شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۲۲ تیر ۸۸ | ۲۱:۱۷

سناریوی اتاق فکر دموکرات ها برای انقلاب مخملی

در حالیکه برخی سردمداران حرکات روزهای گذشته مدعی عدم وابستگی حرکت به آمریکا و وابستگان آن معرفی میکنند، نگاهی اجمالی به برخی موارد این پروژه و مقایسه آنها با تیتر روزنامه های برخی احزاب، شعارهای برخی سیاستمداران و بالاخص بیانیه های احزاب و تشکلهای فعال در این روزها این سوال را در ذهن خواننده شکل می دهد که براستی این تطابق دیدگاهها تا چه حد می تواند تصادفی باشد و در این صورت نزدیکی دیدگاه این افراد و سیاسیون با اتاق فکر دشمنان قسم خورده و 30 ساله کشور اسلامی ما چه معنایی خواهد داشت؟


brookingsاگر سری به سایت موسسه تحقیقات استراتژیک (Brookings Institution) بروکینگز بزنید، در همان صفحه نخست دو تیتر مرتبط با ایران را با تصاویری در این زمینه خواهید دید ، یکی مربوط به جلسه ای است که مصوبات آن دو روز قبل از انتخابات 22 خرداد اعلام شد ؛ و دیگری مربوط به جلسه دو روز پیش  سران این موسسه و بررسی آنچه در این روزها روی داده است .

موسسه تحقیقات بروکینگز، اتاق فکر دمکراتها در آمریکاست، نقشی مشابه موسسه american interprise  برای حکومت بوش جمهوری خواه . به عبارت دیگر برای دستیابی به سیاست های واقعی دولت اوباما –با ادعاهای پر سر وصدای تغییرات – بایستی به آنچه در بین این بازیگردانان حقیقی صحنه سیاست می گذرد دقت نمود.

با توجه به آنچه گفته شد بررسی سیاست های این موسسه تنها دو روز پیش از انتخابات ایران جالب به نظر می رسد، برخی موارد مهم  این مقالات این روزها در روزنامه های و جراید کشور با نام  پروژه “آژاکس 2 ” چاپ شده است ؛ آژاکس نخستین بار برای نام گذاری  عملیات آمریکا در کودتای 28 مرداد ایران برای سرنگونی دولت مصدق به کار برده شد .حالا آژاکس 2 نامی است که برای عملیات از پیش تعیین شده اغتشاش در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در نظر گرفته شده است.

همان طور که اشاره شد کلیات بحث در جراید آمده است و برای دسترسی به جزئیات بحث می توان به پایگاه اینترنتی این موسسه مراجعه کرد ولی این مقاله بر آنست تا توضیحاتی در باب برخی موارد این طرح بنگارد.

در حالیکه برخی سردمداران حرکات  روزهای گذشته  مدعی عدم وابستگی حرکت به آمریکا و وابستگان آن معرفی میکنند، نگاهی اجمالی به برخی موارد این پروژه  و مقایسه آنها با تیتر روزنامه های برخی احزاب، شعارهای  برخی سیاستمداران و بالاخص بیانیه های احزاب و تشکلهای فعال در این روزها این سوال را در ذهن خواننده شکل می دهد که براستی این تطابق دیدگاهها تا چه حد می تواند تصادفی باشد و در این صورت نزدیکی دیدگاه این افراد و سیاسیون با اتاق فکر دشمنان قسم خورده و 30 ساله کشور اسلامی ما چه معنایی خواهد داشت؟

اولین نکته راجع به طراحان این پروژه است که همه از سرمداران صهیونیسم بوده و ید طولایی در این باب دارند؛ از جمله آنها مارتین ایندیک که سفیر سابق آمریکا در رژیم اشغالگر قدس است .کل این لیست 6 نفره نویسندگان به گواه اسناد ارائه شده سابقه مسئولیتهای  سازمان سیا و یا  سیاست گذاریهای خصمانه خاورمیانه  و بخصوص ایران دارند.

در این طرح 9 گزینه بد در رابطه با ایران پیشنهاد می شود، گزینه ها همه پسوند “بد”  دارند چون به عقیده نویسندگان طرح گزینه های خوبی نیستند  و هزینه و ریسک  بالایی برای پیاده سازی دارند و نتایج تضمین شده ای هم بدست نمی دهند ولی در حال حاضر تنها راه به نظر می رسند.

در اولین مورد سیاست چماق هویج به عنوان سیاست انتخاب شده برای اوباما مطرح می شود، نکته قابل دقت هویج ماجراست که شباهت بسیاری به برخی شعارهای  تبلیغاتی انتخاباتی در زمینه سیاستهای خارجی ایران در روزهای پیش از انتخابات دارد و در مقاله تاکید شده که مشکل بوش در این زمینه آن بود که چماق را زیاد پررنگ کرده بود و این بار نوبت پرجلوه کردن هویج هاست:

اگر با در پیش گرفتن این رویکرد طولانی مدت جلو برویم  که اولا مردم ایران را مطمئن و متقاعد سازیم که تنفر و ترس آنها از کشورآمریکا بی پایه و اساس است و این موضوع را با پیوستن ایران به اقتصاد جهانی همراه کنیم و به این موضوع کمک کنیم که به مردم ایران نشان داده شود که می توانند زندگی بهتری در سایه روابط با آمریکا و سایر کشورها داشته باشند ، تهران کم کم مجبور به تعویض شیوه خود می گردد مانند آنچه در چین انجام شد !(صفحه 22 گزارش )

جالب آنکه دوستان آمریکایی فرصتی چند ماهه (حداکثر چند ساله) را برای دستیابی به اهداف خود در این رابطه تعیین کرده اند.

توجه به این نکته ضروری به نظر میرسد که هدف آمریکا از در پیش گرفتن سیاست  چماق و هویج صراحتا توقف برنامه هسته ایران ، عدم دخالت در امور فلسطین و لبنان و محو نقش تعیین کننده منطقه ای ایران در نظر گرفته شده ، در این صورت تذکر این نکته به برخی نامزدها ضروری به نظر می رسد که  سردادن شعار تنش زدایی نه تنها راهکار خوبی برای مواجهه با چنین مواضعی از دشمن نبود،  بلکه اساسا این مواضع در اثر وجود تنش در روابط دیپلماتیک کشورمان نبوده و همانگونه که در جای جای گزارش آمده است به ایده ئولوژی جمهوری اسلامی بر می گردد که به هیچ وجهی حاضر به ترک آن نیست.

در واقع این طراحان سیاستهای اوباما بارها تاکید کرده اند که تهران مواضع خود را که از عقاید آیت ا.. خمینی گرفته شده تغییر نخواهد داد و حتی تلاشهای پنهانی برخی مدیران در سالهای 1986،1995،1998 و 1999 به زودی کشف و خنثی شده و تنها راه  درپیش گرفتن اینگونه سیاستهای دوگانه برای فریب مردم و فشار از پایین از یک سو و اعمال تهدید ها و فشارهای بین المللی برای فشار به مسئولین برای قبول کردن خواسته های مردمی که با این سیاستها فریب خورده اند  از سوی دیگر است. موازی با این موضع گیری ها یکی از کاندید ها هم در مصاحبه با یک هفته نامه آمریکایی اعلام می کند که :

تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد.

نکته دیگر آنکه اتخاذ چنین مواضعی به گفته ارائه دهندگان آن در اثر سیاست اینرسی در اید ئولوژی های امام است که رهبر معظم انقلاب نیز به آن پایبند است و محمود احمدی نژاد را پیرو کامل همین خطوط می دانند که این مقصد اهداف آنها را بسیار سخت نموده است، این درحالی است که برخی دستها در داخل سعی دارند رئیس جمهور را فردی به دور از اهداف راستین امام جلوه دهند و خود و سیاستهای متناقض خود را به امام نسبت دهند.

در این  گزارش پس از بررسی  و رد گزینه های نظامی، انقلاب مخملین و تغییر حکومت در ایران بهترین راه با کمترین هزینه می داند  که از طریق تعامل با اپوزوسیون داخلی و رهبران محلی امکان پذیر می شود .

نکته مهم در این باب وجود یک جرقه برای شروع این انقلاب است .جالب اینکه پس از  اشاره به لزوم حمایت های حوزه اینترنتی ، مالی  و حمایت رسانه هایی (با ذکر نام VOA  و رادیو فردا ) در این گزارش طیف هایی برای ایجاد این انقلاب مخملین برای آمریکا ذکر می گردد:

–     طیف‌شناسی عناصر اپوزیسیون كه می‌توانند انقلاب مخملی را برای آمریكا تولید كنند:

1- اصلاح طلبان. شواهد نشان می‌دهد كه رفرمیست‌ها درصدد ایجاد یك حكومت سكولار در ایران هستند

2- روشنفكران. این روشنفكران در دوره رئیس جمهوری خاتمی مشروعیت دینی نظام ایران را زیر سوال می‌بردند و اكنون نیز می‌برند، اما با سانسور روبرو شده‌اند.

3- سازمان‌های دانشجویی، كارگری و جامعه مدنی. دانشجویان و كارگران پیاده نظام انقلاب مخملی هستند كه در واقعه 18 تیر 1378 در حمایت از خاتمی به صحنه آمدند، دفتر تحكیم وحدت، اكنون خود بر سر اتخاذ استراتژی درگیر كشمكش‌های درونی است.

4- رضا پهلوی. وی به عنوان فرزند شاه سابق، خود را كاتالیزوری(تسریع كننده) می‌شناسد كه سلطنت مشروطه را در تقابل با جمهوری اسلامی دنبال می‌كند اما هواداری در ایران ندارد.

حال جای این پرسش از برخی دوستان که خود را یاور امام نیز می دانند است که براستی چرا یکی از دسته های سیاسی جمهوری اسلامی که احتمالا در روزهای نخستین تاسیسش با هدف اصلاح  مشکلات موجود و نزدیک شدن هرچه بیشتر به آرمان های مقدس امام آغاز شده امید شماره یک دشمن قسم خورده این ملت و به فرمایش امام شیطان بزرگ گشته است؟ و براستی چه حرکات و شعارهایی چنین طمعی را در دل دشمن ایجاد نموده است؟ آیا وقت آن نرسیده تا به خود بیاییم و عناصر خائن نفوذی را که ما را به آلت دست دشمن تبدیل نمده اند از اطراف خود برانیم ؟دست مریزاد به یاران اصلاح طلبی که اینگونه می خواستند جلو آمریکا بایستند و خود اینگونه در زمین دشمن بازی کردند…

و براستی در کشوری مثل آمریکا با این همه ادعای آزادی در برهه هایی که نه این همه امید بیگانه بلکه رایحه هایی از دشمن در برخی احزاب و افراد دیده شد چگونه برخوردی در داخل با این گروهها گردید؟

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: