جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
شنبه ۱۹ فروردین ۹۱ | ۱۳:۵۹

آمریکا، میزبان بیست و پنج درصد زندانیان جهان

به گفته یک فعال آمریکائی، در حالیکه مردم آمریکا فقط پنج درصد مردم جهان را تشکیل می دهند اما بیست و پنج درصد زندانیان جهان متعلق به همین ملت است که رهبران آن مدعی آزادترین دموکراسی جهان هستند و می خواهند الگوی لیبرال دموکراسی را به سایر کشورها توسعه دهند.


در حالیکه باراک اوباما رئیس جمهور مدعی تغییر در آمریکا در پیام نوروزی خود برای ملت ایران برای بار دوم و با پیروی از الگوهای تبلیغاتی و جنگ روانی از چیزی موسوم به پرده الکترونیک سخن می‌گفت و خشم ناشی از شکست ویروس‌های مخرب – ضد صنعتی و ضد اخلاقی – آمریکائی در ورود به سامانه‌های اینترنتی ایران را در قالب هائی تبیلغاتی و عوامفریبانه مطرح می‌کرد، هیچکس باور نمی‌کرد که در داخل آمریکا هفت میلیون نفر که اکثرا جوانان آمریکائی هستند در زندان‌های ایجاد شده توسط بخش خصوصی این کشور زندگی خود را سپری می‌کنند آماری که حتی بالا‌تر از رقم کل زندانیان شوروی سابق در بد‌ترین دوران‌های تاریخی آن کشور – دوره سرکوبهای خونبار استالینی – است.

به گفته یک فعال آمریکائی، در حالیکه مردم آمریکا فقط پنج درصد مردم جهان را تشکیل می‌دهند اما بیست و پنج درصد زندانیان جهان متعلق به همین ملت است که رهبران آن مدعی آزاد‌ترین دموکراسی جهان هستند و می‌خواهند الگوی لیبرال دموکراسی را به سایر کشور‌ها توسعه دهند. به گفته محققان علوم اجتماعی، نظام لیبرال دموکراسی در آمریکا نه تنها باعث ایجاد شرکت‌های بزرگ و لجام گسیخته اسلحه سازی شده که مسلح‌ترین کشور در تاریخ بشر را ایجاد کرده است، و با پرداخت رشوه‌های فوق العاده کلان و خرید سیاستمداران کاخ سفید، تنها در دو دهه گذشته شانزده جنگ را بر ملت آمریکا و ملت‌های جهان تحمیل کرده‌اند، بلکه نظام لیبرال دموکراسی باعث تاسیس شرکت‌های بزرگ برای ساخت و اداره زندان‌های خصوصی شده که نفع آن‌ها در داشتن زندانیان بیشتر است و از طریق ابزارهای غیر قانونی نظیر پرداخت رشوه به سیاستمداران باعث گسترش موج دستگیری و زندانی کردن مردم بویژه جوانان آمریکائی شده‌اند امری که زندان و زندانی را به یک صنعت سودآور برای بخش خصوصی آمریکا – از طریق دریافت بودجه دولتی و نیز استفاده از نیروی کار ارزان زندانی – تبدیل کرده است.

تعداد زندانیان در آمریکا به اندازه‌ای زیاد شده است که فرید زکریا خبرنگار معروف آمریکائی، ملت آمریکا را ملت زندانی قلمداد می‌کند و هفته نامه نیویورکر در گزارشی اعلام کرده است که از هر یکصد هزار آمریکائی، ۷۶۰ نفر در زندان بسر می‌برند چیزی که در سطح جهان بی‌سابقه است. به نوشته این هفته نامه، این رقم در کشورهای اروپائی به حدود ۱۱۰ نفر زندانی در صد هزار نفر – یک هفتم آمار آمریکا – و در کشورهای جرم خیزی مثل برزیل و لهستان به حدود ۱۹۰ نفر در صد هزار می‌رسد.

بر اساس گزارش‌ها این تعداد زندانی حتی در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است. تا سی سال قبل، تعداد زندانیان در آمریکا یک چهارم رقم فعلی بود. تنها طی دو دهه گذشته میزان بودجه زندان‌های آمریکا شش برابر شده است و فقط در سال ۲۰۱۱ و تنها در ایالت کالیفرنیا حدود ده میلیارد دلار برای نگهداری زندانیان هزینه شده است و این در حالی است که در همین ایالت بودجه آموزشی کمتر از ۶ میلیارد دلار بوده است. آمار‌ها همچنین نشان می‌دهد طی سی سال گذشته در این ایالت فقط یک دانشگاه ساخته شده است در حالیکه طی این دوره ۲۱ زندان در همین ایالت تاسیس شده و در حالی که هزینه سرانه هر زندانی حدود ۵۰ هزار دلار بوده بودجه سرانه آموزشی نزدیک هشت هزار دلار است.

بنظر می‌رسد حامیان لیبرال دموکراسی آمریکائی که پس از فروپاشی شوروی خود را بر‌ترین نظام سیاسی جهان معرفی می‌کرد و فرانسیس فوکویاما غزل معروف پایان تاریخ را بر مبنای دکترین فراگیر شدن لیبرال دموکراسی در سطح جهان سرود، اکنون باید دستآوردهای این نظام فاسد مبتنی بر اشرافیت جدید سیاسی – اقتصادی را توجیه کنند که علاوه بر مفاسد و مشکلات قبلی، با سپردن سرنوشت جوانان آمریکائی به دست شرکت‌های زندان ساز خصوصی، باعث ایجاد بزرگ‌ترین زندان تاریخ جهان شده‌اند و آمریکا – رهبر لیبرال دموکراسی غربی – را تبدیل به بزرگ‌ترین زندان جهان کرده‌اند.

اکنون شاید علل قیام ۹۹ درصدی مردم آمریکا علیه فساد سیاسی در کاخ سفید و کنگره آن کشور و قیام علیه سلطه شرکت‌های خصوصی – و اشرافیت جدید سیاسی – بر سرنوشت این ملت بیچاره بیشتر ملموس شود و در حالیکه رئیس جمهور بزرگ‌ترین زندان جهان تلاش می‌کند برای ملت ایران اشک تمساح بریزد، که نمی‌توانند – و البته نمی‌خواهند – سایت‌های ضد اخلاقی و ضد نظام ارزشی خانواده را مستقیما ببینند، لازم است کسی آهسته به اوباما بگوید که قبل از وعظ و نصیحت‌های هدفدار و روانی برای دیگران، و صحبت از پرده الکترونیک، اوضاع بزرگ‌ترین زندان جهان را سر و سامان بده و پرده بزرگ آهنین را از جلوی ملت و جوانان آمریکائی کنار بزن. زمان آن رسیده است که اوباما بجای ادعاهای دهن پر کن جهانی، به واقعیت‌های تاسف بار داخلی آن کشور توجه کند و داخل خانه خود را سر و سامان بدهد و بجای برخوردهای پلیسی و خشونت بار با اعتراضات مردمی و ایجاد بزرگ‌ترین زندان خصوصی جهان، بفکر حل و فصل فقر و پرداختن به ریشه‌های خشم ملت آمریکا باشد.

آیا اوباما می‌تواند سرنوشت آمریکائیان را تغییر دهد یا‌‌ همان طور که ملت آمریکا متوجه شده‌اند فساد سیاسی در واشنگتن چنان فراگیر شده که چاره‌ای جز بازبینی اساسی در اصول کلان نظام لیبرال دموکراسی نیست؟ برخی جامعه‌شناسان سیاسی معتقدند تقلای اخیر در آمریکا، تلاشی برای رسیدن به یک نظام سیاسی متفاوت و در واقع یک انقلاب سیاسی بی‌نظیر بعد از گذشت دو قرن از ایجاد مبانی لیبرال دموکراسی است که گرچه هنوز جهت خود را پیدا نکرده است اما بر این نکته اجماع دارد که وضع و نظام فعلی را نمی‌خواهد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: