یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹
سه شنبه ۲۲ فروردین ۹۱ | ۱۳:۱۴

تداوم راه شهید آوینی، را متوقف کنید!

سجاد صفارهرندی

اگر آوینی معترض بود، که بود، طرف اعتراض او چه کسانی بودند؟ جز جریان­های تجدیدنظرطلب فکری و روشنفکران مدعی و البته مدیریت فرهنگی که فضا را در اختیار روشنفکران قرار داده بود و به آن‌ها باج می‌­داد؟ طرف دعوای آوینی خاتمی و سروش و بهشتی و انوار و مهرجویی و مخملباف و آدینه و گردون و کیان نبودند و فقط کیهان نصیری بود؟!


سجاد صفارهرندی– در کنار تصویر «رسمی» آوینی، که‌‌ همان تصویر منفعل، گل و بلبلی، خوش تیپ، هنرمند متعهد و… است، تصویر دیگری وجود دارد که اگر نگویم بیشتر، به‌‌ همان اندازۀ تصویر رسمی، معوج، تحریف شده و دروغین است. برسازندگان این تصویر دوم که بعضاً به دلیل انتساب به شهید بزرگوار در جایگاه خود بسیار قابل احترام هم هستند، به نوعی از موضع و جایگاه «صاحبان انحصاری حق تفسیر» سخن می‌­گویند. موضعی که با هیچ مبنا و منطقی موجه نیست.

در این تصویر، که نسخۀ اولیه آن در مستند «مرتضی و ما» رونمایی شد، ما با آوینی روشنفکر و غیر حزب اللهی مواجهیم! فقط برای اینکه ناسازگاری عبارتی چون روشنفکر، با تعابیر صریح شهید، خیلی توی ذوق نزند، با لفظ مبهم «نو اندیش» جایگزین می‌­شود. آوینی کیست؟ «نو اندیشِ معترضِ اهل گفتگو» یی که کلاً معتقد بوده سینما خیلی چیز مهمی است و هیچکاک استاد است و یک دشمن اصلی هم داشته و آن هم روزنامۀ کیهان است! ویژگی اصلی این آدم نه بسیجی بودن و حزب اللهی بودن (آن­گونه که خودش مکرر نوشته و اصرار داشته که «پرچم حزب الله از صفحات نشریه‌­اش بیرون بزند») بلکه این است که آدم با شهامتی بوده و تجربۀ خاص خودش از زندگی را داشته و همین! معنای قسمت آخر را اگر بشکافیم یحتمل این است که سید مرتضی آوینی، صرفاً آدم ماجراجو و ناآرامی بوده است که شهامت دست زدن به تجربه ­های مختلف را داشته و در یک مقطعی فضای روشنفکری هنری و هیپی­گری و سیبیل نیچه­ای برایش جذاب می‌­شود و آن را تجربه می‌­کند و بعد در یک مقطع دیگر خدا و اسلام و بسیج و… و تجربه­ای دیگر. لابد اگر حیات او تداوم می‌­یافت، فی المثل چند وقتی هم روشنفکری دینی سروشی-ملکیانی را تست می‌­کرد (بگذریم از اینکه او در‌‌ همان نخستین سال‌ها منتقد سفت و سخت سروش و قبض و بسط بود) و بعد هم شاید عرفان پائولو کوئیلو را! پس آوینی حزب اللهی یک حادثه و لحظۀ خاص است. تجربه ه­ای است که در زمان خاصی دست داده و تمام شده و پی کارش رفته است! دیگر هم بحث از «تداوم راه شهید آوینی» را متوقف کنید!

در این تصویر، سلوک متعالی شهید آوینی به حد «تجربه ­های مختلف» تنزل می‌­یابد. برخی ویژگی­‌ها و رخدادهای خاص برجسته می‌­شود و برخی از مهم­‌ترین مسائل در تاریکی فرو می‌­رود. بعضی گزاره­های درست، در زمینه­ای به کار می‌­رود که از هر گونه معنی درست تهی می‌­شود. نواندیش بودن شهید آوینی یعنی چه؟ در فضای میان ذهنی خوانندگان سایت خبرآنلاین، آیا کسی که معتقد بوده است که «ما باید با جسارت بگوییم که حکومت دینی با دموکراسی سازگار نیست و از عرف رایج جهانی و روشنفکری هم نهراسیم»، نو اندیش است؟ نویسندۀ مقالۀ «تحلیل آسان»  چطور؟

البته شهید آوینی معترض بود. اما معترض به چه؟ باز هم تکرار می‌­کنم، در فضای ذهنی خوانندگان سایت کذایی اینکه فلانی معترض بود چه معنایی را به ذهن متبادر می‌­کند؟ یعنی به شورای نگهبان معترض بود؟! نسبت به عزل آقای منتظری مسأله داشت؟! منتقد ورود سپاه به عرصۀ سیاست بود؟! آیا این نوع روایت آوینی صادقانه است؟

اگر آوینی معترض بود، که بود، طرف اعتراض او چه کسانی بودند؟ جز جریان­های تجدیدنظرطلب فکری و روشنفکران مدعی و البته مدیریت فرهنگی که فضا را در اختیار روشنفکران قرار داده بود و به آن‌ها باج می‌­داد؟ طرف دعوای آوینی خاتمی و سروش و بهشتی و انوار و مهرجویی و مخملباف و آدینه و گردون و کیان نبودند و فقط کیهان نصیری بود؟! دوستان از بس این گزارۀ مضحک را این طرف و آن طرف تکرار کرده‌اند که گویی دیگر منشأ توهم خودشان هم شده است.

این شیوه از روایت آوینی، از جهت گزینشی بودن و متناسب با موضع حال روتوش کردن کسی که دیگر نیست، چه تفاوتی با آن تصویر رسمی که این همه به آن دشنام می‌­دهند، دارد؟ روشن است که این عزیزان حق دارند موضع خاص خودشان را در دوران حال داشته باشند. حق دارند که مثلاً –به همین معنای رایج این روزها- معترض باشند. درست است که انتساب به شهید آوینی ممکن است میراثی باشد که تبعات و محدودیت­های خاصی را بر وارث تحمیل کند. اما احتمالاً صرف نظر کردن از این میراث و به راه خود رفتن بهتر باشد تا برساختن تصویری روتوش شده و «شیر بی‌یال و دم و اشکم» از آن.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: