سینما از توجه به «مردم معمولی» می‌گذرد

«قندون جهیزیه»ی علی ملاقلی‌پور- که یکی از جنجالی‌ترین چهره‌ی این‌روزهای سینمای ایران هم هست- در ابتدای امر و برخورد اول، مثال نقض رطب و یابس‌های شبه‌روشنفکران غرب‌زده‌ی ایرانی است که در سال‌های اخیر تمام تلاش خود را کرده‌‌اند تا در بافته‌های رسانه‌ایشان، موج اثار ظاهرا اجتماعیِ افسرده و یاس‌اور فیلمسازان هم‌مسلک خود را الگوی تام و تمام و درست سینمای اجتماعیِ دغدغه‌مند معرفی کنند و باب هرگونه انتقاد از این الگوی مخرب را ببندند.

۳۳ سال سکوت مصداق تفاوت انتقاد و نق زدن

به این دقت کنید که «۳۳ سال سکوت»، در روزگاری که در سینمای ایران از سطحی‌ترین مشکلات اجتماعی و اقتصادی بر علیه سیستم استفاده می‌شود، بدون سانسور حتی ماجرای قصد جانبازِ فیلم برای قتل یکی از مدیران ارشد دولتی را به دلیل ظلمی که وی رفته است را روایت می‌کند و با این حال به فیلمی «ضدسیستم» تبدیل نمی‌شود.

چرا «روباه» فیلم مهمی است؟

احیای سینمای داستانگو، به خصوص سینمای داستانگوی قهرمان‌محور، و به خصوص‌تر سینمای داستانگوی قهرمان‌محوری که مماس با مسائل پراهمیتِ روز کشور باشد، مسئله‌ایست که اهمیتش را امروز شاید چندان نتوان مشاهده کرد، اما قطعا در آینده تاثیرش را بر سینمای ایران خواهد گذاشت.

«دربند»؛ يك فيلم اجتماعی خلاف جريان آب

در مواجهه با هر اثر سینمایی قاعدتا نه فرم‌گرایی و «فرمالیزم» افراطی جایز است که تنها وجه برتری یک فیلم را ساخت قوی آن بدانیم. نه محتواگرایی افراطی که بدون هیچ نگاهی به «ساخت» اثر محتوای آن را ستایش کنیم. «محتواگرایی» و «فرم‌گرایی» صرف به یک اندازه خطرناک‌اند و قابل نقد.