چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
شنبه ۲۶ فروردین ۹۱ | ۱۹:۵۹
آزادی بیان و اندیشه در دیدگاه امام خامنه‌ای

رهبر انقلاب: نبايد انتقاد را به كالای قاچاق و امری تشريفاتی تبديل كرد

آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل ميان «هرج و مرج» و «ديكتاتوری» را شناسائي و تثبيت كنند، دوران جديد آغاز شده است. آري، نبايد از «آزادی» ترسيد و از «مناظره» گريخت و «نقد و انتقاد» را به كالای قاچاق و يا امري تشريفاتی، تبديل كرد چنانچه نبايد بجای مناظره، به «جدال و مرا»، گرفتار آمد و بجای آزادی، به دام هتاكي و مسئوليت گريزی لغزيد.


آزادی بیان از ديدگاه مقام معظم رهبري يکي از اهداف و دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي است؛ «آزادى فكر و بيان هم يكى از ارزشهاى انقلاب بود. مردم مى خواستند آزادانه فكر كنند. آن روز، آزادى فكر، آزادى بيان و آزادى تصميم گيرى هم نبود. مردم اين را نمى خواستند؛ مى خواستند اين آزاديها باشد.»[۱] «آزادى بايد به شکل منطقى و صحيح در جامعه تأمين شود؛ همان‌ آزادى‌يى که انقلاب اسلامى و نظام اسلامى پرچمش را در دنياى اسلام بلند کرد؛ نه آزادى به شکل افراطى، تقليدى و من‌درآوردى… ما به آزادى معتقديم. اعتقاد ما به آزادى و تأمين حقوق‌ شهروندى در مسائل اجتماعى هم، ريشه‌دار و داراى مبناى دينى است.»[۲]

مقام معظم رهبرى در زمينه مرزهاى آزادى مي فرمايد: «در اسلام مرزهاى اخلاقى وجود دارد. در اسلام آزادى علاوه بر آن حدود مادى مرزهاى معنوى هم دارد. البته بله كسى كه عليه منافع كشور و عليه سود كشور اقدامى بكند آزادى اش محدود مى شود اين منطقى است اما مرزهاى معنوى هم دارد. اگر كسى عقيده گمراهى دارد، عيبى ندارد، وقتى مى گوييم عيبى ندارد يعنى پيش خدا و پيش انسان هاى مؤمن عيب دارد ليكن حكومت هيچ وظيفه اى در قبال او ندارد در جامعه مسلمان، يهودى و مسيحى و بقيه اديان گوناگون هستند الآن در كشور ما هم هستند در زمان صدر اسلام هم بودند هيچ مانعى ندارد، اما اگر قرار باشد آن كسى كه عقيده فاسد دارد به جان ذهن و دل افرادى كه قدرت دفاع ندارند بيفتد و بخواهد آن ها را هم گمراه كند اين براى آدم يك مرز است اين جا آزادى محدود مى شود. از نظر اسلام اينگونه است يا مثلا بخواهند اشاعه فساد كنند، بخواهند فساد سياسى و فساد جنسى و فساد فكرى به وجود بياورند يا همين فيلسوف نماهايى كه در گوشه و كنار هستند بخواهند درباره اين كه تحصيلات عاليه براى جوانان خوب نيست مقاله بنويسند بنا كنند عيوبش را ذكر كردن البته به احتمال قوى درصدى نود اثر نخواهد كرد اما ممكن است درصدى ده جوان تنبل اثر بكند نمى شود اجازه داد كسانى بنشينند با وسوسه و دروغ انسان ها را از تحصيل باز دارند. آزادى دروغ گويى نيست، آزادى شايعه پراكنى نيست. آزادى ارجاف نيست.»[۳]

در اسلام مبانى و ارزش هاى مسلم و ثابتى وجود دارد كه ساختار آزادى را مشخص مى كند. به تعبير مقام معظم رهبرى : «همين آزادى اجتماعى كه اين قدر در اسلام ارزش دارد، اگر در خدمت ضايع كردن فراورده هاى ارزشمند معنوى يا مادى يك ملت به كار گرفته بشود، مضر است… ارزش ها و حقايق ثابت مسلم اين آزادى را محدود مى كند.»[۴]

رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه جمعي از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه مي فرمايند : «…آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل ميان «هرج و مرج» و «ديكتاتوري» را شناسائي و تثبيت كنند، دوران جديد آغاز شده است. آري، نبايد از «آزادي» ترسيد و از «مناظره» گريخت و «نقد و انتقاد» را به كالاي قاچاق و يا امري تشريفاتي، تبديل كرد چنانچه نبايد بجاي مناظره، به «جدال و مرا»، گرفتار آمد و بجاي آزادي، به دام هتاكي و مسئوليت گريزي لغزيد. آن روز كه سهم «آزادي، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه يكجا و در كنار يكديگر ادا شود، آغاز روند خلاقيت علمي و تفكر بالنده ديني در اين جامعه است و كليد جنبش «توليد نرم افزار علمي و ديني» در كليه علوم و معارف دانشگاهي و حوزوي زده شده است. بي شك آزاديخواهي و مطالبه فرصتي براي انديشيدن و براي بيان انديشه توام با رعايت «ادب استفاده از آزادي»، يك مطالبه اسلامي است و «آزاد ي تفكر، قلم و بيان» نه يك شعار تبليغاتي بلكه از اهداف اصلي انقلاب اسلامي است. و من عميقا متاسفم كه برخي ميان مرداب «سكوت و جمود» با گرداب «هرزه گوئي و كفرگوئي» طريق سومي نمي شناسند و گمان مي كنند كه براي پرهيز از هر يك از اين دو، بايد به دام ديگري افتاد. حال آنكه انقلاب اسلامي آمد تا هم «فرهنگ خفقان و سرجنبانيدن و جمود» و هم «فرهنگ آزادي بي مهار و خودخواهانه غربي» را نقد و اصلاح كند و فضائي بسازد كه كه در آن، «آزادي بيان»، مقيد به «منطق و اخلاق و حقوق معنوي و مادي ديگران» و نه به هيچ چي ز ديگري، تبديل به فرهنگ اجتماعي و حكومتي گردد و حريت و تعادل و عقلانيت و انصاف، سكه رائج شود تا همه انديشه ها درهمه حوزه ها فعال و برانگيخته گردند و «زاد و ولد فرهنگي» كه به تعبير روايات پيامبر اكرم (ص) و اهلبيت ايشان (عليهم السلام)، محصول «تضارب آرا و عقول» است، عادت ثانوي نخبگان و انديشه وران گردد. بويژه كه فرهنگ اسلامي و تمدن اسلامي همواره در مصاف با معضلات جديد و نيز در چالش با مكاتب و تمدنهاي ديگر، شكفته است و پاسخ به شبهه نيز بدون شناخت شبهه، ناممكن است. اما متاسفانه گروهي بدنبال سياست زدگي و گروهي بدنبال سياست زدائي، دائما تبديل فضاي فرهنگي كشور را به سكوت مرداب گونه يا تلاطم گرداب وار، مي خواهند تا در اين بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تريبون، بتوانند تاثيرگذار و جريان سازي باشند و سطح تفكر اجتماعي را پائين آورده و همه فرصت مل ي را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسايند و درگيري هاي غلط و منحط قبيله اي يا فرهنگ فاسد بيگانه را رواج دهند و در نتيجه صاحبان خرد و احساس، ساكت و مسكوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، بركنار و در حاشيه مانده و منزوي، خسته و فراموش شوند. در چنين فضائي، جام عه به جلو نخواهد رفت و دعوي ها، تكراري و ثابت و سطحي و نازل مي گردد، هيچ فكري توليد و حرف تازه اي گفته نمي شود، عده اي مدام خود را تكرار مي كنند و عده اي ديگر تنها غرب را ترجمه مي كنند و جامعه و حكومت نيز كه تابع نخبگان خويش اند، دچار انفعال و عقبگرد مي شوند. چنانچه در نامه خود توجه كرده ايد، براي بيدار كردن عقل جمعي، چاره اي جز مشاوره و مناظره نيست و بدون فضاي انتقادي سالم و بدون آزادي بيان و گفتگوي آزاد با «حمايت حكومت اسلامي» و «هدايت علما و صاحبنظران»، توليد علم و انديشه ديني و در نتيجه، تمدن سازي و جامعه پردازي، ناممكن يا بسيار مشكل خواهد بود. براي علاج بيماري ها و هتاكي ها و مهار هرج و مرج فرهنگي نيز بهترين راه، همين است كه آزادي بيان در چارچوب قانون و توليد نظريه در چارچوب اسلام، حمايت و نهادينه شود.»[۵]

از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي، وجود اختلاف نظر و سليقه در جامعه امري كاملاً طبيعي و مايه پيشرفت كشور است و طرح مطالبي كه مخالف نظر مشهور باشد، اشكال ندارد، «به شرط آنكه نحوة مطرح كردن و پرداختن به آن علمي باشد». به نظر ايشان، بررسي همه مسائل از جمله مسائل سياسي در فضاي «آرام و با ديد علمي»، امري كاملاً ضروري است. «ضديت با نظم و جهت گيري آنارشيستي، شايسته محيط هاي دانشگاهي نيست و صددرصد مخالف لوازم و ضروريات محيطهاي علمي است»[۶]. حضرت آيت الله خامنه اي در تبيين لزوم خودداري از طرح كشمكش هاي فكري در عرصه هاي عمومي مي فرمايند: «اختلافات فكري ايرادي ندارد و بنده به معناي حقيقي و وسيع كلمه به آزادي بيان معتقدم اما اگر حرفها و مسائلي كه محل طرح و استدلال و بحث درباره آنها مجامع تخصصي و كارشناسي است بصورت اغواگرانه در محافل عمومي مطرح شود، نمي توان اين كار را آزادي بيان ناميد.»[۷]

[۱] – بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نمازجمعه تهران، 23/2/1379.
[۲] – بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مسئولان و کارگزاران نظام، 15/5/1382.
[۳] – بيانات مقام معظم رهبرى در جمع دانش آموختگان دانشگاه تربيت مدرس كيهان 14/6/77.
[۴] – بيانات مقام معظم رهبرى در جمع دانش آموختگان دانشگاه تربيت مدرس كيهان 14/6/77.
[۵] – پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه جمعي از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه، 16 / 11 / 1381.
[۶] – ر.ك: روزنامه كيهان، 9/9/81، ص 2.
[۷] – ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب اسلامي، 8/8/1384.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: