چهارشنبه 11 ژانویه 12 | 15:08

موساد چگونه به تهران نفوذ کرده است؟

سوژه هر چهار عملیات دانشمندان فیزیك و نخبگان ایرانی بوده اند. هر چهار عملیات با استفاده از موتورسیكلت انجام شده است، نقطه مركزی و آغاز هر چهار عملیات منزل مسكونی سوژه ها بوده، و هر چهار عملیات با هدف ترور متمركز سوژه و نه تلفات بیشتر انجام شده است.


اشاره: پس از ترور امروز صبح یکی از مسئولین سایت هسته‌ای نطنز، بار دیگر این سوال مطرح می‌شود که عوامل اجرایی سازمان‌های اطلاعاتی بیگانه چگونه تا قلب تهران نفوذ کرده اند و عملیات ترور علیه نخبگان و فعالان هسته‌ای کشورمان را با روش‌هایی مشابه ادامه می‌دهند؟ و چه چیزی باعث می‌شود دستگاه اطلاعاتی ما نتواند با این دست اقدامات تروریستی سازمان‌یافته مقابله کند؟ و در نهایت، راه جلوگیری از ادامه پیدا کردن این جنایت‌ها چیست؟

یادداشتی که در ادامه می‌آید مرداد ماه گذشته و پس از ترور میدان بنی‌هاشم به قلم «فؤاد صادقی» در سایت «آینده» منتشر شد:

مرداد ماه گذشته زمانی كه با فاصله یك ماه پس از انفجار تروریستی مشكوك استانبول ادعا شد این اقدام با هدف ترور یك مقام اسرائیلی انجام شده و رسانه های متصل به سازمان اطلاعات خارجی ارتش اسرائیل این انفجار را به عوامل جمهوری اسلامی نسبت داده و آن را مقابله به مثل با ترور دانشمندان هسته ای ایران قلمداد كردند، شمارش معكوس برای چهارمین عملیات موساد در تهران آغاز شد.

اگرچه از سوی نهادهای مسئول تذكرات لازم در رابطه با قریب الوقوع بودن این اقدام داده شده بود، اما گستردگی اهداف احتمالی و دشواری حراست از آنان، موجب شد تا حادثه ای تاسف بار رقم بخورد.

به همان اندازه كه حادثه استانبول آماتوری و تعمدا ناشیانه انجام شد، حادثه خیابان بنی هاشم تهران دقیق و حساب شده بود. بنابراین به همان دلیلی كه كارشناسان امنیتی برنامه ریزی شدن عملیات استانبول را از سوی یك سرویس اطلاعاتی نمی پذیرند و آن را اقدامی از سوی یك گروه غیرحرفه ای یا عملیاتی ایذایی برای ایجاد انحراف در افكار عمومی می دانند، حادثه تهران را اقدامی برنامه ریزی شده و توسط عناصر حرفه ای قلمداد می كنند.

از ابتدای جمهوری اسلامی تاكنون چهار عملیات تروریستی در ایران كه شواهد و قرائن حكایت از انجام آن راساً توسط موساد دارد، اتفاق افتاده است و هر چهار عملیات در طول كمتر از 18 ماه انجام شده است.

سوژه هر چهار عملیات دانشمندان فیزیك و نخبگان ایرانی بوده اند. هر چهار عملیات با استفاده از موتورسیكلت انجام شده است، نقطه مركزی و آغاز هر چهار عملیات منزل مسكونی سوژه ها بوده، و هر چهار عملیات با هدف ترور متمركز سوژه و نه تلفات بیشتر انجام شده است. اگرچه در اتفاقی نادر فریدون عباسی، یكی از اهداف چهار عملیات نجات یافته است، اما به نظر می رسد سه عملیات دیگر با قدرت بیشتری انجام شده است.

فاصله زمانی عملیاتها نیز قابل توجه است:

عملیات نخست با ترور شهید علیمحمدی در دی ماه 1388 به وقوع پیوست، 11 ماه بعد در آذر 89 ترور شهید شهریاری اتفاق افتاد و 7 ماه بعد ترور شهید رضایی نژاد.

پس از ترور شهید شهریاری كارشناسان هشدار دادند با توجه به نفوذ موساد در كشور و تجهیز تیم های تروریستی آن هم به شكل استیجاری، احتمال وقوع عملیاتهای بعدی به شدت بالاست و متاسفانه همین اتفاق نیز رخ داد.

حال باید به دو پرسش، پاسخ گفت:
اولا چگونه موساد به كشور نفوذ كرده است؟
و ثانیا چگونه می توان مانع موفقیت عملیاتهای بعدی موساد شد؟

در خصوص پرسش نخست باید متذكر شد، شاید از ابتدای انقلاب اسلامی نفوذ به ایران و انجام عملیاتهای موثر یكی از مهمترین اهداف استراتژیك موساد بوده است، اما این آرزو با توجه به اشراف اطلاعاتی و اقتدار ساختار اطلاعاتی جمهوری اسلامی تحقق پیدا نكرده بود.

بدیهی است كه برخورد با تهدیدهای سرویس های اطلاعاتی متخاصم از طریق اقدامات فیزیكی نظیر كنترل مرزهای بین المللی، قرار دادن محافظ و دیوار امنیتی برای مقامات و چهره های سیاسی و علمی و یا اقدامات انتظامی و پلیسی به تنهایی ممكن نیست و بار اصلی این گونه اقدامات را باید سرویس ضداطلاعات كشور به عهده گرفته و اجازه نفوذ و عملیات را به سرویسهای مقابل ندهد.

تبادل اطلاعاتی، امكان انجام عملیات تلافی جویانه و استفاده از نقاط آسیب پذیر سرویس حریف جهت نفوذ از جمله اقدامات تامینی در این چارچوب است.

اما در ابتدای مرداد سال 1388، با دستور غیرمنتظره احمدی نژاد، حجت الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات دولت نهم بركنار شد، احمدی نژاد پس از چند روز علت این بركناری را عدم عزل دو معاون اصلی این وزارتخانه عنوان كرده و گفت: موضوع عزل جناب آقای اژه‌ای یك فرآیند دو ساله داشته و ربطی به مسائل جاری ندارد. به ایشان در این دو سال، با شواهد مشخص توصیه كردم دو نفر از معاونان خود را تغییر دهد. اما به این كار مبادرت نورزیده است. پس از آن بنابر اعلام سایت ها، دو معاون مورد نظر، معاون ضدجاسوسی ومعاون اطلاعات داخلی، یعنی دو معاونت اصلی وزارت اطلاعات بودند كه این موضوع تكذیب نشد.

كمتر از شش ماه از آن اقدام در اواخر دی ماه سال 1388 اولین ترور موساد در قلب تهران به وقوع پیوست و شهید علیمحمدی هدف قرار گرفت. در فاصله 11 ماه بعد، دومین عملیات ترور با دو هدف همزمان شهید شهریاری و فریدون عباسی در تهران انجام شد كه در عملیات اول برای دشمن نتجیه بخش بود و به عباسی آسیبی نرسید.

با شناسایی و دستگیری یكی از عوامل اجرایی این ترور، اطلاعات ذیل در باره چگونگی برنامه ریزی عملیاتها توسط موساد به دست آمد:

1) برخلاف عملیاتهای كلاسیك موساد كه مستقیما توسط اعضای این سازمان انجام می شده، عملیاتهای ایران توسط قاتلین اجاره ای انجام می شود و این افراد توسط شركتهای خصوصی طرف قرارداد موساد جذب وهدایت می شوند.

2) بعد از انجام هر عملیات برای شناسایی نشدن شبكه اصلی، شبكه به مدت حداقل سه ماه آف می شود تا برای عملیات جدید بازسازی گردد.

3) به دلیل استقرار دوربینهای مداربسته و كنترل نامحسوس مراكز علمی و دانشگاههای مرتبط با تحقیقات هسته ای كشور، محور شناسایی، كنترل و عملیات تروریستی، منازل سوژه ها قرار داده می شود و عملیات یا هنگام خروج از منزل و یا هنگام ورود اجرا می گردد.

4) اولویت موساد بر كم هزینه بودن عملیات از نظر مالی و تلفات است. سه كشته در چهار عملیات و هزینه 30 هزار دلاری برای استخدام عامل تروریستی، نشان‌دهنده این سیاست می باشد.

شبیه سازی یك ساختار افقی كه با حذف یك حلقه، پیوندها به كلی قطع می شود

5) استفاده از ساختار افقی مستقل در شبكه كه بر عدم ارتباط افقی و عمودی بین اعضای باند در داخل كشور تاكید دارد و عملا هیچ یك از اعضای شبكه با دیگر اعضا ارتباط و آشنایی ندارد. اگرچه از نظر پشتیبانی، تامین امكانات و سازماندهی بسیار دشوارتر از ساختار هرمی متعارف در شبكه های جاسوسی است. اما میزان آسیب پذیری آن در زمان شناسایی و لو رفتن یكی از اعضا به شدت كاهش می یابد. چرا كه فرد دستگیرشده عملا اطلاعات خاصی از دیگر همكاران خود در عملیات ندارد و مستقیما دستورات را از فرماندهی خارج از ایران دریافت می كرده است، لازمه این كار تقسیم عملیات به فعالیتهای كوچك و محدود و استفاده از تعداد زیاد نفرات است. به طور مثال جمالی فشی كه در عملیات ترور شهید علیمحمدی تنها وظیفه جابجایی موتور سیكلت حاوی بمب را برعهده داشت و اقدامات دیگر عملیات به عهده اشخاص دیگر بود.

اما پس از طرح موضوع و ابعاد مسئله، پرسش دوم مطرح است كه اكنون چه باید كرد؟
حالا پس از فشارهای بی جهتی كه برای تغییر مجدد وزیر اطلاعات و برخی اشخاص دیگر صورت پذیرفت و البته با دفاع تمام قامت رهبر انقلاب از وزیر و دستگاه امنیتی و مخالفت با این تغییرات در حساس ترین نقطه هر مملكتی روبرو شد، این ترور تازه رقم خورد.

اولویت نخست، جلوگیری از آسیب دیدن بیش از پیش وضعیت فعلی سیستم اطلاعاتی كشور است كه با حكم حكومتی رهبر انقلاب برای جلوگیری از عزل مجدد وزیر اطلاعات، مسیر آن آغاز گردیده، اما این مانع از آن نمی گردد كه زمینه های برخورد عجیب با سرویس اطلاعاتی كشور و عبور از خط قرمزهای منافع ملی شناسایی نشود؛ امری كه اخباری نظیر عدم حضور رئیس دولت در همایش سالانه وزارت اطلاعات كه امروز در رسانه ها منتشر شد، نگرانی از آن را ادامه دار می‌كند.

اولویت دوم استفاده از فرصت زمانی محدود تا انجام عملیات بعدی احتمالی موساد است، چرا كه بعید است این تروریست ها تا هدف قراردادن مهره های كلیدی دیگر از میان دانشمندان ایرانی كه فقدانشان به مصالح كشور آسیب می زند، این حملاتشان را متوقف سازند.

به دلیل اطلاعات بدست آمده از نوع سازماندهی شبكه تروریستی، موساد برای بازسازی وآمادگی جهت انجام عملیات جدید، دست كم به سه تا شش ماه وقت نیاز دارد و این زمانی است كه می توان نظم برنامه ریزی این شبكه را مختل كرد.

با توجه به تمركز این شبكه تروریستی بر منازل مسكونی سوژه ها، جابجایی منازل مسكونی اهداف احتمالی و انتقال به منازل امن و یا منازل سازمانی تحت پوشش و همچنین تعریف سطح حفاظتی برای تمامی اشخاصی كه احتمال ترورشان وجود دارد، می تواند ساده ترین اقدامات باشد.

انتقال منازل مسكونی صد سوژه احتمالی نخست در فهرست موساد و تغییر در سیستم ترابری و استفاده از خودروهای حفاظت شده می‌تواند در این راستا صورت گیرد.

مهندسی مجدد فرایند ضداطلاعات در كشور و استفاده از ابتكاراتی كه در ابتدای نوشتار به آنها اشاره شد، قدم دیگری در مسیر مختل كردن شبكه تروریستی موساد در تهران است، چرا كه قطعاً این گروه با برخی فرآیندهای موجود آشنایی یافته و برای عدم پاكسازی كل شبكه، از این فرآیندها بهره می برد و به همین دلیل بازتعریف برخی فرآیندهای اطلاعاتی یك امر ضروری تلقی می شود.

در صورتی كه به هشدارهای كارشناسان توجه جدی صورت نگیرد، احتمال تكرار ترورها و تسری آن به حوزه ای فراتر از دانشمندان اتمی كشور وجود دارد، هر چند با وجود چهره های پرسابقه كه در طول سی و اندی سال اخیر، تجربه برخورد با بسیاری از گروه های تروریستی با گرایش های مختلف را داشته اند، دستگیری این اشخاص با در نظر گرفتن نكات فوق و تاكتیك های اطلاعاتی پیشرفته كه پیش تر و متاثر از تجارب اطلاعاتی، دور از دسترس نیست و به نظر می رسد با تقویت سیستم اطلاعاتی كشور در برابر تروریسم مشابه بسیاری از كشورهای توسعه یافته احتمال تكرار چینین حوادثی بشدت كاهش یابد، اقداماتی نظیر:

نمونه پاسپورت جعلی نیروهای موساد كه فرودگاه دوبی با ادعای برخورداری از پیشرفته ترین امكان شناسایی اسناد جعلی، موفق به تشخیصش نشده بود.

• نصب دوربین كنترل شهری ضد ترور همچون پایتخت های اروپایی كه علیه عملیات القاعده راه اندازی شدند

• تعیین جایزه برای هر اطلاعاتی كه منجر به دستگیری تروریستها شود

• تامین اعتبار و نیرو برای كنترل وسیع تر در كشورهای واسط مانند تركیه، آذربایجان، تایلند و امارات و كنترل شدیدتر آمد و شد سوژه های مشكوك به این كشورها

• برخورد شدید با عوامل دستگیرشده جهت كاهش زمینه همكاری بزهكاران داخلی به عنوان مزدور سرویسهای خارجی

• پرهیز از موضعگیری های احساسی و شتابزده كه موضعگیری وزیر اطلاعات و دردست بررسی اعلام نمودن موضوع زمینه خوبی برای آنها محسوب می شود.

• شكایت به نهادهای بین المللی از جمله پلیس بین الملل و دادگاه لاهه از رژیم صهیونیستی

• توجه به مطالبات افكار عمومی در موضع مقابله به مثل شبیه مطالبات مربوط به جنگ شهرها پس از حمله موشكی صدام به شهرهای ایران.

در مجموع می توان گفت تقویت سیستم اطلاعاتی و امنیتی كشور در برابر تهدیدات بیگانه كه در دو سال اخیر بخش عمده توان خود را معطوف به مسایل داخلی كرده است و استفاده از كارشناسان مجرب می تواند زمینه ساز پیروزی كشور در چالش اخیر باشد تا به امید خداوند متعال و تلاش سربازان گمنام امام زمان، با شناسایی ساختارهای افقی موازی، ضریب احتمال تكرار این عملیات های تروریستی به صفر برسد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: