تا كدامین صبح قدرتمند…

… نفسی على زفراتها محبوسة یالیتها خرجت مع الزفرات لا خیر بعدك فی الحیاة و إنما أبكی مخافة أن تطول حیاتی … كم مگیر، ای آسمان! سیمرغِ آمینِ مرا گوش كن بسیاریِ گنجشكِ نفرین مرا در سكوت محض می‌افتد كلاهِ جبرئیل گر ببیند ارتفاعِ بامِ پرچین مرا می‌تكاند باد و بر دوشش تبرّك می‌برد گرد […]