چه گفت و با كه گفت و از كجا بود؟

سال‌ها پيش از آنكه اقبال پاي به هستي بگذارد پدرش خواب مي‌بيند كه در ميداني وسيع مردم فراوان گرد آمده‌اند و هيجان‌زده مي‌خواهند كبوتر سفيدي را به دست آورند كه پيچان و شتابان در فراز و فرود به پرواز است؛ اين كبوتر سفيد سرانجام سبكبال در دامان نورمحمد آرام مي‌گيرد. او در تعبير اين خواب مي‌گويد صاحب پسري خواهد شد كه كمر به خدمت خالق و خلق خواهد بست و مورد توجه و تمجيد مردم قرار خواهد گرفت.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.