شعر: آهسته گفت من که کبوتر نمی‌شوم

هر روز در سکوت خیابان دور دست | روی ردیف نازکی از سیم می نشست || وقتی کبوتران حرم چرخ می زدند | یک بغض کهنه توی گلو، داشت می شکست