دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹

جای کارگران در ادبیات داستانی ما کجاست؟

محمدعلی گودینی می‌گوید: کسی نتوانسته ادبیات کارگری را از کار دربیاورد. چون هیچ یک از آنها در محیط کارگری نبودند و آن را لمس نکردند. ادعایی ندارم، اما حداقل سه چهار مجموعه داستان کارگری و دو سه رمان کارگری دارم. در مجموع ندیدم یک داستان‌نویس توانا، توانایی‌‌اش را در این راه به کار ببرد.

حمایت از تولید ملی نیازمند ادبیات کارگری‌ست

الان که حمایت از تولید مطرح شده، باید وجدان کاری نهادینه شود که این‌ها در دل ادبیات کارگری وجود دارد. نگرشی که می‌گوید ادبیات کارگری پایه کمونیستی دارد، غلط است بعد از انقلاب، تعدادی‌ از نویسنده‌های مسلمان وارد کار شدند. ادبیات کارگری، یک ادبیات متعهد است. هرچه آزادی در یک سرزمین بیشتر باشد، شکوفایی ادبیات کارگری بیشتر است.

بالاشهری‌ها فقط برای دیدن مرده‌هایشان به جنوب شهر می‌آیند!

در یکی از داستان‌هایم نوشتم بیشتر شمال شهری ها فقط برای رفتن به بهشت‌زهرا و دیدن مرده های‌شان، از اتوبان‌ها استفاده می‌‌کنند، و گرنه با پایین شهری ها کاری ندارند. در جنوب شهر چه خبر است که یک شمال شهری بخواهد بداند؟

چند روایت معتبر درباره سواد، فرهنگ و عدالت

هدفی که سوادآموزی دنبال می‌کرد؛ ربطی با روشنگری نداشت. انسان‌دوستان و حافظان فرهنگی که سنگ سواد را به سینه می‌زدند؛ تنها مباشران صنعت و سرمایه‌داری بودند؛ صنعتی که دولت می‌خواست کارگران درس‌خوانده در اختیارش قرار دهد. مقصود هر نیکی و حقیقت و زیبایی و آن شعارهایی نبود که ناشر پدر سالار عصر «بیدر مایر» می‌داند و بازماندگان‌شان آن‌ها را تکرار می‌کنند.

کارگران کارخانه‌ خدا

من در کارخانه‌ی تو کار می‌کنم. | و در این‌ کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است: | سود آن برای تو، دود آن برای من. | من کار می‌کنم، تو احتکار می‌کنی. | من بار می‌کنم‌، تو انبار می‌کنی. | من رنج می‌برم، تو گنج می‌بری.

شعر: اسطوره در گرانی کاغذ!

پدر | اجاره‌نشین بود | و سل | مستأجر خانه‌های کوچک | در ریه‌های بزرگش || و اجاره‌بها | سرفه بود و لخته‌های خون | که بی‌تأخیر | پرداخت می‌شد

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.