بیشتری برخوردار هستند ولی تاثیرگذاری آنها هنوز به درستی اثبات نشده است.

بگذارید نخواهیم سعی کنیم جوابی برای این سوالات بیابیم، سوالاتی همچون؛ آیا تاثیرگذاری و سودمندی هزار نفر از اسلکتویست ها برابر با یک فعال سنتی آرام است. مسئله واقعی اینست که آیا تنها در دسترس بودن گزینه اسلکتویزیم باعث می شود تا کسانی که در گذشته در راهپیمایی ها علیه دولت ها حضور می یافتند یا دست به پخش اطلاعیه می زدند، حال روی به گزینه هایی دیگر مثل فیس بوک بیاورند که در آن می توانند به یک گروه که متشکل از هزاران نفر است بپیوندند؟ اگر اینطور باشد، پس آزادی دیجیتالی تنها وسیله ای برای دور کردن ما از اهدافی نظیر دمکراتیزه شدن و بنا نهادن یک جامعه جهانی مدنی است.

البته ایده آل اینست که مشارکت در فعالیت های دیجیتال منجر به کاهش علاقه افراد به شرکت در کمپین های واقعی نشود. به هرحال این امکان که بخش مهمی از فعالین عادی ترجیح می دهند که با فعالیت های خطرناک و دردسر آفرین فاصله گرفته و به گزینه های اسلکتیویست ها علاقه نشان می دهند وجود دارد.

پس آیا ما می بایستی این احتمال که این کمپین های دیجیتال بتوانند تاثیری بر تغییرات اجتماعی و سیاسی داشته باشند را در نظر بگیریم؟ من حقیقتا پاسخ مناسبی برای این سوال ندارم و نظرم اینست که تنها روش برای پاسخ به این سوال بهره گیری از متدهای علمی است: ما باید شروع به انجام بررسی های بیشتر نماییم، وگرنه این مباحث برای همیشه در شک و تردید و عدم قطعیت باقی خواهند ماند.

همچنین به نظرم مفید باشد تا به دنبال نشانه هایی از اسلکتیویزم در دیگر زمینه ها پرداخت. برای مثال، آیا توجه روز افزون همگان به “مصرف گرایی اخلاقی” احتمالا دیگر شیوه های اثرگذار اعتراض را از بین خواهد برد؟ با فرض اینکه برخی از حامیان مصرف گرایی اخلاقی هنوز به ایده “خرید رای دادن مهمتر است”، معتقدند، جواب به این سوال مثبت است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: