چهارشنبه 04 ژانویه 12 | 15:00

از پایان مدارای هاشمی تا پایان مدارای مردم

مجتبی خاکسار

باید اعتراف کرد که تا کنون مجموعه‌ای از مستندات، این چنین در کنار هم قرار نگرفته بود و شاید بتوان گفت پایان مدارا دادخواستی مردمی است به قلم خوش بیان و روزی طلب، برای پایان مدارا با همه‌ی هاشمی‌های نظام اسلامی مان.


تریبون مستضعفین- مجتبی خاکسار

اشاره: مستند «پایان مدارا» پنج‌شنبه نهم دی‌ماه در دومین روز دومین جشنواره‌ی مردمی فیلم عمار در سینما فلسطین اکران شد. پایان مدارا به کارگردانی «محمدحسین خوش‌بیان» و نوشته‌ی «حسن روزی‌طلب» به بازخوانی انتخابات سال ۸۸ و فتنه‌ی پس از آن می‌پردازد. از پایان مدارای هاشمی رفسنجانی با دولت تا پایان مدارای توده‌های مردم با فتنه‌گران روایت جذابی است که این مستند بر محور آن ساخته شده است.

پایان مدارا؛ مستندی که کارگردانش می‌گوید از مجموعه ای از تصاویر آرشیوی و با یک لپ‌تاپ ساده ساخته شده و البته این را می‌شود از کیفیت فیلم هم فهمید.

مستندی که باز هم باید گفت متاسفانه بدون پشتیبانی مسئولان وادی هنر و سینما و سیاست ساخته شده و حتی از امکانات اولیه ای مثل دوربین فیلم برداری هم عملا محروم شده است. گویا دارد ثابت می شود که هزینه‌ی روشن‌گری و آزادگی در عرصه ی هنر نیز تنها ماندن است.

از دردهای دل بگذریم که این واگویه ها را گوشی برای نیوشیدن نیست…

شاید بهتر باشد به این مستند ، به چشم یک فوتوکلیپ انتقادی پیرامون چند شخصیت خاکستری نگاه شود تا بتوانیم انتظارات فنی خود را کاهش داده و صرفا به محتوای آن بپردازیم.

پایان مدارا در صدد است با در کنار هم قرار دادن قطعه های مختلف و شاید گمشده ی پازل عملکرد سیاست مدار سیاس و کهنه کار انقلاب اسلامی، یعنی آقای هاشمی رفسنجانی، وی را پدرخوانده ی جریان داخلی فتنه بنامد.

مستندات نویسنده بر اساس سیری تاریخی تنظیم شده و بازمی گردد به چندسال پیش از انتخابات 88؛ از اظهارات آقای هاشمی در نماز جمعه و عملکرد زیرزیرکی فرزندان دلبند وی و حضور خانوادگی و پررنگ همه ی هاشمی ها در تبلیغات انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری گرفته تا نامه ی بدون سلام و والسلام و سخنان فتنه برانگیز نمازجمعه و حضور حماسی فائزه اش در صحنه ی لشگرکشی های خیابانی و نقش موثر مهدی اش در اتفاقات تلخ آن سال…

اما یکی از نکات قابل تامل فیلم، توجه ویژه سازندگان آن به اظهارات یا به اصطلاح افشاگری‌های شخص مبهم‌الهویه ای به نام سردار مشفق است که البته به واسطه ی همین اظهارات با عنوان «یکی از مسئولان اطلاعاتی امنیتی کشور» نام وی چند هفته ای در صدر اخبار قرار گرفت.

بهانه ی کارگردان برای استفاده از این سخنان بی‌سند، عدم رد و تکذیب آن توسط متهمان بوده، اما اگر این شبهه را هم مرتفع بدانیم، با کمی تعمق درمی یابیم که در مقایسه ی مطالب و کدهای ارائه شده توسط مشفق، با محتوای مستند پایان مدارا، سوالی جدی قابل طرح است.

هرچند مستند پایان مدارا در فضایی که به حق ابهام آلود است، از چند چهره به عنوان موثرین فتنه نام برده است، اما همان‌طور که عوامل فیلم هم در جلسه ی نقد و بررسی این مستند ابراز داشتند، تمرکز اصلی فیلم‌نامه، معطوف به نقش آفرینی آقای هاشمی است.
برای مثال در کنار چهره‌ی محوری فیلم، به افرادی چون آقایان لاریجانی، موسوی‌خوئینی‌ها و رحیم‌مشایی نیز در حاشیه امور اشاراتی شده است.

این در حالی است که پدرخوانده ی واقعی فتنه از نگاه مشفق کسی جز موسوی‌خوئینی‌ها نیست و این نقطه‌ی افتراق محتوای تحلیلی «پایان مدارا» با سخنان مشفق است.

اگر فرض کنیم از این سخنان صرفا به عنوان بخشی از مستندات این پژوهش استفاده شده و تحلیل ارائه شده مستقل از آن اظهارات می باشد، باید اعتراف کرد که تا کنون مجموعه‌ای از مستندات، این چنین در کنار هم قرار نگرفته بود و شاید بتوان گفت پایان مدارا دادخواستی مردمی است به قلم خوش بیان و روزی طلب، برای پایان مدارا با همه‌ی هاشمی‌های نظام اسلامی مان.

  1. Nima
    6 ژانویه 2012

    نهضت زنده است چون هاشمی زنده است،
    اینها بازماندی همان منافقینی هستند که سالها از هاشمی تو دهنی خورده اند و امروز با بافتن آسمان به ریسمان در صدد تخریب چهره این انقلابی مجاهد هستند. دشمنان بدانند که ملت ایران بیدار است و به زودی این غده های چرکین را از دامن خود پاک خواهد کرد.
    درود بر هاشمی، درود بر امام خامنه ی