یکشنبه 01 ژانویه 12 | 11:18

افروغ: شورایعالی انقلاب فرهنگی مقصر است!

باید همیشه بین عرصه داغ اجتماعی و عرصه‌ی آکادمیک یک دیالکتیکی را ببینیم. متأسفانه این پیوند منقطع شده و عامل اصلی این انقطاع با توجه به ساختار تعریف شده نظام به شورای انقلاب فرهنگی بر می‎گردد. بیشتر اعضای این شورا به رابطه جامعه و فرهنگ با علم مثل فلسفه علوم اجتماعی، فلسفه علم، جامعه شناسی علم ، فلسفه تعلیم و تربیت و مبادی هنجاری و متافیزیکی علم آشنا نیستند و به دلمشغولیهای روزمره گرفتارند.


استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران درباره بومی‏سازی علوم انسانی در کشور با اشاره به اینکه شورایعالی انقلاب فرهنگی مقصر است که بعنوان شورایعالی سیاستگذاری فهم دقیقی از فلسفه علم ندارد، گفت: با این نگاه به بومی سازی نخواهیم رسید .

دکتر عماد افروغ در مورد بومی‎سازی علوم انسانی به خبرنگار مهر گفت: منظور از بومی‎سازی این است که علمی تولید شود که مسئله محور بوده و با شرایط فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ما سازگار باشد. جامعه‎شناسان علم اعتقاد دارند بین علم و جامعه از یک سو و علم و فرهنگ از سوی دیگر باید رابطه باشد، این مسئله بویژه در خصوص علوم انسانی مضاعف می‎شود.

وی افزود: باید در علوم انسانی شاهد یک چرخه دیالکتیک باشیم، به این معنا که مسئله از زیست جهان شروع شود و از عرصه پرنشاط و جوشان جامعه بیرون آمده و وارد عرصه فهم شود و بعد کسی که بخواهد درباره این مسائل خردورزی کند و راه حلی بدهد از طریق فهم متوجه کاستی‎ها ، تضادها، تناقض‏ها، نفی‎ها، ضعف‎ها بشود و بعد راه حلی برای حل آن مسئله داده و با یک خرد پسا فلسفی دوباره به عرصه زیست جهان برگردد.

استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در مورد این چرخه اظهار داشت: امروز فاقد این چرخه هستیم امروز سؤال و مسئله از عرصه داغ اجتماع بیرون نمی‎آید و متعاقبا پاسخ خردورزانه و معطوف به راه حل وارد این عرصه نمی‎شود. در این بین عالمان اجتماعی مقصر هستند به دلیل اینکه با روش شناسی که متناسب و متناظر با این مسئله باشد چندان مأنوس و آشنا نیستند.

افروغ گفت: نزد برخی از آنها روش یک ابزار خنثی بیش نیست، ابزاری که با هنجارها ارتباط ندارد، ابزاری که با نظریه اجتماعی و فلسفه علوم اجتماعی بیگانه است نمی‎تواند بین مؤلفه‌ای موضوع، هدف، روش و محقق و اخلاقیات او پیوند برقرار کند و بر این پندارند که تنها تفاوتی که بین موضوعات اجتماعی و طبیعی وجود دارد تفاوتهای کمی است در حالیکه تفاوتها کیفی هم هستند.

این محقق و پژوهشگر حوزه جامعه شناسی تصریح کرد: از سوی دیگر سیاستگذاران آموزشی ما مقصر هستند شورایعالی انقلاب فرهنگی مقصر است که خود او هم به عنوان شورایعالی سیاستگذاری فهم دقیقی از فلسفه علم و وجوه نرم‎افزاری علم و علم هدف ندارد. نگاه آن به علوم انسانی همانند نگاه به علوم ابزاری است، در حالیکه در خود نگاه به علوم ابزاری هم اشکالات زیادی نهفته است. سیاستهای این شورا بیشتر به یک تمدن سازی می‎ماند تا به یک مرکزی که متوجه ابعاد فرهنگی است.

این استاد دانشگاه تهران یادآور شد: باید همیشه بین عرصه داغ اجتماعی و عرصه‌ی آکادمیک یک دیالکتیکی را ببینیم. متأسفانه این پیوند منقطع شده و عامل اصلی این انقطاع با توجه به ساختار تعریف شده نظام به شورای انقلاب فرهنگی بر می‎گردد. بیشتر اعضای این شورا به رابطه جامعه و فرهنگ با علم مثل فلسفه علوم اجتماعی، فلسفه علم، جامعه شناسی علم ، فلسفه تعلیم و تربیت و مبادی هنجاری و متافیزیکی علم آشنا نیستند و به دلمشغولیهای روزمره گرفتارند.

وی گفت: آنهایی که برای علوم انسانی سیاستگذاری می‎کنند نوعا متخصصان علم ابزار بوده و به علوم فنی و کاربردی مجهز هستند، درحالیکه جنس اینها تفاوت عمده‏ای با هم دارند هرچند که اشتراکاتی هم دارند.

افروغ افزود: متأسفانه نوع نگاه دانشگاهیان و شاخصهای تعریف شده از سوی آموزش عالی هیچ کدام شاخصهای محتوایی نیستند و با این نگاه ما نه تنها به بومی سازی نخواهیم رسید بلکه این مقوله ارزشمند بومی سازی را هم به یک امر سطحی تبدیل می‎کنیم.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: