سینمای یاس‌آلود زائیده حال‌خراب سینماگر است

سینماگری که می خواهد جامعه خود را نهی از منکر کند چرا نگاهش به جامعه نگاه کسی است که گویی جامعه دشمن خود را می بینید و لطیف و زیبا صحبت نمی کند؟ مثلا برای نمایش مظلومیت زن در جامعه به زعم صاحب اثر، چرا برخورد مردم جامعه با قهرمان های زن فیلم خشن است؟ پس موضوع در عینکی است که هنرمند بر چشم زده است. هنرمند ما رابطه اش با جامعه چکونه است؟ آن را دوست دارد؟ اگر جامعه خود را دوست داشته باشد نقداش مثل کسی است که به عزیزترین کس خود می کند و لذا زیبا و دلسوزانه نقد می کند.

سه فیلمی که به نقش ولایت فقیه می پردازند

«بعد از تجربه «یه حبه قند» فیلمنامه مشابه زیاد داشتم که راضی ام نمی کرد. چیزی که فکر می کردم بعد از «یه حبه قند» برایم مهم است، اتفاقا یک تعهد و درد اجتماعی بود تا یک فرم سینمایی. دوست داشتم برای این اولویت قائل شوم.»

ناامیدی‌ها بخاطر فضایی است که سینماگر در آن قرار دارد

«سودای سیمرغ»، در بخشی از برنامه شب گذشته خود٬ 17 بهمن ماه که بطور زنده از محل برگزاری سی ‌و دومین برگزاری جشنواره بین المللی فیلم فجر در برج میلاد روی موج رادیو گفتگو پخش می شد با مهدی پاکدل، احسان ناظم بکایی، سیاوش حقیقی، مهدی انصاری و محمدرضا شهیدی فر گفتگو کرد.

«چ» و «رستاخیز»؛ نوید شروع سینمای جهانی

مرتضی‌علی عباس‌میرزایی، میهمان دیگر «سودای سیمرغ» درباره فیلم «شیار 143» سخن گفت. وی با ابراز تعجب و خرسندی از تماشای این فیلم عنوان کرد: «تعجب بخاطر این بود که از خانم نرگس آبیار انتظار چنین فیلمی را نداشتم. چرا که فیلم گذشته ایشان را به هیچ وجه دوست نداشتم. اما امروز بسیار بسیار لذت بردم.»

خشونت و روسپیگری سوژه‌های امسال جشنواره

در رویکرد فراتحلیلی فیلم هایی که تاکنون دیدیم به شدت دارای خشونت کلامی بودند. برخی واژه ها در درگیری ها و دعواهای فیلم بیان می شود که واژه های بسیار رکیکی هستند و در فضای عمومی نمی توان استفاده کرد اما گویی به سینماگران ما برای استفاده از اینها بخشنامه شده است.

آرمانگرایی وجه ممتاز «چ»

تقیداتی آقای حاتمی کیا در پرداختن به شخصیت های معاصر دارند تا نسبت هایی به آدم ها داده نشود که آنها را غیرقابل دستیابی کند. به نظر می آید در این فیلم مقداری در این معنی افراط شده است. یعنی شهید چمران با وجود آنکه یک سری خلقیات زمینی داشته است مثل من و شما، اما به هر حال به یک مرگی از دنیا رفته است که حضرت امام (ره) می فرمایند کاش مثل چمران بمیریم. کسی که مرگ ویژه ای دارد حتما زندگی ویژه ای داشته است. این زندگی خاص باید تبلور بیشتری باید می داشت.

باور کرده‌ایم ادبیات فارسی غیر سینمایی است

شهیدی فر یکی از نکات کلیدی فیلم قصه‌ها را «عصبیت» آن دانست و خاطرنشان کرد: «علت آن موضوع این است که بالاخره این فیلم محصول سال 88 و 89 است و برای کسی مثل ایشان که دیدگاه سیاسی خاص خود را دارند طبیعی است.»

گنجشکک‌اشی‌مشی نه درباره و نه برای کودک

وی فصل مشترک هر سه اپیزود فیلم را «مادر» عنوان کرد و خاطرنشان کرد: «اگر مادران در هر سه اپیزود خوب بودند، پدران همگی بد نمایش داده شدند. نهایتاً فیلم خیلی درگیرکننده نبود. تلقی‌ام این است که فیلم یک بار دیگر داشت قضاوت‌ها را هم به قضاوت می‌کشید. فیلم درباره قضاوت‌نکردن یا زود قضاوت نکردن هم تلنگرهای مثبتی می‌زد.»