چند روایت معتبر درباره سواد، فرهنگ و عدالت

هدفی که سوادآموزی دنبال می‌کرد؛ ربطی با روشنگری نداشت. انسان‌دوستان و حافظان فرهنگی که سنگ سواد را به سینه می‌زدند؛ تنها مباشران صنعت و سرمایه‌داری بودند؛ صنعتی که دولت می‌خواست کارگران درس‌خوانده در اختیارش قرار دهد. مقصود هر نیکی و حقیقت و زیبایی و آن شعارهایی نبود که ناشر پدر سالار عصر «بیدر مایر» می‌داند و بازماندگان‌شان آن‌ها را تکرار می‌کنند.

جمهوری اسلامی و مسأله‌ای به نام مردم

امروز مردم برای جمهوری اسلامی مساله اند. اغلب سیاسیون شکم‌سیر از بیت المال، غرق در دعواهای سیاسی خود هستند و در فضای رسانه ای نیز مردم و مسائلشان به کلی فراموش شده. کانال های مشارکت مردم در اداره کشور در حداقلی ترین شکل ممکن، یعنی حضور در انتخابات گوناگون و راهپیمایی دیده می شود و گردانیدن چرخ سیاست، فرهنگ و اجتماع به دست توده های رنج کشیده به کلی فراموش شده است.

چرا مردم در نگاه گروه‌های سیاسی ما جایی ندارند؟

همین افق نگاه است که سبب می‌شود نقش و جایگاه مردم به خوبی درک شود. در مقابله با نظام استکبار تکیه‌گاهی جز مردم وجود نخواهد داشت. (در ابعاد مادی)‌ برای آنکه بتوان با نظام سلطه مقابله نمود،‌ پشتیبانی مردم، حضور آنها در صحنه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی لازم است. غیر از این راهبرد، هیچ راهبردی به سرانجام نخواهد رسید. این دقیقا همان نکته‌ای است که گروه‌ها و نخبگان سیاسی جامعه ما هنوز فهم نکرده‌اند. به عبارت دیگر هیچ کدام از ایشان دغدغه مبارزه با نظام سلطه و استکبار را ندارند. نهایت شناسایی دشمنشان ساکتین فتنهٰ ویا کسانی است که می‌خواهند قدرت را از آنها بربایند.

در ستایش پوپولیسم

نویسنده وبلاگ «وادی» با بیان این که «بیش از هرزمان دیگری احساس شریف پوپولیست بودن دارم.» چانه‌زنی با خواص و بزرگان و علما را بی‌فایده دانست و به ضرورت کار برای توده‌های مردم و در میان آن‌ها تأکید کرد.

به روایت توده‌ها رجوع کنیم

و باز هم این خطر وجود دارد که حماسه‌ای را که مردم آفریدند، تعدادی از خواص روایت کنند و -بگذارید راحت‌تر بگویم که- مصادره به مطلوب کرده و بر امواج خروشان ملت بخواهند موج سواری کنند! که ظاهرا در این بین سبکها و تیم‌های مختلف موج سواری بوجود آمده است! و هر کدام هم حین موج سواری ماهی خودشان را از آب گرفته‌اند.

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.