شنبه 04 فوریه 12 | 14:15

بازخوانی یک گفت‎وگوی سینمایی با مقام معظم رهبری

ما با سینمایی که حامل پیام مورد قبول ما است و مقصود مورد تصدیق و تأیید اسلام و انقلاب را حاصل می‎کند، خیلی موافقیم و آن سینمایی که در جهت ضد این مقصود حرکت می‎کند، بودنش را به مصلحت نمی‎دانیم و هیچ ارزشی هم برایش قائل نیستیم.


شش سال پس از به ثمر نشستن درخت انقلاب اسلامی در ایران و در سومین جشن سینما در سال ۶۳ (دوره سوم جشنواره فیلم فجر) یکی از ویژه‎ترین بولتن‎‎های این رویداد فرهنگی منتشر شد. بولتنی که در کنار معرفی آثار حاضر در بخش‎‎های مختلف جشنواره، سلسله گفت‎وگو‎هایی با مقامات بالای کشور از ریاست‎جمهوری و نخست‎وزیر گرفته تا نماینده مجلس و عضو شورای‎عالی انقلاب فرهنگی در آن منتشر شده بود. خط مشترک تمام این گفت‎وگو‎ها هم بررسی جایگاه سینما و جشنواره فیلم فجر در جغرافیای سیاسی و اجتماعی ایران در آستانه فصلی نو بود. هنوز شور انقلابی فروکش نکرده و کمتر توجهی متوجه مقوله‎‎هایی چون «سینما» بود.

این مجموعه گفت‎وگو اما مقوله «سینما» را در مقیاسی فراتر از سطح معمول به بحث‎ونظر گذاشت تا دیدگاه مسئولان ارشد نظام درباره این مهم به‎صورتی مکتوب ماندگار شود. یکی از قابل تأمل‎ترین مطالب این مجموعه، دیدگاه‎‎های مقام معظم رهبری است. حضرت‎آیت‎الله خامنه‎ای در‎آن مقطع در مقام ریاست‎جمهوری در برابر خبرنگاران بولتن سومین جشنواره بین‎المللی فیلم فجر نشستند و دیدگاه‎‎های خود درباره سینما و جشنواره را بیان کردند. آن‎چه در ادامه می‎خوانید اهم دیدگاه‎‎های ایشان است که پس از سال‎‎ها همچنان حائز نکاتی قابل‎توجه است.

حضرت آیت‎الله خامنه‎ای در این گفت‎وگو در پاسخ به نخستین سؤال درباره جایگاه سینما در «جمهوری اسلامی» می‎فرمایند: «مسأله سینما مسأله‎ای مستقل از کلیت هنر نیست. همان‎طور که برای همه شعبه‎‎های فرهنگ در راستای رسیدن به مقاصدی که جزو ایده‎آل‎‎های نظام جمهوری اسلامی است، ارزش فراوانی قائلیم، طبیعی است که برای هنر به‎عنوان یک وسیله برتر و برای همه شاخه‎‎های هنر، در حد کارايی‎شان ارزش قائلیم.» ایشان در ادامه درباره ملاک‎‎های ارزیابی این «وسیله برتر» می‎افزایند: «ما با سینمایی که حامل پیام مورد قبول ما است و مقصود مورد تصدیق و تأیید اسلام و انقلاب را حاصل می‎کند، خیلی موافقیم و آن سینمایی که در جهت ضد این مقصود حرکت می‎کند، بودنش را به مصلحت نمی‎دانیم و هیچ ارزشی هم برایش قائل نیستیم.

در این میان اگر فرض کنیم که حالتی خنثی هم وجود دارد (یعنی از این صرف نظر کنیم که بالأخره هر فیلمی یک پیام مستقیم یا غیرمستقیم دارد و کمتر می‎شود فرض کرد که هیچ پیامی نداشته باشد) حکم آن هم از نوع وافی به مقصود و دافی به ضدمقصود دانسته می‎شود. در مجموع سینما اگر سینمایی مطلوب باشد برایش ارزش قائلیم؛ از بسیاری شاخه‎‎های دیگر هنر هم بیشتر ارزش دارد، چراکه چگونگی ابلاغ پیامش از بسیاری از شاخه‎‎های دیگر هنر بهتر، برجسته‎تر و ارزنده‎تر است.»

محتوا گاهی تکنیک را تحت‎تأثیر قرار می‎دهد
در ادامه و در پاسخ به‎جایگاه جذابیت در سینما ایشان تأکید کردند: «مسأله جاذبه در فیلم یک نکته اصلی است و نمی‎توان جاذبه را در فیلم نادیده گرفت. البته واژه سرگرمی را خیلی واژه خوبی نمی‎دانیم و به‎کار هم نمی‎بریم. دل‎مان می‎خواهد هیچ چیزی به آن معنی سرگرم‎کننده (مطلق) نباشد، بلکه آگاه‎کننده و هشیارکننده باشد؛ (چنین اثری) اگر مجذوب‎کننده هم باشد، هیچ منافاتی ندارد. بنابراین اگرچه از واژه سرگرمی استفاده نمی‎کنیم، اما جاذبه در فیلم یک عنصر اصلی است. یعنی اگر فرض کنیم که فیلمی برترین پیام‎‎ها را داشته باشد، اما جاذبه لازم را نداشته باشد، گویی هیچ کاری انجام نشده است. مثل این است که انسان در یک اطاق دربسته بنشیند و بهترین مطالب را با بیانی که چندان قابل فهم نیست بیان کند. (در این میان) در ذهن عده‎ای اشتباهی وجود دارد که خوب است آن را برطرف کنیم.

بعضی‎‎ها خیال می‎کنند اگر قرار شد در یک فیلم «پیام» (مقصود ما این‎جا پیام انقلاب اسلامی است) در فیلمی باشد به همان اندازه باید پیه بی‎جاذبگی را به تنش بمالد. گویی خیال کرده‎اند که جاذبه داشتن یک فیلم با پیام داشتن آن منافات دارد. یعنی اگر یک فیلم اسلامی شد و اگر انقلابی شد باید پذیرفت که مقداری بی‎جاذبه است و بالعکس اگر چنان‎چه (فیلمی) اسلامی نبود و انقلابی نبود حتما با جاذبه است. این یک معادله درست نیست. چنین فرمولی را ما قبول نداریم. گاهی می‎شود که خود پیام (به یک فیلم) جاذبه می‎بخشد.

یعنی محتوا گاهی تکنیک را تحت‎تأثیر قرار می‎دهد؛ گاهی یک محتوا خیلی خوب ضعف تکنیک را هم می‎پوشاند و بیننده حرفی را که دوست می‎دارد و چیزی را که برایش دلنشین است (از فیلم) می‎گیرد و آن‎قدر برایش جالب و جذاب است که حتی ضعف تکنیک را هم متوجه نمی‎شود.» مقام معظم رهبری در ادامه تصریح می‎کنند: «آن‎چه در فیلم و سینما برای ما اصل است پیام است. یعنی اگر (بپرسند) چنان‎چه قرار باشد این سینما محتوای انقلابی نداشته باشد بازهم برای سینما کار خواهید کرد؟ (پاسخ می‎دهیم) روشن است که نه. پس کسی که با انقلاب همساز و هم‎دل است سینما را برای محتوایی می‎خواهد که از این انقلاب الهام گرفته است. در درجه اول این برای ما مطرح است، اما می‎دانیم اگر بخواهد این سینما این پیام را برساند لازم است جاذبه‎ای هم داشته باشد.

پس جاذبه به‎عنوان یک ابزار اجتناب‎ناپذیر است و محتوا برای ما یک هدف و مقصد. اگر چنان‎چه بهترین مضامین در یک شعر بد ریخته شود، اثر مطلوب نخواهد بخشید. (اما) ما در شعر هم نمی‎توانیم مضمون را در درج دوم بگیریم. خیر، مضمون در دجه اول است منتها (انتقال) آن مضمون خوب بدون تکنیک شعری خوب اصلا امکان‎پذیر نیست.»

شناخت باید‎ها از روی نبایدها
یکی از سؤالات قابل توجه در این گفت‎وگو درباره «فیلم‎‎های غیرقابل نمایش» است که ایشان درباره ملاک محدودیت برای چنین آثاری می‎فرمایند: «من فکر می‎کنم اگر «باید»‎های فیلمفارسی را بدانیم «نباید»‎ها به خودی‎ خود برای ما روشن می‎شود. «باید»‎های فیلمفارسی را هم باید به مرور پیدا کنیم. در مورد «نباید»‎ها اما من می‎توانم همین اندازه بگویم؛ هر چیزی که ضدارزش‎‎های به خورد سینمای فارسی گذشته رفته را احیا یا تشدید کند، یکی از نبایدهاست. هر فیلمی که به معارضه با ارزش‎‎های اسلامی برخیزد، به‎نظر ما یک فیلم بد به حساب می‎آید.

معارضه با ارزش‎‎های اسلامی، معارضه با فطرت سالم انسانی و معارضه با ارزش‎‎هایی که برای مردم و تکامل آن‎‎ها مفید و لازم است، جزو منفی‎ترین خصوصیات یک (فیلم) سینمایی است که این‎‎ها را قبول نداریم. آیت‎الله خامنه‎ای در ادامه به بهره‎گیری از نیرو‎های فعال سینمای پیش از انقلاب هم اشاره کرده و می‎افزایند: «این معیار‎ها را باید در نظر بگیریم؛ معیار عدم تضعیف پیام‎‎های خوب با دهان‎‎ها و زبان‎‎هایی که از نظر مردم آلوده است. دوم میدان دادن به کسانی که این آلودگی را ندارند و از لحاظ هنر هم در سطح بالاتری قرار دارند، هرچند که عوام‎پسند نباشند. سوم و مهم‎تر از همه میدان‎دادن به عناصر جوان و جدید و انقلابی و کسانی‎که فكر می‎کنند تحول انقلاب این‎قدرت را پیدا کرده است که حتی سینما را هم متحول کند. این‎‎ها باید میدان پیدا کنند و بیایند تا ما آینده بهتری داشته باشیم.»

دولت نمی‎تواند برکنار از تعیین‎کنندگی باشد
در بخش دیگری از گفت‎وگو بحث حضور دولت در عرصه سینما مطرح می‎شود که ایشان می‎فرمایند: «در کار سینما دولت نمی‎تواند بر کنار از مسئولیت‎‎‎های تعیین‎کننده باشد؛ مقصودتان از نظارت چیست؟ اگر نظارت شامل هدایت و کنترل و احیانا جلوگیری از هر آن‎چه بد است می‎شود، بله باید نظارت کرد… البته این به این معنا نیست که همه سرمایه‎گذاری‎‎های سینما را باید دولت بکند. ما فکر می‎کنیم که شاید (امروز) چاره‎ای جز این نباشد.

در حال حاضر اگر ما بخواهیم سینما حرکت تکامل‎آمیزی داشته باشد، شاید در شرایطی قرار بگیریم که جز دولت کس دیگری نتواند سرمایه‎گذاری کند، چراکه سودده نیست. علی‎العجاله احتمالا چاره‎ای جز تصدی دولت نیست هرچند این را پیشنهاد نمی‎کنم. پیشنهاد من این است که حتی اگر روزی بخش خصوصی سینما‎ها را اداره می‎کرد مسأله سینما و تولید فیلم می‎بایستی با نظارت دولت جمهوری اسلامی باشد.»

مگر فیلم خارجی خوب چقدر داریم؟
یکی از خواندنی‎ترین بخش‎‎های این گفت‎وگو طرح موضوع اکران فیلم‎‎های خارجی در ایران است که رهبر انقلاب در واکنش به این موضوع می‎فرمایند: «فکر می‎کنم که این‎طور هم نیست که ما هر وقت با یک فیلم نه چندان خوب ایرانی وقت‎مان را می‎گذرانیم از یک فیلم خارجی خودمان را محروم کرده باشیم. ما با فیلم خارجی خوب مخالفتی نداریم؛ هرچه فیلم خارجی خوب هست شما بیاورید اشکالی ندارد، اما (مگر) فیلم خارجی خوب چقدر هست؟ فیلم خوب با معیار‎های انقلاب چقدر دارید؟ من می‎گویم هرچه قدر فیلم خارجی خوب دارید بیاورید، مطرح کنید، نشان دهید و هیچ فیلم ایرانی را هم مانع آن قرار ندهید. اما بدانید که اگر همه فیلم‎‎های آن‎چنانی را بیاورید باز شما خلائی خواهید داشت که باید آن را با فیلم ایرانی پر کنید.»

ایشان تصریح می‎کنند: «اگر بخواهید سینمای ایران رشد کند دو چیز را باید در نظر بگیرید؛ اول میدان دادن به عناصر با استعداد و نسبت به کشور و انقلاب «خودی»، دوم ایجاد یک تحول در اصل سینمای فارسی. یعنی همان‎طور که پیش‎تر اشاره کردم ضدارزش‎‎هایی را که در آن سینما نشان داده شده بود باید هر طور شده بیرون کشید. مستمع و بیننده را هم باید عادت بدهید که در فیلم منتظر سکس و خشونت نباشد. (عادت بدهید) حقیقتا یک هنر حقیقی را دنبال کند و دنبال پیامی حقیقی و دلنشین بگردد. اگر این کار انجام گرفت تحول حقیقی در سینما رخ داده است.»

سینما مال تماشاگر است
نسبت سینما و تماشاگر هم از مباحث کلیدی سینماست که طبیعتا در این گفت‎وگو هم طرح شده است. مقام معظم رهبری درباره این موضوع تأکید کردند: «سینما مال تماشاگر است و شکی نیست که نمی‎تواند خودش را از تماشاگر جدا و منقطع کند، اما ضمنا نباید فراموش کرد که نقش هدایت نیز دارد. مانند همه کسانی (سخنرانانی) که مستمعی دارند و وجودشان برای مستمع است.

نمی‎توانند نظر مستمع را نادیده بگیرند، اما فلسفه وجودی آن‎‎ها هدایت همان مستمع است. بین این دو یک خط مستقیم (ارتباطی) وجود دارد که می‎توان با ظرافت آن خط را تعقیب کرد.» ایشان درباره محتوای آثار سینمایی هم نقطه نظر قابل تأملی دارند: «همه موضوعات می‎تواند اسلامی یا غیراسلامی باشد. حتی فیلمی درباره زندگی پیامبر اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) می‎تواند به‎گونه‎ای ساخته شود که ضداسلامی باشد. پس نام محمد (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) و نقش اول بودن پیامبر در یک فیلم هم به معنای اسلامی بودن آن نیست. ما در مورد اسلامی بودن یک فیلم دو چیز را می‎خواهیم؛ یکی این‎که ارزش‎‎هایی که آن فیلم تلقین می‎کند ارزش‎‎های اسلامی باشد، دوم این‎که فیلم با نمودار و نمود‎های غیراسلامی همراه نباشد.

گاهی می‎شود فیلمی نماز خواندن نشان می‎دهد، ولی بازیگران آن فیلم با رفتارشان و با وضع نامناسب نگاه‎شان یک ضدارزش اسلامی را در حقیقت متجلی می‎کنند. یعنی متن محتوا و حاشیه محتوا هر دو باید اسلامی باشد.»

اگر برگزاری جشنواره این آثار را داشته باشد…
رهبر انقلاب درباره جشنواره فیلم فجر هم که در آن دوره سومین سال برگزاری را پشت سر می‎گذاشت، این‎گونه نظر می‎دهند: «این قبیل جشنواره‎‎ها (مانند فیلم فجر) خیلی می‎توانند خوب باشند، البته بیشتر تابع این‎که شما چه ارزش‎‎هایی را بر این جشنواره حاکم و چگونه آن را اداره کنید. اگر در این جشنواره‎‎ها ما وسیله‎ای بیابیم برای تشویق هنرمندان مستعد و یا راهی پیدا کنیم برای همکاری و تکمیل اطلاعات یکدیگر به‎وسیله هنرمندان ایرانی (این مطلوب است).

یا وسیله‎ای پیدا کنیم برای آموختن شگرد‎های فنی فیلم‎سازی به عناصر علاقه‎مند، تازه‎کار و جوان یا مطرح کردن و معرفی عناصری که می‎توان به آن‎‎ها تکیه کرد؛ اگر (برگزاری جشنواره) یک چنین آثاری داشته باشد، این جشنواره طبعا نتایج خوب خودش را داشته و مفید بوده است. البته در اداره کردن این جشنواره‎‎ها بی‎شک باید هوشمندانه عمل کرد. ممکن است بخواهیم یک نفر را در همین جشنواره چهره کنیم که اصلا جایز نیست؛ این‎گونه چهره کردن و معروف کردن یک شخص، یک جهت‎گیری و یا یک جریان برخلاف معیار‎های جمهوری اسلامی است.» ایشان به «بین‎المللی شدن» جشنواره هم اشاره کرده و می‎فرمایند: «حضور فیلم‎‎های خارجی (در جشنواره) به اعتقاد من چیز بی‎ضرری است. بلکه در شرایطی می‎تواند مفید هم باشد. ارائه آن اثر‎هایی که شما نشان دادن آن‎‎ها را برای مردم مفید می‎دانید در یک جشنواره چه ایرادی دارد؟ البته بیشتر روی آن فیلم‎‎هایی تأکید شود و فیلم‎‎های انتخاب شوند که جنبه آموزشگری این فستیوال را حفظ کند، یعنی واقعا‎ آموزنده باشد؛ یک کلاس باشد برای کسانی‎که در آن‎جا حضور پیدا می‎کنند.» رهبر انقلاب در پایان این گفت‎وگو در قالب جمع‎بندی این‎گونه نظر خود را درباره سینما طرح می‎کنند: «همه حرف من درباره جاذبه و محتوا در سینما این است که وقتی که اصل را و ستون فقرات یک فیلم را محتوای فیلم می‎دانیم و بر پیامی که می‎خواهد بدهد دقت و تأکید می‎کنیم طبیعی است که جاذبه فیلم (یعنی همان چیز‎هایی که جنبه سرگرم‎کننده به فیلم می‎دهد و آن را دلنشین می‎کند) با پیام هر دو به هم آمیخته است. (جاذبه و محتوا) تکمیل‎کننده یک هنر هستند.»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: