حیات پست مدرن، تجربه‌ سوژگی و سبک زندگی

دنیای مصرفی جدید تجربه‌ی سوژگی فرد در نسبت مصرف و معنابخشی را از جا می‌کند و سوژه با جهانی دیگرگون مواجه می‌شود. در فرآیند تزریق مداوم آرزومندی، آرزومندی‌ها و الگو‌ها و سبک‌های زندگی دیگر در قید طبقه‌بندی‌های صلب طبقاتی قرار نمی‌گیرند، بلکه آرزوها و امیال مصرفی فرد را از طبقه در معنای سنتی کلمه جدا می‌کند.

پیام‌های چند عاملی؛ بایسته‌ی سبک زندگی نو

متأسفانه غرب همه‌ی ساحت‌ها را تسخیر کرده؛ تا جایی که حتی روش فکر کردن بشر نیز غربی شده است. اگر ما در پی دستیابی به یک سبک زندگی خوب هستیم، باید بر اساس بنیان‌های نظری (مثل واقعیت‌گرایی در حوزه‌ی معرفت‌شناسی) به طراحی یک «lifestyle» خوب برسیم. در گام بعدی نیز باید آن را به وسیله‌ی پیام‌های چند‌عاملی ترویج کنیم.

چرا مهدکودک‌ها را نمی‌شود حذف کرد؟

بازی مهمترین نیاز کودک است و در فقدان برادر و خواهر و همبازی، مادر باید خود، این نقش را بر عهده بگیرد که مهارت، صبر و حوصله زیادی را می طلبد که اکثر مادران ما فاقد این شرایط هستند و سعی میکنند کودکان خود را با برنامه های تلویزیونی سرگرم کنند که گاه تاثیرات مخرب تری از مهدکودک دارد. برخی از خانواده ها نیز که به علت نیاز مالی و اشتغال مادر نمی توانند از کودک خود مراقبت کنند و نیز نمی خواهند آنها را به مهد کودک بسپارند.

آپارتمان‌نشینی و سبک زندگی اسلامی

طراحی آپارتمان‌ها به گونه‌ای است که سبب فردی شدن خانه و گسستن اعضای خانواده از یکدیگر می‌گردد. به عبارت دیگر، آپارتمان و زندگی آپارتمانی یکی از عرصه‌های فردگرایی شده است. میل به جدایی‌گزینی از خانواده و تخصیص یافتن فضای خصوصی به هر یک از افراد خانه (اتاق فرزندان، اتاق خواب والدین)، اهمیت یافتن کارکرد حریم خصوصی و محدود شدن روابط خانوادگی سبب فردی شدن خانواده شده است.

چرا سبک زندگی؟

شاید جنس سبک زندگی آن‌قدر به روبنا و ظواهر زندگی انسان‌ها می‌پردازد که اغلب ما معتقد نیستیم یا حتی فراموش می‌کنیم که دارای لایه‌های عمیق‌تر تئوریک نیز هست. غفلت از مبانی، خود را در استفاده از روش‌هایی نشان می‌دهد که یا سکولاریسم پنهان است یا تقلید.

چرا طلاق؟!

وقتی ارزش‏‌های مدرن جایگزین ارزش‌‏های مذهبی و سنتی شود؛ دیگر حفظ کیان خانواده‌ برای جوانان چندان اهمیتی پیدا نمی‌‏کند و ‌به‌ راحتی، با بروز مشکلات هرچند کوچک و قابل حل، طلاق را به عنوان راه حل مشکلات خود ‌بر می‌‏گزیند.

سبکِ زندگیِ دست‌پختِ ساینسِ تجربی

دانشی تولید کردند که نه تنها با سایر بخش‌های تمدنی هم‌خوان بود، بلکه با شتاب فراوان به توسعه‌ی تمدنی غرب انجامید. به واقع با نهایت زیرکی «ساینس» تبدیل به مهمترین ابزار بسط و گسترش ایدئولوژی مدرن گردید.