چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۱۲ دی ۹۰ | ۱۶:۲۰

در مذمت ائتلافات انتخاباتی

محمدصالح مفتاح

نکات منفی احزاب در عرصه‌ی سیاست اما به تمامی در این ائتلاف‌ها وجود دارد. احزاب معمولاً قدرت محور اند و اساساً برای به دست گرفتن قدرت سیاسی شکل می‌گیرند. تشکیلات‌های ِ شب انتخاباتی از این نظر بدتر از حزب‌های متعارف هستند. چرا که احزاب لااقل برای سابقه‌شان، و برنامه‌ی کلی که برای معرفی خود و جذب نیرو دارند، تلاش کرده‌اند، هم‌چنین احزاب غالبا برنامه منسجمی برای تربیت سیاست‌مداران و مدیران متخصص دارند، ولی در مورد ائتلاف‌ها تبلیغات کاروناوالی و هیجان‌های زودگذر بیشتر اهمیت دارد تا کارآمدی در عرصه سیاست و خدمت.


تریبون مستضعفین- محمدصالح مفتاح

در هر دوره‌ای از انتخابات گروه‌ها و نامزدهای انتخاباتی، جبهه‌ها و عناوین تازه‌ای شکل می‌دهند تا در سایه این ائتلاف‌ها هم‌افزایی کنند و بتوانند قدرت را در ید خود بگیرند. این شیوه در کشور ما چنان مرسوم است که به راحتی می‌توان یقین کرد که افراد شاخص برای جمع کردن نیروهای حامی و نزدیک به خود چنین اقدامی می‌کنند و اصلاً تصور اینکه ائتلاف نباشد و جبهه انتخاباتی شکل نگیرد، در مخیله کنش‌گران عرصه سیاست چندان نمی‌گنجد.

جبهه …، حامیان ِ …، طرفداران ِ … و یا ائتلاف ِ … از این سنخ نوشکفته‌های کارزار انتخاباتی هستند.

آنچه قانون می‌گوید این است که جبهه تشکیل شده از چند گروه رسمی است که مجوز و سابقه دارند و برای مقاطعی شکل می‌گیرد و باید تشکیل آن به اطلاع کمیسیون ماده 10 احزاب در وزارت کشور برسد، هرچند نیاز به تأئید و مجوز گرفتن ندارد. اما بعید است این جبهه‌های موسمی که نام هیچ جزب و جریان سیاسی ِ ثبت شده‌ای را پشت ِ سر خود ندارند، چنین مجوزی گرفته باشند.

باید توجه کرد که این نوشته را نباید به مخالفت با نفس ائتلاف و وحدت تاویل کرد. بلکه اشکال این است که ساز و کار این ائتلاف‌ها و جبهه‌سازی‌ها چنان پر اشکال هستند که اگر برای تکمیل فرآیند دخالت مردم در حکومت کاری نشود، انقلاب اسلامی از مسیر خود منحرف خواهد شد.

ائتلاف‌ها در فقدان احزاب قدرت‌مند و کارآمد، سعی می‌کنند جای خالی به وجود آمده را در نزدیکی‌های هر انتخاباتی پر کنند، گرچه سیاست‌ورزی حزبی سیاست‌ورزی پراشکالی است اما نقاط قوتی نیز دارد.

ائتلاف‌های انتخاباتی از مزایا و نکات مثبت احزاب خالی هستند. نه ظرفیت گفتمان سازی دارند (به علت عمر کوتاه) و نه جریان فکری خاصی را رهبری می‌کنند. کادرسازی نمی‌کنند و سوابق مضبوطی را برای افراد پدید نمی‌آورند. چرا که در هر انتخابات یکی از این گروه‌های تازه متولد می‌شود و اعضای حزب باد، این بار در لیست و ترکیب تازه خود را برای رقابت می‌نمایانند.

جای خالی حزب را نمی‌توان با ائتلافات یک شبه پر کرد. گاهی وقت‌ها این ائتلافات تنها باعث خواهند شد تا فضا مغشوش‌تر شود و هرکس بدون آنکه سابقه یا عملکرد قابل قبولی داشته باشد با پیوستن .

تنها نکته مثبت آن این است که نظر تعدادی کارشناس و سیاستمدار درباره هرکاندیدا داده شده است و اگر ملاک‌های انتخاب درست برگزیده شده باشد، شاید به عنوان یک راهنما به کمک بیاید.

نکات منفی احزاب در عرصه‌ی سیاست اما به تمامی در این ائتلاف‌ها وجود دارد. احزاب معمولاً قدرت محور اند و اساساً برای به دست گرفتن قدرت سیاسی شکل می‌گیرند. تشکیلات‌های ِ شب انتخاباتی از این نظر بدتر از حزب‌های متعارف هستند. چرا که احزاب لااقل برای سابقه‌شان، و برنامه‌ی کلی که برای معرفی خود و جذب نیرو دارند، تلاش کرده‌اند، هم‌چنین احزاب غالبا برنامه منسجمی برای تربیت سیاست‌مداران و مدیران متخصص دارند، ولی در مورد ائتلاف‌ها تبلیغات کاروناوالی و هیجان‌های زودگذر بیشتر اهمیت دارد تا کارآمدی در عرصه سیاست و خدمت.

احزاب انحصارگرا هستند نه حق‌طلب و معمولاً قبیله گرایی را در عرصه‌ی سیاست رواج می‌دهند. تشکل‌های انتخاباتی نیز چنین می‌کنند و چنان بر مرزهای سیاسی تاکید می‌کنند که گاه حتی هویت خود را در نفی دیگران جستجو می‌کنند.

بسیاری از احزاب بر محور فریب ِ مردم برنامه‌ریزی می‌کنند و در تلاشند تا با تبلیغات، نظر آنها را به خود جلب کنند. در تبلیغات انتخاباتی قطعاً این موضوع بیشتر نمود دارد؛ چرا که فرصت کافی برای بررسی صحت و سقم ادعاها و کارآمدی برنامه ها وجود ندارد و عملاً قراردادن مردم در میانه‌ی عملِ انجام‌شده است.

جای خالی مردم

آنان جایشان خالی است، مردم اند. اینکه گروه‌های برای دست‌یابی به قدرت تلاش می‌کنند امری ناپسند نیست، اما اگر این شیوه‌ها به نادیده گرفته شدن مردم منجر شود، آسیبی جدی در پی دارد.

بهترین شیوه در انتخابات آن است که گروه‌ها به محک گذشته و ادعایشان سنجیده شوند و مردم سنجه‌ها را در اختیار داشته باشند و نه لیست‌ها را. رای دادن لیستی با آنچه ما «بصیرت عمومی» می‌خوانیم مخالفت دارد. اینکه عده‌ای خود را قیم مردم بدانند و فکر کنند اگر با هم مذاکره کنند، می‌توانند به جای مردم منتخبان را برگزینند و نهایتاً مردم را به تبعیت از انتخاب خود به رای به منتخبان خود فرابخوانند، این عین ِ بی‌بصیرتی است.

شیوه درست، بالا بردن آگاهی‌هاست. راهی است که جبهه حزب الله باید بر آن پافشاری کند. باید ملاک ها را به دست مردم داد و آرمان‌ها را ابزار سنجش عمل‌کردها کرد. باید از ورای اسامی لیست‌ها افرادی را برگزید که به حق به دنبال حقوق مردم هستند و از آنهایی که برای تحمیق مردم تلاش می‌کنند تبری جست.

نظام ما مبتنی بر رای مردم است و مردم در هر انتخابات نشان داده اند که خود انتخاب‌گر هستند و به تاییدات سیاست‌مدارانی تنها به دیده یک راهنما توجه دارند. اما آیا سیاست‌مدارن مردم را به عنوان صاحبان بصیرت و حق انتخاب می‌نگرند؟

  1. محمد
    ۱۴ دی ۱۳۹۰

    الحق و الانصاف باید به همین اصولگرایان داخلی توصیه کرد که چرا دست به شکیل گروههای مختلف اصولگرایی می زنند . مگر اصل اصول اسلام و نظام یکی نیست که ما مجبوریم گروههای مختلف تشکیل دهیم تا به اصول برسیم . هماکنون چند گروه اصولگرا در نظام تشکیل شده که هرکدام دم از ارزشها و اصوا اسلام و نظام می زنند . اگر حرف و ریشه و اصل و هدف یکی است که نمی شود جدا از هم باشند . سران آنها هم از افراد موجه علما می باشند . حیف است که در این گیر و دار قدرت و کشاکش موضوعات مختلف ارزش آنها در جامعه خدشه دار شود .

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: