پنج‌شنبه 19 ژانویه 12 | 15:14

نقش ایران در لغو رزمایش مشترک آمریکا و اسراییل چه بود؟

اندکی پس از آن‌که مقامات پنتاگون از اعزام دو ناو جنگی به خلیج فارس و قریب الوقوع بودن رزمایش مشترک بین آمریکا و رژیم صهیونیستی خبر دادند؛ به یک باره رزمایش مذکور لغو گردید و نامه‌ای از سوی اوباما برای مقامات عالی رتبه کشورمان ارسال شد! چه عواملی موجب شد تا ایالات متحده نمایش نظامی خود را پس بگیرد و به نامه‌ای بسنده کند؟


همزمان با برگزاری رزمایش مقتدرانه ولایت، مقامات پنتاگون از اعزام دو ناو جنگی به خلیج فارس و قریب الوقوع بودن رزمایش مشترک بین آمریکا و رژیم صهیونیستی موسوم به اوستر چالینگ 12 (چالش وخیم 12)، خبر دادند. اما به یک باره رزمایش مذکور لغو گردید و نامه‏ای از سوی اوباما برای مقامات عالی رتبه کشورمان ارسال گردید. در تحلیل چرایی این موضوع با «رضا سراج»، کارشناس مسایل استراتژبک به گفت‏وگو نشستیم که مشروح آن را در ذیل می‏خوانید.

به نظر شما چرا رزمایش مشترک آمریکا و اسراییل ناگهان لغو شده و اوباما نامه‌ای را خطاب به مسوولین عالی‌رتبه ایران ارسال کرد؟

شکی نیست که لغو رزمایش چالش وخیم 12 و نامه نگاری اوباما در راستای کاهش منازعه بین ایران و آمریکا صورت گرفته است که این کاهش منازعه در راستای ممانعت از استفاده جمهوری اسلامی ایران از فرصت تهدید و قدرت یابی و کاهش آسیب پذیری­ها و تهدیدات آمریکا ارزیابی می­گردد. تشدید منازعه بین ایران و آمریکا باعث افزایش قیمت نفت و زیان مالی آمریکا، آن هم در شرایط بحران اقتصادی و همچنین در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آن کشور می­گردد. برگزاری رزمایش ده روزه ولایت و افزایش قیمت نفت در هر بشکه موید این نکته است.

بنابر این در بیان اولین دلیل باید گفت که تلاش جهت کاهش سطح منازعه جلوگیری از فرصت افزایش قیمت نفت برای ایران و تهدیدات ناشی از افزایش آن برای امریکا می­باشد. چرا که هر دلار افزایش در قیمت نفت بیش از چهار میلیارد دلار ضرر برای کشوری که 14 میلیون بشکه واردات نفت دارد را در پی خواهد داشت. چالش و منازعه بین ایران وامریکا و همچنین افزایش قیمت نفت باعث سقوط ارزش سهام امریکا و تسری بحران به بانک­های این کشور می­شود. بدیهی است که این مهم باعث تشدید مشکلات اقتصادی ایالات متحده می­گردد و از یک سو آسیب پذیری­های این کشور باعث تضعیف و تخریب ابهت جهانی آن می­شود.

در بیان چرایی ارسال نامه اخیر اوباما و لغو رزمـایش مشترک موسوم به چالش وخیم 12 می­توان به کنترل جنبش­های وال استریت و ضد جنگ در امریکا اشاره داشت. بالا رفتن سطح منازعه بین ایران و امریکا تاثیری مستیقم بر روی فضای سیاسی – اجتماعی و وخامت اقتصادی این کشور خواهد داشت. از این سو مقامات کاخ سفید با این دو اقدام سعی کردند با کاهش سطح منازعه به نوعی دو جنبش مذکور را کنترل نمایند یا به نوعی بهانه به دست آنان ندهند.

از منظر دموکرات­ها تشدید منازعه بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده دامی است که جمهوری خواهان و برخی از مقامات رژیم صهیونیستی، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری این کشور، در حال طراحی آن می­باشند تا بدین ترتیب مانع از استمرار دولت اوباما شوند. در این راستا کافی است به بیانیه یکی از نامزدهای جمهوری خواه امریکا اشاره داشته باشیم. «ریک سنتروم» در دهم دی ماه طی بیانه­ای اذعان داشت: متاسفانه برخوردهای ضعیف دولت اوباما در قبـال ایران، خلا قدرتی را در اختیار رژیم­های چپ گرای امریکای لاتین و حکومت­هایی چون ایران قرار داده تا جای آمریکا را پر کنند.

یعنی تشدید منازعه بین ایران و آمریکا، تاثیری مستقیم بر اقتصاد جهانی و وخامت اقتصادی متحدان آمریکایی خواهد داشت؟

بله، در شرایط بحران اقتصادی غرب، تشدید منازعه بین ایران و امریکا، شکاف بین امریکا و متحدان اروپایی و آسیایی آن را عمیق­تر می­سازد، به ویژه آن­که بحران و تصاعد آن در منطقه خلیج فارس تاثیری مستقیم بر اقتصاد جهانی و وخامت اقتصادی متحدان امریکایی خواهد داشت. چنین شرایطی متحدان کاخ سفید را از سیاست ­های این کشور دورتر می­سازد و انزوای جهانی امریکا در قبال ایران را رقم می­زند و این مهم واقعیتی است که مقامات کاخ سفید را بسیار هراسان ساخته و آنان را وادار نموده با دست­پاچگی هرچه تماتر رزمایش مشترک را لغو نموده و با لحنی مودبانه و ملتمسانه نامه­ای را به مقامات عالی رتبه کشورمان ارسال نماید.

تصاعد منازعه فی ما بین ایران و امریکا باعث تشدید منازعه بین کاخ سفید و کرملین می­گردد. در این راستا «دیمیتری راگوزین»، معاون نخست وزیر روسیه، نیز گفته است که ایران همسایه نزدیک ماست و درست در جنوب قفقاز قرار دارد، اگر اتفاقی برای ایران بیفتد تهدیدی برای امنیت ملی ما خواهد شد. رفتار شناسی مقامات کاخ سفید موید این است که سردمداران ایالات متحده به شدت از منازعه در چند جبهه واهمه دارند. شاهد مثال این موضوع رفتار امریکا در قبال اقدام نظامی ناتو در مقابل لیبی است.

از نظر مقامات امریکایی، در شرایط کنونی افزایش سطح منازعه امریکا نه تنها با ایران بلکه با هیچ کشوری فرصت ساز نیست و برعکس عامل تشدید داخلی و خارجی این کشور خواهد بود. در توضیح این مسأله باید گفت که مقامات کاخ سفید به خوبی درک کرده­اند که امکان توازن بخشی میان قدرت و منابع در اختیار با چالش­های داخلی و بین المللی را ندارند.

افزایش منازعه بین امریکا و دیگر کشورها به ویژه ایران، باعث کاهش قدرت نرم ایالات متحده و به هم خوردن توازن میان قدرت و منابع در اختیار با چالش­ها و بحران­ها می­گردد که در این صورت ضعف­های امریکا به عنوان یک قدرت جهانی را بیش از پیش نمایان می­سازد. تسریع وتقویت روند ضد
آمریکایی در منطقه به ویژه پس از وقوع بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه اسلامی، یکی دیگر از محورهای مهم و نگرانی عمیق مقامات واشنگتن از تشدید منازعه با جمهوری اسلامی ایران می­باشد.

این مهم توازن استراتژیک فی ما بین دو محور امریکا ایران را به نفع محور ایران تغییر می­دهد و سردمداران کاخ سفید به خوبی از این موضوع آگاه و نگران می­باشند، لذا چاره­ای جز کاهش سطح منازعه در برابر خود ندیدند و با سراسیمه­گی و از روی استیصال رزمایش مشترک را لغو نمودند. به بیان دیگر واشنگتن با تشدید منازعه در منطقه با یک پارادوکس و تضاد مواجه می­شوند که نتیجه آن تقویت بیداری اسلامی و شکست تلاش­های امریکا برای مدیریت بر تحولات منطقه می­باشد.

منافع اسراییل در لغو این رزمایش چه بوده است؟

به چند دلیل هم در ارتباط با رژیم صهیونیستی می­توان اشاره داشت، از جمله:

جلوگیر ی از مهاجرت معکوس در سرزمین­های اشغالی، در این خصوص، خوب است که بدانیم چندی پیش و در پی بالا گرفتن رجز خوانی نیتانیاهو در قبال ایران و سوریه، 200 هزار صهیونیست، سرزمین­های اشغالی را ترک کردند. بنابر این تصاعد بحران در منطقه علی رغم اعلام مواضع تهدید آمیز علیه ایران، برای این رژیم جعلی نیز به خودی خود تهدید محسوب می­شود.

افزایش چالش و منازعه بین ایران و امریکا، روند موج ضد صهیونیستی در منطقه را تشدید و تسریع می­نماید و با تاثیر مستقیم بر تحولات کشورهای منطقه به ویژه سوریه، مصر و لبنان، بحران­های امنیتی چند گانه­ای را برای رژیم صهیونیستی رقم می­زند. افزایش این چالش­ها از منظر واشنگتن، برای تهران وضعیت­هایی را در پی خواهد داشت که از جمله آن­ها می­توان به موارد ذیل اشاره نمود.

مقامات امریکایی به خوبی دریافته اند که تهدیدات نظامی علیه ایران نه تنها این کشور را تضعیف و وادار به تغییر رفتار نمی نماید، بلکه بر عکس به عنوان فرصت عاملی خواهد بود برای قدرت یابی بیشتر ایران، پاسخ جمهوری اسلامی ایران به تهدیدات امریکا، نمایش اقتدار نظامی و بهره­گیری از قدرت ژئوپلتیکی خواهد بود، که نتیجه آن نمایش قدرت ایران به غرب و عدم پاسخ مناسب از سوی امریکا را در پی خواهد داشت.

در این رابطه می­توان به مطالب منتشر شده از سوی پایگاه تحلیلی «تودیز دیفنس» آمریکا اشاره داشت. این پایگاه تحلیلی پس از رزمایش ولایت نوشت: به دنبال رزمایش ده روزه اخیر در ایران و تهدید به بستن تنگه هرمز که مهمترین راه دریایی برای حمل و نقل نفت به شمار می­رود، ایران یک بار دیگر سهم خود را در بن بست با امریکا بالا برد.

در یک جمع‌بندی بفرمایید مهم‌ترین آثار و پیامدهای تشدید تهدید ایران از سوی آمریکا، چه می‌تواند باشد؟ به‌ویژه تاثیر این مسأله را در مورد آرایش نظامی و محور مقاومت در منطقه چگونه ارزیابی می کنید؟

بالا گرفتن موج تهدید از سوی آمریکا علیه ایران، باعث افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و برجسته سازی نقش آن در منطقه را خواهد شد و این موضوع در شرایط فعلی با در نظر گرفتن تحولات منطقه­ای در واقع به معنای واگذاری زمین و روند بازی از سوی امریکا به ایران خواهد بود. لذا بدیهی است که کاخ سفید، حاضر به پذیرش چنین تبعاتی نخواهد بود. همچنین تشدید منازعه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا تاثیرات مهمی بر روی معادلات و فضای داخلی ایران به ویژه در آستانه انتخابات بر جای می­گذارد که بدیهی­ترین تاثیر ایجاد حس همگرایی در بین ایرانیان و انسجام و وحدت ملی خواهد بود که این موضوع با سیاست­های امریکا در قبال مسائل داخلی ایران از جمله تحریم انتخابات، ایجاد بحران مشارکت و مقبولیت و بی ثبات سازی حاکمیت و جامعه ایران (امنیتی کردن فضای انتخابات) در تضاد قرار می­گیرد.

از همه مهم‏تر تشدید منازعه علیه ایران، منجر به تضعیف بازیگران مورد نظر آمریکا در داخل کشور (جریان فتنه و جریان انحراف) می­گردد. بالا رفتن موج تهدید و منازعه از یک سو منجر به محاق رفتن دو جریان مذکور در میان امواج انسجام داخلی می­گردد و از سوی دیگر با افزایش مشارکت در انتخابات جریان­های منحرف و نفوذی در آفساید سیاسی قرار می­گیرند و زمینه اخراج سیاسی آن­ها فراهم می­گردد. در کنار مواردی که ذکر شد تشدید بحران علیه ایران، منجر به تقویت و تحکیم محور مقاومت (سوریه، لبنان و فلسطین) در مناسبات منطقه­ای می­گردد.

در این راستا آمریکایی‌ها با توجه به تجارب قبلی (جنگ عراق، 33 روزه، 22 روزه و….) بعید است آزموده را مجددا به آزمون بگذارند. بنابر این در جمع بندی از موارد ذکر شده می­توان ارزیابی مناسبی از وضعیت فعلی میان ایران، محور ایران، آمریکا و محور آمریکا بدست آورد و به وضوح برتری و اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در چرایی لغو رزمایش مشترک آمریکا – اسراییل موسوم به چالش وخیم 12 و ارسال نامه به مقامات عالی رتبه کشورمان مشاهده کرد. به عبارت دیگر شرایط آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران به گونه­ای است که حتی افزایش منازعه با ایران را عامل تشدید بحران و منافع خود می­داند که در این صورت می­تـوان دریافت که مقامات کاخ سفید در مخیــله خود، فکـر اقدام نظامی علیه ایران را نیز نمی­توانند تصور کنند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: